یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
السلام علیک حین تحمد و تستغفر.
سلام علیکم و رحمة الله.
شب بسیار پرفضیلت و باعظمهایست.
ان شا الله که هممون از عطایا و هبات الهی در این شب بسیار ویژه بهرهمند بشیم و این بهرهمندیمون ان شا الله منقطع نشود الی يوم القيامة مثار امام عصر عزیزمون صلواتی خد بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
الحمد لله که بحث لقاء الله ما و موضوع چشیدن حقایق پشت پرده و عبور از ظاهر به باطن عالم که رسیده بودیم به موضوع شأن نزول حروف و چشیدن باطن این حروف که این حروف دال بر چی هستند رسیده به قسمتی که اتفاقاً خیلی مرتبطه با امشب هست.
حالا مقدمتاً عرض میکنم بعد که عرض کردیم کدوم حرف رو میگیم و چه ربطی داره شیرین میشه ان شا الله.
که [مکث]در اون حدیث شریفی که در باب سی و دو توحید شیخ صدوق که دست بندهست، باب تفسیر حروف المعجم، امام الرؤوف از جد عزیزشون امیرالمؤمنین داشتن بیان میکردن که این حروف دال بر چی هستند و شأن نزولشون چی هست و شما در عبور از ظاهر به باطن این حروف باید متوجه چی بشید.
در شرح فصوص حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة میفرمودند که حروف وقتی که مقطع هستند، انقطاع دارن، جدا جدا هستند مثل حروف مقطعه قرآن یک معنایی دارن.
وقتی که جمع میشن بر هم و هیئت تشکیل میشه از اونها ازدواج میکنند با هم یه معنا دارن.
خواهرها گوش بدن.
خواهرها گوش بدن که بعد به ما اعتراض نشه که ما میخوایم گوش بدیم بعضیا رو نمیذارن.
وقتی حروف مثلاً علامه اونجایی که تو شرح فصوصش اشاره به این موضوع میکنه وقتیه که میخواد بگه شیطان در پیشانیش سه تا حرف نوشته شده.
سه تا حرف رو پیشانی شیطان.
کاف و فا و را.
خب الان ذهن ما تداعی میشه میگیم کفر یا کفر، کافر شد.
درسته؟
ولی چون مقطعه اومده ما حق نداریم بیاییم سریع این رو بگیم.
ترجمه اینها فرق میکنه.
مثل حروف مقطعهای که پیرامون اسم امام عصر اومده.
به ما اجازه ندادن هیئت بدین بهش، ازدواج برقرار کنین بین حروف.
فرمودن بگید میم، حا، میم، دال.
اینها یک اسراری درش هست که حالا در اون علم ارسماتیقی در اون کلمهی بیست و چهار هزار و یک کلمه از تعالمه عزیزانی که توی اون فکر میکنم جلسه سیصد و هفتاد شرح بر حالا اون قلوب در قرآن بود ما اونجا اشاراتی کردیم که در اون کلمه بیست و چهار علامه اونجا منظورش چیست در ار مسح قرآن که لا یمسه الا المطهرون و اونجا وعده دادیم که پیرامون علوم ارسماتیقی بعداً با هم صحبت کنیم.
حالا الان این رو فعلاً داشته باشید که در علوم ارسماتیقی یکی از وجوه همین هیئت حروفه.
که حروف وقتی با هم هیئت میشن، جمع میشن، هیئت تشکیل میدن، اون معانیشون و اونچه که دلالت میکنند متفاوته، فرق میکنه با وقتی منقطع هستند.
حالا این حروف رو ما به صورت منقطع داریم بر اساس روایت امام رضا صلوات الله علیه بحث میکنیم.
که این حالا تازه خودش علم فکریه.
این الان کاری که ما داریم میکنیم علم فکریه.
چرا پس بحث لقاء الله این رو دارید تو بحث لقاء الله مطرح میکنید؟
مگر نگفتید لقاء الله یعنی چشیدن الله، رسیدن به الله، دیدن و شهود، هم شنود هم شهود.
میگیم که خب ما مجبوریم به قول علامه ورزش فکری بکنیم.
اینها رو با همدیگه بررسی بکنیم.
علم فکریه تا رفته رفته اون القاءات الهی صورت بگیره و بسوزونتون.
بعضیاتونو سوزونده این مباحث.
میبینم، متوجه میشم بعضیا نه که بال و پرشون سوخته باشه، دلشون سوخته و حق هم هست.
هر چقدر که بیشتر بچشید بیشتر میسوزید و اون سوختن کار میرسه به دردتون میخوره و اون موقع با یک آتش خاصی میاید.
بعد از اون دیگه حداقل، حداقل به جایی که شما رو میرسونه سوختن در این مسیر لقاء و چشیدن باطن عالم اینه که منعکس میشه در عالم خیال یا مثال متصل شما که در درون شماست، که در خواب به لایههای ابتدایی اون حداقل ما سرکشی میکنیم.
که هر چه نفس قویتر است، شدیدتر است، اشتداد پیدا کرده به لایههای عمیقتر یا بالاتر و دست نیافتنیتر اون عالم دسترسی پیدا میکنه که قبلاً عرض شد این قبیل خواب دیدنا یعنی میبینید پنجاه سال دیگه تعبیر شد.
چرا؟
در حد تنزل این انقدر رفته تو عالم مثال متصل و از طریق مثال متصل خودش که در درون خودشه و جزئی از اون عالم مثال منفصل بیرون از خودشه، یعنی برزخ بیرون از خودشه، به قدری رفته اوج گرفته که اون حقایقی که داره تنزل پیدا میکنه از عالم بالا به پایین، حالا حالاها چندین سال مونده تا به پایین برسه این رفته دیده.
برای همین طول میکشه تا خوابش تعبیر بشه و چهل سال بعدو میبینه.
دیدیم و میبینیم بعضیا رو که اینطوری هستن و بعضیا هم نه.
تا خوابو میبینن سریع فردا، پس فردا، یه هفته بعد، یه ماه بعد تعبیر میشه.
رفته این بابام رفته اما همون لایههای ابتدایی.
اولین اتفاقی که میفته در این چشیدن و سوختنها اینه که، حالا اینو بعد انشاالله بعداً با هم بازش کنیم رو هم قشنگ روبروی هم بشینیم اینها رو با همدیگه تفصیلاً مورد بحث قرار بدیم، نه اجمالاً.
اجمال هم که میگیم نه از نوع ابهامش، از نوع ابهام که میگن مجمگویی نه، از حیث اختصار، اندماج، لفظ به هم پیچیده منظورمونا.
اولین اثرش عزیزان به شما عرض کنم که این کلام از تعلامه است به شما هدیه میدم امشب.
فرمودن اولین اثرش که وقتی تو سوختی به حضور رسیدی و چشیدی، تشنگی عجیبی پیدا کردی و خواستی که به از ظاهر به باطن عبور کنی، دیگه حداقلش اینه که انعکاس صورت میده.
انعکاس، نه انجذاب.
حالا فرق اینا چیه؟
انعکاس یعنی از اون عالم مثال منفصل، یعنی بیرون از تو اون عالم مثالی که بیرون از توست و عالم مثال تو جزئی از اونه.
از اونجا حقایق منعکس میشه در قوه خیال تو، در عالم برزخ تو، در عالم مثال متصل که در درون توست انعکاس رخ میده.
و البته اون انعکاس باید تعویل بشه.
هر چقدر که انسان تو این راه تمرین کرد، پیش رفت و از قذارات و آلودگی، آلودگیها فاصله گرفت، ملاک دستش میدن که این چیزی که دیدی منعکس شده چه حقیقتیه در وجود تو.
این عکسی که دیدی، این عکسهای رشتههای ب-به هم پیوستهای که حالا یا از افراد و اشخاص دیدی یا نه کلمات رو دیدی و صوت شنیدی.
هرچه که هست انعکاس صورت میگیره از اونجا.
این دیگه حداقلشه.
حالا این انعکاس رو خیلی جالب که چه شیرینی که میگه منعکس میشه، عکس میشه، عکس.
یعنی تو باید تعویل کنی.
تدی-- یا به عبارتی عه میگه تعبیر کنی، عبور کنی از این ظاهر منعکس شده، عکس شده به اون حقیقت.
این کار هرکسی نیست.
هر چقدر که طهارت نفس بیشتر ، اون ملاک بیشتر دستت میاد که بچشی، بفهمی چی دیدی و اینا خیلی به درد میخوره، خیلی.
بسیاری از بزرگان که به علوم الهی درس نگرفته و خط ننوشته رسیدن از همین چیزی که من الان دارم به شما میگم میرسن و رسیدن که من و شما هم که نگاه میکنیم و اصلاً دنبالشو نمیگیریم.
و چه عجیب که بیشترین سؤالاتی که از بنده حقیر در حوزه این معارف میشه از بیرون از این هیئته.
این درده و من تعجب کردم مثلاً دیروز، پریروز یکی از بچهها تو یکی از این اپلیکیشنهای پیامرسان دیدم سؤال خیلی-- دو س-سؤال استخوندار جدی از من پرسیده بود پیرامون ردف فضل و رساله ردف فضل از تعالمه.
مقصدم جوابشو ندادم.
جواب ندادم با اینکه خیلی خوشم اومد از این سؤالات، آدم بذاره تو آب نمک بخوابه.
فکر نکنه به همین راحتی هرچی سؤال کردیم همون موقع جواب میگیریم.
با اینکه جواب آماده بود بالاخره اینا محکه یعنی قیامت چوب میخوریم ما.
کسایی که بیرون از ما، بعضی پیامهایی که عزیزان گذاشتن تو اون کانال مرام دیدید نوشته بود که ما غبطه میخ-- خوشا به حال اونایی که از نزدیک دارن از این حاجی مثلا از این حرفا و از این مباحث و اینا.
بعد چی بگم آخه؟
بعد اینایی که مثلا از نزدیک میان [مکث] ولش کن حالا به درد و دل نیفته بعد چوب میخوریم که صرفا بشه علم فکریمون و پل نزنیم بره به باطن.
حالا بالاتر از انعکاس میشه انجذاب.
اینم عین کلام علامهست به شما عرض میکنم از خودم چیزی اضافه نمیکنم در ف-- شرح فصوصشون.
انجذاب یه جذبههایی صورت میگیره در تو، تو میری اونجا.
تو پرواز میکنی و منتقل میشی.
تو منتقل میشی، فکرت، قلبت.
تو منتقل میشی.
نه اینکه یه عکسی از عالم مثال منفصل از بیرون از تو بیفته در عالم مثال متصل در درون تو، حالا دنبال تعبیرش باشی، نه.
تو جذبههایی بهت دست میده که منتقل میشی.
پیش میاد.
منتها من این رو به یقین عرض کنم برای تک تک شما پیش اومده.
این که دارم میگم خیلی مطمئنم.
اصلا قیافه های همهتون داره داد میزنه.
این قصه برای همهتون تک تک از این کوچولوها بگیر تا اون بزرگتراتون پیش اومده اما نمیدونید.
ندونستید.
چی بود؟
چی شد؟
حالا من چیکار بکنم؟
و این ندانستنها همیشه کار دست ما میده که حالا در بحث قلب در قرآن هم الان ما رسیدیم به بیست و دومین قلب، قلب منغمر.
که قلوبهم فی غمرة من هذا این قلب اینها در آیه شصت و سه سوره مؤمنون باید باشه اگه اشتباه نکنم اونجا همین تک آیه است، تک آیه.
تک آیه ها خیلی عجیب آیاتیاند در قرآن.
مثل الصمد.
الله الصمد.
یک بار در قرآن اومده اما همه چی هست.
حالا اونجا قلب منغمر میگه بیخبر قلبی که خبر نداره بیچارهمون کرده این بیخبری.
حالا میذارن جلوت غذا رو.
القرآن معدة الله.
قرآن به یک معنا سفره، حالا سفره که نه، طعامیست که در سفرهست، نه سفره طعام دار.
معده در عرب طعام حاضر در سفرهست.
یعنی قرآن طعام توئه.
بخور بسم الله.
چرا احساس سیری داری؟
چرا گرسنه نیستی؟
چرا؟
مریضی.
به قول علامه بولیموس گرفتی.
به قول مرحوم فارابی بولیموس گرفتی.
بولیموس یعنی م-- گرسنه ت، معدت خالیه اما چی؟
حالیت نیست.
سوهاضمه پیدا کردی.
نمیدانی قلب منغمر.
این ندانستنها بیچارهمون کرده.
غذا درو-- جلو دست ماست.
میگه بفرمایین.
بسم الله.
اما چون نمیدونی که گرسنه ای اصلا اشتها نداری دیگه.
حالا بریم سراغ بحث اشتها که نفوذ کنیم به بحث امشب.
اینا همه مقدمه بود که عطش پیدا کنید.
اشتها.
در قرآن یه جا میفرماید له ما یشاءون فیها.
یه جا میفرماید که ما یشتهون.
اونچه که اشتها دارند.
اونجا که یا ما یشاءون هرچی که بخوان براشون مهیاست.
اونجایی که ما یشتهون آنچه که اشتها کنند.
خب اشتهاها باعث میشود که انسانها بخواهند.
توجه بفرمایید بحث منقطع نشه.
هرچه که اشتها کنی همون رو خواهی خواست.
یعنی در طول هماند.
اول اشتها میکنی، میل میکنی، رغبت میکنی، بعد میخواهی.
اصلا آنچه که در بعد از زندگی و حیات دنیوی ما، ما اشتها میکنیم یا به یک معنا میخواهیم، همونیه که در حقیقت میل و رغبتمون بوده.
امشب چه شبیست؟
لیلة الرغائب.
رغائب با غین.
بعضی جاها دیدم رغائب رو با قاف ترجمه کردن.
یعنی شبی که مثلا از گردن رغبه گردن بندها آزاد میشه.
نه این غلطه.
رغائب، رغبت از رغبت میاد که دو وجه دارد.
یک وجهش رغبت عالم بالا از خدا بگیر تا عالم ملکوت و ملائکه که در حرکت ایجادی هستند تو رو به حرکت وا میدارند.
یه وجهش اینه که اونها در رغبتاند به پایینیا و مادونشون.
یه وجهش اینه که ما رب-- شبیست که ما باید رغبت بورزیم به عالم بالا.
خب اونا رغبتشونو نشون دادن که همچین شبی رو تعبیه کرده حضرت حق و اون ملکی که چه جالب اسمشم داعیه، داعی.
داعی.
از دعا میخواد از-- میاد، از خواندن میاد.
آقا چه کنیم امشب؟
چند نفر پیام داده بودن.
بچهها اینا.
چه کنیم؟
البته از این هیئت نه، از هیئت بغلی.
چه کنیم امشب؟
خب آقا اسمش اینه ملکی که امشب البته سی شب همینه اما امشب خاصه.
میاد تو آسمون دنیا اسمش داعیه یعنی داره به تو میگه دیگه که بخواه، دعا کن.
دعا یعنی خواستن.
ادعونی، ادعونی مرا بخوانی استجب لک.
این خواستن یعنی تمام قوای وجودیت منو بخواد.
بله از لغلغه زبان شروع میکرد، میشود.
اللهم إني أسألك برحمتک التي وسعت کل شيء.
اما اگر ارتباط نزنه به باطن لغلغه زبونو خستگی میاره ورق میزنی کی کمل تموم میشه.
[صدای بچه] اصلاً امشب برای خواستنه.
خواستن از روی چی؟
شما بفرمایید.
احسن.
از روی رغبت.
اونچه که شما رغبت بهش داری رو امشب باید بخوای.
سرشه، امشبه.
لذا از اون چهار شبی هم که پیغمبر [زنگ موبایل] دوست داشتن که احیا بگیرن یکیش دیشب بود، شب اول ماه رجب.
از دیشب اون فرشته دعایی اومده رغبتها رو داره متوجه میکنه از بالا حرکت ایجادیه از پایین تو ملک حرکت وجودیه.
هی حرکت کنی از نقص به کمال.
بخواهی.
این خواستن انسان رو اهل همت میکنه.
این که امتی بریم تو هیئت بشینیم در دیواره ها بکنیم عشق و حالی بکنیم اشک اگه اشکی اومد و بسم الله نیومدم آهی و امام صادق علیهم السلام فرمود که هر آهی بر مصیبت ما کوه گناه پس همه گناهامون ریخت و تمام شد و حالا چایی و غذا رو بیار بخوریم و عشق و حال و بری.
به هیچ جا ما رو نمیرسونه، هیچ جا.
تازه بعضی یه مدت ما رو دچار [صدای بچه] ضعف در اعتقادات و باورها میکنه.
این شکل هیئت اومدن و تو این جلسات شرکت کردن و اصلاً توجه به اون غذایی که سر سفره گذاشته میشه نداشتن و اینا.
پس به اینجا رسیدیم اونچه که سبب میشه که ما اشتها کنیم و در حقیقت بخواهیم.
اونچه که سبب میشود بخواهیم که در بهشت داره که "له ما یشاء فیها" هرچی که بخوان مهیاست اون بر اساس چیه؟
میل و رغبت یکه.
میل و رغبت اشتها میاره، اشتها خواست میاره.
هرچی بخوای بسم الله.
من و شما نخواستیم.
چرا نخواستی آقا؟
الان فهمیدیم چرا.
چرا؟
چون اشتها نکردی، رغبت نکردی.
لذا میفرماید فنظر الینا نظرة رحیمه مستکمله به الكرامة.
اون چیزی که تکمیل میکنه کرامت وجودی ما رو نظر حجت بن حسنه.
یعنی او رغبت کنه به تو.
اصلاً عالم، عالم رغبته.
تا امام عسک به تو رغبت نکنه، تا امشب صاحب امشب به من و تو رغبت نمیکرد ما الان اینجا نبودیم.
حالا بسم الله وقت رغبت توه.
چیه که امشب راقب باشه به اون کسی که رغبت کرد به تو؟
اگر رغبت کردی بعد یواش یواش میری جلو میخوای طلب وجودیت میشه.
اصلاً میخوای و برات آمادهست سر سفرهست دیگه.
القران معدة الله.
اون سه شکل قرآن که قرآن آفاقی هستی.
قرآن کتبی هم که دست من و شماست.
قرآن انفسی، جان خودت.
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد.
آنکه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.
بسم الله بخواه دیگه چرا نمیخوای؟
اتفاقاً اونچه که حالا همه اینا رو هرچی دو تا مقدمه امشب رفتیم در تکمیل همدیگه الان تازه نقطه سرخر رسیدیم به اصل روایت.
همه اینا رو گفتیم که اینو بچشیم.
الان چه شیرین که عمرم دست خداستها.
هی خدا ما رو نگه داشت، هی نگه داشت تا امشب برسیم به این قسمت از روایت که امام رضا صلوات الله علیه در اون که حرف شین دال بر چیست؟
شین.
در این حدیث شریف فرمود فش و شین و شاء الله الله اکبر.
ما شاء.
شاء الله ما شاء.
هرچی که خود خدا بخواد.
بعد جالبه ادامه حدیثهها.
و اراد ما اراد یعنی اراده خدا در پس چیه؟
در طول خواسته.
حالا اینجا خیلی بحث سنگینی اینجا باید پیاده بشه، جاش نیست.
که فرق اراده با شاء چیه؟
اراده با شاء چه فرقی میکنه؟
و ما ت-- ادامه حدیثه، حضرت میفرمایند و ما تشاؤون الا ان یشاء الله.
اونجا میفرماید له ما یشاء فیها تو قرآن.
هرچی که بخوان همونه.
دوباره اینجا امام رضا اشاره به این قسمت از قرآن میکنه که و ما تشاؤون هیچ چیزی رو نمیخواید الا ان یشاء الله مگر اینکه خدا بخواد.
خب امشب که اسمش لیلة الرغائب یعنی خدا خواست که شده رغبت الهی به تو.
که اون ملک دایی میاد دعوت میکنه همه رو به سمت خدا.
یعنی خدا خواسته.
یعنی اون شاء الهی انجام شده.
بسم الله حالا وقت من و شماست و اون حرکت، اون کار قشنگ مر-مربوط به لیلة الرغائب امشب اگر کسی نتونست انجام بده فضیلتش بین مغرب و عشاست.
تا اذان صبح وقت داره.
هرکی تونست انجام بده در مفاتیح شب عباس هست.
اینا همه اسرارن.
حالا من چقدر مطلب از هزار و یک نکته، هزار و یک کلمه از شب رساله کلمه اولیا اینا توحید مفضل اینا رو ببینید با سند و مدرک آماده کردم.
یه دونه از اینا رو هنوز برای شما نگفتم هنوز.
در خصوص همین امروز، امشب.
چی بگیم دیگه؟
چیکار کنیم ما؟
یکی از بهترین کارهایی که [مکث] در این ماه میشه انجام داد خصوصا در شبها، جالبه ماه، ماه چیه؟
ولایت هست.
ماه ولایت هست.
یه جا میفرماید ولایتو علی ابن ابی طالب حسنی.
یه جا میفرماید کلمت و لا اله الا الله حسنی.
نگید چرا علما گفتن تو این ماه لا اله الا الله زیاد بگید.
چون اون لا اله الا الله تسویه وجودی میکنه برای اینکه شما رو برسونه به محیط ولایت، به وادی ولایت.
لا اله نفی.
هر الهه ای از وجودت باید زدوده بشه.
هر اشتها و رغبتی که مغایره با اشتها و رغبت الهیه باید برطرف بشه که خواستت بشه خواست الهی.
در تو-- بعد اون موقع وقتی خواست، خواست الهی شد اراده الهی محقق میشه.
حالا یه وجه مت-- تفاوتشو متوجه شدیم، اراده با خواست.
[مکث] هیچ وقت اراده خدا در مسیر شر قرار نمیگیره.
هیچ وقت اراده خدا در مسیری قرار نمیگیره که برای ما خوب نیست.
ما اصابکم من حسنة فمن الله تمام.
هرچی هست برای خیر ماست.
اگر پس خواست تو در مسیر خیر قرار گرفت، اراده خدا در طولش محقق میشه.
[مکث] حالا بحث چی بود؟
اون لا اله الا الله.
لا اله الا الله سر در این ماه نوشته شده.
خصوصا اگر کسی بتونه شبی هزار تا بگه که نور على نور وارد شده در دستورات اهل بیت فرمودن.
اونایی که کثرت میخوره یه خبریه توش.
هزار تا.
حالا هرچی، هرچقدر میت-- شب کسی نمیتونه صد تا.
لا اله الا الله.
اون لا اله نفی.
هر اشتهائی رو از وجودت میزداید تا الا الله تسبت، تسبت وجودی پیدا کنی بر اساسش.
یعنی ثابت بشه در وجودت الله.
اون موقع وارد محیط ولایت شدی.
هر دوش حسن الهیه.
بعد حالا این شهره، شهر ولایته.
شهر رو با لا اله الا الله وارد میشی.
خب شهر بارگاه داره، گنبد و بارگاه داره.
میری به سمت گنبد و بارگاه چیه؟
ماه شعبانه.
ماه شعبان، ماه نبی اکرم اسلام.
میری اونجا بهترین چیزی که اونجا فرمودن صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
خیلی عالی، خوب.
اونجا اون صلوات تطهیر نفوس میاره.
باعث میشه که شما از شهر ولایت وارد بشی به بارگاه ولایت.
بری خصوصیتر بشی.
انگار که رفتی تو شهر مشهد.
بعد حالا اذن دخول میگیری میری داخل بارگاه، میری حرم.
اما باز یه جایی تو حرم هست خصوصیتره.
اون مضجع.
مواجع یعنی بغل، کنار.
مضجع یعنی کنار کناره دیگه جنب الله.
اونجا دیگه باز جای هرکسی نیست.
اون ماه خود، اون ماه رمضانه.
اون رمضانه و اونجا میخوای وارد به اون بشی بر اساس تطهیر قوایی که به ذکر صلوات پیدا کردی رفتی تو حرم در ماه شعبان، هزار تا میتونی اگه کسی تونست شبی ص-- هزار تا صلوات بهتر، عالی.
نور على نور در ماه شعبان.
رفت در رمضان قرار گرفت، اونجا برای اینکه بتونه بره پل بزنه از کثرت به وحدت، از این کثرات باید بره به وحدت دیگه مضجع جنب الله یک وجود واحد اون بغل خدا هم قرار گرفته.
حالا یه جوری میگم بچه ترام بفهمن.
اونجا دیگه باید از کثرت پل بزنی به وحدت.
اون سوره ای که تو رو کمک میکنه که از کثرت بری به وحدت، نه از وحدت به وحدت.
قل هو الله احد، وحدت به وحدته.
احدیت به احدیته.
که تو این س-- تو این ماه خیلی خوبه.
خصوصا شبی صد تا کسی بتونه قبل خواب صد تا قل هو الله عالیه.
البته این سفارش آقای قاضی هر شب به شاگردان سیر و سلوکشون بوده.
بعد بعضیا میگن آقا چرا مثلا دستورالعمل نمیدی فلان، من نه اصلا در اون جایگاه هستم، نه شما در اون.
ببخشید جسارتا که ما بخوایم به شما دستورالعملی بدیم.
نه.
اونا فرمودن.
بعد در ماه رمضان صلوات تطهیر قوا کرد رفتی تو ماه رم-- حالا میخوای در ماه رمضان میخوای وارد بشی بر اون مضجع، بهترین کاری که اونجا انجام میشه سوره انزلناه.
که اصلا مرتبط هم با ح-- هست با موضوع ماه.
ان انزلناه في ليلة القدر تو از وحدت، وحدتش کجاست؟
کجاست و-- وحدت؟
همون اول ان انزلناه این انزال دفعیه، بی یک باره همه حقایق وحدتا نازل شده.
تنزل الملائكة این دیگه بحث کثرته.
حالا اونجا باز فرمودن اگه کسی ش-- عجیبه.
الان، الان متوجه میشی میگم چی.
فر-- اونجا از الان داریم میگیم برای اونجا.
میخوای بری بغل مضجع جنب الله.
شبی هزار تا ان انزلناه کسی در ماه مبارک رمضان بخونه، این حدیثو دارم میگما، بخونه فرمودن راه ملکوت به روش باز میشه.
تو ماه رمضون.
شبی هزار تا.
حالا نمیتونه کسی هزار تا، صد تا بگه بالاخره معنوس باشه.
بین اینها اون چیزی که اون غبارها رو برمیداره، مانعها رو برمیداره، این گیر و گورا رو برمیداره امان الهیه که استغفاره بعد از پیغمبر امان استغفاره.
یعنی لابلای این از کار تو میتونی استغفار بگی-- بکنی.
حالا به هر شکلی که بلدی.
"استغفرالله" این استغفاره.
بچه ترانه رو مثل من "استغفرالله" این خودش استغفاره.
"استغفرالله و اسأله التوبه" خیلی عالیه.
من از تو توبه میخوام.
من نمیتونم.
"استغفرالله ربی و اتوب الیه" یه مقدار ادعاییه اما اینم شیرینه.
من اومدم نه "اسأله التوبه" از تو میخوام، از او میخوام توبه رو.
حالا تموم شد به نظر شما؟
تموم شد؟
مَزجَع رسیدی تموم شد؟
به مَزجَع که رسیدی داخل ضریح یه قبری هست.
یک حقیقتی اونجا پناهنه.
اون حقیقت اتصال وجودی برقرار کرده با ذات احدیت حضرت حق.
تمام کثرات از طریق اون الهیت که قلب تپنده عالم هستیست، یاسین، والقرآن الحکیم، قلب قرآن.
از اونجا مرتبطه با الهیت نظام هستین، اون میشه خود تربت دیگه، اون خاک، اون، اون جایی که اون حقیقت اونجا قرار گرفته یا خود حقیقت.
اون دیگه لیلة القدره [خنده].
اون دیگه لیلة القدره.
یه کسی رفته توی مَزجَع و به قبرم رسیده و وارد قبرم شده اما لیلة القدر رو درک کردن بعضیا چه عجیب که سؤال میکنن چگونه لیلة القدر رو درک کنیم؟
یعنی اون حقیقت کلیه، اون دیگه اتحاد وجودیه.
اون فقط از طریق حضرت صدیقه طاهره رخ میده- سلام الله علیها.
سلام الله علیها.
یعنی زرنگ کسیست که شبای قدرش با اتصال به حضرت زهرا تموم میشه به صبح حتی سلامٌ هى حتى مطلع الفجر میکشه.
طلیعه صبحش.
خصوصا ما همیشه همه ساله امسال از اول شروع کردیم گفتن از ماه رجب.
همه ساله میذاشتیم آخر آخر شب قدر به یکباره مینشستیم اینجا به شما میگفتیم بچهها امشب نماز استحاضه به حضرت زهرا یادتون نره.
آره.
خب بو-- بحث موند.
این بحث موند.
تکمیل نشد.
پخته به اون شکلی که باید مثلا من آروم بشم نشد.
اما بحث همینم از سرما زیادی.
الحمدالله على کل نعمه.
الانم جشن میگیرید و برای امام باغ سلام الله علیه انشاالله یه ربع بیست دقیقه که وقت داریم شادی میکنیم.
خدا از هممون انشاالله همین قلیل رو بپذیره و از اخره قبر و قیامتمون بشه جا نمونید همین، جا نمونیم.
یه دفعه میبینی پردهها میره کنار.
عزیزم همهتون زن و مردی که حواس پرت هستید یا نیستید الان این جمله آخر منو گوش بدید.
یهو پرده میره کنار میبینی همین که بغل دستت نشسته بود، اصلاً معذرت میخوام آدم حسابش نمیکردی، این پردهها براش کنار بوده راحت رفته به لیلة القدر رسیده و بعد نفس اون به تو میخورده و همینه بچهای که بغل تو نشسته و تو اصلاً آدمم حسابش نمیکردی.
فقط حاج آقا رو آدم حساب میکردی، اون.
بعد میبینی نه بعد چه-- تو چقدر متأسفانه قدر ندونستی.
معذرت میخوام یک اونس نمک خوردی نمکدان شکستی.
والحمد لله رب العالمين صلوات ختم کنید.
الله صلي على محمد آله.