ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

جلسه پیش ما عرض کردیم در سیر بحث لقاء الله گفتیم که این لقاء با دیده عقلی رخ میده.

یعنی ما با نور عقل به ملاقات حضرت حق میریم.

بعد توضیح دادیم که عده‌ای معتقدند مثل مشاء متقدمین البته از مشاء معتق-- معتقدند به تربیع و چهارگانه بودن ادراک که از حس به خیال و وهم بعد عقل می‌رسیدند.

اما عرفا، اهل عرفان به قول حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه اینا قائل به چی‌اند؟

تثلیث‌اند.

تثلیثی‌اند.

ثلث، سه.

این‌ها سه گانه، سه گانه می‌دونن ادراک رو.

از حوزه احساس، همین طبیعت، حواس پنجگانه، بعد قوه خیال، بعد وهم و عقل رو از یک جنس و یک سنخ می‌دونن و اون‌ها در حقیقت وهم رو عقل ساقط شده می‌دونستند.

اینکه کسی بخواد حالا بره تحقیق کنه.

من کتاب هزار و یک نکته رو خواستم بیارم از رو بخونم.

خیلی عجله‌ای اومدم پیداش نکردم.

در خواستید رجوع کنید نکته پونصد و پنجاه هزار و یک نکته حضرت استاد رو ببینید یک مجموعه جالب و چکیده و ذبده‌ای از نظرات عرفا و حکما و پیرامون همین قصه رو ایشون آورده حتی مثلا گفته چند جا و کجا‌ها ملاصدرا در اسفار مثلا تثلیث رو بیان کرده یا مثلا مرحوم میر ایشون مثلا کجا گفته که حالا اونجا که اصلش اون اول عرض کردم اولین کسی که یه چرخشی می‌کنه و از تربیع به تثلیث می‌رسه و بیان می‌کنه مرحوم شیخ الرئیسه در نمت سوم اشارات.

من فکر می‌کنم جلسه پیش گفتم شیخ الرئیس.

اما اینکه کجا این رو نقد کرده بهتون نگفتم.

نمت سوم اشارات رو حالا باز من اشارات رو می‌خواستم بیارم اینجا که دوستان بعد منبر ببینن باز متاسفانه فراموشم شد.

انشاالله جلسه بعد.

مثلا مرحوم میر در شجراتش در جذباتش اونجا این رو به هم تثلیث رو میاره توضیح میده و عرض شود چند جا ملاصدرا بحث تثلیث رو میاره.

جلسه صد و هفتاد و دو شرح فصوص رو که مرحوم قیصری فصوص ابن عربی رو شرح میده، اونجا شرحی که حضرت استاد علامه حسن زاده بر شرح قیصری داره که کتابش هم به نام ممت الهمن بیرون اومده.

در جلسه صوتی صد و هفتاد و دویش می‌تونید این رو مبسوط بشنوید که استاد همین رو باز کرده و توضیح داده و کجای خود فصوص شرح قیصری بر فصوص می‌تونید ببینید به قلم خود قیصری.

یکی در فصل آدمیه.

در فصل آدمی مرحوم قیصری در ش-- بر شرح بر فصوصش این رو همین بحث تثلیث رو آورده.

یکی هم در فصل الیاسی.

اون کتابای فصوص قدیمی چهارصد و شصت این حدودا صفحه‌اش این حدودا میشه.

جدیدا رو نمی‌دونم.

به هر حال اینجاها می‌تونید شما این‌ها رو ببینید.

مثلا به عنوان نمونه یه بخشی از کلام و قلم مرحوم علامه قیصری بر فصوص رو براتون بخونم که ایشون در همین موضوع که وهم جنسش از عقله این چنین فرموده که ولکن ان وی بخشیشه.

ولکن انه نورا من انوار العقل.

داره توضیح میده که این چیزی که من می‌خوام به شما امشب معرفی کنم امروز نوری‌ست از انوار عقل.

کدوم عقل؟

العقل الكلی المنزله.

حالا می‌تونید المنزل هم بخونید.

الى العالم السفلی مع الروح الانسانی.

که نازل شده به اتفاق روح انسانی.

نازل شده در این نشئه.

فصغر وضعف کوچک شده، ضعیف شده.

چی؟

نوریتہ و ادراکہ لبعد من منبع الانوار العقليه.

از اون منبع نور عقل این به جهت دور شدنش چی شده؟

ضعیف شده، کوچیک شده.

لذا فتح سما بالوهم.

فتح سما به چی؟

بالوهم.

لذا اسم گرفته به وهم.

اینجا داره چیو تصریح می‌کنه؟

که وهم چیه؟

نوری از انوار عقله.

از اون عقل کلی.

حالا بقیه‌ش هم شیرینه بخونیم.

فإذا رجع تنور بحسب اعتدال المزاج الانساني.

یه زمانی چقدر ما پیرامون مزاج انسانی حرف زدیم که این شدت نورش حالا تو یکی خیلی ضعیفه وهمش میاد خیال گونه میشه.

تو یکی هم خیلی شدیده میره عقل، عقل میشه اصلاً وهم.

چرا؟

می‌فرماید بحسب اعتدال المزاج الانساني.

همش بر می‌گرده به اون مزاجشون.

کس که خیلی شدت می‌گیره اعتدال مزاج داره.

وقتی اعدل هم زج شد اصلاً وهمش عین عقله.

قوی ادراکه.

این وقتی اینطور شد، وقتی اعتدال مزاج پیدا کرد انسان قوی ادراکه ادراکش قوی میشه و صار عقلا.

و صار عقلاً من العقول هی عقلش و عقل حتی عقلش هم شدت میگیره.

كذلِك يترقّى العقلُ تا جایی که ترقی پیدا میکنه عقلش.

كذلِك يترقّى العقلُ إذاً ويسير عقلًا مستفادا.

به به، به یعنی کار به جایی میکشه دیگه اعدل امزجه میشه، میشه عقل مستفاد.

یادش بخیر تو غروبای جمعه حرم حضرت عبد-- حضرت امامزاده صالح فرحزاد که بودیم، اونجا بعد قبل علی سین اونجا سیر عقول رو گفتیم.

اگه یادتون باشه که عقل حیوا بالحیولا یا هیولایی که ابتدا همون عقلی که دیگه ابتدایی‌ترین حالته در انسان.

هیولا چرا بهش میگن؟

ناشناخته‌ست.

یعنی خیلی مثلا ترسناکه.

مثل جنین انسان.

دیدید چقدر آدم میبینه یه حالتی بهش دست میده.

عقل هیولا است.

بعد عقل بالملکه است.

بل بعد عقل فعاله.

بعد میشه عقل مستفاد.

عقل مستفاد چی میشه؟

بر اثر چی؟

اعدل امزجه انسان به اونجا میرسه.

چه حالتیه؟

حالتیه که در لوح نفس صاحب عقل مستفاد تمام حقایق مندرجن، مندمجن، متنقشن به نقوش نوریشون، به، به وجود نوریشون.

یعنی این میشه چی؟

جمع الجمع.

میشه مقام جمعی.

همه و همه حقایق در-- میشن شعنی از وجود او.

حتی شما هم یک شأن از شؤون وجودی صاحب عقل مستفاد میشی که انسان کامله.

حالا [نفس عمیق] انسان میشه مستفید و حقیقت عالم مفید و اون صور علمیه هم که مستفادن که حالا بعد میخواستیم بعد از این بیاییم ورجـ-- ورود کنیم به بحث امشبمون پیرامون عرض شود خدمتتون روایت بسیار، بسیار شیرین و عرشی که روایت علمیه خود ملا محسن فیض از بحث لقاء الله که ایشون نظرشون پیرامون لقاء الله، ملا محسن.

بله، ملا محسن فیض کاشانی، برجسته‌ترین شاگرد ملا صدرا.

چقدر حضرت علامه از ایشون به عظمت یاد میکنه و چقدر توصیه میکنه کتابای ایشون رو علم اليقين و حق اليقين و عين اليقينش و اینا رو بخونید که الان توی سه جلد کتاب بود، الان تو یک جلد چاپ شده.

خیلی کتاب‌های شیرین [سرفه].

ما بچه که بودیم ایناها رو یادمه که خوندیم با همدیگه تو هیئت قبلی.

خیلی کتاب‌های شیرین.

انشاالله رجوع میکنیم ببینیم نظر این بزرگوار از لقاء الله چیه به جهت تأکید حضرت استاد.

که بعد میبینیم عجب!

چه جالب!

یک مخلصی، یک ذبده‌ای، یک چکیده‌ای‌ست از آنچه که ما تو این همه جلسات تا حالا از لقاء الله گفتیم.

نظر ملا محسن.

حتما از اینجا به بعد رو وقتی ورود میکنیم به نظر ملا محسن پیرامون لقاء الله رو حتما باشید.

نبودید هم وویسش رو اگر انشاالله قیام امام عصر وارد شد بر کانال هیئت، وویسش شما ببینید، گوش بدید.

خوب به دردتون میخوره.

یک مخلصی‌ست از آنچه که تا حالا ما گفتیم.

خیلی شیرین و خوب که مخصوصاً پیرامون نگاه ما.

حالا ای کاش که امشب فرصت می‌کردیم.

چه کنیم حالا روزمون هم بد نبود اما فرصت می‌کردیم حداقل یه نیم نگاهی به این فرمایش می‌کردیم.

بعد متوجه اهمیت این مباحث میشدیم.

قابل توجه اون‌هایی که خیلی شاید به این مباحث دل ندن.

بعد می‌بینید که شما رو این مباحث انشاالله که ورزش فکریتون بده و از ملکوت استیعد کنید حقیقت رو از شرک به وحدت میره، به توحید میرسونه این مباحث.

می‌بینید که واقعاً این مباحث از نون شب برای من و شما واجب‌تره.

هی بشینیم داستان و قصه و حکایت، اونام خوبه در صورتی که بیاد کنار این‌ها قرار بگیره، این‌ها رو بپرورونه.

این‌ها رو چیکار کنه؟

بپرورانه.

این مباحث و اون داستان‌ها و حکایت‌ها.

عزیز دلم که بحث نگاه ما، خوب دقت کنید این ختم کلام رو، نگاه ما به کثرت و وحدت در کنار هم.

یه بحث بسیار مهمیه که ارتباط لقاء الله با اون.

که ما وقتی میگیم وحدت، شما وقتی به وحدت نگاه میکنی یعنی توحید صمدی قرآن.

خب کثرت چی میشه اینجا تکلیفش؟

وقتی به کثرت نگاه میکنی بالاخره اینا خلائق هستن یا نه؟

بالاخره انسان‌ها، ها؟

حیوان‌ها، جمادات، نباتات اینا هستن یا نه؟

خب اگه هستن کثراتن.

این‌ها رابطه‌شون با وحدت چگونه است؟

یعنی این خیلی مهمه این نگاه.

و بعد ارتباط لقاء الله با این موضوع.

یعنی شیرینیش اینجاست.

اصلاً چگونه، چه نگاهیه که ملا محسن داره میده به ما؟

حتما پیش بگیرید.

خیلی شیرینه.

جان؟

همین که عرض کردم.

که حالا ما قبلاً گفتیم که حالا بعد بحث حضرات خمس رو حتما یادمون باشه تو این دل این بحث ما شاید یک ساله من میخوام به شما بگم توفیق نمیشه.

تو دل همین بحث بگیم که حضرات خمس چیه؟

همون عالم غیب مطلقه و عالم غیب مضاف، عالم شهود مطلقه و عالم شهود مضاف و اون انسان کامل یا به یک معنا اون کلمه جامع الهی، اسم جامع این‌ها.

بعدا ارتباط اینا با هم چگونه است؟

و کسی که بخواهد به کشف و کرامات و اینها بیفته که گفتیم همش زیر سر اسم العلییییم حق است.

اینها پله پله، رتبه رتبه از کجا شروع میکنه به کجا میرسه.

شما هم اصلا به من تذکر وقت رو نمیدید.

قطعا وقت ما تموم شده.

همینقدر بگم که خدای منان در عالم عینی، عینی که الان شما یه عینییت داری در عالم کثرات.

ها؟

عالم وجود عینی خدا، خداوند عالم علیم است.

العلییییم.

در وجود علمی یعنی اعیان ثابته یعنی در ثغت ذات، در اون اعیان ثابته یعنی در صور علمیه، در ثغت ذات.

یعنی علمی که خدا به غیر خودش با ماسوی الله داره.

علم خدا به ماسوی الله.

ابدا و ازلا.

اونجا خدا چی نامگذاری میشه؟

اونجا أعلم است، نه علیم.

این بحث‌ها رو باید بند داشته باشیم.

کجا خدا خود علمه؟

در کثرات علیمه.

در عالم علم و اعیان ثابته در ثغت ذات اونجا چیه؟

أعلمه.

عالم وجود علمی.

در کجا خود علمه؟

خدا خود علم میشه یا نه نمیشه؟

کجا خود علم میشه؟

خودش با خودش.

آفرین، آفرین به آقا احمد آقا.

گفت خودش با خودش یعنی در ذات غیب الغیوبش.

اونجا دیگه خدا علمه.

خدا علمه [نفس عمیق] و ما این خیلی مهمه که در لقاءالله از اسم علیم از اسم العلییییم سفر می‌کنیم به اسم أعلم حضرت حق تا برسیم به علم.

این مسیر لقاءاللهه.

حالا یه ردپایی گذاشتیم، یه ریلی چیدیم که حالا یه مقدار توجه داشته باشید.

انشاالله جلسه بعد.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.