د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۲
دارای متن همگام
اصلِ ربط وجودی؛ چه کسانی سرِ جاندادن میآیند
لقاءاللّٰه ۳۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۴:۱۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۶ سرفصل
## اصلِ ربط وجودی؛ چه کسانی سرِ جاندادن میآیند
۰:۰۰
آیهاش این است:
۰:۴۸
## القا و اخذ؛ جایی که ربط وجودی بسته میشود
۱:۲۸
## نحن أیام الله؛ یوم یعنی ظرف ظهور
۱:۵۹
اهلبیت فرمودهاند:
۲:۳۹
## نامگذاری روزهای هفته در مفاتیح
۳:۰۹
## قوس صعود؛ هر کس بهسوی ربطهای وجودیاش میرود
۴:۰۶
## همه بهسوی اسماء الله؛ قوس نزول و قوس صعود
۴:۴۷
اینها اسماء جلالیه و قهر خدایند؛ و اینها در اللهاند. دقت بفرمایید.
۶:۱۵
## جلال اهلبیت و جهنم بهعنوان اسم جلال
۶:۳۷
اصلاً همهٔ عالم بهسوی الله میروند. همهٔ موجودات، مطلقاً همه، بهسوی اللهاند. امر را خدا تدبیر میکند:
۷:۳۰
## نتیجه: صاحبِ روز؛ جلال پیامبر، زهرا، امیرالمؤمنین و امام عصر
۷:۵۸
## اهل ایمان؛ آغوش صاحب روز
۹:۰۶
## حدیث امام رضا از امیرالمؤمنین در توحید صدوق؛ باطن حروف
۹:۵۲
## از حرف طاء تا حرف ظاء
۱۱:۳۵
## حدیث قدسی؛ من نزد گمان بندهام هستم
۱۲:۵۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یه حرفی ما زدیم بچهها
گذاشتنش تو کانال هیئت و یه سری بحث برانگیز شد و
چون بعضیا گفتن ربط وجودی ایجاد میشه بین کسی که میره با چه روزی میره.
اینا بعضیا اینو قبول نکردن. من یه چیزی، یه سری رو برای شما فاش کنم.
اگر این یه اصله به شما القا کنم این اصلو همیشه یادتون باشه.
حتی مشایخ ما میگفتن اگر لحظهای که از دنیا میخوای بری، اون کسایی که باهاشون ربط وجودی پیدا کردی میان سر،
میان لحظهی جان دادنت، لحظهی لقاء میان.
یکی از اونایی که ربط وجودی باهاشون پیدا میکنی مثلا معلمته، استادته، اون کسی که طریق و راه رو به تو یاد داده.
"یوم ندعو کل أناس بإمامهم"
این آیهشه. روزی که همه پشت سر امامشون محشور میشن.
این امام اینجا صرفا منظور امام معصوم نیست.
تفاسیر رو مراجعه کرده باشید اونجا فرمودن پیشوای تو، جلودارتو، کسی که راه رو به تو یاد داده، اون،
اون هم میاد. لذا اون مثالی که زدم، اون روضهخون لب شه-- مرگش
سی و پنج تا از شهدای کربلا اومدن کنارش.
گفت چرا شماها فقط ما شنیده به هفتاد و دو تا بودید؟
فرمود توئه ذاکر اهل بیت تو جلساتت فقط ما سی و پنج تا یاد کرده بودی.
ببین این یاد کردن حتی ربط وجودی میاره.
یکی از جاهایی که-- اینو خوب گوش بدید به دردتون میخوره.
یکی از جاهایی که ربط وجودی برقرار میشه
اینه که من در مقام
القا قرار بگیرم، بخوام با تمام وجودم
حقیقتی رو، رو حساب دارم این کلماتو استفاده میکنم، نه باطل، حقیقتی رو به تو القا کنم.
اگر تو، اون مخاطب،
اون هم با تمام قوا
آماده اخذ این القا باشه،
این الهام باشه، خب؟
هر دو این با تمام قوا میخواد انتقال بده،
تلقین کنه به اصطلاح
القا کنه. اون که مخاطب در مقام
مخاطب قرار گرفته میخواد بگیره.
اینجا یکی از جاهایی است که ربط وجودی برقرار میشه.
به طوری که تو با تمام وجودت امام عصرتو صدا بزنی
و آقام قطعا با تمام وجود لبیک میگه، ربط وجودی برقرار میشه.
بین شما و ایام، ایام.
اهل بیت فرمودن "نحن أيام الله" ما ایام خداییم.
يوم یعنی ظرف ظهور.
ظرف قبلا عرض شده خدمتون.
ظرفی که ظهور میشه درش بهش اصطلاحا در حکمت و فلسفه میگن يوم.
ظرف ظهور اشیاعه. يوم الله
یعنی ظرف ظهور الله.
اهل بیت فرمودن ما ی-- "نحن أيام الله" ما
روزهای الهی هستیم، یعنی ما ظرف ظهور
اللهیم. اینا تا اینجا.
بعد شما تو مفاتیح اون روایت شریف آخ-- عاشق عباس قمی که آورده ببینید
هفت-- روز هفته رو به نام اهل بیت گذاشته.
شنبه پیغمبر، یکشنبه امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، دوشنبه امام حسن، امام حسین همینطور میان
تا جمعه امام عصر.
یک یک این ایام بیدلیل به نام اهل بیت نامگذاری نشدن.
هر کس که توی اون روز
به سمت حقیقت حرکت کنه،
حالا این به سمت حرکت-- حقیقت حرکت کنه یا در نشئه طبیعته که میشه موت قبل أن تموتو.
یا نه فارغ شده از نشئه طبیعت و میخواد بره به عالم الوهی،
بره اون بالا حالا به لقاء رب خودش حداقل برسه،
اونجام میر-میره به سمت اون حقیقت دیگه و "إنا إليه
راجعون". إليه راجعون.
قوس صعود. میرن همه اونجا.
حالا در این قوس صعود که همه دارن حرکت میکنن،
هر کی میره به سمت چیزهایی که با اونها ربط وجودی برقرار کرده.
حالا اگر یه کافر، یه مشرک، یه منافق در روز شنبه از دنیا بره،
آیا ربط وجودی بین او و رسول الله هست؟
به نظر شما هست؟ یه کافر، یه مشرک منافق،
اصلا از خدا بیخبر، شنبه از دنیا رفت.
این اشکالی بود که بعضیا تو کانال اونجا مطرح کرده بودن با ادمین کانال و به ما رسید.
من در جواب پاسخ البته نیستم.
نمیدونم چی شده یه دفعه اینو مطرح کردن.
جوابش مفصل یه وقت دیگه میدیم.
یه چیزکی میخوام عرض کنم. ببینید همهی ما در حرکتمون به سمت خدا میریم به سمت اسماء الله.
همه میریم به سمت الله.
الله و "إنا إليه راجعون" دیگه.
"إنا لله" ما از سمت خدا اومدیم قوس نزول و "إنا إليه راجعون".
این إليه میشه همون الله.
چون إنا لالله.
ما میریم به سمت الله. الله مستجمع جميع اسماء و صفاته.
أعم از جلالی و جمالی.
شما بفرما ببینم اسماء جمال مثل چیه؟
اسماء لطف خداست. غفاره، ستاره،
وهابه، هم-- رحیمه، رحمان.
خب بالاخره اینا هم اسماء لطف همه.
اما آیا الله فقط اسماء لطف رو داره؟
اسماء جمال رو داره؟ نه.
مستجمع جميع اسماء.
اسماء قهر رو هم داره.
یعنی خدا ذو انتقام هست یا نه؟
المنتقم اسم خدا هست یا نه؟
هست دیگه. ز-- مثلا القهار هست یا نه؟
هست. مثلا شدید العقاب
هست. سریع الحساب هست.
اینا ه-- اصلاً خود
جلال، اسم جلال.
اینا اسماء جلالیه و قهر خدا در اللهاند.
دقت بفرمایید. میفرماید
ما از الله اومدیم. قوس نزول.
در قوس صعود میریم به سمت الله.
خب الله مستجمع جميع اسماءه.
پس پیدا شد که عدهای میرن به سمت اسماء جلال خدا، عدهای میرن به سمت اسماء جمال خدا.
علامه حسن زاده میفرمود
مظهر یا تجلی
جلال خدا. یه جا دیگه میفرمود
مثلاً مرحوم ابن عربی میفرمود جلال خدا.
علامه حسن زاده میفرمود جلال سید الشهدا.
همش هم در طول همند، فرقی نمیکنه.
مظهر یا تجلی جلال امیرالمؤمنین،
مظهر تجلی مثلاً پیغمبر از همهشون چهارده نور پشت،
تجلی جلالشون شده جهنم.
اصلاً جهنم، جهنم هم اسم اللهه.
منتها اسم جلال خداست.
اسم قهر خداست.
اما اونم اسم اللهه. اصلاً همه عالم به سمت الله میرن.
همه موجودات مطلقا همه به سمت اللهاند.
امر رو خدا تدبیر میکنه.
دوباره این قوس نزول. تدبیر خدا از آسمان به زمینه.
اومدیم ما از اون عالم بالا اومدیم.
ما اونجایی بودیم اومدیم. حالا
دو مرتبه رجوع میکنی به اون.
به کی؟ الله. پس همه به سمت اللهاند.
یعنی آقا مشرک و منافق و کفار هم میرن به سمت الله؟
بله. به کدوم سمت؟
به سمت اسماء قهر، جلال.
که تجلیش شده چی؟ جهنم.
به همین راحتی. پس نتیجه.
اگر کسی روز شنبه از دنیا بره،
کافر باشه، مشرک باشه، منافق باشه،
چنین کسی میره به سمت
جلال پیغمبر.
چون روز شنبه روز یا ظرف ظهور پیغمبره.
خودش فرمود یوم الله این دیگه.
نحنا ایام الله. اگر کسی روز یکشنبه از دنیا بره، کافر باشه، مشرک باشه، عاصی باشه، گناهکار،
میره به سمت جلال حضرت زهرا و امیرالمؤمنین.
اوه، اوه، اوه! یکپارچه جلالاند این دو.
یکپارچه جلالتاند.
حالا یه کسی روز جمعه بره، آدم پستی باشه، خبیث باشه.
اوه، اوه! اینو دیگه نگو.
میره به سمت جلالت امام عصر.
آقا این که چه لحظهای، چه ساعتی، چه یومی که ظرف ظهوره،
از دنیا بری کاملاً مرتبطه با صاحب اون روز.
ربط وجودیه. منتها اینکه چگونه ربط وجودیه،
این باید باز بشه.
مثل الان که ما یه وجهش رو باز کردیم.
اما انشاالله اهل ایمان، شما خوبان، باصفاها،
با مرامها از دنیا برین.
بالاخره یکی از این ایام میریم دیگه.
جز این نیست که از شنبه تا جمعه.
کسی که روز شنبه از دنیا میره اهل ایمانه،
میره تو بغل پیغمبر.
کسی که روز یکشنبه از دنیا میره اهل ایمانه.
چون ربط وجودی اون روز با حضرت زهراست و امیرالمؤمنین.
خانم باشه میره تو بغل پ-- حضرت زهرا.
آقا باشه میره تو بغل آقا امیرالمؤمنین.
به، به، به! حالا کسی روز جمعه بره.
به، به، به! میره تو بغل امام عصرش.
توجه کردی چی شد؟ اینها ربط وجودی.
اون بحث ما شبهای جمعه لقاء الله بود گفتیم همه ما بر اساس آیات قرآن قراره به لقاء حداقل رب خودمون برسیم.
درسته؟ لقاء رب خودمون این بود که بچشیم باطن این عالم رو
و باطن اسماء الهی رو.
عزیزان همه میدونید بر اساس درس و بحثهایی که داشتیم تک تک کلمات نجا-- نظام هستی که یکیش شمایید، اسم اللهید.
ما وقتی مردیم باطن این کلمات رو میچشیم، میبینیم،
میرسیم بهشون. این یعنی لقاء.
بر اساس این اومدیم یه روایتی رو از امام
رضا صلوات الله علیه باز کردیم شبای جمعه که از امیرالمؤمنین این روایت رو نقل فرمودن ایشون که حتی
حروف، رفقایی که یه شب، امشب فقط اومدید،
عزیزان دلم پارو چشم من گذاشتید،
آشناها و فامیلها و نزدیکان این مرحومه.
این حدیث رو برید ببینید در کتاب توحید شیخ صدوق که به دعای امام عصر به دنیا اومد،
میاد امام رضا میفرماید حتی حروف،
حروف هم شأن نزول و پنهان دارن،
باطن دارن. همین حروف الف، ب، پ، ت، ث، ج، چ.
اینا یک تأویل دارن، یه باطنی دارن.
ما اینو شروع کردیم. یعنی ما بمیریم یکی از چیزایی که قراره بچشیم، برسیم، ببینیم،
یکی از معنای لقاء، لقاء حتی حروف در عالمه.
حروف، کلمات، اسماء،
همه رو قراره ببینیم، بچشیم.
خب همینجا بچش. امام رضا این حدیث رو فرمود.
ما هم اومدیم، رسیدیم و این جمله آخر منبر امشب من
رسوندمش به جایی که منبر منقطع نشه.
چون بحثهای شب جمعه ما بود.
ما رسیدیم به اینکه تأویل و شأن نزول حرف تا
چی بود؟ گفتیم توبا.
بحث توبا للمؤمنین رو مطرح کردیم.
حالا شأن نزول حرف وا.
وا با دسته، تازه.
اینم از قول کی بدارم میگم؟
امام رعوف قربونش بریم که وقتی از سر قبر مادر اومدیم گفتیم امام رضا ما مادر رو به تو سپردیم.
اومدیم اینجا امام رضا داره از قول امیرالمؤمنین، امیر بیان میفرماید.
گوش بدین تمام و ذاع ظن المؤمنین بالله
خيرا وظن الكافرين به سوءا.
خیلی پرحرفه اینجا. حالا من حرف نمیزنم
فقط خواستم حدیثو بگم. زا چی شد؟
وا با دست تا زا.
زا یعنی ظن. ظن چی به خدا؟
چیا؟ میگه مؤمنین به خدا ظن خیر دارن، ظن خوب دارن.
ظن المؤمنین بالله خيرا.
همش هرچی براشون پیش میاد میگن خيرا انشاالله.
انشاالله خيرا. این ظن مؤمنین به خدا.
اما کفار چه ظنی دارن؟
فرمود چی؟ سوءا.
همش بدگمانن به خدا.
نه به خدا، به زمین و زمان بدگمانن.
فحش میدن. این چه عالمیه، این چه دنیاییه، این چه وضعیتیه، این چه-- همش فحش میدن.
لذا این حدیثه آقا کوچولوترها میخواید تا آخر عمرتون خوشبخت بشید؟
سرش تو این حدیثه.
حدیث قدسی. سند، جواهر الثنیه فی احادیث القدسی
شیخ ر عاملی که هم سن شما حدودا دور از جونتون بود، ده سالش بود مرد،
امام زمانو دید گفت آقا من کاری نکردم مردم.
میشه منو برگردونی برای شما یه کاری بکنم؟
آقا یه جرعه آب بهش داد. برگشت زنده شد صد و هفتاد جلد کتاب نوشت.
یکیش همینه. اونجا این حدیث رو آورده.
ایشون شیخ ر کی؟
عاملی. عاملی. فرموده خدا،
خدای منان در این حدیث قدسی به پیغمبرش فرمود خواهرا، آقایون گوش بدید خ- فصل الخطاب امشب ما.
ثوابش برسه به روحáš خانم. فرمود من، خدا در نزد گمان بندمم،
ظن بندم. بندم اگه به من گمان خوب داره، خیر داره، من دائم باهاش-- براش خیر میارم.
اگه بندم به من گمان بد داره، دائم براش بد میارم.
پس مراقب گمانها، ظنها،
اینها باشیم. اللهم مغفر ورحم لمن يقرأ الفاتحة مع الصلوات. اللهم صل على محمد
جلسه قبل
جلسه بعد