یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على كل نعمته و اسأل الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
ان شا الله که معذور باشید همین الله اکبر که پشت بام هیئت دسته جمعی گفتید ذخیره قبر و قیامتتون بشود که قطعاً معذور که هستید ان شا الله مضاعف معذور باشید که به هر حال تا همین اندازه هم همین که احیا بشود ارزشها و تن دشمنان و مخالفین بلرزد کار کمی نیست.
یکی از دلایلی که بارها عرض کردیم حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها وقتی برای یارگیری در خانه انصار و مهاجرین را سه شب زدن به اتفاق فرزندانشون و آقامون حضرت بصی علی ابن ابی طالب علیهم الصلاة والسلام در زدن.
یکی از دلایلی که فرمودند هر کس که فردا صبح برای یاری علی به مسجد میآید سر تراشیده بیاید همین وجه اجتماعی و ظهور و بروز یار بودن است.
یعنی اینکه انسان صرفاً ولایت رو در دلش حبس کنه و نگه داره زندانی کردن ولایته.
اگر کسی صرفاً حب اهل بیت رو در دلش مخفی نگه داره و ظهور نده این رو خصوصاً در جامعه امروز که ظهور و بهرت یا ظهر الفساد و ظهر الفساد فی البر و البحر بما كسبت ايدي الناس.
در حالی که فساد ظهور کرده و ظاهر شده، کسی ولایت رو در دلش توی این ایام نگه داره و ظهور بهش نده بروز نده، چنین کسی وقتی حتی سلام به حضرت موسی بن جعفر هم بده السلام علیک ایها المعذب فی قعر السجون، سجون جمع سجن زندانها داره سلام به امام میده اما خودش هم ولایت رو زندانی کرده در قفسه سینش عزیزان و بروزش نداده.
بروز دادن خیلی مهمه که بسیاری از بزرگان بودند که اما متأسفانه در همون حد ممنونم عزیزم در همون مد-حد مسجد و حسینیه و حوزه علمیه و همینها باقی موندن اما حرکت اجتماعی نداشتند.
ابعاد اجتماعیشون بسیار ضعیف و بدون تأثیر در اجتماع بود.
اما حضرت امام علیه الرحمه روحش شاد، روح شهدای راهش شاد، روح اونایی که نهضت رو احیا کردن شاد که حتی حق حیات بر گردن ما همه دارند.
ابعاد اجتماعی اسلام رو بر بنای همون ابعاد فردی و ابعاد فردی رو بر بنای ابعاد اجتماعی گسترش داد و این عز اسلام شد که می بینید سرتاسر [سرفه] این کره خاکی هر کس که فریاد آزادی خواهی و استقلال و عدالت حالا به یک معنا حرف از مردانگی دارد، دم از امام میزند، دم از این انقلاب میزند و پشت سر رهبر ماست.
به یک تعبیر [سرفه] اگر اینو خوب دقت کنید چه عرض میکنم به قول مشایخ و بزرگان ما به یک تعبیر [سرفه] اگر ما در زمان پیغمبر زندگی میکردیم، فرعون زمان ما کی بود؟
اگر در زمان امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام زندگی میکردیم، فرعون زمان ما کی بود؟
همونایی که در تاریخ میخونیم و لعنتشون میکنیم.
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد.
همین طور در زمان امام حسن بودیم فرعون کی بود؟
اون دشمن س-- اون اصلیترین دشمن امام حسن کی بود؟
در زمان امام حسین اگر بودیم اصلیترین دشمن امام حسین کی بود؟
اللهم لعن یزید خامسا ها لعن میکنیم.
همینطور برو تا امام عسکری، خلفای عباسی اینها چه خیانتها، چه خون دلها به دل ائمه ما کردند.
خب حالا اون تاریخ بود [سرفه] سبب عبرت ماست به یه وجه البته.
خب الان چی؟
شما که تو دل تاریخ مرور تاریخ میکنی، گریه میکنی، سینه میزنی، یاد اونها رو احیا میکنی، لعنت میکنی دشمنان رو بفرمایید ببینم الان دشمن امام عصر تو کیه؟
آیا برای تو محرز شده دشمن امام عصر تو کیه؟
و اون، اون دشمن امام عصر تو دشمن ترین دشمنها نزد تو هست؟
که در کمال یه جمله من فقط امشب مخصوصا حرف زدم که خدایا!
ای کاش دشمنان ما دشمنان امام عصر باشن.
[مکث] آیا هست؟
یعنی الان ما اون بغضی که نسبت به یزید زمان امام حسین داشتیم و داریم آیا همون بغض رو نسبت به فراعنه امروز داریم؟
به دشمنان امام عصرمون داریم؟
از کجا بفهمین که اون فرعون اصلی، اون شیطان بزرگ کیه الان؟
از کجا بفهمیم؟
خب ببینیم آخرین منتها الیه آرزوی دشمنان زمان پیغمبر چی بود.
یعنی اون کسی که از همه بیشتر دشمنی بود، دشمنی با پیغمبر میکرد منتها الیه آرزوش چی بود؟
که پیغمبر رو از بین ببره دیگه.
کی بیشتر از همه زمان پیغمبر حرص میزد و میگفت من همه پول اون داشتههامو خرج حاضرم بکنم تا این آقا نباشه.
ابو سفیان بود.
اللهم لعن ابا سفیان بعد و معاویه و یزید بن معاویه.
درسته؟
در زمان امیرالمؤمنین همینطور.
[مکث] شما بالاخره اون بزرگترین دشمن اسلام در زمان امیرالمؤمنین کی بود؟
معاویه بود.
از معاویه بپرسید کی خار چشم توئه؟
معاویه ملعون.
تو بیشتر از همه کی نزد تو مبغوضه که تو حاضری همه دار و ندار تاج و تختتو خرج کنی تا او رو بکشی از زمین برش داری؟
میگفت علی.
غیر از اینه؟
به امام حسن مثلا در زمان امام حسن باز به معاویه میگفتن همین.
در زمان امام حسین به یزید که فرعون اون زمان بود میگفتن آقا تو اگر دست و پات باز باشه اولین کسی که میخوای از جلوی راه خودت برش داری کیه؟
قطعا میگفت یز-- امام حسین.
چرا؟
خب داره نشون میده که برداشت دیگه.
تمام هم و غمشو جمع کرد تا حسین بن علی رو به بهترین وجه ممکن از رو زمین برداره.
[مکث] درست شد؟
خب حالا الان ما که دسترسی به امام عصرمون نداریم.
داریم؟
نداریم.
عموما نداریم.
کاری با اون اوحدی از اولیاء الله نداریم.
امثال سید ابن طاووس و علامه حسن.
اینا رو ما کاری نداریم در حد خودمون حرف بزنیم.
خب وقتی نداریم بالاخره امام عصر الان یک دشمن قسم خوردهی [مکث] نفر اول رو داره یا نه؟
نقش اول رو داره در دشمنی.
اونو از کجا بشناسیم؟
میریم سراغش.
میگیم شما دشمنان اسلام حالا تراز نمیخوایم بگیریم که کدومتون از همه دشمنتری.
مجموعه دشمنان اسلام اونایی که الان علیه اسلام، علیه اسلام ناب.
فعلا من اصلا کاری به انقلاب فعلا تو این بحث صحبت مقدماتیم ندارم ها.
اسلام، شیعه.
بزرگترین دشمنان شیعه و اسلام الان کیان؟
خب مشخصه دیگه.
حالا برو یک یک از اینها بپرس که آقا دشمنترین دشمنان شما کیه؟
یعنی اون کسی که دشمن مشترک همه شما دشمنان اسلامه که همه شما چون امام عصر ما رو که اینا دسترسی ندارن.
اگرچه ما در اون نقشهای که ما در مسجد سهله دیدیم که به همت محققین عراقی تعبیه شده بود، ما دیدیم اونجا خیلی جالب بود.
تمام، تمام جاهایی که تو روایات داره امام عصر صلوات الله علیه اینجا پایگاه تأسیس میکنه.
مثلا در نزدیکی مسجد کوفه، سهله، نمیدونم فلان جا فلان.
همه اینها تو کشورهای مختلف، تو یمن، تو همه اونجا بدون استثنا آمریکا الان پایگاه زده.
یعنی اون عما هوشیارتره.
خب اون دستش که به امام عصر ما نمیرسه.
اگرچه براش برنامهریزی کرده.
اما الان آقای آمریکا، آقای مثلا عذر شود آلمان، فرانسه، اتحادیه اروپا، اسرائیل، نمیدونم انگلیس.
اینا، اینایی که دشمن اسلامی دیگه مهرهزه دشمنی شما.
قرآن سوزی شما مهرهزه.
[مکث] شما همه دشمن مشترکتون الان کیه؟
بدون استثنا همشون میگن نفر اول دشمن ما یک نفره.
اونم آقا سید علی خامنهای.
اللهم صل على محمد و آل محمد آ last.
خب بسم الله.
یه آدم بابصیرت، یه آدمی که چیزی حالیش باشه، دشمن شناسیش حداقل قوی باشه، باهوش باشه، کودن نباشه.
از این آدمای مذهبی صرفا مسجد بلوی عرقچین به سر بذاره و ذکر بگه بس بس کنه به قول علامه نباشه، نه.
تیزبین باشه، باهوش باشه، دشمن شناس باشه.
از همین رد میتونه ردیابی کنه چی رو؟
که الان اون کسی که در صف مقدم و اون نوک پیکان مبارزه با استکباره و همه میخوان اون رو زمین بزنن رهبر ماست.
این نشون میده که بعد از امام عصر ما، اون کسی که خار چشم دشمنان ماست و اون کسی که عز اسلامه، اسلام، اسلام که انقلاب به برکت اسلام ظهور کرد، اون کسی که خار چشم اوناست، رهبر عزیز ماست.
[مکث] غیر از اینه؟
این کاملا برهنه.
یعنی خط اول مبارزه با استکبار.
رضا، اونجا که آقا فرمود "من دیپلمات نیستم، من یک انقلابیام" یعنی همین اون موقع بعضیا اولین بار بود یه همچین چیزی رو از دولت مبارک آقا شنیدن، نمیفهمیدن یعنی چی، هضم نمیکردن.
الان با این صحبت من قشنگ قابل هضم شد.
من مبارزم، انقلابیام، دیپلمات نیستم.
دیپلمات چیه؟
[خنده] خب حالا این حرفا رو ما زدیم فقط برای اینکه شماها بدونید امشب همین چند لحظه که رفتید الله اکبر گفتید در طول ولایت بود و در طول خار شدن در چشم دشمنان بود و هر کس امروز در طول ولایت فقیه حرکت میکنه قطعاً در طول مهدی فاطمهست، در طول ولایت ایشونه.
یعنی از طریق دشمن شناسی خیلی راحت انسان میتونه به اینجا برسه.
خب اگرچه اینجا حرف زیاد داریم بزنیم اما به همین مقدار بسنده میکنیم که بحث لقاءالله مونم پیاده بشه انشاالله.
من خدمت شما عرض میکنم [سرفه] که اگرچه مباحث مرام را اگر پیگیر باشید در یکی از اون جلسات صد کلمه در معرفت نفس عرض کردیم که چون دهه فجر بود بعضیا اونجا تازه اونجا به ما اشکال کردن که چرا مثلاً شما این دهه فجر تو صحبتهات خیلی از مثلا امام، رهبر اینا اسم نمیاری از انقلاب فلان.
که من این اشکال رو به اونها کردم.
گفتم که صرفاً خود حضرت امام علیه الرحمه بارها فرمودن که چراغونی کردن برای نیمه شعبان خوبه اما این اصل نیست.
اصل پیاده کردن و اقامه امر ولایته.
وقتی علامه حسن زاده میفرماید به جانم قسم اگر کسی این کتابها رو، این چند تا کسا-کتاب رو که سیر انفسیه، تفسیر انفسیه قرآناند، اینها رو نفهمه از فتح، از فهم خطاب محمدی که قرآنه باز مونده.
به جان خودش علامه سوگند خورده.
اونا چی بود؟
اسفار ملاصدرا بود.
فصوص و فتوحات ابن عربی بود.
مصباح العنس ابن فناری بود.
تمهید القواعد ابن ترکه بود.
منظومه ملا هادی سبزواری بود.
غیر از اینه؟
و ما عرض میکنیم کتابهای خود علامه.
خصوصاً سیر لقاءاللهشون و معرفت نفس ایشون.
بعد چه شیرین علامه میگه قسم یاد میکنه که این کتابها بعد خود صاحب و بنیانگذار این انقلاب حضرت امام علیه الرحمه چی فرمودن در اون نامهای که به روسیه اون زمان شوروی اون زمان، روسیه فعلی نوشتن به گورباچف یادتون هست؟
امام همه اندیشمندان شرق و غرب رو دعوت کردن به همین کتابهایی که علامه اسم برد.
به صاحبان همین کتابها.
فرمودن بیاید ببینید شیخ الرئیس ما شفا و اشاراتش چه کرده.
بیایید ببینید اسفار ملاصدرا، ببینید ابن عربی ما چه کرده.
بیایید سر سفره دانشمندان ما بنشینید.
بعد ما ننشینیم فقط دم بزنیم ظاهراً از امام و رهبر و انقلاب بعد توخالی باشیم از این حقایق و معارف.
این خیلی زشته.
من به همونا تو رسانه ملی اینو گفتم.
گفتم شمایی که ما رو عقب میزنید، پس میزنید در بیان این حقایق و معارف دارید پس میزنید افکار امام رو.
حالا هی هزارو بیار بگو امام، امام، اماما فدات شم، جانم فدای رهبر فلان ولی در عمل پس زدنه.
[سرفه] ما در بحث لقاءالله رسیده بودیم به حرف شین.
اجازه بدید که ازش گذر کنیم.
فرصتم نیست یه ده دقیقهای هم میخوان بچهها جشن بخونن.
یکی دو تا حرف دیگرم من امشب بگم.
اگرچه رو بحث حرف شین ما حرف زیاد داشتیم.
صاد.
امام رضا میفرماید شأن نزول حرف صاد.
"فسادو" کلام، کلام امام معصومه.
دقت کنید.
"فسادو من صادق الوعد من حمل الناس علی الصراط وحبس الظالمین عند المرصاد".
این صاد کنایه دارد، اشاره دارد به صادق الوعد بودن حضرت حق از اینکه بر صراط حمل میکنه مردم رو "وحبس الظالمین عند المرصاد" به درون کمینگاه از روی صراط، درون کمینگاه که اون مرصاد مقام ولایت است.
از اونجا اونایی که ظلم به ولایت کردن رو چیکار میکنه؟
من دارم در دل، در، در، در دل ترجمه یکی از تأویل این حدیث را هم براتون میگم بر اساس تفسیر مفسرین.
که این ظلم یعنی چی؟
اون مرصاد یعنی چی؟
میتونستم ترجمه کنم رد شم برم.
اما میگه این ظلم به برمیگرده به اونایی که به ولایت ظلم کردن.
مرصاد هم که مقام ولایت است.
کمینگاه.
کجا؟
روی صراط.
همه مردم "الناس" اینجا میفرماید "في حمل الناس علی الصراط".
همه از رو صراط که دارن عبور میکنند در مرصاد که کمینگاه است و مقام ولایت و خلافت الهی است که اون خلیفه به صفات مستخ-مستخلف خودشه.
یعنی صفات الهی در او پیاده شده.
اعتباری نیست بگیم خب جمع شیم رأی بدیم این آقا بشه امام ما.
نه.
صفات مستخلف یعنی حضرت حق در او پیاده شده.
اعتباری نیست یه همچه کسی مقامش مقام و_ مرصاد کمینگاهه کمین کرده بر مر-- بر صراط.
بعد اینجا خدا میفرماید حبس ظالمین.
خدا، [صدای بچه] یعنی امام رضا میفرماد حبس میکنه ظالمین رو عند المرصاد در مقام ولایت.
یعنی چی؟
یعنی هرکس ظلم به ولایت کرده اونجا حبس میشه.
این یک حرف، ساد، حاکی از یه همچه ولولهایست [مکث] در بعد از، پس از مرگ ما و موت ما .
که حالا این ساد وقتی اومده، این رو عرض کنم اجازه بدید که همین جا فرود بیایم چون دیگه واقعاً وقت گذشته.
[صدای بچه] همین سادی که اومده اینجا در این نشئه طبیعت و در حقیقت عالم شهود مطلقه داره به این شکل ساد به این هئیت و صورت و شکل خودش رو به من و شما نشون میده در مرآه ما و دید و نگاه ما ساد به این شکل.
این ساد وقتی خواسته تنزل کنه از عالم مثال، اونجا هم صورتی به خودش داشته اما نه به این شکل مادی خودش.
صورت اونجا یک چیزیست، برزخه دیگه عالم مثال منفصل، متصل که در درون خود تو فعلاً نمیگم.
[صدای بچه] در عالم مثال [مکث] منفصل یعنی بیرون.
اونم در قوس نزول.
فعلاً قوس صعود رو نمیگیم چون م_ عالم مثال هم در قوس نزول هست چون تفر هم که محاله، تجافي هم محاله.
نمیشه یه عالمو طی کنی، یه عالمو طی نکنی بیای به این دنیا.
عالم عقول رو طی کرده باشی از بالا که اومدی "من شيء إلا عندنا خزائنه وما ننزليه إلا بقدر معلوم".
بعد مثلاً عالم مثال رو زیرآبی رد کنی مثلاً رَ-- رد نکنی اصلاً بیای یکباره بیای در عالم نشئه طبیعت نمیشه.
در قوس صعود هم این چنینه.
عالم مثال منفصل هست و قطعاً ما به عالم مثال منفصل باید سفر کنیم چون تجافي نمیشه.
اصلاً تفر هم که محاله، باید رفت و در حین اینکه تو در عوالم دیگه هستی اون عوالم رو هم طی میکنی.
همینطور که در قوس نزول، حالا اینم به شما بگم برای اینکه حالا اینا که اهل تحقیقن، مینویسن و اینا بدونن.
اونچه که بیشتر مورد اشکال و بحث بین حکما و عرفا است در قوس نزوله.
بودنِ [مکث] عالم مثال.
اونجا بعضیا معتقدن که مثلاً نه اونجا این امکان وجود داره که عالم مثال نباشه.
خب روش بحثه و خیلی هم سخته جا انداختن تو قوس نزول به قول علامه.
بودن مثال، عالم مثال.
اما در قوس صعود همه متفق القولن که الان که ما در نشئه طبیعت هستیم و قوس صعود رو قراره طی کنیم و در حال طیش هستیم قطعاً از عالم مثال میگذریم و میریم به عالم عقول.
اینجا دیگه متفق القولن.
حالا این رو میخواستم بگم.
این شکل و صورت ساد در عالم مثال، در عالم مثال منفصل، اونم در قوس نزول، یه هئیت و یه شکلی داشت اما نه عینا همینی که الان هست.
چون این باشه میشه ماده.
اون فارغ از عالم مادهست.
یک عالم، یک رتبه پنهانتر، باطنتر به عبارتی رتبهش برتره، مافوقه.
[صدای بچه] اونجا برزخه بین عالم عقول و شهادت مطلقه است.
لذا بعض از آثار و جهات عالم طبیعت رو دارد مثل شکل، صورت.
بعض از آثار عالم مجردات تام یا عقول رو هم دارد.
مثلا نورانیتشون، اون تجرد رو هم داره اما تجرد به نحو برزخی.
اینو دارم برای فهم، سهولت فهم شما میگم که بتونید تصور کنید [صدای بچه] این ساد رو وقتی میخوای ببری به عالم مثال چه شکلی میشه.
خب؟
به این شکل.
حالا وقتی این ساد که اومد تنزل کرد از عالم بالا اومد به نشئه طبیعت شد ساد.
من و شما این همه باهاش حشر و نشر داریم.
[صدای بچه] کی تا حالا میدونستیم این حکایت میکنه از صادق الوعد بودن حضرت حق.
این یه وجهشه، این یه وجهشه تازه، یه تعویلشه، یه وجه نزولشه، یک حقیقت این رقیقته.
الان این ساد اینجا رقیقته، رقت گرفته، کثرت گرفته.
وقتی میری بالا حقیقته، یک هی کلیتر میشه.
خب؟
وجود منبسط نزدیک میشه اونجا کلیتر میشه.
حالا از این طرف وقتی قوس صعود هم شما بخوای بری طی کنی، بری به عالم مثال توقع نداشته باش که در عالم مثال منفصل در قوس صعود که قطعاً ما باید بریم و از اونجا بریم به عالم بالا تا "و انا الیه راجعون" رخ بده رجعت ما و لقای ما با حضرت حق رخ بده از عالم مثال باید گذر کنیم و زرنگ اونه که اون عالم مثال رو تو همین نشئه طبیعت رو رفته باشه به یک معنا موت اختیاری رو رسیده باشه و چشیده باشه حقیقت مثلاً این ساد رو تو همین نشئه وقتی میخوایم بریم باید و باید این ساد رو که صادق الوعد بودن حضرت حق هست رو در عالم مثال هم بچشیم .
حالا الان برای اینکه قشنگ جا بیفته یه مثال بزنم.
مثلاً حضرت امام [مکث] در کتابه، فکر میکنم حالا یا الان شک از منه در اربعینشونه یا آداب الصلاةشون.
خیلی سالهای پیش دیدم.
حالا در هر حال در اون کتاب شریفشون، ایشون معتقدن صراط همین دنیاست اصلا همین دنیا نشئه طبیعت صراطه.
این صراط و ما الان هممون رو صراط داریم حرکت میکنیم.
همین صراط رو شما ببر تو عالم برزخ ببر تو نشئه مثال تو عالم مثال منفصل یعنی بیرون از خود در صعود در عروج و "انا الیه راجعون".
اونجا چی میشه؟
اونجا میشه صراط برزخی.
صراط برزخی یعنی در برزخ هم ما صراط داریم.
این صراط کشیده شده از اونجا اومده در قوس نزول به اینجا دو مرتبه قراره همینو طی کنی بری تا "انا الیه راجعون".
این صراط کشیده شده است.
اینطور نیست که بگی فقط تو این دنیاست، تو عالم مثال نیست.
من اینو به شما بگم یه اصله.
این اصل اگر کسی خواست بس به نحوه حالا [مکث] تفصیلش رو ببینه در درس هفتاد و هشت شرح فصوص الحکم از تعالمه میتونه ببینه که تا م-محمد الهمنم اونجا اومده.
این رو حواستون باشه خیلی به دردتون میخوره این اصل.
اونچه که در عالم طبیعت هست به عینه در عالم مثال هم هست.
چون پیاده شده.
همین که پیاده شده یعنی عینه اونچه که اینجا هست به نحو تجرد مثالی البته در عالم مثال هم هست.
یعنی این سادی که الان ما داریم میخونیم چیزی که ازش میفهمیم یه پله اصلترش که متن اینجا میشه، اینجا شرح اون میشه در عالم مثال هست.
خب؟
اما این نکتهست.
اونچه که در عالم مثال هست به عینه در نشئه طبیعت نیست.
چرا؟
چون قراره افراد دیگهای هم بیان فقط زمان ما نیست که و همینطور در حال تنزله "و ما نزلناه إلا بقدر معلوم".
حقایق از ذات حضرت حق، این ج-جملات آخر منو خوب دقت کنید.
حقایق از ذات حضرت حق در حال تنزلاند "انا انزلناه في ليلة القدر" به لیله قدر جان امام عصر همینطور از او که واسطه فیض است و قطب الاقطاب است با اون وساطتهای ذی قطب و همینطور یادتون باشه اون نجبا، نقبا، ابdal حالا اینها، میاد هم چطور به من و شما برسه.
سلحا، مؤمنین.
این تمام اون چیزی نیستش که در عالم مثال هست.
بگیم خب هرچی که در عالم مثال هست همش پیاده شد.
نه.
یعنی اونجا اینو میخوام بگم.
بسیاری از حقایق الا ما شاء الله در حال پیاده شدن است.
از ذات حضرت حق بگیر از مرتبه احدیت حضرت حق که روح ما صورت اونه تا مرتبه الوهیت حضرت حق که قلب ما صورت اونه تا بیاد به عالم کثرت.
این نشئه مادون همینطوری در حال تنزله.
اون کسی که میره یا در عالم مثال متصل خودش یعنی عالم خواب یا تمثلات اینجاش در عالم بیداری اونها رو میچشه و میبینه از آینده باخبر میشه.
توجه کردید؟
اما کسی که نه تو لایههای ابتدایی اونجا میره تنزلات ابتدایی رو میبینه که دیگه طی کردن ملاه مافوق رو اومدن دارن میرسن به مادون.
دیگه اون انتهای عالم برزخه.
همین یک ساعت بعدشو میفهمه.
فرداش و فوقش میفهمه.
فهمش عمیق نیست.
اما حجت خدا چیکار میکنه؟
حجت خدا تمام اون حقایقی که از ذات حضرت حق در حال تنزل است، چه قبل بوده، چه الان اومده نازل شده، چه قراره نازل بشه همه رو میدونه به یک باره.
این هم چه قدرت وسعه وجودی داره.
هر مقدار اونچه که قلب امام عصر که مقام فؤاد اوست [مکث]، مقام فؤاد امامه هر مقدار که چشیدی از اون حقیقتی که اون قلب ازش باخبره، چه از قبل، چه از الان، چه از بعد، تو همون مقدار به معنای لقای حق و چشیدن حقایق و موت رسیدی.
این معنای جدیدی بود که امشب خواستم براتون پیادش کنم.
البته به جهت اون بحث اول ابتدایی که پیرامون بحث انقلاب و اسلام و رهبر و دشمن شناسی و اینا داشتیم این نشد پخته پیاده بشه عیبی نداره.
حالا فرصتهای بعد.
حواسمون باشه معنای جدیدی از موت و لقای الهی از چشیدن آنچه که در قلب امام عصر و فؤاد اوست [مکث]، امشب برای ما مکشوف شد.
[صدای بچه]