اعوذبک من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.
اللهم اياک نعبد وایاک نستعين.
الحمد لله على کل نعمته واسأل الله من فضله.
السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التي حلت بفنائک علیک مني سلام الله ابدا ما ببيت وبقي الليل والنهار ولا جعله الله اخر العهد مني لزيارتکم.
السلام على الحسين و على علي ابن الحسين و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين.
السلام علیک یا داعي الله و رباني آياته.
سلام عليكم ورحمة الله.
به فضل الهی ضمن تبریک این ایام بسیار با عظمت و بی نظیر [مکث] ادامه بحث لقاء الله رو مورد توجه قرار میدیم.
[مکث] رسیده بودیم به این قسمت از کلمات مکنونه ملا محسن فیض که فرمودند دیدار خداوند سبحان همان منظور لقاء الله هست.
پیش اهل معرفت عبارت است از شناخت خداوند عزّ وجل به شکل جمع و تفصیل و دیدن حق سبحانه در خلق و دیدن خلق در خدا و دیدن وحدت در کثرت و دیدن کثرت در وحدت و به شکلی که عارف به وسیله یکی از اینها از دیگری پوشیده نشود.
و یکون کاملاً في العرفان که در شناخت کامل میشه.
از اینجا به بعدش رو دیگه توضیح نداده بودیم.
دقت بفرمایید.
ایشون اعلام میدن که و یکون صاحب الفرقان و القرآن.
کی اینچنین میشه؟
صاحب فرقان و قرآن میشه؟
کسی که به لقاء الله میرسه.
اگر کسی در همین نشئه طبیعت رسید، اینجا به لقاء خدا رسیده و اینجا به موت رسیده.
بهش میگن موت اختیاری.
اگر اینجا نرسید لاجرم باید بعد از موت اجباریش به این برسه.
که چی بشه؟
صاحب الفرقان و القرآن.
حالا اینجا چه فرقی بین فرقان و قرآن هست؟
ترجمه ای که اینجا خود ملا محـ-محسن علیه رحمة ارائه داده، اشاره کرده به همون آیه شریفه "إن تتقوا الله يجعل لكم فرقانا".
خودشون فرمودند كما قال الله تعالی همونطور که خدا فرموده "إن تتقوا الله يجعل لكم فرقانا".
بعد اینچنین ترجمه کردن خودشون که أي بین الحق و الباطل و ذلك بأن الله هو الحق وأن ما تدعون من دونه هو الباطل.
آنچه که به غیر حق میخونن باطله و ح-الله هست که هو الحق.
و میفرماید که حالا چی رو معادل فرقان گرفته اینجا ملا محسن؟
أي بین الحق و الباطل.
ایشون میفرماید با توجه به آیه شریفه "إن تتقوا الله يجعل لكم فرقانا" اگر شما تقوای الهی پیشه کنید به شما فرقان میدهند.
اینجا میفرماید فرقان چیه؟
تمیز بین حق و باطله.
ملا محسن میفرماید.
ممنونم.
که بر اثر چی انسان به این هوشیاری میرسه؟
تقوا.
قرآن میفرماید "إن تتقوا الله يجعل لكم فرقانا".
قطعاً کسی که دروغ میگه، غیبت میکنه، ولو یه دونه از اینا رو به حدود ممنوعه الهیه، اون حدودی که الهی-- حضرت حق اینها رو محروم کرده، حرا حرمت براشون قائل شده، دیگران رو از اون محروم کرده، گفته حق ندارید اینجا شما چشم بندازه، نگاه به نامحرم، نگاه به هر چیزی که خدا ممنوعه.
قرق خدا رو شکسته.
خدا ممنوع کرده اونجا رو.
یا با زبانش کسی که فحش میده، حرف زشت میزنه، درخت اون ثمره وجودش رو داره متاسفانه چی کار میکنه؟
میشکنه اون درخت رو، میوه ها و ثمراتشو داره از بین میبره و فاسد میکنه با فحش دادن و، و، و انواع و اقسام گناهان حتی یه دونه دقت بفرمایید، یه دونه از این گناهها رو اگر کسی مرتکب شد دیگه به فرقان نمیرسه.
فرقان چی بود؟
تب-- بر اساس فرمایش ملا محسن اینجا تمیز بین حق و باطل.
یک بصیرتیست یک نگاه ویژهایست که انسان پیدا میکنه که نمیتونه گناه کنه.
گوش بده عزیزم.
[صدای محیط] اومدید نشستید اینجا گوش بدید.
[صدای محیط] نمیتونه گناه کنه.
چی باعث میشه نتونه گناه کنه؟
فرقان.
حالا این یه معناست که ح-قطعا همهتون میدونستید از قبل با آیهش هم محشور بودید.
اگر تقوای الهی پیشه کنید خدا این رو به شما میده.
آقا من الان اینجا به این مجلس رو برم یا نه؟
نمیدونم شبههست برام.
چرا نمیدونی؟
اگر انسان متقی باشی، یجعلکم فرقانا خدا به شما فرقان میده.
تشخیص میدی رفتنت به این مجلس صلاح هست یا نه؟
این حرفو بزنم یا نزنم؟
نمیدونم آقا.
چرا نمیدونی؟
اگر فرقان داشته باشی تشخیص میدی این حرف درسته یا نادرسته.
اصلاً نیاز نداره کسی بهت بگه این حرف زشته برا-- در شان تو نیست.
چرا؟
فرقان اگر داشته باشی تشخیص میدی.
این کارو انجام بدم یا نه؟
هی بیچاره میکنه خودشو.
یه آخوندی پیدا کنه، یه استخارهای بزنه و وقت این آخوندو بگیره و که خدا رحمت کنه حضرت آقای [مکث] علامه حسن زاده علیه الرحمه استاد بزرگوار رو که اصلاً استخاره نمیزدن نه که بلد باشن، بلد نباشن.
بلد بودن نمیزدن.
هیچوقت ما ندیدیم کسی ندید ایشون استخاره بزنه و خودشون یه روز میفرمودن که میخندیدند به حالت مطایبه میفرمودن که من شنیدم یه آخوندی روزی بهش گفته بودن امروز چند تا استخاره زدی؟
گفته بود چهارصد و هفتاد تا استخاره زدم.
میخندید استاد میگفت که من نمیدونم چجوری وقت میکنه این آقا.
[صدای محیط] من برای همین به همه میگم که آقا تا میتونید به ما استخاره ندید واقعاً.
مخصوصاً اون شیوهای که ما میزنیم، به حق میگم با هر استخاره نیم سیر از گوشت هن میریزه.
سنگینه استخاره خیلی.
اونم حالا به اون روشی که ما داریم.
بعدم نکن آقا إن تتقي الله تقوای الهی پیشه کن چی میشه؟
یجعلکم فرقانا خدا به شما فرقان میده.
ذرهبین میده بهت تشخیص میدی این حرف غلطه یا درست.
اینجا میخوای بری درسته یا نیست.
میخوای یه کاری انجام بدی مورد رضای خدا هست یا نه؟
خیلی راحت تشخیص میدی.
پس چه خبره خودتو بستی به استخاره.
[صدای محیط] تقوا.
حالا اینجا یه معنای دیگهای بر فرقان هست.
یک معنای [نفس عمیق] دقیقتر و عقلیتر که حالا [نفس عمیق] میشه گفت با ذرهبین دیدن فرقانه.
وجوه متعدد داره.
یه وجهش [نفس عمیق] که میخواستم اون رو توضیح بدم صرف نظر میکنم امشب بنا به دلایلی که حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه در هزار نکتهشون میفرماید که فرق بین فرقان و قرآن اینه که فرقان قرآن تفصیلیست، همون قرآنه اما تفصیل قرآنه.
فصل فصل، جدا جدا، آیه آیه، سوره سوره.
[نفس عمیق] شؤون متعدد و بروز متعدد قرآن.
قرآن، القرآن همه حقیقت قرآنه به نحو جمعه، کلیه.
این خلاصه یکی از نکاتیه که پیرامون فرق بین فرقان و قرآن حضرت استاد گفتن.
اینو حالا تو دل بحث گفتم داشته باشید.
حالا تا یه وقت دیگه انشاالله امشب [نفس عمیق] دلم میگه که مجلس آمادگیه و ظرفیت و پذیرش باز کردن این رو نداره امشب.
[نفس عمیق] که حالا انشاالله یه وقت دیگه.
که بعد اونجا حضرت علامه تصریح میکنند که نیمه شعبان، چون بعضیا میگن آقا چه خبره؟
چرا تعارض هست در بین روایات؟
بفرمایید ببینم کدوم تعارض؟
میگه چرا یه روایت میگه نیمه شعبان شب قدره.
[صدای محیط] بعد اون روایتی داریم که اصلاً شب قدر تو ماه مبارک رمضانه.
نیمه شعبان تو ماه شعبانه.
شب میلاد امام عصر.
یه روایت داریم شب قدرش.
آشیخ عباس قمی این روایتو تو مفاتیح میاره.
آقای محدث، آقای آشیخ عباس اگه شما حدیث شناسی محدثی چگونهست که اینجا آوردی تو هم-- برای عظمت و تعظیم ماه شعبان و نیمه شعبان میگی امشب به یک روایت شب قدره در حالی که شب قدر [نفس عمیق] که همون تنزل الملائکه والروح یا انا انزلناه في ليلة القدر در شب قدر نازل شده.
انا انزلناه في ليلة القدر قرآن در شب قدر نازل شده.
اون به تصریح خود اهل بیت تو ماه مبارک رمضانه.
[نفس عمیق] درست شد؟
خب دوباره یکی دیگه آدم یه مقدار دقتشو بیشتر کرده مخصوصاً این دانشجوها فکر میکنن مثلاً میتونن موچه ماها رو بگیرن سر کلاس دانشگاه.
خب حاج آقا چگونهست که مگه شما نمیگید بیست و هفت رجب پیغمبر در غار حرا قرآن برش نازل شد؟
بله.
پس شما چی داری میگی که شب قدر ماه رمضانه؟
این که در ماه رجبه.
بیست و هفت رجب.
هر شب چرا- بعدم انا انزلناه في ليلة القدر دیگه.
ما قرآن رو در شب قدر نازل کردیم.
شما مدعی هستید که اولین باری که قرآن نازل شد بر پیغمبر تو غار حرا بوده.
شب مبعث بوده.
اون که تو ماه رجبه این یکی روایت هم که میگه شب نیمه شعبان شب قدره.
اون یکی که میگه شب قدر که از هزار ماه بالاتر خیر من الف شر که ماه ما-مبارک رمضانه که.
خب اینا چیان؟
بعد دوباره یه ذره یکی ذرهبین میذاره دقت میکنه فکر میکنه دیگه به خیال خودش مجمع آخوندها رو حسابی گرفته فشار میده میگه آقا این روایتو ببین شخصی اومد پیش امام صادق.
جالبه که اینم شاید عباس آورده.
گفته آقا جان من نمی تونم بین این سه شب نوزدهم، بیستویکم و بیستوسوم هر سه شب احیا بگیرم.
توانشو ندارم.
حالم خوب نی پیرمردم.
اعصاب ندارم.
[خنده] نظام آبادیش.
من اعصاب ندارم.
یه شب می تونم بیام در خدمت خدا.
به من مشخص حضرت فرمود شب بیستوسوم رو دریافت کن.
خب این داره میگه چی؟
شب بیستوسوم مبارک رمضان قدر.
پس چگونه است که شما میگی این شب نوزدهم قدره بیستویکم قدره بیستوسوم.
اینا چی؟
چه گو-- آقای آخوند شما معرکه گرفتید برای خودتون.
اینارو در- که روح انسان در این شب دیگه آمادهست توجه کردید.
خب حالا روحت آماده بشه بالاخره شب قدر یه شبه.
چگونه است که شما این همه شبها رو میگی شب قدر؟
بی اعتماده چه؟
بی اعتماده نه به اون گوش ندادنت، نه به این تند تند سؤال کردن و صحبت کردن.
آفرین.
[نفس عمیق] ببینید اینجا من خیلی کلی البته بحث ما الان این نیست.
نمیدونم چرا این شد یه دفعه.
در شب بیستوهفت ماه رجب قرآن به نحو [نفس عمیق] تنزیل نازل شده، نه انزال دفعی.
تنزل الملائکه والروح که همه ساله هم داره اتفاق میفته شروع تنزیلیه قرآن به تدریج.
شروع تدریج تنزیل قرآنه.
یعنی بسم الله الرحمن الرحیم.
اقرأ باسم ربک الذي خلق.
تمام.
اینجا تموم شد.
حالا یه شب دیگه اقرأ وربک الاکرم.
همینطوری.
میاد آیات بعدی.
یه شب دیگه دوباره اصلاً اینو نمیگه میره یه آیه دیگه از یه سوره دیگهای نازل میشه.
به فراخور زمان و مکان.
اصطلاحا میگن امکنه و ازمنه.
یعنی شروع نحوهی تنزیل تدریجی قرآن شب بیستوهفت رجب.
اما شب قدر چیه؟
انزال احسن.
انزال دفعیه.
به یکباره القرآن نازل شده به قلب پیغمبر [نفس عمیق] که بعضیا این ب-جوونترا، نوجوونا و علیکُم السلام گوش بدن، یه تکونی بخورن، یه گداری بگیرن.
فرمودن بعضیا ب-در روایات دیدم که ق-معتقدند بر اساس بعضی از روایات که به صورت رمزی امام صادق علیه السلام فرموده، گفتن سیزده سالگی پیغمبر.
بعضیا گفتن پونزده سالگی پیغمبر.
بعضیا گفتن بین سیزده تا پونزده قطعا یکی از اینها.
یعنی هم سن بعضی از شماها قرآن، القرآن نازل شده بر پیغمبر.
یعنی همهی قرآن.
الله اکبر.
و آتیناه الحکمه.
کی؟
ما کی به داود حکم رو دادیم؟
صبیا.
مثل اینکه بچه بود.
بچه بود حکم دادیم.
یٰس وَالْقُرْآنِ حَکیم.
حکم، حکمت، حکیم.
[نفس عمیق] اون شب که اینجا نوجوونا جمع بودن یه روایتی گفتم که حضرت عیسی-- حضرت یحیی، یحیی پیغمبر که روایت داریم ایشون آخر موت رو سر می بره در انتهای برزخ.
چون ما امت نسنتین و احی یعی نسنتین.
قرآن میگه دو بار میمیریم، دو بار زنده میشیم.
[نفس عمیق] دوباره موتمون یکی انتهای این دنیاست، یکیش انتهای برزخه.
دوباره یه موت دیگه در انتهای برزخ داریم که باید بریم به عالم عقول.
بریم یه پله بالاتر از رتبه برزخ.
به خدا نزدیکتر بشیم در بحث.
انا و انا الیه راجعون.
اونجا دیگه موت میمیرد.
اصطلاحا روایت میگه سرش رو می برن.
مثل اون روایت که امام زمان تشریف میارن میگن سر شیطان رو می برن.
که البته باید تعویل بشه.
یعنی چی سر شیطان رو می برن؟
[نفس عمیق] چی میاد سر شیط-- سر موت رو ذبح میکنه؟
حضرت یحیی.
اسمش رو خودشه.
یحیی.
یحیی و یمیت.
خیلی شیرین.
میاد سر-- یعنی دیگه موتی اونجا نیست.
تمام تا ابدی.
[صدای بچه].
خب اینجا می فرمود که القرآن به نحو انزال دفعی بر پیغمبر نازل میشه.
خب بالاخره چی شد؟
هنوز حالا ما بیستوهفت مبعثو فهمیدیم.
نزول تدریجی شروع شده.
این شب نیمه شعبانو چه کار کنیم؟
اون سه شبو چه کنیم؟
بالاخره کدومش القرآن بوده؟
میگه آقا جان اینو علامه می فرمود بحث فرق فرقان و قرآن.
می فرماد که شب نیمه شعبان، شب قرأ-- شب فرع-- نزول فرقان است.
یعنی قرآن تفصیلی.
تفصیل.
جهت سهولت فهم عرض میکنم و الا مثال ضعیفه.
شما یک حقیقت کلی تو وجودت داری و ما امرنا الله و ما چی؟
امرنا الا واحده.
امر ما واحده یک حقیقت کلیه.
از اون طرف خود قرآن داره، من قرآن دارم میخونم.
يسألونك عن الروح پیغمبر از تو سؤال میکنند در خصوص الروح.
قل الروح قل بگو الروح من امر ربی روح از امر پروردگار من است.
اونجا میفرماید و ما امرنا الا واحده.
پس روح یک حقیقت کلیست.
این یک وجه.
پس شما در وجودتون یک حقیقت کلی دارید، کل.
اصلاً همه شما اونی.
وقتی شما داری میبینی چشمتو نمیبینه، روحت داره میبینه.
[صدای محیط] میشنوی روحت داره میشنوه.
[صدای محیط] ما داریم بعضیا که ظاهراً نابینان همو میبینن.
[صدای محیط] عبدالله مکفوف بود.
کی بود حالا اسمش یادم رفته امام باقر رو میدید.
نابینا بود تو مجلس خواستن دستش بندازن تو مسجد نشسته بود.
گفتن امام باقر کجاست؟
گفتن نه اونجا نشسته حضرت.
گفتن تو که نمیبینی چجوری ادعا میکنی؟
فرمود شما کورید نمیبینید.
نور امام رو میبینم.
[صدای محیط] نابینا بود.
میدید.
پس روح میبینه.
[صدای محیط] و ما امرنا الا واحده.
حالا اینو بیا تنزی-- تنزل بهش بده بیار پایین رتبههای وجودی خودتو بیار پایین، بیار پایین.
برو تو قوه خیالت سیر کن دیگه اونجا کلی نیست.
بله نسبت به نشئه طبیعت باز کلیتره.
خیال کلیتر از کثرات بدنته.
پا و دست و گوش و چشم و مو و شش و قلب و ریه و نمیدونم مغز و اوه این همه اعضا و جوارح.
نه خیال کلیتره.
یک قوه است.
این همه تعدد نداره یک خیال، قوه خیال.
اما نسبت به روح باز کثرته.
چرا؟
اینهمه صور و اشکال انشا میکنه در وجود تو.
یعنی طورها، قوه خیال طورهای مختلف داره.
قوه خیال میتونه تو رو همین الان ببره زیارت امام حسین و بیاره.
[صدای محیط] میتونه همین الان چنان متخیلات فاسده برای تو ایجاد کنه بزاره از حیاط امام حسین فرار کنی بری.
مثلاً نمیتونم همینجا بشینم.
یعنی یه همچین بلایی میتونه سر تو بیاره.
این طورهای مختلفش.
حالا مثال زدم که متوجه بشین.
پس قرآن همینچنینه.
یک نحو کلی داره، یک حقیقت کلی قرآنه.
القرآن.
اون شب قدر نازل شده.
شب تو ماه مبارک رمضان.
یک نحو تفصیلی داره [مکث] که اون شب نیمه شعبانه.
[صدای محیط] بریم جلوتر.
خب باز تو ماه رمضان هم میگید سه شب که.
آها اونم حالا حرفها، حکما پیاده کردن بماند طلبتون.
البته قبلاً گفته بودم که لیلةال-- یه شبش لیلة القدره، ل-- یک شبش لیلة التحکیمه، نوزدهم لیلة القدره، بیست و یکم التحکیمه، بیست و سوم لیلة الام-- واسه.
امضا میشه تموم میشه میره.
باز نوزدهم لیلة القدره.
اما باز خدا مهلت میده.
میگه یه شب دیگه س-- دو شب دیگه ما صبر میکنیم تا شب بیست و یکم لیلة التحکیم، محکم میشه پایههای مقدراتت.
بازم امضا نمیکنه امام عصر.
[صدای محیط] توجه کردین؟
مقدرات رو ثبت میکنه باز دو شب بهت مهلت میده خدا تا شب بیست و سوم لیلة الام-- وا دیگه امضا میشه.
[صدای محیط] ای بابا شما میگه آقا شب بیست و هفتم هم دوباره شخواس رعایت آورده به یه رعایت میگه شب بیست و هفتم هم قدره.
حالا بحث ما البته اینا نبود.
نمیدونم چرا امشب هی سر میخوریم این سمت.
اون هم باز یه وجهی دارد که باز خدای منان لطف میکنه.
این دیگه در حیطه قدرت امام زمانه.
که اون چیزی که خدا خ-- امام عصر امضا زده تموم شده، در لوح محووز ثبت شده، باز میبینی به لوح محو و اسباز یمحو الله ما یشاء و یثبت که تو آیه قرآنه محو میکنه، ثبت میکنه.
در شب بیست و هفتم باز این اتفاق میفته.
[صدای محیط] یعنی اون جاموندهها رو شب بیست و هفتم دیگه کارشونو میسازه.
بله ما باید بلص صیغات و الحسنات که اون شب خودش رو نشون میده.
حالا باز شب بیست-- شب فطر هم داریم دیگه بماند انقدر دیگه ریز نشیم شما اذیت میشید.
منظور جواب تا دلت بخواد حکما و عرفا بر این شبهات و اشکالاتی که بعضی جوونا دو تا کتاب و دو تا روایت میخونن میخوان مچ آخوندها رو بگیرن بیان شده تا دلت بخواد.
تا شما چقدر تشنه باشی که انواع مختلف این حقایق رو بری پیدا کنی، انواع مختلف وجودی خودت رو هم پیدا کنی.
پس کجا بودیم عزیزان دلم؟
فرق بین فرقان و قرآن.
اون یه حرف بود که الان عرض کردیم چند تا نمونه مثال زدیم.
اینم یه حرفی که ملا محسن میگه.
اینام همش قابل جمعن.
یعنی یک حقیقتن انواع مختلف دارن همه اینا.
که اینجا ملا محسن میفرماید فرق فرقان، اصلاً فرقان اینجا چیه؟
فرقان ان تتق الله يجعلکم فرقان.
اگه تقوای الهی پیشه کنی، ای بین الحق و الباطل میتونی تمیز بدی، بشناسی بین حق و باطل رو.
دیگه سردرگم نیستی.
این چیه؟
الان ما داریم چیکار داری میکنیم؟
سر سفره معنای لقاء الله مح-- ملا محسنیم.
برجستهترین شاگرد ملا صدرا.
که تو بش-- شبای جمعه ما بحثمون لقاء الله بوده.
ملا محسن داره باز میکنه هی لقاء الله رو.
میگه کسی که میخواد به لقاء الهی، به رؤیت حق بنشینه، حق رو[سخنگوی 1] ملاقات کنه، زیارت کنه، به ملاقات ربش بره اینا این راهشه.
قبل از اون ملاقات بسطیه در روز قیامت اینجا تو همین جا این راهشه.
با تقوا.
حالا بریم جلوتر.
بعد تقوا رو ایشون باز میکنه خیلی شیرین.
و ذالکه.
الان، حالا اونایی که اشکال میکنن که آقا مباحث شما مثلا خیلی دیگه پیچیده و عقلیه و ما نمیفهمیم دیگه، امشب دیگه خیلی راحته که.
امشب دیگه واقعا همه فهمه دیگه.
می فرماید و ذالکه حالا فإن أدنی مراتب التقوی همونطوری که گفتیم هر چیزی مراتب داره، طورهای مختلف داره، رتبه بندی و مدارج و معارج.
تقوا مد-- رتبه داره.
أدنی مراتبش یعنی أنزل مراتب، پایینترین رتبه تقوات چیه؟
یعنی آدمی که بهش میگن با تقوا.
کمتر از این دیگه بهش نمیگن با تقوا.
یعنی کمترین نمره رو تو تقوا داره.
نمره قبولی رو داره حالا.
اینجا مله، ملا محسن می فرماید: فإن أدنی مراتب التقوی الاتقاء عن المحارم.
اینه که از محرمات الهی دامنشو جمع کنه.
هر چیزی که خدا اینو حرام اعلام کرده مثلا گناهان کبیره، کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب رو بخونه.
چهل تا گناه کبیره بر اساس آیات قرآن اونجا بیان کرده.
خب اینا رو آدم بشناسه.
[نفس عمیق] یکی از گناهان کبیره میدونستید فحشه؟
فحش که الان سر زبون همه است.
نقل نبات همه است.
[نفس عمیق] یه کسی که فحش میده یعنی شیطان بسم الله، دست دوستی به شیطان میده کسی که فحش میده.
این جوونا بترسن.
دست دوستی به شیطانه.
راحت فحش میدی.
میگه بذار راحت باشم از من فشار نیار.
بذار راحت باشم همونطور که دوست دارم بگم همونطور که میخوام زندگی کنم.
بفرما خب دست به شیطان بده بفرما.
اونم مستت میکنه وقتی شیطان تو رو مست کرد، میکشونه خطبه، خطبه، خطبه، خطبه، خطبات.
قدم به قدم تو رو میبره جلو.
یه دفعه سر در میاری از جاهایی که [نفس عمیق] یه روزی اگه بهت میگفتن تو میای مثلا عذرخواهی میکنم ورق بازی، عرق خوری و...
استغفرالله خجالت میکشیدم تو گوشت ها.
بعد میبینی کارت به اون جاها کشیده.
چرا؟
قدم به قدم.
فحش میدی شیطان دست دوستی شیطانو میاد نزدیکت میشه مستت میکنه نفس بهت میزنه.
بله منو صدا زدی؟
بله بفرماین کارت با من چیه؟
حالا بد، بدتر از اون دیگه فحاشه.
بر وزن فعال.
این دیگه خیلی فحش میده.
دیگه بعضیا اصلا شوخیشون هم فحشه.
اصلا دیگه اینا از چشم خدا میفتن.
لذا پدر و مادر باید سرخ و سفید بشن اگه بچهشون ببخشید فحش بده.
[صدای محیط] خب الاتقاء عن المحارم.
عن المحرمات ببخشید.
الان همین صحبتی که آقا امیر عزیز کرد قبل منبر.
گفت حق الناسه کسی اینجا بیاد مانع خیر بشه.
سد عن سبيل الله که در قرآن لعن شده.
کسی که سد عن سبيل الله یعنی مانع راه خدا میشه در قرآن لعن شده در روایات محرومه از رحمت حق معرفی شده.
کسی بیاد هیئت هی با بغل دستیش حرف، حرف، حرف نذاره اون استفاده کنه.
این سد عن، این مصداق سد عن سبيل الله و حق الناسه.
این گناهه.
اومده هیئت گناه میکنه.
خب این آدم معلومه که دیگه آدم با تقوایی نیست که.
آدم با تقوی الاتقاء عن المحرمات.
دیگه حق الناس که دیگه مشخص محرمه.
سد عن سبيل الله که مشخصه.
و أعلاها و اون بالاترین مرتبه تقوا چیه؟
کسایی که دوست دارن به بالاترین مراتب برسن میخوان مثلا سپهبد بشن، سرلشکر بشن، نه سرباز باشن.
اینا چیکار باید بکنن در مسیر تقوا؟
أعلاها الاتقاء عن بگم؟
[صدای محیط] بالاترین مرتبه تقوا چیه؟
ملا محسن.
حالا تو ذهنتون حلش کنید.
ما البته قبلاً از نظر حضرت استاد علامه حسن زاده گفتیم بالاترین مراتب تقوی اینه که کسی گاهی خودش رو وقایه حق کنه و گاهی حق رو وقایه خودش کنه.
اینو یادتون باشه.
خودش رو سپر حق کنه به موقعش و به موقعش حق رو سپر خودش کنه.
کی؟
خودش رو سپر حق کنه در سیئات، در زشتیها.
میگه گناه از منه، از خدا نیست.
کی حق رو سپر خودش میکنه؟
وقتی که حسناته.
ما أصابك من حسنة فمن الله.
هرچی خوبیه از خداست.
حق رو وقایه خودش میگیره که این حسنات رو به خودش نسبت نده.
میگه اینا مال خداست.
و ما أصابك من سيئة فمن نفسك.
اینجا خودش رو سپر حق میگیره.
میگه سی-- زشتیها هرچی هست از من.
بحول الله و قوته.
از حول و قوه الله هرچه میکنم.
بله این چیه؟
حسنه است.
أقوم و أقعد این سیئه است.
به خودش نسبت میده.
منم که پا میشم میشینم أقوم و أقعد من پا میشم میشینم این سیئه مال منه.
مربوط به نشئه طبیعت و كثراته.
کثیف فلسفیه.
غلظته این نشئه طبیعت مادهست.
چرا نمیتونه عقل بشه؟
چرا این ماده نمیره بالا؟
چرا این نشئه طبیعت همیشه طبیعت باقی میمونه؟
چرا همیشه در أنزل مراتبه؟
چرا ماده نمیتونه بره عقل بشه؟
اصلا نمیش-- نشدنیه.
این عالم مادهست.
این كثراته، اون كليه.
درسته این جلوه اونه اما اصل اونه، این فرعه.
این حاشیه است، اون متنه.
اون قضاست، این قدره.
اون روحه، این جسمه، اون سماعه، این ارضه.
نمیشه ماده بره-- اصلاً این غلیظه، این کثیفه، کثیف فلسفی ماده.
غلیظه، لطیف نیست که بره عقل بشه.
اون التفه نه لطیف.
توجه کردید؟
آدمی که گناه میکنه غلیظ میشه، سنگین میشه، کثیف میشه.
نمیتونه وجود عقلی رو ش-خوشش بیاد.
اصلاً دستش از عقلش کوتاه میشه.
دقیقاً مثل اینه.
کسی که گرفته از ماده نمیتونه بره عقل بشه.
تو چگونه میخوای "و انّا الیه راجعون" در ملاقات حق در لقاءالله بری به خدا برسی؟
یعنی چی؟
به خدا برسی یعنی چی؟
یعنی رتبه های وجودی عالم رو طی کنی.
یعنی از نشئת طبیعت بری، از ملک بری به ملکوت.
ملکوت چی بود؟
عالم، عالم برزخ.
عالم مثال.
همونطور که تو خواب میری.
بالاتر از اون عالم عقول، عالم عقل.
خب اون کلیه.
نمیتونی تو با وقتی ک-کثیفی، وقتی غلیظی، وقتی سنگینی بری به عالم عقول.
نمیتونی ملائکه رو مس کنی.
"لا یمسّه الّا المتهرون".
ملائکه هم که واسطه فیضن.
یعنی هیچ فیضی به تو نمیرسه، به همین راحتی.
چه برسه که بخوای از عالم عقول دوباره پل بزنی به عالم اله.
اون که دیگه مال مخلصین هست ها نه مخلص.
به مراتب توحید رو الان بهش میرسیم.
دیگه ما برسیم بهش دیگه باید ولش کنیم جلسه بعد.
[صدای بچه] که اینا، اینا رو بالاخره ما باید بدونیم یا نه؟
بعداً شما اسم و بیاد ما رو لعن میکنید همین نوجوونها، جوونها که چرا حاج آقای ما اینا رو به ما نگفت؟
[صدای بچه] چرا اینا رو به ما نگفت که مثلا ما بریم س-سرلشکر امام زمان بشیم؟
نفایه سرباز جز.
چرا اینا رو به ما نگفت آقا؟
[صدای بچه] بله ما توحید الان که داریم میرسیم بهش، توحید، توحید عام داریم، توحید خاص داریم.
اکثر مردم اصلاً توحید ندارن.
این یک.
اکثرهم لا یعقلون، لا یتدبرون، لا یتفکرون.
[صدای بچه] اونا هم که توحید دارن، موحدن، اونا هم دو بخشند.
توحید عام.
موحدین اکثرشون توحید عام دارن.
یعنی مشرکن.
شما بری نگاه میکنی میبینی مسلمونه اما عقایدش پر از شرکه.
توحید عددی داره نه صمدی.
دوباره اینا هم ب-خود موحدین میبینید اکثرشون عامند، یه قلیلشون خاصن، توحید خاصه.
دوباره بین اون توحیدون که توحید خاص دارن، یه سری خواص اخص الخاص یا خاص الخاصن.
توحید ببین یه توحید داریم عام، یه توحید داریم خاص، دوباره توحید داریم خاص الخاص.
بالاتر هم داریم؟
داریم یا نه؟
توحید خلاصهto خاص الخاص.
بالاتر از اینم داریم؟
بله.
توحید صفاء خلاصه خاصة الخاص.
بالاتر داریم؟
بله.
[خنده] توحید صفوة صفاء خلاصه خاصة الخاص.
دیگه بیشتر از این نریم.
حالا- علی- بله، اینها رو چقدر خوبه که آدم بدونه.
مثل اینکه شما بری مدرسه بگی خب من دیگه خوندن نوشتن بلد شدم آقا معلم ولم کن دیگه بیخیال.
میخوام برم دنبال عشق و حالم.
خب بفرما.
تو اندازهات همینه.
هیچوقت سلطان نمیشی.
چون ا-العلم سلطان.
سلطنت مال علمه.
همیشگی هم هست.
تو هرچی پول دراری اینجا میذاری میری اما علم رو با خودت میبری.
اتحاد وجودی با علمت برقرار میکنی.
اصلاً تو خودت عین علمتی.
عین عملتی.
[نفس عمیق] اه میخوای بمونی همون مراتب آ، مثلا توحید عام؟
نمیخوای به خاص برسی؟
به خاص الخاص نمیخوای برسی؟
به خلاصهش نمیخوای برسی؟
به صفایش نمیخوای، به صفوش نم-- نمیخوای تو، حالا دل کنید اذیت نشین.
شماها یعنی اذیت نشین.
انشاالله به گوش باشید عرض میکنیم چجوری برسیم.
[نفس عمیق] خب اجازه بدید که این جمله رو هم تموم کنیم.
اینا حالا طلبهتون ما اینا رو میگیم انشاالله- مرتبه تقوا از نظر- بله بالا-- احسنت.
بالاترین مرتبه تقوا از نظر ملا محسن فیض چیه؟
که این دیگه اینطوری که ما داریم سیر رو میریم جلو الان شما باید بگید این بالاترین مرتبه چیه؟
این بالاترین مرتبه تقوا، بالاترین رتبه چیه؟
لقاءالله.
[صدای بچه] فرمودن دقت بفرمایید "و أعلاها الاتقاء عن"، بالاترین مرتبه تقوا این است که "اتقاء عن مشاهدة الغير".
تقوا پیشه کن از مشاهده غیر.
اصلاً غیرو نبینه.
هرچی میبینه حق ببینه.
[صدای بچه] "وقال عز وجل فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا".
میزنه به آیه آخر سوره کف که سو-- ساعت کوکی اهل ایمانه.
با خوندن این آیه هر ساعتی از شب بخوان بیدار میشن.
اولین آیهایه که ما تقریبا دو سال پیش لقاءالله رو در شب اول محرم نزد هشت شهید گمنام پاکفدک شروع کردیم با این آیه شروع کردیم.
[صدای بچه] که هر کسی که امید داره "من كان يرجو لقاء الله" هرکس که امید داره لقاء الله رو "فليعمل عملا صالحا" عمل صالح کنه "ولا يشرك بعبادة ربه احدا" مطلقا مشرک نشه.
پس بالاترین مرتبه تقوا رو اینجا میگه چی؟
میگه تقوا پیشه کنی از مشاهده غیر.
هرچی میبینی حق ببینی.
[صدای بچه]کثرات رو یعنی نبینن؟
یعنی نفی کنن وجود این همه آدم و آ ع عالمو؟
نه.
بگو اینا هستن اما اینا خود نیستن.
به خودی خود نیستن.
استقلال وجودی ندارن.
اینا ظهور حقن اینجوری با این نگاه، با این ذرهبین.
این میشه بالاترین مراتب تقوا.
که بعد حالا حضرت علامه رساله لقاء الله استاد رو که ملاحظه کرده باشید در صفحه صد و بیستش میتونید این رو ببینید که ایشون خودشون-- گوش بدید اینو تموم شد بحث من.
قشنگ به شما میفهمونه یعنی چی این.
اینکه الان ما الان یه مقدار ثقیل بود برای بعضیا.
حضرت استاد اونجا میفرمایند که "من در یک رؤیای، یک مکاشفه و یک رؤیا و یک مبشر صادقه استادم علامه آشیخ منطقی آملی رو دیدم.
[زنگ موبایل] ایشون تو خواب یک رساله سلوکیه به من داد.
[صحبت کردن بچه] که این رساله رو پیش از خواب من آشنایی باهاش نداشتم.
و تو خواب استادم آشیخ منطقی آملی، علامه داره میگه، به من فرمود: "التوحید ان تنسى غیر الله".
توحید یعنی فراموش کنی غیر خدا رو.
غیر الله رو.
همین چیزی که ملا محسن اینجا داره میگه.
بعد میگه از اون حالت در اومدم.
اون رساله رو جالب که کنار خودم یافتم.
همون رسالهای که استادم تو خواب به من گفت در بیداری دیدم پیداش کردم کنارم.
بعد رفتم محضر استادم آشیخ منطقی آملی گفتم ای همچین رؤیای صادقهای دیدم شما در خواب به من فرمودی "التوحید ان تنسى غیر الله".
یعنی که اصلاً توحید، التوحید همه توحید اینه که تو غیر الله رو فراموش کنی.
هرچی میبینی حق ببینی.
بخوای به لقاء الله، به رؤیت حق بری دیگه ملاقات کنی حق رو.
بعد آشیخ منطقی آملی وقتی این رو از حضرت استاد علامه حسن زاده میشنوه، این شعر گلشن راز مرحوم شبستری رو بر لسانش جاری میکنه که "نشانی دادندت از خرابات.
که التوحید اسقاط الاضافات." سقط.
میگن بچه میفته سقط کرده.
اسقاط الاضافات.
هرچی اضافه است بریزی.
این میشه توفی-- توحید.
التو-- همه توحید.
یعنی اصلا جز حق نبینی.
این چی شد رفیق؟
این همون دست و پا زدیم.
الحمد لله که شب میلاد امام حسین به این اوج مطلب رسیدیم که بالاترین مراتب تقوا از دید ملا محسن و علامه حسن زاده و اساتیدش که در حقیقت میشه بالاترین رتبه لقاء الله اینه که چی؟
جز حق نبینی.
هرچی غیر حقه فراموش کنی حتی خودت رو هم خودت نبینی.
بگی تو هم جلوه حقی، ظهور حقی.
آن فآن خدا داره در تو تجلی میکنه که تو هستی.
کل یومن هو.
اون هو، هو فی شأن.
داره تجلی میکنه، در تو ظهور میکنه.
اصلاً لا تکرار في التجلي.
یه بحث شیرینی در این-- یادم بندازید اگه زرنگ باشید بچهها.
یعنی هرکی شاگرد زرنگی، ما خودمون شاگردیم البته.
البته ما شادرازیم نه شاگرد.
[خنده] کسایی که خیلی زرنگ باشن اینو یادم میندازن به من که خیلی نکته به درد بخوری توشه.
لا تکرار في التجلي.
در تجلی تکرار نیست.
یه وجهش اینه شما امشب امام حسین رو میلادشو که گرفتی میگی والا امشب نشد حال کنیم.
شا-- سال بعد شب سوم ماه شعبانه حالم خوش نیست شب چهارم و درک-- امروز نمیتونم فردا، اصلاً امشب نماز مغرب و عشا هم همینجوری اصلاً نفهمیدم.
عیبی نداره.
فردا رو اگه گرفتم نماز مغرب و عشای فردا.
عزیزم لا تکرار في التجلي.
این نمازی که الان خوندید دیگه نماز بعدی این نیست.
یه نماز دیگهست.
تولد امام حسین سال بعد دیگه این نیست.
یه تولد جدیده.
آن الانت با اون آن پیشین تو یکی نیست.
جدیدن.
حتی اسمی که تو الان میگی یا الله تمام.
دوباره الان میگی یا الله.
این یا الله اون یا الله قبلی نیست.
لا تکرار في التجلي.
تکرار مثل اون عکسی که رو رودخونه از خودت میبینی به سرعت آب داره میره تو عکس خودت رو ثابت میبینی در صورتی که در حال حرکته.
این باعث میشه که انسان دچار روزمرگی و صوفه صوفه نشه.
حالا فردا، حالا بعداً، حالا نه همین الان و الان.
تموم شد نماز مغرب و عشاء امشب ما پروندهش بسته شد.
دیگه هم نمیتونی جبرانش کنی.
تموم شد.
اون پروندهش بسته شد.
آن ف-- نماز مغرب و عشاء فردا تو برای اون، برای اون باید لحظه به کاری بکنی.
این برای امشب تموم شد رفت.
من و شما آن فآن در حال یحیی و یمیت.
در حال اماته و احیاییم.
میمیریم زنده میشیم.
میمیریم زنده میشیم.
اون آن قبلیمون میمیره آن جدیدمون زنده میشه با تجلی حضرت حق.
لا تکرار.
تکراربردارم نیست.
شبیه هم نیستن.
ای آن فآن.
آخ، غوغاست در عالم، غوغاست.
هیچ چیزی ثابت نیست.
سنگ داره میجوشه، در حرکته.
کوه در...
فرمود "وتر الجبال ترحقها جامدة".
تو کوه رو جامد میبینی "وهی تمر مر السحاب".
مثل ابر در حرکته.
کوه، کوه میگه در حرکته.
حرکت داره تو ثابت میبینیش.
غوغاست در عالم.
یه ذره چشم و گوشامونو باز کنیم.
الحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید.
الله-