د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۳
دارای متن همگام
استعاذه، بسمالله و سلام بر امام عصر
لقاءاللّٰه ۲۳
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۰:۳۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۶ سرفصل
خود را به خدای منّان میسپاریم و سخن را با استعاذه آغاز میکنیم.
۰:۴۱
## تبریک شب ولادت حضرت زینب سلاماللهعلیها
۱:۱۸
همیشه خدا در حال تجلی جدید است:
۲:۴۰
## تفسیر امیرالمؤمنین: سه رحم و سیر استکمالی
۳:۳۲
## صقع ذات، اعیان ثابته و لطف فرصت دوباره
۵:۰۸
خب، خدا دوباره فرصت داده در رحم مادر. مگر در رحم مادر ما کاری میتوانیم بکنیم؟ مگر نفرمود:
۶:۴۹
## نشئهٔ طبیعت؛ لطف دوباره، نه بهانهٔ جهنم
۷:۴۳
## سکرات، برزخ، اعراف؛ رحمبهرحم تا آخر
۸:۲۵
## حرکت وضعی و حرکت انتقالی
۹:۴۳
## سخن حاجی سبزواری: اگر دفعةً میآمدیم
۱۱:۱۳
## حرکت انتقالی بیانتها و وجود واحد صمدی
۱۱:۵۹
## قوس نزول و قوس صعود؛ کلٌّ فی فلکٍ یسبحون
۱۴:۰۵
قرآن اینجا چه میفرماید؟ حرف را تمام کرده:
۱۴:۴۷
## احدیت، واحدیت، وجود منبسط و صادر اول
۱۵:۳۱
## کون در فلسفه و عرفان؛ امّ الاکوان
۱۶:۳۴
## لقاء کلمات وجودی تا اسماء مستأثره
۱۷:۲۵
## أنتِ بحمد الله؛ علم لدنی حضرت زینب
۱۸:۲۶
## حمد؛ اولین اسم از مقام احدیت
۱۸:۴۷
## علم لدنی در افق لقاءالله
۲۰:۵۹
حالا بیا میفرماید:
۲۲:۱۰
بعد از آن طرف وقتی میخواهد به ملائکه در مقام انباء بگوید اینها را یاد بدهید، میگوید:
۲۳:۰۰
## افق مقام حضرت زینب در سیر لقاء
۲۳:۵۹
## بازگشت به حدیث حروف معجم؛ ورزش فکری تا چشیدن
۲۴:۳۷
## هشدار: کرامات، طیالارض و ریزش
۲۶:۳۰
## حرف دال: دین الله الذی ارتضاه لعباده
۲۸:۴۴
## خاتمه: جشن میلاد، مدیحهسرایی و صلوات
۲۹:۳۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک
نستعین. الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا من سواها فدا.
ان شاء الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارند حالشون خوب باشه و
از صائغ جمع ما رو دعا کنن و هرکس به هر نیت خیری امشب در اینجا مجتمع شده و جمع شده
اجتماع کرده به اون نیت خیرش از صائغ دعای امام عصر برسه صلواتی ختم بفرمایید.
اللهم صل علی محمد
. تبریک عرض میکنیم
این عید بسیار با عظمت و
نورانی رو محضر همه محبین این خانواده در حق که
شب بسیار با سعادتی است و امیدوارم که از آنات این شب
وجود ما از بدن بگیر تا اون نقطه اتصال ما به ذات حضرت حق این رتبه های وجودیمون
هم از طبیعت وجودمون، عالم مثال مون، عالم عقل مون، قلبمون همه و همه
فیض ببرن و
مورد عنایت این خونواده قرار بگیرن که بهترین ساعات و آنات
تحت عنایت اونها قرار گرفتن همین ایام الله هست که ظرف
ظهور اشیا است
و ظرف ظهور است.
ظرف ظهور حق است به یک معنا این ایام این شب ها به صورت
، در حقیقت تجلی بیشتر و شدیدتر همیشه خدا در حال تجلی جدید است
که و کل یوم هو فی شأن.
کل یوم، کل یوم هو فی شأن.
در هر یومی خدا در شأن جدیدی است که آقامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودن ه-- وقتی از کسی،
یه شخصی سؤال کردن از مولامون که یعنی چی این آیه که
در هر روزی الله
در شأن است و کل،
کل یوم هو، هو در شأن است.
قل هو این هو چیست؟
کیست؟ قل هو.
کل یوم هو فی شأن.
این هو کیست؟ هو
الله احد است
. نبض اینجاست. از مولا سؤال کردن یعنی چی این که در
هر یومی در شأنی است.
حضرت فرمودن حداقل و انزلش این است
که بعضیا رو
در اون رحم اول قرار میدهد خدا همین الان،
آنی خدا تجلیش و ظهورش این میشود که در رحم اول حالا به یک معنا رحم مادر قرار میدهد
و بعضیا رو در رحم دوم از رحم مادر خدا همین آن، همین آن که دارد در رحم مادر
نطفه قرار میدهد همین آن
دارد از اون عالم و اون رحم اول به رحم دوم که
نشئه طبیعت است
اونها رو وارد میکند.
همون وجودات رو
داره وارد میکنه به رحم دوم
و در آن واحد همین الان داره همین
کسایی که در این رحم دوم هستن
و اجل مسمیشون رسیده است
داره اینها رو خارج میکنه میبره به رحم سوم که عالم برزخه.
که اینها همه رحم در رحمن برای پرورش.
سیر استکمالی ما داریم.
خدا اونجا عاشق بندگانشه.
مطلقا خدا در آشتی
با همه خلاقشه.
مطلقا خدا با اهدی دشمنی ندارد.
هر که دشمنی میکند با خودش میکند
و خدا اینها رو رحم به رحم برای سیر استکمالی و الا در ثغ اسات حضرت حق در اون علم اهدی حضرت حق
بالاخره زبان حال اعیان ثابته یا ماهیات یا صور علمی حضرت حق در اون مرتبه اهدیه ت که همه
شعونات حالا این تشعونات که یکیش ما هستیم همه مستحلك در اون
ذاتیم. اونجا زبان حال همه در علم خدا بود.
خدا میدونست زبان حال من چگونه است.
من چه جور آدمی ام. میدانست یا نمیدانست؟
در علم خدا بود که من چه جور آدمی ام.
یعنی زبان حال من رو وقتی که در مرتبه اهدیه ت حضرت حق بودم میدانست.
خب همونجا میتونست وقتی که ظهور کرد
یعنی یک ظهورش شدم من فصل الخطاب بفرمایید شما جهنم شما بهش تمام.
چرا رحم به رحم قرار داده؟
جهت مهر و محبتش
به جهت لطفش به بندگانش
یک فرصت دوبارهای خدا میدهد به همون اعیان که یکی از اون اعیان عین شماست.
همین ه- همین حضرت عالی که اینجا نشستید در خارج
که مرتبه شما کشیده شده رفته تا
ذات حضرت حق و مطلقا ما جدایی بردار نیستیم از اون ذات.
خب، خدا دوباره فرصت داده در رحم مادر.
مگر در رحم مادر ما کاری میتونیم بکنیم؟
مگر نفرمود "السعيد سعيد في بطن أمه والشقي شقي في بطن أمه".
شقی در رحم مادر شقی است
و سعيد در رحم مادر س-- مگه اونجا ما کاری میتونیم بکنیم؟
اون دقت بفرمایند خواهرای محترم مادران،
اون تفکرات و تعلقات
و اون تخیلات و توهمات و تعقلات و
همه اون خطورات قلبی و اعمال و علومی که اخذ میکنه، اینا همه، همه، همه
شؤونات مادر در این بچه داره تاثیر میذاره.
داره پرورش میده بچه رو.
یه دانهست دیگه. "نساؤكم حرف لكم".
قرآن میفرماید که زنان شما
زمین کشتزار شماست.
مرد فقط دانه و بذرو میکاره تمام.
دیگه پرورش دست مادره،
در رحم. باز اونجا تمام وقتی میای به این دنیا
در نشئه طبیعت خدا خب همونجا باز میتونه بگه آقا تمام بفرمایید، اصلا دنیا رو قرار نمیداد.
حالا بعضیا گفتن که برای اینکه خودت اعمال خودت رو ببینی،
اونجا خدا گفت برو جهنم با خدا دعوا نکنی.
بعضیا اینطورن ولی این حرف خیلی سطح پایینه.
نه لطف خداست دو بر، دو مرتبه.
اصلا حکایت اینکه انبیا، کتابها،
اولیا، فرستگان، فرستادگان خودش رو گسیل داشته به این نشئه طبیعت با اون همه سختیها برای همینه.
لطفی کرده دوباره اینجا یه انقلابی ایجاد بشه.
یعنی سنگ تموم گذاشته.
دو مرتبه این تموم نمیشه.
دوباره سک-- اون سکره
یا سکرات یا سکر حالا،
اون سکرات مرگ لحظهای که به هر حال حقایق منکشف میشه،
همون سه-- ابتدای رسیدن به ملاقات و لقاء اونجا باز لطفی شامل میشه.
اونجا حکایات زیادی داره اونجا.
حالا ما بحثمون هم اونجا نیست فعلا.
خیلی حکایات داره. خیلیا اونجا عوض میشن.
باز لطف خدا. بعد سیر استکمالی برزخ.
نشد تو اعراف بین جهنم و بهشت.
یعنی تو اون پنجاه موقف همینطور خدا رحم به رحم
، توجه کردید که این ببینید تو همین انزل
مراتب "كل يوم هو في شأن" که مولاون علی فرمودن این دیگه پایینترین سطح "كل يوم هو شىء
شأن في شأن" که از یک رحم به رحم بعدی، از رحمی به ر-- همینطور خدا آن به آن داره چیکار میکنه؟
این دیگه حداقل اینکه خدا هر آنی در شأن است، در هر روزی در شأن است این حداقله.
ببین چقدر پرحرفه خودش.
حالا دیگه شؤون دیگر که حالا بماند که آن به آن ما در حال حرکتیم.
ما حرکت وضعی داریم خودمون،
شخص ما، وجود ما، حالا نفس ناطقه رو از بدن بگیر برو تا ثقیض ذات خودت.
همه یک وجودیم هم حرکت
وضعی داریم هم حرکت انتقالی داریم.
یعنی چی حرکت وضعی داریم؟
یعنی اینکه مثل زمین که خودش
فی نفسه حرکتی داره اصلا.
یعنی خودش تو خودش دائما در حال تغییر و تبدله.
"يوم تبدل الأرض غير الأرض".
این يوم "كل يوم".
ببین "يوم تبدل الأرض غير الأرض".
"كل يوم هو في شأن".
این هم، اینم همون يوم میتونه باشه دیگه.
که همین الان هم يوم ظهوره دیگه.
همین الان هم خدا داره در تو آن به آن ظهور میکنه.
چه در جسم تو، چه در قوا وجودیت، چه در محل قوا،
چه در اون بطمان وجودیت که اتصال به ذات حضرت حق دارد.
خدا داره آن به آن ظهور میکنه.
یعنی همش حرکته، حرکت داخلیه.
داخل تو خودت حرکت داری
و ما در خودمون به یک معنا آن به آن در حال لقای خداییم.
آن به آن در حال ملاقات خداییم.
غباری از غفلت ما رو فرا گرفته و متوجه نیستیم چون به تدریج اومدیم.
آناً نیومدیم تو این دنیا.
به قول حاجی سبزواری که مرحوم
حضرت علامه عظمای زنده علیه الرحمه میفرمایند ایشون حرف خیلی
به جایی زدن که اگر ما
دفعةً میاومدیم با همین مشاعر، با همین عقل و همین وضعیت که الان داری با همین فهم و شعوری که الان داری
با همین وضع یه دفعه دفعةً میاومدی تو این دنیا
، یه دفعه به لقای همچین عظمتی میرسیدی.
اصلا سالیان سال تو تو سکره هم حالت بیهوشی بودی.
توجه کردی؟ ولی خب به تدریج چون ما رو آورده، تدریج هم متاسفانه غبار غفلت داره با خودش.
باید زرنگ باشی. بعد تازه حرکت انتقالی هم داری.
یعنی در حینی که تو در خودت در حال حرکتی نسبت به جهان و عالم هستی هم در حرکتی
یعنی تو داری به دور یه چیزی میگردی.
دوباره اون چیزی که تو داری به دورش میگردی، اون هم داره به دور چیز دیگری میگردد.
اون هم همینطور، همینطور، همینطور.
الی ما شاء الله لا یتناهی.
اصلاً انتها دیگه معنا نداره.
اگر هو الاول والاخر والظاهر والباطن یک وجود اصمد است،
اول بی اول است و آخر بی آخر ظاهر اصلاً همه چی اوست.
یک وجود است. هیچ چیزی جز او نیست.
کان الله ولم یکن له
معه ولم-- ولم یکن معه شيء
فالآن كما کان یعنی یه معناش یعنی همین.
یک وجوده تمام. چیز دیگهای تصور نکن.
اگر یک وجوده دیگه اول و آخر نداریم.
انتها دیگه چیه؟ اصلاً قدیم و حادث یعنی چی؟
این حرفا همه برداشته میشه. که قبلاً رو اینا بحث کردیم دیگه.
اون اول و آخر و ظاهر و باطن به نسبت ماست.
ما وقتی نگاه میکنیم عالم
خیال، عالم برزخ برای ما الان غیبه.
ما برای اون شهودیم.
نسبیه این شئونات به همن.
ماها نسبت به هم اول و آخر و شئونات،
مجالی، کلمات، آیات،
ظهورات، بروزات، این مظاهر.
اینها هستند که نسبت به هم این اسامی رو پیدا میکنند.
والّا اون هو تمام.
یک وجود واحد. تمام شد.
او این شئونات دائماً دارند حرکت میکنند.
دارند میرن به سوی و الی المسیر بازگشت شما به سمت منه.
به چه سمتی؟ سمت نداره.
یک حقیقته. میتونیم بگیم به سمت هو تمام.
اصلاً سمت نداره. هو.
به سمت او. تمام. سمت خدا.
حرکت انتقالی باز عجیب این حرکتی که ما داریم به سمت حضرت حق میکنیم در دائماً این حرکت دورانیه.
چه سیر درشه. قوسیه.
قوسی شکله. خود نزول ما ببین انا لله یه قوس.
انا الیه راجعون دو قوس.
همش قوسی شکله. دورانیه.
که رو این حالا ریاضیدانان الهی خیلی اینجا حرف پیاده کردند.
اینجا ما همش در حرکتیم.
قرآن اینجا چی میفرماید؟ حرف رو تموم کرده.
کلن کلن فی فلك یسبحون.
هر چیزی رو میبینی که یک جزء از اون کله، اونم فی فلك یسبحون.
در یک مداری شناوره.
هم تسبیح میگه هم شناوره.
اصلاً تسبیح و شناوریش در بر وجه حضرت حقه که قراره ملاقاتش کنی.
تسبیح همه موجودات، موجودات،
اون صبحه، صبحه که میگن به یک معنا شناگر بودن همه کلمات وجودی نظام هستی بر رقب منشور
، شناگر بودن همین معنای حرکت که داریم میگیم بر رقب منشور است که رقب منشور هم همون وجود منبسط خارج از ذاته.
یک وجود منبسطه. به اعتبار ذات داشتیم که وجود اهدی حضرت حق بود و همه این تشئونات مستهلک و مندمج در او بودند.
رتبه پایینتر از اون میشد چی؟
مقام واحدیت که میشه
دیگه میخواد ظهور کنه. دیگه بعد از سا-- این وجود منبسط دوم صادر اوله.
صادر اول که اونم با طازهخلق نیست که بحثاش گذشت.
ما از این لقاء با کوچکترین کلمات وجودی نظام هستی در
سیر استکمالیمون در از لقاء و ملاقات اینها شروع کردیم ملاقات میکنیم میریم تا اون بالا.
دیگه پیغمبر رفت تا منتهی الیهشون رو ملاقات کرد.
حالا داره دنبال اسماء مستعصره حضرت حق میگرده.
اینقدر ماشاءالله پیغمبر زرنگ و زیرکه رفته به مقام صادر اول.
یعنی موجود، اون وجود منبسط دوم که خارج از ذاته.
سایه حضرت حق بهش میگن.
نفس الرحمن میگن. رقب منشور میگن.
خیلی اسم داره. ام الاكوان میگن.
حالا در فلسفه کون رو
اون ام الاكوانه جمع کون.
در فلسفه کون رو
، مادون فلک قمر میگن.
مادون فلک قمر. به این میگن کون.
اما در عرفان، در عرفان مادون صادر اول رو میگن
کون. یعنی اصلاً ماسي الله.
ماسي الله رو میگن کون.
این، این درسته .
پس ام الاكوان
صادر اول مادر همه کونها که یک کون تویی
که الان ما در عالم کون و فسادیم.
حالا بحثا رو اینچنین نکنیم بچه ترا هم خسته بشن چون این بحثا قبلاً گذشته الان دیگه به ذهن شما آشناست.
ما از این کلمات وجودی نظام هستی، کوچکترین کلمات که در عین واه، در آن واحد همین خودش
میتواند از بزرگترین کلمات وجودی باشد وقتی میری تو بهرش.
لقاء و ملاقاتمون یعنی چشیدن پشت پرده و باطن و حقیقت این کلمات هست.
برو الا تا کجا؟ صادر اول اگر بتونیم به دست دادن به اهل بیت و مقام شفاعت کبری اگه اونها ناقل،
ناقل شدن برسیم به اونجا.
بعد از اونجا دیگه باز دنبال پشت سر پیغمبریم.
دیگه اگر لا این سیر لا یقفه یعنی مقام نفس مقام لا یقفیه
پس پیغمبر هم توقف نداره.
اگه رسیده به مقام صادر اول دیگه به چه سمتی داره میره؟
میگیم به سمت اسماء مستعصره حضرت حق.
اون اسمایی که مختص خود حضرت حقه.
داره میره به اون سمت. توجه کردین؟
ما هم قراره بریم دیگه. خب بسم الله از این.
اینکه پیرهن حضرت زینب کبری سلام الله علیها که امشب شب میلادشونه میفرماید ای--
کی بهش میگه امام زمانش؟
امام سجاد قربونش بریم.
أنت بحمدالله
حالا خیلی اینجا حرف هست. بحمدالله چرا؟
چرا أنت بحمدالله.
خیلی اینجا حرف داریم ما. علمت غير معلمة وفهمت غير مفهمة.
این همون ی-- به یک معنا یک ترشحی است،
یک رشحی است از-- ان شا الله امام عصر منو ببخشه اینطوری میگم.
جرات نمیکنم چیز دیگهای بگم.
در حد خودم دارم، در حد فهم خودم میگم.
یک رشحه که بتونم جوابگو باشم و الا باز بالاتر از این حرفا رو میزدم.
یک رشح، رشحیست از اون إنك لتلقى القرآن، القرآن ملدا حكيما عليما.
ملدن دیگه. ملدن قرآن، القرآن
که علم خدا درش ریخته شده
ملدا حكيما عليما تلقی شده توسط پیغمبر.
یعنی علم، علم ذاتی خداست.
علم لدنی خداست قرآن.
اینجا میگه أنت بحمدالله عمه جان بحمدالله همون اولین اسمی که از
در حقیقت از ذات یا میشه گفت از اون ذات اهدی از مقام
اهدی حضرت حق انتشار پیدا کرد که ما بتونیم متصل و ارتباط پیدا کنیم
با خدا. الله. میگه أنت بحمدالله نه بحمد الرحمن نه بح-- نه بحمد الرحیم که اینها هی
در حقیقت نسبت به الله اینا
خاص میشن. اون عامه، عامه،
عمومه. اصلاً امام الأئمةست.
امام همه اسماء.
أنت بحمدالله علمت و علمت و علم.
ببین حضرت زینب کجا رفته علم لدنی گرفته.
فهم لدنی گرفته.
اصلاً اون فهمت غیر مفهمة اصلاً غوغا کرده بعد علمت غیر معلمة.
اگه فقط میگفت علم، میگفتیم خب شاید علم فکریه.
فهمت و همه
علما باید برن زانو بزنن جلوی بی بی جانمون حضرت زینب سلام الله علیها به اونا بفهمونه علمشونو.
علم لدنیه. این علم لدنی میخواید براتون به سیر بحث بگم چیه؟
نسبت به سیر بحثمون بگم که بحث لقاء اللهه.
یعنی لقاء کلمات وجودی نظام هستی از نزد حضرت حق.
یعنی چشیدن پشت پرده کلمات وجودی
نظام هستی از سمت ناحیه مقدسه حضرت حق.
یعنی این. یعنی چشیدن، رسیدن، دارا شدن
حقایق پشت پرده. به یک معنا یعنی پل زدن از ظاهر به باطن.
رسیدن از اسم ظاهر به اسم باطن.
به چه وجهی؟ به وجهی که ملدن باشد.
علمت و علم.
ببینید تو کلمات توجه کنید مقصود دارم اینطوری میگم.
که میفرماید إنك لتلقى القرآن ملدا
حكيما عليما،
عليما. حالا بیا
میفرماید و علم،
علم آدم الأسماء كلها.
اگر اسما جمعه
چرا كلهم نگفته؟
باید بگه كلهم. علم،
علم همون علیمه.
اون تعلیم داده. علم آدم ال
ا آدم به آدم تعلیم دادیم که پیغمبره.
به یک معنا الان امام عصرما اون آدمه.
آدم اهل بیته. علم
آدم الأسماء
همه اسما یعنی همه اشیا.
كلها باید میگفت كلهم
چرا كلها؟ بعد از اون طرف وقتی میخواد به ملائکه
تو مقام انبا میخواد بگه اینا رو یاد بدین میگه و انبئهم، انبئهم بأسماءهم.
ضمیر جمع میاره. اینجا میگه كلها
. خیلی اینجا حرف پیاده میشه
که چرا این ضمیر مفرد آورده، اونجا جمع آورده وقتی بحث ملائکه است جمع میاره انبئهم.
اونم بحث انباء نه علم، نه علم.
انباء برای ملائکه انباء.
باخبر شدنه. علم یعنی چشیدن، اصلاً دادن.
یعنی همه چی اصلاً تو بشی علم.
یه وقت باخبر میشی.
این خیلی فرق-- حالا اجازه بدید من وارد نک-- ورود نکنم اینجا وقت میخواد بعد یه وقت کج و کوله متوجه میشی.
خیلی اینجا حرف پیاده میشه. حالا اینو بذار کنار.
چی؟ أنت بحمدالله علمت و
علمت غیر معلمة
. اینو بزن به علم.
بزن به، به ملدا حكيما عليما.
ملدن دیگه. خب من دیگه چجوری مقام بی بی جان حضرت زینب سلام الله علیها رو
به چه افقی بخوایم ببینیم
تو سیر بحث. دیگه الان نباید شما جا بمونید از بحث دیگه اینا رو چون قبلاً داشتیم.
الان دیگه باید متوجه بشید چی رو این موشکی که رها کردیم کدوم نقطه رو داره میزنه
بله و علم انت الحمدالله عالمة غیر معلمة.
اینکه ما تو شعرهامون میگیم مثلا میشه شما معلم سواد من باشی؟
اینا حساب شدهست. معلم سواد من باشی شما
. حالا ما
میخواستیم یه مختصری، یه
چیزکی از بحث لقاء مقدمه بچینیم ورود کنیم دوباره بریم تو این حدیثی که چند هفتهست توش موندیم پیرامون
شأن نزول ح-حروف
که باب تفسیر حروف معجم.
ولی دیگه حالا فرصت نیست تبرکاً یه حرف دیگه باز مثل نوبه شد نوبه هم
جمعه صبحم که هفته پیش که البته چی بگیم دیگه، اونجا اومدیم همینطور شد یه جمله فقط یه حرف
خا رو یادمه اونجا گفتیم.
حالا میرسیم به حرف دال.
این به یک معنا خودش چیه؟
الان باز این علم فکریه، ورزش فکری ماست که علامه فرمود ورزش فکری نیازه، لازمه.
ازش فرار نکنید. اما باز این ما رو باید بکشونه به کجا؟
به اون چشیدن. یعنی مرتبه لقاء.
یعنی ملاقات کنی.
اینم یکی از کلمات وجودیه.
این هم، همین حروف.
یکی از حروف عالیاتن.
این هم یکی از تشؤناتن.
یکی از ظهوراتن. این هم یکی از آیاتن.
همین، همین حروف. این ها هم مثل اینکه شما یک آیه ای این هم یک آیه است.
همه کلمات نظام هستی این چنیناند
و اینها هم شأن نزول دارن، شما هم شأن نزول داری.
اینها هم مراتب دارن مثل اینکه قرآن یه مرتبش کتبیه،
کتب، کتبه.
شما تا میگی کتب کتاب رو باز میکنی اینطوری.
اما این کشیده شده تا ذات حضرت حق.
چون إنک لتلوا القرآن عن لدن حکیم علیم مراتب داره.
حالا خوش به حال کسایی که مرتبه مثالی قرآن رو هم میچشن، مرتبه عقلی قرآن رو هم میچشن، بلکه مرتبه
قلبی قرآن رو هم میچشن.
حالا من دهنم باید بسته باشه اما من خواهش میکنم از عزیزانی که س--
یه مقدار حالا گر گرفتن، آتیش گرفتن تو بحث بعضیا بدجور آتیش گرفتن.
حالا چه اینایی که حضوری
میان تو این جلسات، چه اونایی که مرتبطاند حالا صدا رو تو کانال بچهها میزنن اونجا دارن میشنون.
اونا بعضیاشون به یه جاهایی دارن میرسن یه مقدار
من نگران حالشونم. مثلا یکیشون به مقام طی الارض رسیده دست به دامن ما شده ما چه کنیم؟
رسیده .
بعد ما با خونواده این بنده خدا مرتبط شدیم که
نه حالا حرفایی نباید رسانهای بشه.
اینا باید حواسشون جمع-- اینایی که تو این وادی دارن میرن به یه سری
حالا کراماتی مثلا در-- اینا نخود کیش میشه این راهه.
اصلاب و ابدا اینکه نیت دین باشه که چشیدن حقایق یعنی طی الارض یعنی توقف
. یعنی ما فزمیر خوندن یعنی توقف.
یعنی فردا اگر تو به این مق--
مثلا رو-- نمیگ-نمیخوام بگم مقام، رتبه.
اصلاً اینا حاله. اصلاً نمیخوام دربارهش حرف بزنم.
چی بگم؟ اما چه کنیم؟ بعضیا دارن ریزش میکنند.
توجه کردید؟ تا رسید به به آب دهنش میریزه طی الارض.
اصلاً شصت تا مثلا برای ادمین کانال قلب فرستاده.
یعنی مثلا دمتون گرم دستتون درد نکنه ما رسیدیم دیگه.
تو، تو، تو داری ریزش میکنی اگه حالیت باشه.
به من چون گفتن مثلا یه پیامها رو به من میرسونن، پیامها رو
میرسونن به من عزیزان. یا حالا میبینم یا
صوتیها رو گوش میدم. نگران
حال بعضیام. اگر تا به اینجا حتی رسیدی که ما فزمیر رفیقت
گوششو گرفتی نمازها بهت قضا شده هااا،
تمام. پس رفته به تمام معنا.
چنان دور برگردونا رو دیدی تو
بزرگوار زدن؟ یک دور برگردونی بفرمایید ته صف فعلا شما خیلی بی ظرفیتی بفرمایید.
خیلی باید ظرفیت بالا باشه تا بهت بچشونن
. ببخشید حالا
درد زیاده. ببخشید
. یک حالا یک حرف رو بگیم بعد از خا میرسیم به حرف دال.
ف الدال امام رضا داره شأن نزول یا به یک معنا یک وجه پشت پرده یا باطن حرف دال رو بیان میکنه.
ف الدال دین الله.
کدوم دین الله؟
الذی ارتضیه لعباده.
اون دینی که خدا رضایت داده.
حالا برو تو آیات قرآن ببین کجا خدا راضی شده به
دین. دیگه خودت برو سیر کن.
کجا تکمیل و تتمیم و رضایت و اینها همه من کنت مولا
فهذا علی. این دین.
اونم خیلی حالا ما رو بحث دین حرف زیاد داریم.
فرصت نیست و شب جشنم است.
الحمدلله عزیزان دلم
گروه سرود باصفا و
نورانی ری نوا از شهر نی،
ری بله ری نوا چه اسم قشنگی.
از شهر ری هم تشریف آوردن.
ما برای اینکه دوستان همه بیان و فیض ببرن از وجود باصفای شما مخصوصاً سرود شما رو گذاشتیم انتهای جلسه.
برای همین باید یه مقدار ما رو تحمل کنید.
مانعی که نیست آقای شمیرانی عزیز
خدا حفظت کند.
برای همین دیگه و-مجلس رو واگذار میکنیم به عزیزانمون در بحث مدیحه سرایی و انشاالله بعدش هم سرود.
والحمد لله رب العالمین.
نثار آقامون امام عصر.
انشاالله قلب شاده این شادی به ما برسه و نثار عمه جانشون حضرت زینب سلام الله علیها
که یه رشهای از اون علم لدنیه ایشون به ما هم برسه یه صلوات بفرستین.
اللهم صل على محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد