ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایك نعبد وایک نستعين.

الحمد لله على كل نعمته واسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا.

ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و از سائل جمع ما دعا کنند صلواتی قرائت بفرمایند.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

به فضل الهی یه مروری پیرامون ابتدای کلمه‌ای که ملا محسن پیرامون [n] لقاء الله آوردن داشته باشیم از رو خود متن بخونیم ببینیم کجا هستیم.

کلمه‌تون فیها اشارت الی معنى لقاء الله عز وجل.

لقاؤه سبحانه عند اهل المعرفة عبارة عن معرفته عز وجل.

لقای خدا نزد اهل معرفت عبارت است از معرفت حضرت حق فی مقام الجمع والتفصیل.

در مقام جمع و تفصیل که عرض شد ما هرگز نمی‌تونیم به کل علم پیدا کنیم و اصلا موضوع وجود حضرت حق به عنوان غنی عن العالمين و اون ذات غیبی موضوع قرآن و دعوت انبیا هم نیست.

لذا جهت لقاء حق، لقاء از مرتبه اسماء به بعد مطرحه.

لقاء الله نه لقاء ذات غیبی.

لقاء الله که ظهور اون ذات غیبی با اولین اسم است که الله.

بعد در اون روایت شریف کافی کلینی اعلا الله مقامه الشریف که اولین اسامی که از ذات غیبی انتشار پیدا کرد و منتشر شد چی بود؟

الله و تبارک و تعالی.

این سه تا بود که حالا خود الله که مقام جمعی داشت.

تبارک اسم جمالی است.

تعالی اسم جلالی است.

در حقیقت ذو الجلال والاکرام.

اینجا می‌فرماید که اصلا موضوع لقاء حضرت حق سبحانه.

فی مقام الجمع والتفصیل است.

یعنی بیا در خارج از ذات غیبی در مرتبه ظهور اینجا.

که حالا اون مراتب عالیه عالی‌ترین مراتب می‌شد مرتبه جمع.

مثل این که ما عالی و شامخ‌ترین مرتبه مون می‌شه روح که مرتبه جمع وجود ماست، جمعی است.

بعد هرچی میای به پایین و به مادون تفصیل می‌شه.

مفصل می‌شه، تفرق پیدا می‌کنه، کثرت پیدا می‌کنه و لذا ضعیف می‌شه.

هرچی به سمت وحدت میری قوت هست.

به سمت کثرت که میای ضعف هست.

پس فی مقام الجمع والتفصیل و رؤیته یا ورؤیت الحق في الخلق.

می‌فرماید که روی دیدن حق در خلق ورؤیت الخلق في الحق.

این دو تا رو از هم جدا نبینید.

توحید ثمدی که قبلاً عرض کردیم.

ورؤیت الوحدة في الكثرة ورؤیت الكثرة في الوحدة.

همه این‌ها رو بحث کردیم دیگه.

که این دو تا باید با هم باشه و الا شرک ایجاد می‌شه.

و بحيث لا يحتجب العارف باحدهما عن الاخر.

میگه هیچ کدومشون مانع نمی‌شه حجاب نمی‌شه برای اینکه عارف بخواد به جهت نگاه کردن کثرت از وحدت غافل بشه یا به جهت نگاه کردن و توجه به وحدت از کثرت غافل بشه.

و یکون کاملاً في العرفان.

چنین کسی در عرفان کامل می‌شه، معرفتش کامل می‌شه.

و یکون صاحب الفرقان.

چنین کسی صاحب چی می‌شه؟

فرقان و قرآن هر دو تاشو داره.

قرآن جمع قرآن مقام جمعی داره.

لذا اسم جامع حضرت حق هم که عددش صد و چهارده قرآن هم که جامعه صد و چهارده سوره داره.

اینا رو همه رو عرض کردیم.

الفرقان هم که تفصیله، تفصیل همون قرآنه.

قرآن کلیه، الفرقان تفصیل همونه.

فصل فصل.

یه آقای عزیزی سؤال کرد که چرا بعضی از مسائل که خیلی هم به جای خودش مهمه در میان آیات به گونه‌ای بیان شده که اصلا جاش ظاهراً اینجا نیست.

مثل اون مثلاً انما يريد الله.

جان؟

آیه قدیر.

آفرین مثل آیه قدیر مثل خود همین انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا.

انقدر این آیه شریفه و انقدر این مقام عظيمه که قديما توی هر متنی از ادعية یا زیارات این‌ها مثل زيار-- مثلاً حدیث كسا اینا نوبت می‌اومد بلافاصله بعد صلوات می‌فرستادن جماعت به جهت عظمتش.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اونا قدیمیا هرچی می‌کردن رو حساب بود.

اونجا اول آیه چیه؟

آیه سی و سه سوره احزاب باید باشه.

درسته ها جان؟

انما يريد الله تا جایی که یادم.

اول آیه می‌فرمود که به همسران پیغمبر می‌فرمود که خودتون رو پنهان کنید و زينت تون رو آشکار نکنید.

داره به همسران پیغمبر اینو میگه، در پنهان باشید.

این‌ها بعد یه دفعه میزنه به اهل بیت و این‌ها.

خب این چه ربطی داره؟

بعضیا این چنین میگن.

تو بعضی آیات مثلا داره آیات الاحکام رو بیان می‌کنه.

مسائل احکام حجر رو میگه یه دفعه میره مبحث رو میزنه به آخرت، میزنه به تقوا، میزنه به اخلاق، میزنه-- یعنی ظاهراً شما نگاه می‌کنی بعضی از آیات انگار ترتیبش با هم همخوانی نداره.

بعضیا که خیلی عده قليلی که گفتن ظاهراً قرآن، اون قرآنی که نازل شده این نیست، این اشتباه رو کردن دیگه.

این اشتباه رو کردن.

میگن آقا عقل ما تشخیص میده که این الان اینجا نباید باشه.

چگونه‌ست که الان اومده اینجا؟

اولاً بزرگان فرمودن که خدای منان اتفاقاً مسائل بسیار مهمش رو آورده تو دل مسائل روزمره و خیلی ظاهراً سطح پایین بیان کرده.

یعنی داره یه مسائل خیلی روزمرگی رو میگه احکام شریعت رو بیان می‌کنه یه دفعه موضوع ولایت رو مثلاً میاد میگه برای اینکه این‌ها اونجا گم بشه.

اینجوری نیست که هر کسی دسترسی پیدا کنه به این مراتب عالیه.

یه ورشه اینه.

اما اون جواب درست، جواب‌های زیادی میدادن.

جواب درست رو بزرگان این چنین فرمودن.

یعنی حضرت علامه عسکری زاده همین جواب رو در شرح فصوصشون، در مصباح العنسشون ببخشید آوردن.

در شرح مصباح العنس مرحوم ابن فناری.

که ایشون می‌فرماید که انا انزلناه في ليلة القدر.

این اشاره دارد به ان-- مقام انزال دفعی که قبلاً گفتیم.

اون تنزل الملائکت، تنزيل تدریجیه.

فرق تنزيل و انزال در چی بود؟

انزال دفعه تن، تنزيل تدریجیه.

دفعه تن به پیغمبر عزیز عالم به صورت کلی مقام کلی وحدت، القرآن.

همه حقایق به صورت کلی نازل شد.

مثل اینکه و نفخت فيه من روحي.

روح من دمیده ش-- من دمیدم از روح خودم در انسان.

انسان این همه کثرات داره، این همه میلیاردها سلول دور در مرتبه انزل مراتب وجودیش که بدن و جسم هست، این تفاله بدن، این جسمیتش هست که مربوط به نشأت طبیعته.

میلیاردها کثرت داره.

خب؟

اما اون روح که دمیده شده در این کلیه، اون دیگه مرتبه اشمع و اعلی وجود انسانه که از اون طریق ما مرتبط می‌شیم با کانال این، از اون جدول وجودی مرتبط می‌شیم با دریای لایتناهی وجود.

[نفس عمیق] که اون میشه رب ما.

حالا بحث چیه؟

اینکه ف-- چگونه است که این آیات این چنین اومده؟

میگیم یک تنز-- یک انزال دفعی داریم، شب قدر.

یک انزال تنزی-- یک تنزيل تدریجی داریم که بیست و سه سال طول کشیده.

اون که بیست و سه سال طول کشیده مثلاً سوره نصر، بعضی از روایات فرمودن سوره نصر اذا جاء نصر الله والفتح آخرین surه ایه که بر پیغمبر نازل شده.

یه روایت رو اینو داریم.

یه روایت هم یه آیه دیگه ای رو گفته.

حالا در، در هر حال این سوره نصر الان آخر قرآن قرار نگرفته.

یا سوره اعلی.

سوره اقرأ، اقرأ بسم ربک.

ظاهراً در تنز-- اون تنزيل تدریجی اولین آیه ای که بر پیغمبر نازل شده بسم الله الرحمن الرحیم سوره اقرأ، علق.

اقرأ بسم ربک.

درسته؟

اینو که همه قبول داریم شروع مبحث.

خب چگونه است که این نیامده اول قرآن.

[مکث]، این صحبت‌ها مطرحه دیگه.

میگیم که ما یک انزال دفعی داریم به یک باره تمامش نازل شده.

انزال تدریجی که مربوط به تفصیل قرآنه.

فصل فصل جدا جدا آیات نسبت به شؤون روز، روزمره اهل ایمان و اون انسان‌ها نازل شده و شأن نزولشون داره که به این میگن تفسیر افقی.

نازل شده، اون، اون‌ها ابتدا انتهاش با این‌ها متفاوته.

این که الان ما داریم بر اساس نزول دفعی و به یکباره حقایق قرآن بر قلب پیامبره.

یعنی این القرآن.

اونطوری بخوای حساب کنی اون الفرقان به صورت تفصیلی اول سوره علق تازه میگن پنج آیه اول سوره علق نازل شد.

بعد آیات دیگه از یه سوره دیگه‌ای نازل شد.

دو مرتبه خدا ادامه آیات علق رو این چنینی.

یعنی خود سوره علق هم به یکباره همش نازل نشد.

[مکث] داریم مثلاً آیاتی رو داریم که کل چندین روزم یک ماه چقدر بر پیغمبر گذشت بعد نازل شد.

هیچ آیه‌ای نازل نشد.

این‌ها [مکث] مثلاً سوره انعام داریم که به یکباره همراه با هفتاد هزار ملک یه دفعه نازل شد.

خیلی سنگینه.

اینا بالاخره [مکث] اون روایاتی که پیرامون نزول آیات هست.

اما پس این حواسمون باشه اینی که الان دست ماست بر اساس انزال دفعیه یعنی به یکباره به قلب پیغمبر این قرآنی که الان دست ماست نازل شده به این ترتیب.

[مکث] اون قرآنی که میگن که آقا چرا این مثلاً الان سوره نصر آخرین آیه بوده، چرا الان اینجا اومده؟

باید آخرین آیه می‌بود.

بله بر اساس تنزیل تدریجی آخرین سوره و آیات بوده.

[مکث] ولی ما بحث القرآن رو داریم.

تفصیلش رو کاری نداریم الان که.

بخوای تفصیلی نگاه کنی برو تو شأن نزول آیات، بله اون‌ها رو نگاه کن.

تفسیر رو مرور کن.

تفسیر آفاقی تازه.

اینم نکته‌ای بود که قبلاً هم عرض کرده بودیم.

منتها این جواب رو نداده بود، ندا بودیم.

تا حالا نداده بودیم که آقا چرا بعضی از این آیات تقدم و تأخرش ظاهراً با هم همخوانی ندارن.

که بعد گفتیم که کسی که این چنین رفت جلو یعنی لقاء الله رو درست متوجه شد میرسه-- صاحب چی میشه چنین عارفی؟

صاحب الفرقان والقرآن كما قال الله تعالی ان تتق الله یج-- ان تتق الله اگر چنانچه تقوای الهی پیشه کنی چه اتفاقی میفته؟

یجعل لکم فرقانا [مکث].

شما دارای فرقان میشید.

بعد حالا ادامه متن که ملا محسن داره.

[مکث] ای بین الحق والباطل و ذلک بان الله هو الحق و انما تدعون من دونه هو الباطل.

[مکث] می‌فرماید که حالا [مکث] ما یک حق داریم، یک باطل.

[مکث] و ان الله هو الحق قطعاً الله هو الحق.

ما یه هوه داریم قبل از الله میاد، یه هوه داریم بعد از الله.

[مکث] اینجا الان هوه قبل اومده یا بعد؟

بعد.

ان الله هو الحق.

این یه معنا داره.

هوه قبل از الله یه معنا داره.

[مکث] هوه قبل از الله کجا داریم؟

مثل- هو الله.

احسن.

قل هو الله احد.

[مکث] هوه یا مثلاً والله هو الغنی الحمید.

انتم الفقراء الى الله والله هو الغنی.

این هوه بعد از الله [مکث] می‌خواد [مکث] اشاره کنه به ظهور از ابتدای کثرت.

گفتیم اولین [مکث] اسمی که ناشیش-- انتشار پیدا کرد، منتشر شد از ذات غیبی الله بود.

وقتی میگه الله هوه یعنی حواست باشه از لحظه‌ای که دیگه کثرات یعنی مرتبه واحدیت عالم شروع شده، ما داریم حرف می‌زنیم.

مربوط به اون مرحله‌ست.

ولی میگه قل هو الله الصمد.

این هوه وقتی قبل از احسن قبل از الله اومد دیگه اینجا میشه، این هوه برمی‌گرده به ذات.

اینجا الله اینجا چیه؟

الله اسم ذاتیه.

اسم ذاتیه.

چون یعنی چی اسم ذاتیه؟

شما گفتی اسم، اسم نیست که ظهور کرده از ذات غیبی.

میگیم آقا جون اسم‌ها مگر عین ذات نیست؟

یعنی ملکات وجودی حق مگر نیست؟

اینطوری بگیم ملکات.

که قبلاً در قالب مثلاً خطاطی و نقاشی و اینا مثال زدیم نجاری و یادمه اینطوری مثال زدیم برای سهولت فهم.

الان شما [مکث] یه کسی اینجا باشه، خطات باشه، نجار باشه.

مثلا آقا سعید نجاره.

هنر نجاری در وجود ایشون ملکه شده.

درسته؟

چشمشو ببندی کارشو میکنه.

[مکث] نجاره دیگه.

درسته؟

این مرحله به ملکات وجودیش رسیده.

حالا وقتی میاد اینو میریزه بیرون، [مکث] همون ملکه وجودیش رو ظهورش میده، میشه این مثلاً منبر، میشه اون کتابخونه، میشه اون دراور، میشه اون کمد.

این‌ها.

درسته؟

متوجه هستین دیگه.

این ظهور یعنی این صنی که از-- توسط ایشون ساخته شد، این کتابخانه، این منبر که جنسش از چوبه و نجار ساخته برگرفته از کجاست؟

[مکث] از ملکه وجودی او که در درونشه.

خب در درونش یه چیزی بوده که این ظهور کرده.

[مکث] الان من دارم با شما حرف میزنم.

اینا از کجا داره در میاد؟

این کلمات از کجا داره در میاد؟

در درون وجود من یه چیزی هست که داره این‌ها رو به هم می‌بافه و تزویج میده و زبان به مخارج حروف برخورد میکنه، اون هوا، [مکث] هوا هویت، اون، اون هوه هی میزنه کثرات ایجاد میکنه.

و الا هوا که یک، یک هواست.

این هوایی که میاد از [مکث] حنجره خارج میشه میخوره به مخارج حروف یک هواست.

هو.

تموم شد.

درسته ولی می‌خوره به کثرات.

تا دلت بخواد الا ماشاءالله تولیدش چیکار می‌کنه؟

کلمات و جملات و موضوعات.

اما برگرفته از ملکات وجودی منه.

می‌گه تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.

یعنی تا سخن نگه تو نمی‌فهمی چیکار است.

چون این سخنش نشون میده درونش چه خبره.

حالا الان اینجا همه نشستن منم کتاب دستم و دارم حرف‌های مقدس مآبانه می‌زنم اینا.

اینم حالا بحث اخلاقی‌شو بخوایم بکنیم درست اینم توفیقه.

الحمدلله خداروشکر.

اما در خلوت معلوم می‌شه.

تو خلوتت اگر خواستی حرف بزنی یا وقت عصبانیتت حرف بزنی، یکی اذیتت کرد خواستی حرف بزنی، خواستی مزاح و شوخی بکنی حرف بزنی، اون موقع ملکات می‌ری-- اونم ملکا-- اونم ملکات وجودیه می‌ریزه بیرون.

[صدای محیط] حالا اینجا ما بحث اخلاق نداشته باشیم فعلا چون خودم بداخلاقم نمیگم.

حالا رد شیم.

[نفس عمیق] پس چی شد؟

اینجا هم اون هوی قبل از الله یعنی اینکه این الوهت، این الهیت، ملوکت به یک معنا که تدبیر می‌کنه که رب بعد از اونه.

الحمد لله رب العالمين.

رب، رب العالمين.

وقتی رب العالمين مطرحه الله.

[نفس عمیق] که تدبیر می‌کنه، روزی می‌ده، قدرت می‌بخشه، حیات می‌بخشه، [نفس عمیق] توفیق نازل می‌کنه و و.[صدای محیط] عرض کنم که این از کجا اومده؟

یعنی این صنعه، صنیعه، شریف الهی که وقتی نگاه می‌کنی اصطلاحا بهش میگن برهان نظم مثلا.

[صدای محیط] در دبیرستان می‌خوندیم.

نگاه می‌کنی می‌گی واقعا مثلا پیغمبر به یک پیرزنی [نفس عمیق] که داشت چرخ نس-- نخ ریسی‌ش رو می‌چرخوند از توحید سؤال کرد.

پیرزنه چرخ نس-- نخ ریسی‌ش رو رها کرد، واستاد.

دیگه نچرخید.

دیگه ندوخت.

رها کرد.

بعد دو مرتبه چرخوند.

پیرزنه به پیغمبر فرمود "من اینطوری توحید رو اینطوری فهمیدم که این چرخ تا گرداننده‌ای نداشته باشه نمی‌چرخه." حضرت فرمود اصلو تو فهمیدی دیگه.

اصلا اصل توحید همینه.

حالا نسبت به فهم پیرزن باهاش حرف زده و لب اینه.

واللا خب اون معنای حقیقی انقدر [نفس عمیق] بواتن دارد و دارد و دارد که هرکس بخواد باید بره تفاسیر انفسیه آل الله که تو کتاباشون مثل کتابی که دست ماست ریخته شده رو بخونه.

پس اینو الان می‌فهمیم.

این همه صنعه الهی، این عظمت ظهور حضرت حق از کجا منتج شده؟

از ملکات وجودی حق.

اون ملکات چی‌ان؟

اسماء الله‌ان که عین ذاتن.

متوجه شدید؟

انسان هم این چنینه.

هرچی که ازش ظهور می‌کنه بر اساس ملکات وجودیشه.

چرا یکی می‌ترسه می‌گه یا ابالفضل.

یکی می‌ترسه یه حرف زشت می‌زنه.

فلان، فلان شده.

چرا یه کسی مثلا عصبانی می‌شه می‌گه استغفرالله.

یکی عصبانی می‌شه می‌گه فلان، فلان شده فلان.

اینا همش ملکات وجودیشه.

قشنگ می‌شه از اینجا فهمید که در درون طرف چقدره.

یعنی خودت خودت رو بشناسی.

[نفس عمیق] حالا اینا رو قبلا ما درباره‌ش حسابی حرف زده بودیم.

یا حالا پس یه دفعه نمی‌دونم چی شد اصلا ما رفتیم سراغ هوی قبل از الله، هوی بعد از الله.

[صدای محیط] حالا اون هویه به یک معنا هوی قبل از الله می‌شه هویه یا اون اللهی که می‌گه قل هو الله.

تو همین سوره اصلا نگاه کنین قل هو الله احد.

اینجا الله، الله بگید ذاتیه.

چون اصلا قبلش هویه.

حالا الله الصمد.

اینجا الله ذاتیه یا صفاتیه؟

صفاتیه.

صفاتیه.

الله الصمد.

اینجا چون قبل-- دیگه بعد از الله الصمد صفت حضرت حق رو آورده الصمد.

بعد خود الله قبلش هوی نیومده اینجا.

الله صفاتیه.

یعنی هی مرتبه به مرتبه تنزل می‌کنه.

حالا کدوم الصمد؟

لم یلد و لم یولد.

هی تنزل می‌کنه.

میاد تو مرتبه دیگه انزل مراتب.

تولد.

لم یلد و لم یولد.

[نفس عمیق] بعد دیگه موهم می‌زنه و ختم می‌کنه.

و لم یکن له کفواً احد.

اصلا احدی مثل اون نیست.

باز قوسه.

از بالا میاد می‌زنه میره یه دفعه تا بالا دوباره.

احد.

دوباره قل هو الله از مرتبه ذاتیه حضرت حق شروع می‌کنه میاد انتهای آیه احد قل و لم یکن له کفواً احد.

دو مرتبه می‌زنه به مرتبه احدیت.

میاد به مرحله واحدیت، کثرت میره به احدیت.

با احد هم شروع شد ها.

قل هو الله احد.

خیلی دوره دوره تو آیات عجیبه.

دوره دوره‌های آیات تو شما نگاه کنید.

حالا [نفس عمیق] پس [نفس عمیق] رسیدیم به کجا؟

[صدای محیط]حالا اونجایی که ملا محسن بهش اشاره میکنه وقتی این موضوع رو مطرح میکنه میخواد فرق بین حق و باطل رو بگه.

بعد میفرماید "فإن أدنی مراتب التقوی الاتقاء عن المحرمات وأعلاها" این ابتدایی‌ترین مرحله تقوا، ابتدایی‌ترینش میشه چی؟

اینکه دامنت رو از گناه و محرمات جمع کنی.

اون مرتبه اعلاش یادتون چه بود؟

"وأعلاها الاتقاء من مشاهدة الغير".

اینکه غیر خدا نبینی.

این دیگه حد اعلای تقواست.

هرچی ببینی حق ببینی.

داری کفرات میبینی، خلق میبینی اما میبینی ظهور حق هست خودش نیست که.

"وقال عز وجل فمن کان يرجو لقاء ربه" هرکس که امید داره لقاء ربش رو "فليعمل عملا صالحا".

ساعت چنده؟

[صدای محیط] ده دقیقه هم اضافه عرض کردم.

والحمد لله رب العالمین.

صلوات فرستین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای محیط] همین اولش وایسادیم دیگه.

بله.

حالا خواستیم مرور کنیم من دو صفحه دیگه به خیال خام خودم خواستم الان مرور کنم از رو متن که چیا رو خوندیم تو این کلمه مکتوبه ملا محسن.

دیدیم نه دوباره هم چند خط اولش موندی.

حالا یه مروری دو مرتبه داشته باشیم.

جلسه بعدم همینطوری تا برسیم سر خط تا اونجایی که دیگه هنوز توضیح ندادیم.

[نفس عمیق] انشاالله حالمون خوش بشه خوب بشه به عنایت حضرت حق صلواتی هدیه کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

[صدای محیط] شاید شما سؤال کنید که ما مدت‌هاست که صحبت‌ها رو در شب جمعه بعد از کمال قرار داده بودیم.

چی شده که یکی دو جلسه‌ست انداختید اول کمال.

دلیلش رو خیلی اجمالی عرض کنم که به یک جاهای خیلی حساسی از بحثمون رسیدیم تو موضوع لقاء الله و حتی موارد دیگه چون مبانی رو تقریبا گفتیم داریم میریم به لب مطلب، می‌ترسم حقیقتش.

ترس دارم چون آخر مجلس همه هستن کوچک و بزرگ همه با سلایق و ظروف وجودی متعدد و مختلف، می‌ترسم.

میگم اینو اول بذار بگم برم هرکس بود نوش جونش و اون کسی که میمونه به بهانه دعا کمال بعد مثلا آخر سر دیگه مجبوره بشینه دیگه.

مجبوره دیگه تا حالا نشسته حالا مجبوره بشینه دیگه.

اون موقع حرفا رو میشنوه احساس می‌کنم بعضیا دارن اذیت میشن.

لذا فعلاً تا از این گردنه بحث عبور کنیم مباحث رو من همون ابتدا سریع عرض می‌کنم بعد میریم سراغ دعا و مناجات.

[صدای محیط]