ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذ به من همزات الشیاطین ومن شر نفسي ومن شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمته واسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله وربانی ایاته.

السلام علیک حين تحمد و تستغفر.

سلام علیکم و رحمة الله.

ان شاء الله که در این غروب جمعه پر از حزن و اندوه در شهادت آقامون امام عسکری صلوات الله علیه صاحبمون حضرت اباصالح هر کجا تشریف دارند خدا غم از دل حضرت برداره و از ساعد جمع ما رو دعا کنن.

صلواتی قر بفرمایید.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

خدای منان رو شاکریم که حدود فکر می‌کنم بیش از یک ماه ما از شما فارغ بودیم و توفیق حضور در جمع باصفای شما رو نداشتیم.

خداوند عافیت بده به همه و هیچ‌وقت ارتباط و اتصال ما رو چه در خلوت و چه در جلوت از این خاندان جدا نکنه که همه هستی ما تعلق به اون‌ها داره.

دنیا و آخرتمون ان شاء الله با اون‌ها باشه.

مبحثی رو که در یا زهراي شرق ما داشتیم چون مرتبط با امروز هم البته هست برای شما یه مقدار مختصر‌تر عرض کنم که اونجا ما بحث لقاءالله رو که به فضل الهی چندین جلسه مطرح کردیم، اگر عزیزانی باشن در این جلسه پیگیر اون مباحث باشن لقاءالله ما آخرین جلسه که در محضر هشت تا شهید بودیم به اینجا رسید که قطعاً ما اونچه که مسلمه است مسیری که در پیش داریم که الی المسیر یا و انا الیه راجعون این رجعت ما به سمت حضرت حق قطعاً قرار است به ملاقات خدا ختم شود.

اگر عزیزان مباحث رو پیگیر بوده باشن تو یا زهراي شرق ما فکر می‌کنم حدود چهارده جلسه یا پونزده جلسه پیرامون لقاءالله حرف زدیم که حداقل این لقاء به پروردگار خودت، رب خودت منتج خواهد شد و اون سطح نهائیش میشه رب پیغمبر کما این که خدا به پیغمبر فرمود اقرأ باسم ربک الذي خلقک.

این ربک یعنی رب تو.

ما تو نماز میگیم سبحان ربی الاعلی.

سبحان ربی الاعلی العظیم.

پروردگار من.

این که حالا بین رب من با رب پیغمبر، رب من با رب دیگران چه تف-- فرق‌هایی هست اون مباحث رو باید پیگیر باشن عزیزان که به حداقل اونچه که در ملاقات ما هنگام مرگ و پس از مرگ رخ می‌دهد که قطعی‌ست ملاقات رب خودمونه.

این دیگه حد انزل دیدار است که قرار است همه ما به اونجا برویم.

هیچ چاره‌ای ازش نیست.

خب حالا تو کیفیت این ملاقات بحث‌ها شده که قبلاً بحث‌ها رو شما مختصراً گذروندین که آیا این رؤیت به چه شکله؟

که مولامون علی علیه الصلاة والسلام فرمودند که رؤیت از نوع کشف ایمانی‌ست.

شهود ایمانی‌ست.

تجلیات حضرت حق است که حالا این تجلیات یا ذاتی است یا صفاتیه که بحثش رو گذاشتیم.

یکی از اون مواردی که امروز به فضل الهی می‌خوایم در موردش سخن بگیم که مرتبط با امروز هم باشه و شهادت امام عسکری بحث لقاءالله از نوع لقاء و رؤیت وجه اللهی حضرت حق است.

یعنی بعضیا معتقدند از بزرگان اهل معرفت و تفاسیر هم خیلی قلم زدن.

بنده تحقیق کوچولویی داشتم.

خیلیا معتقدند که منظور از اون لقاءالله اون آیه شش سوره انشقاق باید باشه که "یا ایها الانسان انک کاده الى ربک".

تو کاده‌ای، رونده همراه با سختی هستی.

الى ربک.

به سمت پروردگار خودت رونده‌ای البته باز تاکید می‌کنه کاده.

حواست باشه، استقامت داشته باش همراه با سختیه.

خب که چی بشه؟

برای چی من این سختی رو می‌بینم؟

فملاقیه.

برای اینکه قراره همون رب خودت رو ملاقات کنی.

این ملا-- این رب خودت رو قبلاً ما گفتیم که هر میزانی از اسم خدا در حصه وجودی خودت جریان پیدا کرد و در کانال وجودی تو پیاده شده از اون اسم، اون اسم لایتناهی حضرت حق، هر مقدار از اون اسم الله یا صفت حضرت حق در تو پیاده شد همون میشه رب تو.

حالا قراره ما اون رو زیارت کنیم.

بعضیا این رب رو، این ملاقات رو به وجه الله گرفتن.

یعنی ما قرار است که وجه الله رو ملاقات کنیم.

فأينما تولوا فثم وجه الله که اصلاً تو به هر طرف رو کنی به وجه الله رو کردی که اون وجه الله حق است و همه عوالم هستی تار و پودی‌اند که در حقیقت در این وجه الله تنیده شدند.

یا بعضیا مثل زدند [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] برای اینکه این مردم الناس بفهمند ضرب المثل کردند.

گفتند مثل نقوشی که در روی یک پارچه یا بهتر از اون مثال بالاتر از اون گفتند مثل عکسی که در آینه می‌افته.

اون آینه رو مرآه-- در حقیقت اون مرآت رو وجه خدا بگیرید.

اون نقوشی که درش افتاده خلائق‌اند.

اون آینه می‌شود وجه الله.

در هر حال قرار است که ما زیارت کنیم.

حالا چه فرقی بین رب من و رب تو یا حتی حدیث داریم به، به حارث همدان هم یا همدانی به یک عبارت مولامون علی فرمود "من یمُت یَرنی مؤمن أو كافر" حالا چه مؤمن، چه کافر همه من رو می‌بینن.

این رؤیتی که حضرت امیر حالا حضرت امیر رو اگر اینجا وجه الله فرض کنیم که قطعاً هم یکی از در حقیقت مصادیق اتم وجه الله نه بلکه تام اتم وجه الله امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هست.

خب همه مولا رو یک شکل می‌بینن؟

نه.

همونطور که همه عزرائیل رو یک شکل نمی‌بینن.

مگر او یک وجود واحد نیست؟

مگر یک شخص نیست؟

امیرالمؤمنین یک شخص واحده که قراره کافر و مؤمن زیارتش کنن.

ما هم قراره ببینیم.

اما چه فرقی هست بین اون رؤیتی که من هنگام مرگم از مولام درک می‌کنم یا از ابا عبدالله که همه عمرمون نفس کشیدیم به این شوق که انشاالله لب مرگ اربابمون رو ببینیم و با اون امام حسین صلوات الله عليه که شما می‌بینی یا اون حسین بن علی که قاسم، قاسم سلیمانی دید، شهید حججی دید.

اینا چه فرقی با اون، اون وجود واحد تفرقی درش نیست.

اما مثل این می‌مونه برا باز من مثال دارم می‌زنم که اگر خودت رو مرآت فرض کنی که "المؤمن مرآة المؤمن" اگر خودت رو آینه فرض کنی، وجود وجه الله یا حالا جبرائیل، عزرائیل، عزرائیل صلوات الله علیه که همه قراره ببیننش و توفی اتفاق بیفته، اون در آینه وجودی تو خودش رو نشون میده.

بعضی از آینه‌ها کج و معوج نشون میدن، غبار آلودن، صیقلی نیستن، زلال نشون نمیدن، تاریک‌اند.

اصلاً بعضی از آینه‌ها انقدر روش دود گرفته اصلاً هیچ چی رو نشون نمیده.

توجه کردی؟

برای همین رؤیت رو کلاً انکار می‌کنه در جا.

در حالی که جای جای قرآن ما داریم کسی که رؤیت و لقای خدا رو انکار کنه کافره.

حالا این آیاتش قبلاً ما بحث کردیم.

خب چه فرقی پس بین اون حسین بن علی که من می‌بینم با شما با دیگری می‌کنه؟

در تو فرق هست، در من فرق هست.

آینه‌ی وجود من از اون زلال بودن خارج شده و کج و معوج نشون میده.

و الا قراره که همه ببینن.

حالا این وجه الله رو در دعای ندبه یه عبارتی هست که "أین وجه الله".

یکی از سندهایی که ما رو می‌کنیم بر اینکه وجه الله امام عصر ماست همینه.

تو دعای ندبه میگیم "أین وجه الله" اونجایی که میگیم "أین بقیت الله" ها؟

"أین الحسنة؟

أین الحسین؟

أین أبناء الحسین؟" ها؟

بعد یه عباراتیش میگه "أین وجه الله الذي يتوجه به الأولياء".

اونایی که میخوان به خدا متوجه بشن "ومن توجه" یا "ومن قصدہ توجه بک" هرکس که تو همون زیارت جامعه کبیره است، هرکس که قصد خدا رو کرد "توجه بک" متوجه شما میشه.

همین آل یاسین که غروبای جمعه، جمعه توفیق هست در محضر شما می‌خونیم.

میگه امام عصر صلوات الله علیه فرمود هرکس خواست متوجه به ما بشود این زیارت رو بخواند.

این توجه که البته معنای رؤیت ظاهریه نیست.

توجه یعنی نگاه عمیق، نگاه عمیق یا نظره، نظر انداختن.

نظر "فانظر إلينا نظرة رحیم" آخر ندبه می‌خونیم.

اون نظر یک نگاه عمیقه، نه یک نگاه سطحی.

پس قرار است که ما اون وجه الله رو که اولیا وقتی میخوان متوجه حضرت حق بشوند به او توجه می‌کنند رو لیاقت کنیم، ملاقات کنیم.

این ملاقات ما به میزان سعه وجودی ما از اون وجود با عظمت صورت می‌گیره.

هر مقدار ما در وجود اون سعه وجودیمون آمادگی داشتیم، همون مقدار می‌تونیم ببینیمش.

اون وجه الله رو درک کنیم.

تفاوت‌ها در سعه وجودی‌ست.

خب حالا این وجه الله رو خیلی جالبه که در دعای کمیل هم دقت کنید.

وجه الله رو تو همون اوایل کمیل میگه "وبنور وجهک الذي اضاء له کل شی".

و به نور وجه تو، به نور وجه، نور وجه، نور.

این وجه رو بعضیا نور الله گرفتن.

ببینید حالا اتصالات داره با آیات اد-- متن ادعیه و فرمایش بزرگان اتفاق می‌افته.

این حلقه‌هایی که وصل میشه ما قدم به قدم بحث رو میریم جلو.

یعنی در هر حال اون نوری که در دعا کمیل ما داریم بهش وجه قسمش میدیم نور وجه رو این نور اگر به یک معنا مثل نور رو بخواید بگیریم، مثل نور خود وجه الله.

خود نور رو بگیریم میشه خود حضرت حق [مکث] که در تفسیر زمخشری نگاه می‌کردم ایشون خب این تفسیر، ایشون معتزلیه.

خب ولی خب بعضی نکات عجیبی هم داره تو تفسیرش در خصوص نور یا آیه نور اونجا میاد میگه خداوند همانند نور است نه عین نور.

اما حضرت ملاصدرا در کتاب تفسیرشون که تفسیر بر دعای در، بر آیه سی و پنج سوره نور هست، آیه نور.

اونجا تفسیری که ملاصدرا میده میگه نه خیر، عین نور است.

خداوند عین نور است بلکه نور الانوار است که همه نورشون رو از او می‌گیرن.

بعد میرسه را به آیه نور.

این آیه نور رو که حالا ما امشب الآن می‌خوایم به فضل الهی درباره‌ش مختصراً سخن بگیم بهش توجهتون رو زیاد کنید.

من همین امروز داشتم یکی از مباحث حضرت علامه حسن‌زاده رحمت الله علیه رو که پس از ارتحال ایشون ما دیگه حقیقتش یه حالات عجیبی به ما رخ داد که می‌خواستیم کلاً منبر و صحبت و درس و بحث رو بذاریم کنار کلاً.

انقدر به من سخت شد.

به هر حال غیبت [نفس عمیق] جسمی ایشون البته در نشئه طبیعت.

به هر حال چندین سال ما تو این هیأت سر سفره مباحث ایشون و آثار ایشون بودیم.

حالا همین آیه نور به توصیه ایشون ما رو احیا کرد.

حالا عرض می‌کنم چه گونه که دو مرتبه ما زبان ص به سخن باز کردیم.

و الا تصمیم داشتیم دیگه فقط روضه بخونیم.

حالا دلیلش بماند.

ایشون یک در دروس فسوس‌شون که بنده داشتم گوش می‌دادم یکی از صوت‌هاشون رو می‌فرمودن که سلسله بحث‌های شرح فسوس الهی ابن عربی در جلسه چهارمشون خیلی تأکید و توصیه به آیه نور کردن.

فرمودن که اهل بیت علیهم السلام بعضی از آیات قرآن رو خیلی تأکید داشتن، خیلی.

مثل سوره حمد، سوره اخلاص، مثل آیه الکرسی، مثل آیه شهد الله، آیه الملك.

قل اللهم مالك الملك تعطي الملك من تشاء تنزعه من تشاء وتعد الملك مهنا تحقيرًا.

نه سوره ملک‌ها، آیه الملك دو تا آیه اند.

شهد الله دو تا آیه‌اند.

آیه الکرسی سه تا آیه‌اند.

و بعد فرمودن مخصوصاً سوره نور، آیه نور، آیه نور در سوره نور.

چه، چه جالب!

آیه نور در سوره نور در قرآنی که خودش نوره، خودش رو نور معرفی کرده.

میشه نوراً علی نوراً علی نور.

خیلی شیرین است.

حالا من بر آیه نور که بحث وجه الله و ملاقات ما به اینجا کشیده شد.

در حقیقت به یک معنا مثلی از نورش رو ما گفتیم وجه الله، وجه الله در خودش نور خدا رو دارد که اگر بخواهیم مثل نور خدا رو فرض کنیم میشه خود وجه الله که ما قراره زیارتش کنیم.

اگر فرض بگیریم که قرار است خود نور رو زیارت کنیم، خود نور دیگه میشه نور الانوار که همه نور رو از او گرفتن و همه این‌ها در طول هم‌اند.

میشه همه این‌ها هم باشه.

یعنی ما در عین اینکه رب خودمون رو ملاقات می‌کنیم، وجه الله رو هم ملاقات بکنیم.

منتها این قطعیه توجه داشته باشید.

اونایی که مباحث رو قبلاً پیگیر بودند قطعاً ما رب خودمون رو ملاقات خواهیم کرد و قطعاً وجه الله رو ملاقات خواهیم کرد.

این قطعیه.

و باید آماده باشیم.

وجه الله رو در سو در آیه نور حالا ان‌شاءالله انتهای سخن یه هدیه هم بهتون عرض می‌کنیم بابت این ماه عجیب [نفس عمیق].

در آیه سی و پنج سوره نور خیلی زیبا میاد وجه الله رو شرح میده یا مثل نور حضرت حق رو.

این آیه با این عبارت شروع میشه که الله با الله شروع میشه.

الله نور السماوات والأرض.

ببینید یه وقت، یک وقت هست شما کریمیت خدا رو منظورتେ میگی الکریم، رأفتشو ال، الرؤوف.

عرض شود عظمتشو العظیم.

هرچی.

اما اینجا الله که میگی دیگه اسم جامعه.

خب؟

مثل این که شما میگی أین باب الله الذي منه يؤتى.

باب الله میگی کجاست اون تو ندبه؟

کجاست اون باب الله؟

نمیگی باب الکریم، باب الرحیم، باب الرؤوف اینا نه.

باب الله.

یعنی امام عصر هم مثل الله که اسم جامع است و همه و ائمه اسما تازه ابتداشون اون ائمه هفتگانه اسماء سبعه که قبلاً گفته بودیم، اقتدای اون‌ها به اسم اللهه.

همینطور حجت خدا هم اسم الله بلکه اسم الله یعنی مثل اسم الله جامع اسماء و همه به او اقتدا می‌کنند.

قبله همه اسماء، قبله عالمه.

حالا الله نور السماوات والأرض که اینجا حضرت علامه می‌فرما دقت کنید ببینید همه چی نور داره، همه چی نوره.

نه نور داره اصلاً عین نوره.

آسمان، زمین همه نوره چون الله نور السماوات والأرض.

شبش هم نوره، روزش هم نوره.

همه نورند.

حالا خدا می‌خواد برای اینکه ما بفهمیم این نور چیه، الله که خودش رو نور معرفی کرده بفهمیم مثل زده.

یعنی در حقیقت بحث رو یه تنزلی بهش میشه داده.

میشه گفت که الله نور السماوات والأرض.

حالا می‌خوای بفهمی مثل و مثال که می‌زنه مثل نوره کمش کرد.

این مثل نور خدا رو پیغمبر گفتن.

در روایات ما اهل بیت علیهم السلام فرمودن مثل نور خدا رسول الله کسی او رو ببینه نور خدا رو دیده و او حجاب است برای نور.

یعنی چه حجاب است؟

حجاب ظلمنی، ظلمانی نبینید قصه رو مثل این که شما بخوای خورشید رو ببینی چشمت کور میشه اگه ببینی، نمی‌تونی ببینی توان نداری.

مجبوری از پشت ابر ببینی.

مجبوری پرتو نور خورشید رو از انعکاسش در آینه یا از شیشه خونت ببینی.

نور خورشید رو دیدی که أنى خود خورشید رو دیدی.

اما عین خورشید رو که ندیدی.

عین خورشید رو توان نداری ببینی کور میشی.

پیغمبر پرتو اون نوره.

مثل اون نوره برای اینکه من و شما بتونیم ببینیم.

به یک معنا حجابه.

مثل عینک که تو به چشمت می‌زنی بتونی ببینی خورشید رو.

برای اینکه بتونی اون نور رو ببینی.

خب اگر شما پیغمبر رو دیدی چون مثل همان نوره است پس تو دیدی نور رو.

منتها نسبت به توان چشمت می‌تونی ببینی، صعای وجودیت.

حالا مثل نوره چه؟

مشکات.

مثل این نور مثل مشکات، مشکات چراغدانه.

قدیم‌ها یه طاقچه‌ای بود چراغ روش می‌ذاشتن یا یک چراغدان، گیره‌ای بود که چراغ رو توش می‌ذاشتن.

مشکات اون گیره رو میگن.

اون محل یا ظرف چراغ رو میگن.

اینجا تفاسیر حرف‌های زیادی زدن که جمع همش هم الحمدالله قابل جمعه.

من به عنوان نمونه تبرکاً یه روایت رو براتون بگم از کتاب شریف مکیا ل مکارم حضرت آیت الله [نفس عمیق] موسوی اصفهانی، صفحه دویست و هشتاد.

جابر بن عبدالله انصاری میگه مسجد کوفه بودم دیدم امیرالمؤمنین صلی الله علیه نشسته رو خاک.

ایشالا به زودی با هم بریم یادش بخیر.

با ده با انگشت مبارکش رو خاک‌های مسجد کوفه یه چیزی می‌نویسه می‌خنده.

پرسیدم آقا چرا شما می‌نی-- یه چیزی می‌نویسی و می‌خندی؟

کارهای حجت خدا خودش حجته.

مولا فرمود در تعجبم کسانی که این آیه نور رو می‌خونن و نمی‌فهمن چی دارن می‌خونن.

جابرم خدا خیرش بده زرنگی کرد از تج-- از تشه وجودیش گل کرد که الان من و شما داریم می‌شنویم برکت سفره اون سؤال جابر بوده.

چی رو باید بفهمن که نمی‌فهمن؟

مولا فرمودن که سو-- شروع کردن و این حدیث رو این چنین بیان کردن.

ذیل این آیه نور، آیه سی و پنج سوره نور.

فرمودن این کمشکات که خدا مثل نورش رو زده، این مشکات چراغدان امیرالمؤمنین فرمود پیغمبره.

یه روایت یه جای دیگه داریم که امام باقر و امام صادق علیهم الصلاة والسلام فرمودن این حضرت زهراست.

اینا قابل جمع‌ند.

ببئ رسول الله.

احسنت.

کلهم نور واحد.

حالا اینکه چرا اینجا منشعب می‌شن چون اون روایتی که مشکات رو حضرت زهرا گرفته، لیلة القدر رو حضرت زهرا گرفته، گفته این چراغدان ظرف نوریه آل الله هست که قطعاً هم این چنین است.

نور همه آل الله در اون تجلی کرده است.

یعنی قرار گرفته در جایی که چراغ قرار گرفته.

اون محور رو حضرت زهرا قرار داده همه رو و همه رم حضرت زهرا گرفته.

چه زجاجه، چه عرض شود زجاجه از زجاجه حالا، حالا عرض می‌کنیم.

چه اون کوکب دری، چه شجره مبارکه، چه یکاد یذی اون حالا جان؟

زیت‌ها یذی، اون روغنی که می‌جوشه.

چه نور على نور همه رو حضرت زهرا گرفته.

اصل و محور رو حضرت زهرا گرفته.

مثل این که در کسا می‌گیم که هم فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها محور رو خانم.

اما اینجا امیرالمؤمنین تفصیل داده به بحث.

مشکات فرموده حضرت رسوله فیها توی اون چراغدان یه چراغی قرار گرفته.

فیها مصباح، چراغ.

اون مصباح منم.

امیرالمؤمنین صلی الله علیه فرمود چراغ منم.

المصباح یعنی چه چراغی؟

توجه کردی؟

بعد فی می‌فرماید فی یعنی در اون چراغ، فی زجاجه از زجاجه.

اول نکره میاره بعد معرفه.

اون حباب، اون شیشه‌ای که گرد این چراغه در حقیقت اون چراغ داخل این شیشه قرار گرفته.

اون شیشه رو میگه زجاجه.

امام حسن مولامون داره می‌فرماد از زجاجه امام حسین که جالبه که از زجاجه امام حسین بار عام خداست همه باهاش مرتبط‌اند و همون بالاخره به یک حس وجودیشون یه ارتباطی با امام حُس-- ابا، اباعبدالله.

ولی امام حسن نه.

ناشناخته مونده.

اینا همش اسراره.

بعد میره جلوتر.

حالا از زجاجه رو اونجایی که روایتی که مشکاتو حضرت زهرا می‌گیره اینم میگه اون چه حبابی، چه شیشه‌ای، اونم حضرت زهرا می‌گیره.

به به!

چه نوری تجلی داده.

خود وجود حضرت زهرا.

اما اینجا امیرالمؤمنین صلی الله علیه می‌فرماید که امام حسن و امام حسین.

بعد، بعد از از زجاجه می‌فرماید کأنها کوکب دری مثل یک، اون فیتیله رو دیدید نورش که می‌زنه از دور نگاه می‌کنی مثل ستاره می‌درخشه.

میگه مثل یک ستاره‌ای کوکب دری درخشان.

امیرالمؤمنین فرمود حالا به ترتیب که بریم جلو الان کی می‌شن؟

فرمودن امام سجاد.

علی ابن الحسین.

کوکب دری و یغدو من شجرة مبارکه.

اینجا لحن آیه برمی‌گرده.

اون روغن رو، اون ریشه رو، اونجایی که داره تغذیه می‌کنه، این فیتیله، این چراغ ازش، اون رو شجره می‌گیره.

شجره طیبه.

فرمود این امام باقره.

محمد ابن علی ابن باقر.

قربونشون بریم.

بعد زیتونه تن.

این زیتون رو فرمودن امام صادقه صلی الله علیه.

حالا اینا چرا؟

به فضل الهی ما درآوردیم از آیات و روایات و گفتار بزرگان یه تحقیق خدا لطف کرده که چرا زیتونه؟

چرا بعد لا شرقیه بعد لا غربیه‌ اینا تو آیات روایات الی آخر خیلی شیرین.

حالا اینجا امیرالمؤمنین در حد جابر گفته رد شده.

اما جاهای دیگه اهل بیت برای اونایی که کمال بیشتری داشتن یا میخوان طی کنن تعا- بحث رو تعالی بخشیده.

مثلا این لا ش- حالا به عنوان نمونه عرض کنم لا شرقیه لا غربیه‌.

لا شرقیه رو موسی بن جعفر فرمودن امیرالمؤمنین.

لا غربیه‌ آقامون علی ابن موسی الرضا.

حالا این چه ربطی داره به شرقی چیه؟

غربی چیه؟

من اینو از آیات درآوردم در آیه چهل و چهار سوره قصص.

اگه برید اونجایی که بحث نبوت موسی مطرح هست دقت کنید کلمات رو ببینید اینجا از کجاش بحث غربی لا غربیه‌ بیرون میاد.

"و ما کنت بجانب الغربی".

غربی.

پیغمبر تو اون، تو اونجا نبودی.

اون لحظه‌ای که ما، اِممم ما کنت تو نبودی بجانب غربی در بر جانب غربی اون کوه.

ما اونجا نبوت رو به موسی القا کردیم.

"القوی نعلا موسی الامر و ما کنت من الشاهدین".

تو اون موقع نبودی.

این جانب غربی به یک معنا، به یک معنا به یک وجه این لا غربیه‌ یعنی یهودی نیستن.

اینا خ- اصلاً یهودیا اگر تحریف نشده باشه اون یعنی اون تحریف نشده رو فرض کنیم خودش یه شعبه از این‌هاست.

اون‌ها هم در حقیقت دست‌پرورده و پرورش‌یافته این خانواده‌اند.

خود حضرت موسی و پیروانش.

اون‌ها هم پیروان این‌هان.

یعنی حضرت موسی هم اینکه میگه لا غربیه‌ امام رضاست یعنی حضرت موسی هم اگر علمی دارد از عالم آل محمد گرفته است.

ک- آقامون علی ابن موسی الرضاست.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل.

لا شرقیه هم حالا من از آیه شونزده مریم استخراجش کردم.

"و اذكر في الكتاب" یاد کن از کتابی که کتاب داستان زندگی هست مریم.

کتاب مریم "اذ انتبذت من اهلها" وقتی از اهلش فاصله گرفت رفت کجا؟

"مکاناً شرقیا".

یه مکان مقدسی بود که مکان شر- مکان شرقی حضرت عیسی قراره به دنیا بیاد.

عیسوی.

مشرب‌ها.

اینجا لا شرقیه یعنی موسی بن جعفر مولا می‌فرماید یعنی چی؟

یعنی این‌ها به یک معنا اینا مسیحی نیستن بلکه، بلکه تمام مسیحیت و حتی حضرت عیسی هم مقتداشون این خانواده‌ست.

اقتدا به موسی بن جعفر می‌کند حضرت عیسی.

حالا اینکه چرا به موسی بن جعفر حضرت عیسی چرا به امام رضا حضرت موسی؟

اینا نکته‌ست.

اینا همش اسرار قرآنه که حالا الان جاش نیست فرصت هم نداریم بحث کنیم بیشتر از این وقتمون تموم شد.

که بعد حالا اونجا باز روایت داریم امام عصر که تشریف میارن حضرت عیسی به ایشون اقتدا می‌کنند.

می‌فرماید امروز امیر الأمرا شمایی به امام عصر ما.

اینه.

این یک معناشه.

یعنی همه این خانواده‌ن.

که بعد این حالا بقیه آیه رو که از طرف امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ادامه میدن یضی و حالا ادامشو خودتون داشته باشید.

رسیدیم به کجا؟

امام رضا.

لا غربیه‌ امام علی ابن موسی الرضا و انشاالله به زودی از اون بریم زیارتشون.

فرمود "یکاد زیتها یضی".

این خودش خودبه‌خود جوشش داره.

فروزانه، پرنوره اون روغنش.

این چی می‌شه؟

امام جواد.

کسی می‌خواد نونش تو روغن باشه [خنده] حالا مثال‌هایی که دارم می‌زنم اینو با روایات دارم میگم از خودم نیست که تعابیر عاشقان امام ابنای روایی داره.

میگه خودش اصلاً پرفروغ، پر-- لذا فرمود پربرکت‌ترین مولود است و در خصوص مطلق حاجات دنیوی و اخرویتون با این آقا توجه کنید.

"ولولم تمسس نار".

در حالی که اصلاً آتش نداره اصلاً محل آتش نداره اینجا.

اصلاً هیچ ارتباطی با آتش ندارن.

جدشون حضرت ابراهیم هم که انداختن تو آتیش برد و سلام شد آتیش براشون.

آتیش نداره.

این کی می‌شه؟

امام هادی.

امام هادی.

مسیر هدایت دور از آتش است.

یک به یک معنا این، این نهیب درشه که هرچی به امام هادی نزدیک‌تری از آتش دورتری.

هرچی از امام هادی که مسیر هدایت است دورتری به آتش نزدیک‌تری.

توجه کردید اون نار حالا اینجا باید خود همین کلمات روشون بعداً حال داشته باشیم تو گدای خصوصی‌مون بشینیم راجع به اینا بحث کنیم.

"نور على نور" این همه زور زدیم تا به این برسیم.

"نور على نور" امروز متعلق بهشه.

به یک معناش روز شهادت امام عسکری و "نور على نور" وجود مقدس امام حسن عسکری.

امیرالمؤمنین داره می‌فرماید که ما امروز دور این سفره به عشقش جمع شدیم.

لیاقت می‌خواد.

لیاقت می‌خواد بر سر سفره امام عسکری نشستن و عزاداری کردن و یادش رو زنده کردن.

اونم نمیگه نور میگه "نور على نور" که نور امام عصر هم از اونه.

بعد ادامه آیه "یهدی الله لنوره من یشاء" به این نور هرکیو خدا بخواد هدایت کنه هدایت می‌کنه.

اینجا رو امام عصر تمام اون حتی احادیثی که کلی گفتن محور رو حضرت زهرا گرفتن از اهل بیت دیگه اسم نبردن.

چه اینجا که مولا علی اسم برده تفصیلاً اینجا "یهدی الله لنوره من یشاء" رو امام عصر ما حضرت ابا صالح المهدی گرفتن.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

هرکسی که خدا بخواد هدایتش کنه به این نور.

به به، به به بعد ببینید و یضرب الله الأمثال للناس برای اینکه شما بفهمید مثل می‌زنیم ها وگرنه والله بكل شيء عليم.

خدا خودش آگاهه.

مت-- على الاطلاقه.

ولیکن من و تو بفهمیم مثل زده.

ببین چقدر شیرین.

پس قرار است ما این خانواده رو زیارت کنیم.

الان متوجه می‌شیم چرا حدیث داریم که کسی که شیعه و اثنی عشری یعنی درست رفته باشه دو- جلو هر چهارده نور رو لب مرگ زیارت می‌کنه.

هر چهارده نور رو.

بقیه مثلاً کفار، منافقین اونا هم می‌بینن اما فقط مولا علی رو.

منتها شیعه اثنی عشری چهارده نور رو.

این آیه داره می‌فهمونه به ما چرا.

بعد حالا اون هدیه‌ای هم که داریم بگم اگر، اگرچه بحث اینه کارمون عیبی نداره انشاالله فرصت‌های بعدی توفیق باشه اینجا نشد اون ور، اون ور بعد از انشاالله مرگ دوباره دور هم جمع شیم از این مباحث.

هدیه‌ای که می‌خواستم عرض کنم خواهرها معمولاً بیشتر تو این وادی‌ها هستن اونا خوب گوش بدن.

معمولاً ما این هدیه‌ها خیلی نمی‌دیم، خیلی نمی‌دیم.

بعد از یک ماه دوری از شما یه هدیه بهتون بدیم.

توجه داشته باشید خود حضرت آلامه حسن زاده هم تأکید دارن رو این و من خیلی بچه‌تر بودم خیلی شاید حدود سی سال پیش این حدودا حضرت آلامه دستور اول پیرامون آیه نور دادن.

من تو حرم علی ابن موسی الرضا انجام دادم.

خیلی چیزا اون موقع آقا به ما عنایت کرد.

چیزهایی که مثلا شاید شما بگی آقا شما چیکار کردی به این رسیدی؟

بگی هیچ کاری نکردم.

از من نبوده.

بسم الله.

حالا آیه نور که الان قرائت کردیم، آیه سی و پنج سوره نور رو حواستون بهش، بهش باشه.

بزرگان اهل معرفت فرمودن ماهی که روز اولش با جمعه آغاز بشه، کل اون ماه امام زمانیه.

آناتش، ساعاتش، لحظاتش، شب و روزش به نور مهدی فاطمه روشن است.

اصلاً اون ماه، ماه مهدوی است.

خب این یه نکته که این ماه اینطوریه.

جمعه آغاز این ماه ربیع الاول بود.

یعنی امام زمانیه.

ما الان در ماه امام عصریم.

در روز جمعه که متعلق به آقا است نور على نور روز پدرش هم هست که خودش نور على نور بود.

می‌شه نور على نور على نور على نور.

چی بگم دیگه.

حالا ایشون بزرگان می‌فرمایند که در چنین ماه‌هایی که روز اولش روز جمعه می‌شه و سر تا سر امام عصره، آیه نور رو دویست و پنجاه و شش بار بخونید هدیه کنید به امام عصر.

ببینید انشاالله چیا گیرتون میاد، بهتون میدن.

البته ما که گدا صفت نیستیم.

همین که بخونیم بسمونه.

چرا دویست پنجاه و شش تا؟

به دو دلیل.

یکی اینکه روز تولد امام عصر سال دویست و پنجاه و شش هجری قمری بود.

دو، اصلاً خود اسم نور عدد ابجدش دویست و پنجاه و ششه‌یه.

چه جالب.

عدد ابجد خود اسم نور دویست پنجاه و ششه‌یه.

روز میلاد امام عصر هم دویست پنجاه و ششه‌یه.

پس دویست و پنجاه و شش بار آیه نور رو در این ماه بخونی.

حالا می‌تونی توی یه مجلس.

نمی‌تونی بعضی از بزرگان گفتن شبی چهارده بار قبل خواب بخون.

بالاخره هنوز مونده دیگه این ماه اکثر روزهاش.

بسم الله.

اگر رفتی حرم علی ابن موسی الرضا انشاالله به زودی قسمتشه اصلاً با هم بریم، اونجا حضرت آلامه یادمه توصیه کرده بودن چهارصد بار توی یه مجلس اون رو.

که من یادمه وقتی می‌خوندم مثلا چهار ساعت و نیم بوده پنج ساعت طول می‌کشید.

ولی چه شیرین، چه-- خستگیش هم شیرین بود.

[مکث] پس انشاالله امروز که سر سفره نور على نور هستیم امیدواریم که زندگیمون نور على نور بشه.

بچه‌هامون نور على نور باشن.

زناشوییمون، تربیت فرزندمون، سبک زندگیمون، دنیا و آخرتمون همه بشود نور على نور.

به برکت صلوات بر آقامون امام حسن عسکری.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل