ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 064

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سینهٔ گشاده زیر خورشید ولایت

سینه‌اش گشاده است. سینه گشاده. تحت آفتابِ وجودِ ولایت قرار گرفته است. این شمس، پیامبر است. قمری که او طلوعش داده، ولایت است؛ امامت است. اصل، شمس است.

چه ربطی به مروارید دارد؟ حالا وقتی با هم می‌نشینیم. الان دیگر وقت نیست درباره‌اش حرف بزنیم.


تمثیل صدف و مروارید در شرح مصباح‌الانس

چقدر شیرین که حضرت علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه در شرح مصباح‌الانس — همان اوایل دروس؛ حدود درس دهم تا پانزدهم؛ امروز من چون درس بیست‌ونهم را گوش می‌دادم، فکر می‌کنم این حدوداً اوایل باشد — می‌فرمودند که این صدف، دقت کنید نوجوان‌ها، این مروارید چطور در وجودش ایجاد می‌شود، انشا می‌شود، درست می‌شود؛ و چرا بعضی‌ها دوتاست، سه‌تاست.

می‌فرماید در زمان خاصی — مکانش را عرض شود، اردیبهشت‌ماه، یک زمان خاصی — این‌ها می‌آیند. باران خاصی که دارد می‌آید، این‌ها در سطح اقیانوس و دریا قرار می‌گیرند. ما نمی‌بینیم‌شان.

این اسرار دارد؛ حالا مفصل بعداً صحبت کنم. الان بگویم یک وقت اشتباه می‌کنم، چون حضور ذهن دقیقی ندارم؛ آن مضمون مطلب را از جهت علمی می‌گویم.

این‌ها می‌آیند لب اقیانوس، دهانشان را باز می‌کنند. یک بار بیشتر این‌ها در طول سال دهان باز نمی‌کنند. چقدر خوب است آدم دهانش بسته باشد؛ کاملاً. بعد آن‌موقع اگر باز شد، می‌بینی گوهر ازش می‌آید بیرون.

دهانشان بسته است. یک بار باز می‌کنند، به میزانی که همان قطره‌ها — مثلاً یک قطره بیفتد — دهانش بسته می‌شود. بعضی‌ها آن‌اند که دو قطره می‌افتد دهان بسته می‌شود؛ بعضی‌ها سه تا. لذا سه تا مروارید، دو تا مروارید، یک مروارید.

می‌آیند روی دریا و آن آفتابِ آن خاص؛ آن لحظه آفتابی که دارد می‌تابد آفتاب خاصی است. می‌آیند آن آفتاب را بگیرند. این قطرهٔ باران می‌زند، دهانشان را می‌بندد، می‌روند داخل. حالا این‌ها اسراری دارد؛ بماند به وقتش. می‌روند می‌خوابند کف اقیانوس؛ بعد از مدتی این می‌شود مروارید، تو صدف.


مروارید بر گردن حورالعین؛ رشد ولایی

حالا آن مروارید چرا تو گردن حورالعین؟ خورشید ولایت تابیده به سینه‌اش. اصلاً یک رشد است؛ ولایت است؛ حور. این بحثِ جنس و این‌ها را بریز بیرون؛ بچه‌بازی است.


دردِ جلسه: آمادگی برای لقاءالله

چرا بحث ما به اینجا کشیده شد؟ حالا درد اینجا بود که یک وقت خدای‌نکرده آن لحظه که می‌خواهیم به لقای خدا برسیم، به لقای پروردگار، ببینیم آمادگی نیست. نیست.

«فَبَصَرُكَ ٱلْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس دیده‌ات امروز تیز و نافذ است.

پس چقدر خوب که از الان برسیم.


غذای وجود؛ از هیئت سیصد شهید تا نفس مطمئنه

چقدر خوب که — یعنی به نظرم توی این هیئت، از روز اولش که با سیصد شهید گمنام شروع شد اتفاق افتاده تا حالا؛ حالا بعدش را خدا می‌داند، ولی تا حالا بحثی به‌دردبخورتر از بحث لقاءالله نشده.

هرچه می‌رویم جلو، اهمیتش را بهتر می‌فهمیم. غذای وجود ماست. کسانی که از این غذا محروم بوده‌اند کاملاً گرسنه‌اند، لاغرند. یعنی نگاهشان کنی نفوس ضعیف است، مضطرب است. ولی آن‌هایی که ان‌شاءالله رسیده‌اند:

«ٱلنَّفْسُ ٱلْمُطْمَئِنَّةُ» (فجر/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نفسِ آرام‌گرفته.

دو منبر بودن بحث و ختم صلوات

جا داشت که نسبت به عادتِ جلسه‌های ما — که صحبت‌هایمان معمولاً بیست دقیقه است — این بحث را دو منبر می‌کردیم؛ بخشیش اینجا بحث شد، جلسهٔ بعد. اما حیفم آمد. یعنی شما این‌قدر خوب گوش دادید، واقعاً حیفم آمد.

ان‌شاءالله که عاقبت همه‌مان ختم به خیر شود و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

«ٱللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در فرج آنان شتاب کن.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.