ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ هفتادوسوم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، شب جمعهٔ ۱۷ اسفند ۱۴۰۲، بخش هفتم سخنرانی است. از انتهای «کلمهٔ مکنونه فی معانی لقاء الله» ملا محسن فیض کاشانی، استاد می‌گوید لذت‌ها در دنیا و بهشت متفاوت‌اند؛ دیندار حتی از مادیات بیشتر لذت می‌برد و بی‌دین بیشتر حرص می‌زند. اوج لذت بهشت به روایت امام صادق علیه‌السلام تنعّم و تلذّذ به معرفة الله است. نگاه به دنیا از زبان، عمل و چهره پیداست؛ میان مُدرِک و مُدرَک تناسب و مشاکلت است و نعمت بهشت به اندازهٔ انس دنیاست. سخنی غربی را که به امیرالمؤمنین می‌بندند رد می‌کند و سخن مولا را این می‌داند که نهان وجود از لسان و رخسار بیرون می‌ریزد. رفاقت و گفتار جوانان باید رشد وجودی باشد نه حرف‌های جنسی؛ کوران باطن «عمیا» محشور می‌شوند. لقاء الله یعنی اکنون اسماء عینی و باطن اشیا را دیدن؛ شرط رفاقت باید همین باشد، چنان‌که شهید سلیمانی برای دوستی شرط گذاشته بود.

فهرست مطالب

  • ادامهٔ کلمهٔ مکنونه در شب جمعه
  • لذت‌ها متفاوت است؛ حتی لذت مادیِ دیندار
  • اوج لذت بهشت؛ تنعّم به معرفة الله
  • عشق‌وحال‌ها یکی نیست
  • بهشت به اندازهٔ انس دنیا
  • سخنی که به امیرالمؤمنین می‌بندند و از او نیست
  • نهان‌خانهٔ وجود از زبان و رخسار بیرون می‌ریزد
  • جستجوهای موبایل و دورهمی‌ها؛ درون بیرون می‌ریزد
  • رفاقت جوانان؛ تذکر، نه هم‌صدایی با دلِ بیمار
  • اسماء الهی؛ باطن اشیا را از امیرالمؤمنین بخواه
  • از ایوان طلا تا دیدن باطن؛ وزن اباالفضل
  • شرط رفاقت شهید سلیمانی؛ رفاقت بر مدار لقاء الله
  • جرأت درخواست معارف
  • خاتمه

نکات کلیدی

  • جلسهٔ پیش کلمهٔ مکنونه شتابان جمع شد و نکتهٔ انتهایی ماند؛ امشب همان نکته است.
  • لذت‌ها در دنیا یکی نیست؛ با افزایش معنویت حتی لذت‌های مادّی رنگ معنوی می‌گیرد.
  • دیندار از مادیات بیشتر لذت می‌برد؛ بی‌دین غالباً حرص می‌زند نه لذت.
  • در بهشت نیز لذائذ متفاوت است؛ اوجش به حدیث امام صادق شناخت خداست: تنعّم و تلذّذ به معرفة الله در روضات جنان با اولیاء الله.
  • شهید مطهری: اسلام در اندیشه‌هاست؛ نگاه به دنیا از زبان، سبک زندگی و — به قول امیرالمؤمنین — از چهره پیداست.
  • عشق‌وحال هیئت و عشق‌وحال دربند یا ویلا هر دو «کیف» نام می‌گیرند اما کیف‌ها از درون‌هاست.
  • میان مُدرِک و مُدرَک تناسب، مشاکلت، مسانخت، مناسبت، مؤانست و مصاحبت است؛ حضور در مجلس زهرا نشانهٔ همان نسبت است و باید تقویت شود.
  • مسلمان معمولی که همّش سیب و گلابی و حور دنیایی بوده — اگرچه خط قرمز را رد نکرده — در بهشت به همان سنخ متنعّم است؛ زانو زدهٔ معرفت، بهشتش از جنس معرفت و حب اهل بیت است.
  • پسر استاد در راه سؤالی کرد که منشأ بحث انتساب شد. جملهٔ «مراقب افکارت باش که گفتارت را می‌سازد… تا سرنوشتت» سخن اندیشمندان غربی است نه روایت مولا؛ حرف درست است اما در مجامع روایی ما از علی نیست.
  • سخن امیرالمؤمنین: آنچه در نهان‌خانهٔ وجود می‌گذرد از زبان و چهره نمایان می‌شود.
  • «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.»
  • گردشگری و تفریح بدن نفی نمی‌شود؛ طبع بدن و نیاز کودک جای خود. اما عشق مؤمن حرم است: مشهد، کربلا، سیدالکریم؛ در و دیوار و ضریح و بچهٔ هیئتی درون را بیرون می‌ریزد.
  • جستجوی موبایل و حرف دورهمی جوانان باطن را لو می‌دهد؛ خبیثات برای خبیثین و طیّبات برای طیّبین است.
  • گفتار راحتِ جنسی میان رفقا نشانهٔ دل بیمار است؛ به درد کسی نمی‌خورد و در شأن نیست.
  • شنونده نباید هم‌صدا شود؛ باید دهان رفیق را بگیرد یا تذکر بدهد و تربیت کند.
  • مسائل زناشویی را به وقتش پیش اهل تحقیق دینی و روانشناسی بنشینند؛ آن هم دستور اهل بیت است اما اکنون نه.
  • بحث درست جوانان: رشته، شغل، زمان ازدواج و رشد وجودی.
  • در مدرسه کسی بی‌دوست‌دختر و دوست‌پسر را اُمُّل می‌خوانند و راه نمی‌دهند؛ آن‌ها دنیا را همین دیده‌اند و کور محشور می‌شوند.
  • باطن اشیا همان اسماء الهی است؛ آدم — اهل بیت و امیرالمؤمنین — اسماء را می‌داند؛ باید از او باطن عالم را خواست.
  • «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً»: پرده که بیفتد بر یقین علی چیزی اضافه نمی‌شود؛ برای ما «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید».
  • لقاء الله اسم جامع است: اسماء عینی و باطن‌شان را اکنون دیدن؛ نه فقط بعد از مرگ. حداقل درصدی از حقایق اینجا منکشف شود تا خلوت و رفاقت پر از حرف حساب باشد نه اراجیف.
  • گریه در ایوان طلا و ناله برای قمر بنی‌هاشم خوب است؛ در ادامه باید خواست باطن عالم دیده شود.
  • شهدا هنگام شهادت آب نوشیدند؛ علی‌اکبر از دست پیامبر. تنها اباالفضل ننوشید تا اربابش امام حسین نیاید؛ وزن سعهٔ وجودی است.
  • شهید سلیمانی بی‌شرط رفیق نمی‌گرفت؛ از جمله نماز اول وقت، نداشتن حق‌الناس، زیارت عاشورای هرروزه.
  • مبنای رفاقت باید لقاء الله باشد: کسی که حکمت و عرفان بیاموزد و چشم به حقایق باز کند. علم سلطان است.
  • خروج از دنیا بدون دیدن باطن مثل تولد نوزاد از رحم است: جیغ و هاج‌وواج در عالمی که ندیده.
  • در روضه درخواست شعر و سبک هست؛ در معارف هم باید جرأت درخواست باشد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله؛ کلمهٔ مکنونه؛ لذائذ دنیا و بهشت؛ تلذّذ و تنعّم؛ معرفة الله؛ مُدرِک و مُدرَک؛ تناسب / مشاکلت / مسانخت / مناسبت / مؤانست / مصاحبت؛ همّ و غم؛ مسلمان معمولی در برابر زانو زدهٔ معرفت؛ نهان‌خانهٔ وجود؛ خاستگاه / مکمن غیب؛ شاکله و کسوت؛ طیّبات و خبیثین؛ دل بیمار؛ سعهٔ وجودی؛ اسماء الهی و اسماء عینی؛ باطن اشیا؛ اسم جامع؛ کشف غطاء؛ یقین؛ بصر حدید؛ حق‌الناس؛ زیارت عاشورا.

آثار و منابع: کلمات مکنونهٔ ملا محسن فیض کاشانی — انتهای «کلمهٔ مکنونه فی معانی لقاء الله»؛ حدیث امام صادق علیه‌السلام در کافی (تلذّذ به معرفة الله در روضات الجنان مع اولیاء الله)؛ نقل شهید مطهری که اسلام در اندیشه‌هاست؛ سخن مشهور غربیِ زنجیرهٔ فکر تا سرنوشت (انتساب نادرست به امیرالمؤمنین؛ استاد رد می‌کند)؛ مضمون سخن امیرالمؤمنین دربارهٔ ظهور سرّ از زبان و چهره؛ بیت سعدی «تا مرد سخن نگفته باشد…»؛ «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً» از امیرالمؤمنین؛ شرط‌های رفاقت شهید سلیمانی؛ گروه شهید سلیمانی در جلسه.

آیات و اذکار یادشده: اسراء/۹۷؛ بقره/۳۱؛ ق/۲۲؛ الحمد لله رب العالمین؛ صلوات با تعجیل فرج.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.