ددرس‌گفتارها

ادامه بحث لقاءالله رو که شب‌های جمعه داشتیم در خصوص روایت شریفی که مولامون امام رضا فرمودن به اتمام برسونیم.

اصلاً دلیل اینکه ما ورود کردیم به این روایت علی ابن موسی الرضا علیهم صلوة الله السلام از توحید شیخ صدوق علیه الرحمه این بود که علم حروف در این حدیث واقع شده و ما یکی از معانی لقاءالله رو عرض کردیم چشیدن حقایق است.

ملاقات حقایق است چون لقاءالله است.

الله اسم جامع است و همه در او، همه اسماء به یک معنا، همه کلمات به یک معنا، همه حروف عالیات تماماً مندمج‌اند و مندرج‌اند در الله.

لذا لقاءالله است.

هر مقدار که ما در دنیا چشیدیم حقایق رو رتبه‌مون نسبت به چشیدن و رسیدن به حقایق پس از مرگ مشخص میشه.

و برای اینکه بحث شیرین‌تر بشه نمونه‌ای از روایات رو که همین روایت هست رو میز گذاشتیم، چکش کاری کردیم، دربارش حرف زدیم.

یه مقدار طول کشید لذا امشب اجازه بدید روایت رو جمعش کنیم و تمامش کنیم.

پیرامون شأن نزول حروف بود که حروف، حروف که در عالم هست چه معنایی دارد، چه باطنی دارد، ظاهرش محاکات از چه باطنی می‌کند؟

اگر یادتون باشه تا کاف رسیدیم که حکایت از اس-اسم الکافی حضرت حق می‌کرد.

سلام علیکم.

حکایت از اسم الکافی حضرت حق می‌کرد که حضرت ابا الحسن علی ابن موسی الرضا علیهم صلوة الله السلام فرمودن ف الكاف من الكافي.

اینجا توقف کردیم.

اجازه بدید که بقیه حروف رو ما هر منبر رو به یک حرف اختصاص دادیم برای اینکه دیگه طولانی‌تر از این نشه هم بقیه حروف رو یکباره امشب عرض می‌کنیم.

و اللام لغو الكافرین من افتراهم على الله الكذبة.

لام از چه حکایت می‌کنه؟

در این روایت شریف امام رئوف به نقل از باباشون امیرالمؤمنین، امیربیان صلوات الله علیه فرمودند که از باطل بودن، لغو بودن، بیهوده بودن تهمت‌هایی است که اهل کفر به حضرت حق می‌زنند.

یعنی اونچه که اونها میگن باطله.

گوشتون رو به دهان اهل کفر و نفاق و شرک ندید.

یک معناش می‌تونه این باشه.

اونچه که اونها میگن لغوه، بیهوده است.

چرا عمرت رو به بطالت می‌خوای بدی بره؟

که می‌شینی پای صحبت یا حالا چه تو فضای مجازی و چه حقیقی در هر صورت می‌خوای ببینی که فلانی چی گفت، این چی گفت.

چقدر عمر ما داره به بطالت میره.

از همین که می‌خوایم بدانیم آدم‌هایی که به فرمایش امام رئوف چون کافرند و پوشاندن روی حقایق رو ما ببینیم اونها چی میگن.

خب به ما که، به ما چه که اونها چی میگن؟

چی میخوان بگن؟

متاسفانه گاهی اوقات ما به اسم سیاست که باید آگاه باشیم از حقایق روز خیلی از عمرمون به بطالت میره.

باید باخبر باشیم از اونچه که امروز در جامعه می‌گذره.

اما نه اینکه دیگه همه عمرمون بشه چرخیدن و همینطوری گشتن در فضاهایی و کانال‌های مجازی و چه و اینا که فلانی چی گفت به ساریکی و اینا.

جز اینکه عمر ما رو به بطالت بگذره هیچی نیست.

پس لام اینجا در این روایت می‌فرماید لغوه.

البته در یک روایت دیگری که بعد از همین به مرتبه شیخ صدوق در توحیدش میاره و تعجب هم نکنید قبلاً عرض کردیم همونطور که قرآن هر حرفش هفتاد هزار معنا دارد که او را به منزله نفس بگیری قرآن رو بیانات اهل بیت به منزله بدن این نفس است.

به منزله یعنی انزل مراتب قرآن است بیانات اهل بیت.

لذا حروفیم که اهل بیت در کلماتشون و جملاتشون بهره گرفتن اونها هم هر حرفی می‌تونه هفتاد هزار معنا داشته باشه.

یه معناش لغوه.

یک جای دیگه حضرت فرمودن اشاره دارد به لا اله الا الله.

لام.

یعنی شما لام رو در عالم دیدی، توی کتاب لام رو دیدی؟

حکایت داره از لا اله الا الله.

بریم جلو.

میم از چه حکایت می‌کنه؟

شأن نزولش چیه؟

باطن حرف ظاهری میم چیه؟

حضرت فرمود ف المیم ملک الله يوم الدين.

يوم الله مالك غيره و يقول الله عز وجل اشاره می‌کنه به اون آیه شریفه که لمن الملك؟

لمن الملك؟

میم.

ملک.

اليوم.

امروز ملک، پادشاهی، سلطنت مال کیه؟

لله الواحد القهار.

البته اینجا حضرت می‌فرماید که ثم تنطق ارواح انبیائه ورسله وحججه فيقولون.

وقتی خدا این سؤال رو می‌کنه حججش، انبیایش، اولیاش می‌فرماین اونجا که لله الواحد القهار.

در روز قیامت اونها می‌فرمایند.

فيقول جل جلاله بعد خدا می‌فرماید که اليوم تجزى كل نفس بما كسبت لا ظلم اليوم ان الله سريع الحساب یه که سریع خدا حسابرسی میکنه و هر کسی به جزای اعمالش میرسه.

[صدای بچه].

سلطنت و مالکیت عالم نه به صورت اعتباری بلکه حقیقی با الله هست که عرض کردیم چون لِللهِ الواحد القهار است.

این واحدیت که حکایت از کثرات عالم دارد، نظام واحدیت کنار القهار خدا که میاد قهاریت و واحدیت با هم به قول حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه محاکات از احدیت دارد.

احدیت نظام اقدس، واحدیت نظام قدس، نظام اعلی است، اشخص، اشرف.

اونجاست که همه این کثرات مندمج‌اند در او.

این دو وقتی با هم میاد نشان از احدیت دارد [مکث] که دیگه کار تمام است.

یعنی هرچه که در عالم وجود موجود شده است و بهره از وجود گرفته است، همه و همه م-مال خدااند اینطوری بگیم نه غیر خدا.

ملک عالم، ملک عالم، ملکیت، مو-- اینا همه با خداست.

اون له ما فی السماوات و ما فی الأرض هم اون لام ملکیت و مالکیت نه اعتباریه و نه دو چیز جدای از همه حتی توحید صمدی رو هم در نظر داشته باشیم که یک حقیقت کلیه بسيط الحقیقه که همه شعون او هستند.

نه مثل مالکیت ما بر چیزی که میگیم این یک شخص است که مالک این چیز است.

دو چیز از هم جدا نه، که خدا مالک آسمان‌ها و زمین و ما فی‌هاست و بین هماست.

حالا خدا یه چیز، این‌ها هم یه چیز، حالا خدا مالک این‌هاست، مدبر این‌هاست، تدبیر این‌ها میکنه، نه.

اصلا این‌ها شعون حق‌اند که بحث‌هاش گذشت.

تجلی حضرت حق‌اند.

چیزی جز حق نیست.

مالکیت دست خداست به این معنا بگیرید.

نه اینکه دو چیز جدای از هم حالا اون داره تدبیر میکنه.

نه، اون چنین نه.

این میشه توحید عددی.

لذا حتی نظام علت و معلولی در فلسفه هم بحث نظام علت و معلولی رو شما میکنی یه مقدار بوی توحید عددی توش میاد.

یه مقدار خالص انگار نیست.

ولی وقتی شما نظام علت و معلولی رو میاری تو عرفان بررسی میکنی میگی نه اصلا معلول جدای از علتش نیست.

این دو جدای از هم نیستند.

حالا بگیم خب یه علتی بود که این معلول هست، بود که این هست [مکث]، اینا هستن جدایی و انفکاک بینشون نمیشه ایجاد کرد.

یک حقیقت کلی‌اند.

این‌ها آیات اواند، مجالی اویاند، از لال او هستند، کلمات او هستند، تجلیات او هستند، جلوات او هستند، شعون او هستند.

یک حقیقت کلی‌ست که لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم که همه به حول و قوه الهی‌ست.

حتی دزد داره میره دزدی کنه به حول و قوه الهی میره.

پس تکلیف انسان‌ها چیه در اعمال [مکث] حالا خوب و بدشون؟

انتخاب در قلب اتفاق میفته.

در فعل لا حول و لا قوه الا بالله.

تمام.

فعل به حول و قوه الهی‌ست.

اونچه که به من و شما منتسب است انتخابه.

اونم در قلب واقع میشه که اینجا نقطه آغازین یه بحث جدیدی در هیئت یا زهرا سلام الله علیهاست که انشاالله بعد خواهیک در حقیقت دنیای جدیدی به روتون این مع-- این منظری که الان عرض کردم باز خواهد کرد.

که متاسفانه ما بیشتر به فعلی، کارهای فعلی و فعلیاتمون، کارهای حالا عملیات بندگی‌مون این‌ها پرداختیم و افعالمون نه به حالا به اقوالمون پرداختیم نه به قلبمون، نه به درون.

حتی منبرهامون بیشتر جنبه عملی داره و [مکث] اون حوزه اندیشه و فکر و قلب خیلی کم آیه است، کم نوره در منبرهامون.

حالا این منبرها چه حکمی باشه، چه حتی موعظه باشه و اقناعی.

در هر حال قلب.

اونجام که میفرماید ما درون را بنگریم و حال را [خنده]، این یعنی همین.

نی برون را بنگریم و قال را.

این یعنی همین عزیز دلم.

کاری به ظاهرت ندارن.

باطنت چیه؟

انتخابت چیه؟

حالا ت-- نسبت به همون فعالیت ایجاد میشه.

حالا این یه وقت مستقل می خواد یا حداقل هفت هشت ده تا منبر استخوندار می خواد که این باز بشه.

انشاالله به وقتش یه دهه‌ای بخوریم پیرامون همین با هم صحبت کنیم.

بعد ببینیم ما منبری‌ها جسارت نشه به عزیز دلم آقا سید عزیز قدم به چشم ما گذاشتن تشرف آوردن چه جفایی به شماها کردیم بعضیامون که بیشتر به عملیات بندگی و فعل و انفعالات و این‌ها پرداختیم و حوزه قلب رو خیلی توجه بهش نداشتیم.

خب چون من گفتم بخوایم حروف رو تموم کنیم من ردم.

اینطوری باشه دیگه باز دوباره تموم میشه هر منبری یه حرف.

نون حکایت از چی داره؟

فرمود و نونا نوال الله للمؤمنین و نکاله للكافرین هر کجا نون رو دیدید یکی از وجوهش نا، نون، حرف نون.

یکی از وجوهش بخش نوال الهیه، بخشش خدا به اهل ایمانه و نکال یعنی نبخشیدن یعنی نکبت و بدبختیه.

بی‌سعادتی‌ست که خدا رقم زده برای کفار که البته این هم مثل قاعده ازلاله دیگه.

خودش خواست، خودش انتخاب کرد، ضلالت و گمراهی و شقاوت رو خداм قاعده ازلال رو پیاده کرد.

نه خدا گمراهش کرد.

خدا ولش کرد، رهاش کرد تو اون وادی.

کلاً عجیب آیه‌ایه.

واقعاً اهل باسوادش نه من بی‌سواد ده تا منبر با این تیکه از آیه قرآن باید برن که کلاً نمد و هاؤلا و هاؤلا.

خدا مد، مد می‌رسونه، امداد می‌رسونه، می‌کشونه، کمک می‌کنه.

به هر طرف بخوای بری می‌کشونت.

حوزه قلبت چی رو انتخاب کرده، اختیار کرده می‌برت.

در فعلت خدا می‌برت.

تو انتخابتو درست انجام بده، قلبت درست باشه.

علت اینکه خیلیا در وادی ایمانن ظاهراً اما افعالشون الهی نیست چون انتخابشون الهی نیست.

قلبشون اونورو خواسته.

اما بر اثر حالا خیلی مسائل مصلحت‌های دنیوی، خانوادگی، اجتماعی، چه، چه این، این سمتن فعلاً.

یه تکون بخوره میره اونور یا بالعکس اونوریا.

انتخابش الهیت نظامه.

اما بر اثر یه سری فشارها، مشکلات، مزیقه ها، یه مسائلی هست که ما بی‌خبریم فعلاً تو اون صفحه، اونجاست اما قلبش اینجاست.

این‌ها یه دفعه با یه تکون، با یه غربال جاشون جابجا میشه که الانم در حال غربال عجیبی در اجتماع هستیم، جابجایی‌ها.

می‌بینیم خیلیا اونوری‌ان یه دفعه متصل میشن به صفوف اهل ایمان.

خیلیا اینوری‌ان یه دفعه با یه تکون رفتن اونوری شدن.

واقعاً عاقبت به خیری نتیجه انتخاب قلبه.

قلب رو باید بپایین خیلی.

اون بحث قلب در قرآن رو نمی‌دونم کیا دنبال کردن سیصد چهارصد جلسه بحث شد و هنوزم وسط راهن.

بلکه یک سوم مطلب رو گفتیم.

اونا خیلی به دردبخور بود اما خب ما چرتمون گرفت سرش فعلاً [نفس عمیق] متوقف شده بحث.

پس خیلی حواسمون جمع باشه که این [نفس عمیق] غربال کردن در راه است بلکه رسیده است.

هر چه به آخرالزمان نزدیک‌تر می‌شیم این شدیدتر میشه تا جایی که مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمود مثل این دیگ آشی که نخود لوبیا چجوری بالا پایین میشن وقتی زیرشون آتیش روشنه با آتش حوادث روزگار بالا پایین میشید.

[مکث] لط و غربلون.

قطعاً و قطعاً و قطعاً غربال خواهید شد، خواهیم شد، خواهند شد.

خب واو.

فالواو وويل لمن اس الله من عذاب يوم عظيم.

الله اکبر.

واقعاً آدم باید تنش بلرزه.

یه وقت من میگم وای بر کسی، خدا بگه وای بر کسی.

ويل لمن اس الله.

واو معنای ويل داره.

ويل للمصلین حتی قرآن میگه.

وای بر نمازگزارا.

عجب!

چرا وای بر نمازگزارا؟

الذين هم فی صلاتهم ساهون.

سحرنمازن، کاهل نمازن.

نمازشونو جدی نمی‌گیرن اینا.

وای خدا فرموده وای بر اونا.

الانو نگاه نکن میگم وای بر اونایی که خونه ندارن، مستأجرن.

وای دنیا اینطوریه.

وای بر کسی که الان مرکب خوب نداره.

وای بر کسی که نمی‌دونم قرض و بدهکاری.

وای بر جوانی که ازدواج نکرد.

وای بر کسی که...

اینا رو بذار کنار.

اونور حرف چیز دیگه‌ایه.

میگه وای بر کسی که نمازش رو سبک شمرده.

[مکث] پیغمبر فرمود قرة عینی في الصلاة.

نور چشم من در نمازه یعنی چی؟

به یک معنا دارد می‌فرماید که اگر کسی نماز نمی‌خونه، قیامت کور محشور میشه.

نحشرهُم یوم القیامة عمیا.

این کور محشور میشه.

من اعرض عن ذکری فمن اعرض عن ذکری فانه معیشة ضنكا و ان له معیشة ضنكا و نحشره یوم القيامة.

اینا [مکث] اسراری‌ست که لابه‌لای کلمات اهل بیت خوابیده [مکث] که کسی که نماز نخونه اون دنیا مثل اینکه بچه‌ای که از رحم اومد بیرون کور مادرزاد تا آخر عمرش تموم.

چقدر زجر می‌کشه.

حالا اگه یکی یه مقداری سو داره سو، سو شاید کاهل نماز اینجوری باشه.

یه سو، سویی اما اونور، اینور دید داشته باشه.

لذا جهنم تاریکه، ظلمته.

نمی‌بینه جایی رو.

اما بهشت یکپارچه نوره.

می‌بینن همه حتی جهنم رو هم می‌بینن بهشتیا.

خب پس واو یک وج-- یک جلوه‌ش وایه.

وای، وای، وای.

ها چطور؟

و الهاد ها An على الله من اسا.

هی عالم و آدم جمع شدن عصیان می‌کنن.

با خدا و دین خدا دشمنی می‌کنن.

انبیا رو می‌کشن.

تو یک روز هفتاد پیغمبر رو کشتن، سر بریدن.

انبیا رو لای تنه درخت گذاشتن اره کردن، بدنشون رو اره اره کردن.

زنده زنده پوست کندن از سر انبیا.

چشم درآوردن.

چه کردن؟

سادات بن الزهرا رو چقدر سوزاندن در آتش.

لای جرثقیول دیوار گذاشتن.

تو تنه درخت گذاشتن، قطع کردن، سوزاندن.

کارایی که داعش کرد و اینا بر علیه حضرت حق، ها؟

خدا می‌فرماید ها نعل الله معذرت میخوام غلطی می خواید بکنید بکنید.

اینا بر خدا آسونه.

شما فکر نکنید که به خدا دارید لطمه‌ای می‌زنید.

هیچ چیزی نیست.

لطمه‌ای شما بر خدا نمی‌زنید.

هرچه هست به خودتون می‌زنید.

یا [سرفه] اینم حرف آخر.

تو جشن امامت امام عصر یا رو گفته بودیم چون اسم امام مهدی احسن صلوات الله علیه رو بازش کردیم بر اساس عـ- علم حروف.

اونجا گفتیم یا حکایت از یدالله دارد.

به به به به.

یدالله فوق ایدیهم.

یا یدالله فوق خلقی واسط بر رزق سبحانه و تعالی عما یشرکون.

خیلی زیباست.

به درک که سبحان الله سبحانه و تعالی عما یشرکون [مکث] نظام، نظامادیش که الان نظام‌آباده اینجا نظام‌آبادیش می‌شه به درک که اهل شرک و کفر و اینا بدشون میاد.

یه چیز دیگه‌ای میگن.

سبحانه خدا پاک‌تره از این حرفا.

واسط بر رزق.

اون رزقش بسیطه [مکث] خدای منان.

چون دستش بالا دست همه دست‌هاست.

دستتو بده به دست خدا ببین چه می‌کنه برات.

حالا اسمش زیبا و شریف و عجیبه که سمیت فی السماء بأحمد و فی الارض ابی القاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم.

صلی الله محمد آقا.

این اسم رو شما با همین علم حروف بررسیش کنید.

تازه یه وجهش، یه وجهش که ما ام تو این حدیث بیان کردیم هزاران وجه.

که حالا میمش چی بود؟

دو تا میم هم داره.

ملک.

ملک لله.

الملك لله.

ملک.

تمام سلطنت عالم دست این آقاست.

اصلاً سلطنت مال این آقاست و سلطنت از این آقا به ارث رسیده به حتی امیرالمؤمنین.

قبلاً عرض کردیم حکما و عرفا امثال ملاصدراها، شیخ طوسی‌ها، شیخ رئیس‌ها، ابو علی سیناها عرض شود عارف عربی‌ها.

اینها همه فرمودن که پیغمبر تنها کسی است که به اصـ- به اصالة رفت و همه این مسیر رو طی کرد تا جایی که از ذات حضرت حق انک لتو لقل قرآن من لدن حکیم علیم.

علم لدنی و ذاتی حضرت حق رو که همه قرآن است که القرآن احز که از حضرت حق رو گرفت و این رو به ارث داد به بقیه.

به تبع پیغمبر بقیه این حقایق رو گرفتند و طی کردند این مسیر رو حتی امیرالمؤمنین حتی مولامون امیرالمؤمنین حتی آقای ما، صاحب ما، امام زمان ما که تنها امامی است که با بدن عنصری در نشئه طبیعی هستند حتی ایشون هم به تبع پیغمبر.

او اصل است، بقیه فرع او هستند.

اگرچه یک حقیقت کلی‌اند.

اینو توجه داشته باشید.

یعنی این‌ها رفتند به اون حقیقت کلیه رسیدن اما به وساطت پیغمبر رسیدین.

متأسفانه ما توجه به پیغمبر خیلی کمه.

خیلی کمتر از اهل بیت دیگه‌ست و این اشتباهه.

درسته یک حقیقتی‌اند اما چرا آقای ما مولای ما سید الاوصیا، ها؟

امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب چرا می‌فرماید انا عبد من عبید محمد صلی الله علیه و آله وسلم.

صلی الله.

خب یه عبد گفتی آقا بسه دیگه.

من بنده ایو-- چرا عبید دیگه؟

چرا شدیدش کردی؟

این عبد رو شدت بهش دادی.

به شدت بنده‌م [مکث] اینا.

خیلی حرف توشه.

همه رو او گرفت.

همه راهو او رفت.

دست راست کرد دست بقیه رو حتی انبیا رو گرفت و به وساطت او، او به-- او اول کسی بود که به مقام س- سدرت المنتهی، به مقام صادر اول، اون ول ممدود رسید.

اون رقد منشور [مکث] رسید.

اون عقل کل رسید که همه حقایق عالم به برزخییت وجود صادر اول در ح- در تمام عوالم امکانی ظهور کردن.

او واسطه بین حق است و خلق.

صادر اول که نفس الرحمن است مثل نفس من و تو که یک نفس بیش نیست.

هو این نفس می‌زنه به مخارج حروف الا ماشاءالله به کثرت کلمات و حروف و ازدواج سبحان الذي خلق الازواج کلها.

از ازدواج این حروف، کلمات، ازدواج کلمات، جملات، مضامین الا ماشاءالله لا یتناحی ایجاد می‌شه.

یه نفسه.

[صدای خنده]اونم یک نفسه زده اما این همه کثرات برزخه بین حق و خلق شوخی نیست.

در قوس صعود نبی اکرم اسلام، نبی اعظم اسلام رفته و به مقام صادر اول رسیده.

لذا همه حقایق عالم شعون وجودی او هستند.

لذا جهنم شده تجلی خ-جلال او.

بهشت شده تجلی جمال او.

هرچه هست اوست و همه خلاصه در او هستند.

جایگاه خیلی رفیعه.

خیلی.

پیغمبر عزیز عالم که امشب به عشقش اومدیم.

حالا امام صادق چه جایگاهی داره که والآثار الجعفریه آثار جعفریه رو از امام از، از حضرت نبی اعظم انتقال دادی به کی در صلوات خواج نصیر؟

به امام عصر.

صاحب آثار جعفریه کی بود؟

امام عصر.

ببین حضرت صادق هم حالت برزخی، حالت وساطت داره بین پیغمبر و امام عصر ما حتی.

یک اثر وجودی نبی اکرم اسلام شده امام صادق.

یک اثر وجودیش، یک جلوه وجودیش شده امام عصر ما.

شما ببینید چه خبره.

اینه که میگه تک گل عالم، اینجا عرفا میگن تک گل عالم نبی اکرمه.

بقیه عطر او هستند.

اینجا میشه فهمید یعنی چی.

اینه که فرمود خدا یک مهمانی به پا کرده در عالم به عشق نبی اکرم خاتم النبیین.

یکی که مقام ختمی دارد همه حقایق درش جمعند موندم جان.

ختم کرده دیگه همه چی رو برداشته.

چیزی دیگه باقی نمونده بر نداره و تازه به سمت اسم مستعصره حضرت حق در حرکته که مرحوم شیخ اکبر می‌فرماید بلکه اصلاً اسم مستعصره حضرت حق خود ایشونه.

اینا رو قبلاً با هم چون بحث کردیم میگم یادآوری بشه.

حالا ایشون حساب کنید چه مقامی، چه مرتبتی.

همه عالم در وجود او جمع است.

لذا بزرگان تو یه جمله جمعش کردن.

خدا به گل روی پیغمبر عالم یه مهمانی به پا کرده از آدم تا خاتمه بخ-حتی خود خاتم از آدم تا خود خاتم.

اینو دیگه امیدوارم متوجه بشید یعنی چی خاتم هم درشه.

از آدم تا خاتم به گل روی این آقا مهماند، مهمان سفره او هستند.

تمام شد.

[صدای کودکان] [صدای خودرو] لی مع الله وقت.

لا یصعانی فیه ملک مقرب ولا نبی مرسل.

برای ما یه وقتی هست مع الله با الله که در اون وقت و در اون مقام و در اون تجلی بهتره بگیم در اون جایگاه، در اون لحظه نه ملک مقربی هست، نه نبی مرسلی.

مع الله.

لی.

برای من.

مع الله وقت.

آیا یا رسول الله شما خودتون نبی مرسل نیستید؟

هستند یا نه عزیزان؟

هستند یا نه پیغمبر نبی مرسل؟

درسته؟

[صدای کودکان] هستند.

اگر هستند چرا اینجا حضرت فرموده لا.

نفی کرده.

مقامی است که نه ملک مقرب اونجاست.

لا یصعانی فیه.

نفی کرده.

لا یصعانی فیه.

در اون مقام فیه.

مع هو نفیه.

در اون مقام لا یصعانی فیه.

ملک مقرب ولا نبی مرسل.

چرا نبی مرسل که مقام خودش رو هم هستو برداشته؟

چی شده اینجا که برداشته؟

اصلاً دیگه خودیتی نیست.

هرچه هست اوست.

لذا تنها کسی که شده عبد الهو، اوست.

بقیه عبدالله‌اند.

[صدای کودکان] شریک‌بردار هم نیست عبودیتش.

شریک‌بردار هم نیست رسالتش.

[صدای کودکان] در مقام شهادت اگر برسی، اگر برسی که ما هر روز داریم به گزاف معذرت میخوام خودمو میگم به شما دروغ، به دروغ میگم اشهد ان لا اله الا الله شهادت این محل شهوده.

یعنی دیدم، چشیدم، رسیدم.

نه که فهمیدم مثلاً علم فکری نه.

چشیدم.

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له.

شریک‌بردار نیست الهیت الله.

بعد دو مرتبه در خصوص پیغمبر اکرم میگیم و اشهد ان محمدا عبده.

[صدای مردم] صلی الله علیه و آله.

و رسوله.

این ر- عبده و رسوله این ضمیرها به کجا میخوره؟

ضمیر هو به کجا میخوره؟

به الله دیگه.

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، عبده، رسوله.

پس اگر الهیت الله شریک‌بردار نیست، عبودیت و رسالت پیغمبر، بلکه بهتره بگیم عبدیت پیغمبر هم لا شریک است.

عهدی عبدیت پیغمبر رو نداشته.

عبدیت مخصوصاً میگم نه عبودیت.

میشه یه کسی خیلی عبادت کنه اما عبد نیست.

عبد بارها گفتیم چند روز پیش هم دوباره گفتیم تو رسانه ملی.

اینا که پیگیرن تو کانال دیدن این [صدای کودکان]که بر اثر کثرت تردد رو-- میفته جا میندازه رو زمین و عرب میگه عبد.

انقدر به سمت حضرت حق در تردد بود و هست که این شاهراه صراط مستقیم شد خودش اصلاً.

شد خودش.

[صدای بچه] به مقام صادر اول رسید.

من و شما یک شأنی از شعون او هستیم.

جبرائیل و عزرائیل شأنی از شعون-- اینی که میاد در خونه پیغمبر اجازه میگیره از اهدی اجازه نگرفته.

چرا اجازه میگیره؟

چون شأنی از شعون وجودی اوست.

الان می فهمید شما.

[صدای بچه] همه عالم شعون او هستند.

ما از اون اصلمون غافلیم.

کدوم ما مون تو زندگیمون نماز پیغمبر خوندیم تا حالا.

از امام صادق سؤال کرد راوین و شیخ عباس قمی می فرمود سؤال کرد آقا جان نماز جعفر طیار چگونه است؟

چه قشنگ فرمودند چرا غافلی از نماز جد ما رسول الله که شاید نه رسول الله یک بار نماز جعفر طیار خوانده و نه جعفر طیار یه بار لیاقت داشته نماز رسول الله بخواند.

بخونید ببینید چه وضعیتی تو زندگیتون ایجاد میشه.

تو وجود خودتون کاری به زندگیتون و خودتون، خودتون ببینید چجوری منقلب میشید.

فرمود قسم یاد کرد کسی که این دو رکعت نماز پیغمبر رو بخونه گناهی بین او و خدا باقی نمی مونه.

[صدای بچه] مگر مظنون به خدا باشه یعنی گمان بد به خدا ببره که هیچی این اصلاً تعطیله.

[صدای بچه] چه عظمتیست، چه آقاییست که اون کسی که مقام سلطنت در عالم دارد و عالم آل محمد است و شما همیشه صلى الله عليه و آله و سلم ولی نعمت ما از ایشون یاد میکنید و سلطان علی الاطلاق عالم که رضایتی در عالم چه ملک و چه ملکوت رخ نمیدهد رضایتی مگر اینکه امام رضا جلوه کرده که تو راضی شدی، اون راضی شده.

دوتا کبوتر میخوان با هم ازدواج کنن.

تا راضی نشن ازدواج نمی‌کنند.

رضایت بین این دوتا کبوتر هم در تجلی رضایت مقام رضایت امام رضاست.

[صدای بچه] قطب مثبت و منفی میخوان به هم بچسبن.

جذب کنن هم-- اصلاً جاذبه.

اینا همش رضایت درشه.

تا ز-- تا امام رضا جلوه نکنه اینا رضایتشون به چسبیدن به هم نمیرسه.

او می فرماید در [صدای بچه] دعای امنی از شر ادا کی امام رئوف ج-- حدیث هم تموم شد.

چه شیرین که روایت هم از امام رئوف بود و به خود حضرت هم جمع شد که البته این تیکه آخرش رو هم بگم.

اینم بگم بعد حدیث شریف فرمایش امام رضا رو بگم ببینید چه فرمایشی کرده امام رضا در خصوص پیغمبر.

واقعا من توش موندم.

ثمه.

ثمه قال.

سپس فرمود امام رضا در انتهای این روایت ان الله تبارک و تعالی انزل هذا القرآن بهذه الحروف التي يتداولها جميع العرب.

ثم قال.

می فرمایه امام رضا می فرمود خدای منان همین قرآن، القرآن هذا القرآن همین القرآن که تمام علم حضرت حق که تنزل پیدا کرده درش هست، همین با همین حروف نازل کرده.

اصلاً تو همین جمله امام رضا غوغاست.

با همین حروف همه علمش-- علمی که امکان داشت نازل بشه رو البته با همین حروف نازل کرده.

چرا غافلی از این حروف؟

علم حروف غوغاست [صدای بچه] که فرمود اون فرمایشی که در همه غافل نشید از سوره حمد همه سوره های قرآن درش فا حرف فا آمده جز سوره حمد و کل فا من الآفه.

فا هر جا باشه از آفته که بعد گفتیم باشه طلبتون.

نمی‌دونم اصلاً رفتید بررسی کردید که معنای فا در فاطمه یعنی چی اگر آفته.

آفته برای دشمناشه.

یه، یه جلوه‌ش.

آفته برای هر کسی که علیه فاطمه است.

بد آفتیم هست.

حالا یه جلوه‌ای گفتم یه جوابکی داده باشیم تا ان شا الله به موقعش.

این علم حروفه دیگه.

علم حروف چیه پس؟

و فرمود قل لئن، لئن اجتمعت این آیه قرآن امام رضا فرمودن.

لئن اجتمعت الانس والجن علی ان یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهيرا.

تمام اندیشمندان عالم همه و همه از اول تا آخر همه به پشت به هم بدن.

ها؟

بعضهم لبعض ظهيرا.

پشت به پشت هم بدن.

ظهر پشت.

پشت به پشت هم بدن.

نمی‌تونند به مثل این قرآن بلکه یک سوره بیارن حتی یک آیه شو.

نمی‌تونن.

این معجزه الهی.

معجزات بقیه همه تموم شد رفت.

یه شق القمر شد، یه شق البحر شد.

موسی زد عرض شود شق الحجر شد.

دریا شکافت.

سنگ شکافت.

چه، چه شتر از دل کوه...

اینا همه هم تمام شد.

یه تاریخی داشتن تمام شد.

اما این تمام شدنی نیست.

این معجزه.

و چقدر ما متاسفانه زندگی‌هامون خالیست از این معجزه نبی اعظم.

چقدر در تعلیمات روزمره‌مون با بچه‌هامون قرآن دخیله.

چند تامون بچه‌هامون رو دغدغه داریم بگذاریم کلاس قرآن.

حالا چه بحث از روحانی، روان خوانیش نمی‌دونم تجوید بگیرش تا مفاهیم و تفسیر و حفظش حتی حفظش.

[صدای سوت]چه قدرمون بعد در برزخ معطل میشیم.

نکنی بچه‌هات معطل میشن.

بزرگ‌ترین لطف یک پدر به بچه‌ش تعلیم قرآنه.

جزو وظایف قطعیه یه پدره.

سه تا وظیفه‌ای که داره ادب‌آموزی، اسم خوب گذاشتن، یکیش قرآنه، تعلیم قرآن.

چرا معطل میشی در برزخ؟

فرمود به هر میزانی که بچه‌های اهل ایمان از قرآن به دورند ملکی مأمور میشه در عالم برزخ، بعض وقتی که نفس ناطق اعلام انصراف از بدن کرد و از هم منسلخ شد، جدا شد و رفت، عالم برزخ شروع شد نه وقتی تو قبر خاکی فقهی میذارنت، اون به قبر برزخی یعنی بدن مثالی.

نفس ناطق وارد اون شد برزخت شروع شده.

ملکی میاد هر مقدار که تو از قرآن به دور بودی و بی‌خبر بودی شروع میکنه تعلیم دادن و هر مقدار که طول بکشه تو برزخ اونجا گرفتاری یعنی انتظار برزخی داری.

برای بعضیا هفت هزار سال گفتن برزخ طول میکشه.

حالا نده تعلیم نده.

اما کسی که کل قرآن رو حفظ باشه چی؟

به یک حفظ که این حفظ نه فقط حفظ ظاهری ها.

حفظ ظاهری کمک میکنه به حفظ باطنی.

یعنی عمل به قرآن.

کسی که اینطور باشه به یک باره به بالاخره طفره محاله.

باید عالم مثال که برزخه منفصل و بیرون از ماست رو بره.

نمیشه از عالم مثال عبور نکنه و بره به عالم غول و ارواح و مفارقات با ملائکه و ارواح انبیا، اولیا محشور بشه نمیشه.

باید از برزخ عبور کنه.

برزخ عالم مثاله.

طفره هم که محاله.

اما میره با سرعت نور.

خب این قشنگ تره یا هفت هزار سال، هفتصد سال، هفتاد سال، هفت سال تو برزخ نگهمون دارن پوستمون کنده بشه که به تکامل برزخی برسیم.

چون لا یمسّه إلا المتهرون.

[صدای بچه] خب این حرفا بد نیست که آدم بشنوه.

[صدای بچه] واقعا خوب نیست آدم این حرفا رو بشنوه؟

[صدای بچه] زشت نیست این حرفا رو نشنوه.

جلسات ما صرفا [صدای بچه] با تهیز احساسات که اونم عشق است، با همون ما به اینجا رسیدیم، با همون، با همون تهیز احساسات و عواطف.

تو شعر و دستنی و روضه و اشک رسیدیم به این حقایق.

حیف نیست تو همون بمونیم و از اینجا غافل باشیم؟

خستتون نکنم این رو هم هدیه کنم از علی ابن موسی الرضا که وعده دادم.

ببینید در دعای، یه جمله است وقتتون رو نمیگیرم، یه جمله است.

[صدای بچه] خواهر و برادر گوش بدن، کوچیک و بزرگ.

دیگه ما بالاتر از نماز نداریم که الصلاة عمود الدين، الصلاة معراج المؤمن چه، چه، چه.

اگر قبول شد همه چی قبول میشه.

إن قُبلت قُبل ما سواه، إن رُدت رُدت ما سواه.

رد شه همه چی رد میشه.

الصلاة روح، روح ما به نماز ماست.

حالا امام رضا تو دعایی که بعضی ما هم تو قنوت نمازشون مخصوصا تو وتر میخوندن در ایمنی از شر ادا میگفتن صلي على، خدایا صلوات بفرست بر صلي على من شرفت الصلاة بالصلاة علي، الله اکبر.

یعنی خدایا درود و صلوات بفرست بر کسی که صلات رو، نماز رو شرافت بخشیدی.

یعنی شرافت و بزرگی و عظمت نماز.

جایگاه نماز به چیه؟

به چیه؟

الان از شما بپرسم آقا به چیه؟

به قنوتشه، به رکوعشه، به سجودشه، به ارکانشه؟

نخیر.

امام رضا فرمود صلي على من شرفت الصلاة صلوات بفرست بر کسی که شرافت بخشیدی الصلاة رو، همه نمازها رو بالصلاة علي، به صلوات بر او.

الله الله الله صلي على محمد آله طهر.

حالا برادران مثلا ما صلوات نفرستن تو نمازشون فرقه های دیگه.

ها؟

نفرستن.

خب نماز نخوندن اینا.

ان شا الله که عاقبتمون بخیر.