ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ای کا نعبد و ای کا نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

شب نور و رحمت است، شب مغفرت است، شب جمعه است.

امشب امام عزیز ما معراج تشریف میبرن و عروج میکنن از این عالم.

هر شب جمعه حضرت صاحب الامر معراج دارن.

ان شا الله در معراجشون امشب جمع ما رو دعا کنن، یاد ما باشن، صلواتی خط بفرمایید.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

در خصوص احکام عزیزان توجه دارن که آنچه که مورد احتیاج و نیاز و مبتلا به ماست، روزمره ماست اینا از حیث احکام دین واجب است که انسان این‌ها رو یاد بگیره.

همه مراجع اینو فرمودن.

واجب است.

بلکه از نون شب برای ما واجب‌تر است.

خیلی بده آدم سنش بره بالا، موهاش سفید بشه تازه بفهمه که مثلاً واجباتشو اشتباه انجام می‌داده و اساساً کسی که به سن بلوغ رسید اگر مرجع تقلید نداشته باشه عباداتش باطله.

این سیر، سیر تخصصیه.

انسان باید به متخصص رجوع کنه.

چگونه است که وقتی سرت درد می‌گیره میری پیش پزشک؟

وقتی انسان در هر چیزی از امر دینش جهل داشت باید رجوع کنه به کارشناس دین.

این کارشناسان دینی هم از خودشون حرف در نمیارن که دقت کردید در احکام خیلی جاهاش میفرمایند احتیاط، احتیاط، احتیاط واجب، احتیاط مستحب.

چرا احتیاط میکنن؟

چرا میگه احتیاط کن؟

به جهت اینکه حکم رو نمی‌داند.

نود سال از خدا عمر گرفته، مرجع تقلید شده، درس دین خونده، نمی‌دونه حکم رو.

نتونسته استنباط کنه.

لذا میگه احتیاط کنید.

این نشون میده که علمای ما هم حواسشون هست.

اون‌ها هم امانت‌دار امانت الهی‌اند.

ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الى اهلها.

خدا دستور داده امانت رو به اهلش برگردونید.

باید در احکامت رجوع کنی به کسی که امانت‌دار خوبی در دین خداست.

والسلام.

در خصوص قرآن، حدیثی‌ست که اگر اشتباه نکنم در کتاب شریف اصول کافی دیدم خیلی سال‌های پیش این حدیث رو که مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف، ایشون هم می‌دونید کافی‌شون ما حالا تا میگیم کافی به ذهنمون تدایی می‌شه اصول کافی.

بله، اصول یه جزئی از کافیه.

اون کافی سه بخش داره که امام عصر صلوات الله علیه فرمود الكافي كاف لشیعتنا.

این کافی که کفایت می‌کنه شیعه ما رو همه بخش‌ها رو گفتند نه فقط اصول رو.

یه بخش یعنی یک، یه چند جلده کافی مرحوم کلینی که حدود صـ، هزار و صد سال پیش ایشون زندگی می‌کرد، اولین عالم شیعی‌ست که معنون کرد، معارف الهیه رو معنون کرد؛ یعنی عنوان‌بندی کرد، باب، باب درست کرد.

باب العقل، باب الايمان، باب الكفر، باب العلم.

خیلی کار ارزشمندی کرده ایشون.

اصول مربوط به همین اصول دینه.

نبوت و توحید و امامت و ولایت و عهد و عدل و این‌ها.

[نفس عمیق] بخش دوم کافی فروع کافیه.

فروع همون در حقیقت میشه گفت رساله عملیه مرحوم کلینیه.

احکام رو توش جمع‌بندی کرده.

نظراتش رو پیرامون حالا اون روایاتی که، روایاتی که پیرامون احکام هست رو ببخشید، اونجا جمع‌وری کرده.

بخش سوم هم که روضه کافی‌ست که آداب و سنن و در حقیقت میشه گفت معاشرت با دیگران و به طور کلی سبک زندگی اسلامی رو اونجا بیان کرده که الان مثلا اصول ک-- من اون، این حدیث که دارم عرض می‌کنم در اصول دیدیم که وقتی قیامت قرآن تشریف می‌آورد به یک هیئت انسانی در میاد که ما اینجا عرض می‌کنیم که علامه فرمودن قرآن صورت کتبیه انسان کامل است و این نظام آفاقی صورت عینی انسان کامل است که اگر انسان کامل کتاب بشود قرآن است و اگر عینیت پیدا کند می‌شود نظام آفاقی و اگر قرآن بخواهد انسان بشود می‌شود انسان کامل یعنی پیغمبر، امام حالا قیامت می‌فرماید وقتی ا قرآن به هیئت و شکل انسانی وارد محشر می‌شود، کاملاً بکر وارد می‌شود بکر.

شنیدید میگن زمین بکره، دست نخورده‌ست.

یعنی با این همه چاه زنی، شخم زنی عمقی که عرفا، بزرگان، علما، دیگران به این تک تک آیات قرآن این همه تفاسیر عالی، پیرامون آیات که همه هم حق است بیان شد باز هم این چه چشمه‌ایست، چه عظمتی دارد که میگه بکر و دست نخورده محشور می‌شود.

بعد قرآن شکایت می‌کند محضر خدا از ماها.

میگه اینا منو غریب واقع کردن.

لذا چند تا چیز قیامت حدیث داریم که شکایت می‌کنه به خدا.

یکی مسجدیه که غریب واقع بشه که متاسفانه الان مساجد کلاً بگیم کشور ما شاید اشتباه باشه، بگیم شهر ما حالا همش نه ولی خیلیاشون غریبن و یکیش قرآن است یکیش عالم است عالم.

عالم یه محلی بهش رجوع نکنن، علمش رو اتخاذ نکنن.

اینا شکایت می‌کنن.

قرآن هم شکایت می‌کنه.

میگه ما رو فقط رو تاقچه گذاشتن، فقط تو سفره عقد گذاشتن، فقط وقت مسافرت رو سرشون گرفتن، شب قدر هم گرفتن رو سر و السلام.

اما در خصوص عترت هم نکته‌ای عرض کنیم و شروع به بحث.

ما رسیدیم به پانزدهمین اصل از کتاب الفین علامه هلی پیرامون اثبات ولایت آل الله و خواسته امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که اونجا می‌فرماید که تو اصل چهارم چنانچه یادتون باشه علامه هلی می‌فرماید که همه قوم و قبیله‌ها میان میگن آقا بزرگ ما امام بشه.

اگر قائل به این بشیم که امامت رو و زعامت امت رو می‌شود مشورتی و شورایی انتخاب کرد، علامه هلی تو اصل چهارم القا کرد که هر قومی میگه بزرگ قوم ما بیاد بشه امام، هرج و مرج پیش بیاد.

تو اصل پنجم می‌فرماید ادله‌شون با هم تضاد می‌کنه.

مثلاً خود شیعه ادله‌ای دارد که قطعاً باید امام رو خدا تعیین کنه، نسبش از طرف خدا باشه، ادله‌ای دارد.

اونها این ادله رو نمی‌پذیرن، برای خودشون ادله دیگری دارن.

در حقیقت یک جنگی، یک تشتت آرایی بین عقلا و علما و متخصصین هر مذهبی پیش میاد.

باز هم این مغایره با حکمت و لطف خداست.

لذا ایشون می‌فرماید علامه هلی می‌فرماید که اسلام واجبه بر خدا که چی؟

امام رو تعیین کنه که از هرج و مرج قاعده لطف خداست.

خدا به رحمتش دوست نداره مردم دچار هرج و مرج بشن.

امیرالمؤمنین هم تو خونه نشست برای اینکه هرج و مرج و نفاق پیش نیاد.

خب بریم سراغ بحثمون.

بحث ما لقاء بود.

لقاء الله و عرض شد که [نفس عمیق] جای جای قرآن هم تصریح فرموده لقاء الله رو و هم تصریح فرموده لقاء رب رو که به یک معنا می‌شود اون رب مطلق رو به یک معنا رب خودت رو.

حالا بحث‌هایی شد.

اجازه بفرمایید که در ادامه بحث سیر بحث رو بکشونیم به این سمت که از توحید شیخ صدوق این کتاب توحی-- توحید شیخ صدوق رو بگیرید بخونید.

حالا ترجمه فارسی هم هست خیلی روان، خیلی احادیث شیرین و زیبایی توشه به دردبخور.

صفحه دویست و شصت و هفت میگه که مردی اومد محضر مولامون علی علیه الصلاة والسلام و عرضه داشت که آقا جون من ش به شک افتادم تو آیات قرآن.

چی شده که به شک افتادی؟

عرضه داشت که من می‌بینم که جای جای قرآن سخن از ملاقات خدا در قیامته.

در حالی که بعضی از آیات مثل این آیه که می‌فرماید "لا تدرکه الأبصار وهو يدرك الأبصار" نشون میده که هیچکس نمی‌تونه خدا رو ببینه.

لا تدرکه الأبصار.

نمیشه اونو دید.

چشم‌ها، أبصار چشم جمع بصر.

میگه این أبصار لا تدرکه نمی‌تونن ببینن خدا رو و هو، هو يدركه الأبصار.

اون هو چشم‌ها رو می‌پاد و می‌بینه.

این داره خط می‌کشه رو بحث ل-ملاقات با خدا.

چطور این تضاد در قرآن هست؟

امیرالمؤمنین فرمودن گوش بده عزیزم.

این کلام مستقیم مولاست.

اللقاء هنا ليس برؤية.

ليس برؤية.

این لقایی که منظور نظر قرآنه منظور دیدنه با چشم بشر نیست.

ليس برؤية.

واللقاء هو البعث.

بعث.

میگن روز بعث و نشر و حشر و نشر و هو الذي بعث في الأميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته.

این بعثت برانگیخته شدن.

می‌فرماید منظور-- امیرالمؤمنین می‌فرماید منظور از این لقایی که قرآن داره همه بهش می‌رسن، به ملاقات خدا می‌رسن این واللقاء هو البعث.

فافهم جمیعا.

خیلی جالبه.

مولامون اینجا می‌فرماید فافهم.

پس بفهم که یحتمل بزرگان اهل معرفت هم زیاد توی حالا کتاب‌هاشون دیدید شما به یه جایی می‌رسن دیگه خیلی کار پیچیده و سهل، سخته.

خب قرآن هم سخته خیلی جاهاش دیگه.

می‌فرماید سنلقي عليك قولاً ثقيلاً.

انا سنلقي عليك قولاً ثقيلاً.

خیلی سنگینه.

خیلی از جاهای قرآن هم ففهم داره.

یه جور دیگه داره.

میگه افلا تبصرون نگاه نمی‌کنی؟

یعنی می‌خوای بفهمی؟

اکثرهم لا يفقهون اکثر.

داره میگه ب-- چرا نمی‌فهمید؟

چرا اکثراً نمی‌فهمن؟

حالا بزرگان اون جاهایی که پیچیده‌ی علمه، یعنی علم دیگه خیلی فهمش ثقیل می‌شه میگن ففهم.

بفهم.

پس بفهم.

خودت زور بزن دیگه من زورم نمی‌رسه به تو بفهمونم.

اینجا کار، کار چشیدنه.

دانستن نیست.

فتبصر.

نمی‌دونم فتعمل.

فتدبر.

حالا اینجا امیرالمؤمنین داره می‌فرماد ببین چیه که مولامون داره می‌ش-- می‌فرمود ففهم.

پس بفهم.

جمیع ما فی کتاب الله من لقاء.

هرچی که در کتاب الله از لقاءش سخن گفته فإنه یعنی این همه این لقاءهای در کتاب خدا معناش اینه که بذلک البث همه رو بگیر به بث یعنی برانگیخته شدن.

این یه روایت.

یه روایت دیگری هستش که زعلبه یمانی ایشون یکی از دانشمندا بود.

میگن شیعه هم بوده که می‌بیند محضر مولا و از مولا سؤال کرد.

هل رأيت ربک مولا تو پروردگارتو می‌بینی؟

هل رأيت ربک اصلاً دیدی پروردگارتو؟

مولا فرمود أفعبد ما لا يرى ما لا أرى آیا من عبادت کنم کسی رو که نمی‌بینمش؟

ببینید اینجا رو.

بعد طرف یه دفعه به قول ماها کب کرد.

گفت عجب مولا خودش فرمود که کسی رو عبادت کنم که لا أرى نه نمی‌بینمش.

گفت مولا بیشتر توضیح بده.

تعجب کرد.

مولا همچنین فرمودن لا این به فهم اون روایت قبلی هم کمک می‌کنه.

لا تدرکه العيون بمشاهدة العیان.

این عین‌ها، این چشم‌ها نمی‌تونن به مشاهده عینی خدا رو ببینن.

در اون لقاءها، لقاء آخرت.

ولكن تدرکه القلوب بحقائق الإيمان و اون لقایی که در قرآن منظور نظر است به اون نور ایمان است به حقایق ایمانی‌ست در قلب ادراک قلبی‌ست که می‌شود خدا را درک قلبی کرد.

جالبه که تفسیر نمونه‌م یک دو سه جمله ازش نوشتم براتون بخونم.

می‌فرماید این حالتش، همون حالت لقاء رو داره توضیح میده تو قیامت.

این حالت، این حالت شهود.

یه شهودی پیش میاد همه قلباً در حقیقت خدا مشهودشون می‌شه.

تفسیر نمونه می‌فرمود این حالت، این حالت شهود باطنی در قیامت برای همگان پیدا می‌شود.

عجب!

همه حالت شهود باطنی پیدا می‌کنند.

همون به حقایق ایمان که مولا می‌فرمود تفسیر نمونه اعتقادش اینه.

چرا که حالا دلیلش رو میاره.

چرا که چرا همه م-مشهودشون می‌شه؟

مشهود ق-- عینی‌شون می‌شه، عینی نه قلبی‌شون می‌شه.

خدا در قیامت چ-- که معناش لقاء می‌شه.

چرا که آثار عظمت و قدرت خدا در آنجا آنچنان آشکار است که هر کور دلی هم ایمان قطعی پیدا می‌کند.

پس به نظر آقای مکارم و دوستانشون حدود بیست نفر ظاهراً بودند از علما که این تفسیر نمونه رو جمع‌آوری کردن، اون گروه.

بر اساس آیین حالا روایات و آیات رو دیدن دیگه.

به این نتیجه رسیدن که انقدر تجلی خدای منان در قیامت عظیم است، عظیم هم صفت مشبهه است دیگه.

انقدر عظیم است که نمی‌شه درک نکرد.

[زنگ موبایل] قطعاً درک می‌کنند.

شاید پیش اومده باشه وقتی یک لایه وجودیت باز می‌شه و سفر می‌کنی از ظاهر به باطن، کجا؟

اولین جایی که به ما اذن دادن هر روز و شب بهش سفر کنیم از ظاهر به باطن کجاست؟

عالم خیال یا برزخ وجودی خودته.

در عالم خواب.

همه ما میریم یه لایه پنهان‌تر، باطن‌تر از نشئه طبیعت و خودمون رو تو خودمونم فرو میریم.

میریم در درون خودمون.

جالبه که حرکت ما در خودمون رتبه‌ش از جهت رتبی یا مکانی بحثی درش نیست اصلاً.

از جهت رتبی قوس صعودی داره.

یعنی از نشئه طبیعت همین بدنت که انزل مراتب نفس ناطقه اینجاست.

میره یه لایه پنهان‌تر که برزخ وجودت که عالم خوابه.

به اص-اصطلاحاً بهش میگن عالم ملکوت.

عجب!

ما هر شب میریم به عالم ملکوت.

بله، تو خواب میری عالم ملکوت خب بفرما ببینم ملکوت رتبه‌ش بالاتره یا ملک؟

خب ملکوت.

پس ببینید قص صعودیه.

اگر کسی مراتب رو رعایت کنه همه میرن به ملکوت.

اما اینکه اونجا در اون رتبه بندی چی می‌بینن مهمه.

پیام‌های خدا رو اولا این بحث‌ها اگه یادش بخیر تو امامزاده صالح فرحزاد چند جلسه پیش آقا اینا این حرف زدیم.

خب ضبط نشد دیگه شاید تو گوش‌هاتون نمونده باشه، چی بگیم؟

که وقتی که انسان میره به عالم برزخ اونچه که می‌بیند پیام خداست.

اما اینکه چرا با این صور و اشکال پیام‌های خدا منتقل می‌شود؟

گاهی حیوانات می‌بیند، گاهی انسان‌ها می‌بیند، گاهی آسمان و زمین می‌بیند.

صور و اشکال حالا سنگ و چوب می‌بیند، کرات می‌بیند.

به جهت اینکه علامه می‌فرمایند به جهت اینکه ما در نشئه طبیعت دائما با اینا محشوریم.

چون حشر و نشر ما با ایناست همینا رو می‌بینیم.

اما اینا پیام‌های خداست.

چرا انسان دیدی؟

اینا رو علامه توضیح داده‌ها.

در کتاب شریف انسان در عرف عرفانش، تو اون اصولی که القا می‌کنه در مسیر معرفت نفس قابل توجه عزیزان گروه معرفت نفس اون آخر بعد از اون چند تا بیست و شش تا چقدر از مکاشفات خودش رو بر اساس "أَ وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ" حدیث می‌کنه یک گوشه‌ای چند تا کوچولو حالا از اون مکاشفاتشو بیان می‌کنه که اونهایی که ناامیدن بدونن راه بازه بسم الله اینام حرکت کنن.

بعد میره اون اصول رو بیان می‌کنه.

اونجا یک اصل حالا عدد اصل رو یادم نیست.

از اون چهل و هفت تا چقدر اصلی که اونجا القا می‌کنه یکیش همینه.

که چرا اساسا ان-- ما در خواب انسان می‌بینیم؟

چرا اصلا صور و اشکال می‌بینیم؟

و چرا انسان بعضا می‌بینیم، آدما رو.

اونم میگه افراد انسان، اشخاص، نه نوع انسان، نه هر انسانی.

یعنی انسان‌هایی رو می‌بینی که می‌شناسی.

چرا؟

و اینکه چرا صدا می‌شنوی و لفظ می‌بینی.

همه اینا رو توضیح داده و ما هم تو امامزاده اون روز توضیح دادیم اینا رو.

خیلی هم شیرین.

که ما انسان یه ذره متوجه میشی به پیام‌های خدا تو خوابت پی می‌بری.

و منم الان نمیگم تا تشنه بشی.

تشنه بشی همینطوری نباشه که حالا هر، هر چیزی آدم بگه رو باید بره دنبالش.

باید تشنه بشه بره در واقعاً می‌خواد بره دنبالش.

معرکه گیری که نیستش که این منبرها.

پس خلاصه اینکه وقتی میری به ملکوت همه و همه در خواب میرن، اونچه که می‌بینن پیام‌های خداست.

اما این پیام‌ها یا بر اساس اسماء جلالیه است، جلال خدا که ترس و دهشت و وحشت و بی‌قراری و اضطراب و این و تشویش و عذاب و اینا، یا بر اساس اسماء جمالیه است که همه خوش و نور و رحمت و سرور و این‌ها، در هر حال وارد ملکوت می‌شن.

حالا چرا این، اینو می‌بینه، اون، اونو می‌بینه؟

اینا با هم مختلف‌اند.

چرا این می‌ترسه، اون آرامش پیدا می‌کنه؟

این بحثش هم گذشت.

برمی‌گرده به ملکات وجودی هر کسی.

قبلا عرض شد مطلق صور و اشکالی که در عالم برزخ ما می‌بینیم، موادش ملکات وجود ماست.

یعنی مواد اون پی و در حقیقت بستر اون شکل‌ها و صورت‌هایی که در عالم برزخ می‌بینیم و خواهیم در اون برزخ که قراره بعد از موت اجباری‌مون بریم ببینیم همه موادش چیه؟

ملکات نفس ناطقه ماست.

چی الان برای من و تو ملکه شده؟

همونه.

چیزای خوب ملکات وجودی‌ته یا چیزای بد ملکه وجودت شده.

میگی آقا حاج آقا اصلا نمیشه زندگی کرد.

اصلا نمیشه-- اصلا نمیشه سیر و سلوک کرد.

اصلا شدنی نیست.

همینطوری فساد همه جا رو گرفته.

این حرفا چیه؟

پا می‌ذاری رو حدیث پیغمبر؟

مگه نفرمود "غضّوا" تمام.

"غضّوا".

مگه پیغمبر نمی‌دونست یه روز آخر زمان این وضع میشه؟

از همون موقع سند رو رو کرد.

همون موقع کد رو داد.

"غضّوا أبصاركم"، ببندید چشماتونو "ترى العجائب"، عجائب رو ببینید.

خب ببند.

میگه همینطوری نامحرم میره چشم، میره اصلا باهاش نمیشه خب.

انقدر که نبستی عادت کردی.

ببینید بحث ما چی بود ملکات.

میگه این چشمش ملکه وجودی‌ش شده نگاه به حرام.

اصلاً نمی‌تونه نگاهش رو جمع کنه این ملاکه است.

بعد پدرش در میاد تو برزخ‌ها.

اون جنداب‌ها، اون مذاب‌ها، اون عذاب‌ها، اینا مال همینه.

تمثلات اونجا، مطلقا تمثلات برزخی، اون صور و اشکال همه و همه به ملکات وجودی برمی‌گردن.

حالا بحث ما این نبود یه دفعه به اینجا کشیده شد.

بحث ما رتبه‌های وجودی عوالم بود.

که وقتی شما در-- داریم بحث لقاء رو می‌کردیم، میگه که آقاش این لقاء، لقاء قلبی‌ست.

قلب کجاست؟

باطن‌تر از عالم برزخه.

عجب!

پس خیلی باطن‌تره.

اگر کسی، ببینید در خواب همه میرن برزخ، بحثش هم الان شد، پرانتز بسته.

اگر کسی آماده‌تر بخوابد یعنی چی حاج آقا آماده‌تر بخوابد؟

یعنی وضو بگیره بخوابه.

یعنی مثلاً آیات قرآن رو بخونه.

اون چهار دسته آیاتی رو مخصوصا بخونه که میترکونه دیگه اصلا.

اون چهارده تا دسته آیاتی که مرحوم شیخ حر عاملی علیه الرحمه در وسائل شیعه‌ش آورده فکر می‌کنم تو جواهر الثنیه في أحاديث قدسیه ایشونم دیدم ولی الان تو ذهنم وسائل شیعه‌شه که می‌فرماید چهار دسته آیات به عرش الهی معلق موندن وقتی قرآن خواست نازل شه.

انقدر که عظمت داشتن خدا فرمود برید، گفتن خدایا این مردم حق ما رو ادا نمی‌کنن.

خدا فرمود برید هر کس شما رو بعد از همه نمازاش بخونه، من هر بار که اینا می‌خونن قرائت می‌کنن هفتاد بار نگاهشون می‌کنم و در هر نگاه هفتاد خواسته و حاجت دنیا و آخرتشون رو روا و برات-- برآورده می‌کنم.

این چهار دسته آیاتو قبل خواب بخونه حاج آقا میشه بفرمایید؟

نه خیر نمیگم.

یه ذره تشنه بشیم.

تا از منبر میایم پایین حاج آقا این که گفتی اینو خودت برو تشنه باش یه ذره پیدا کن.

چشم ما هم میگیم اما دلیل نیست همه چیزو همه بگیم.

یه ذره هم ما بریم دنبالش حرکت کنیم.

عرض شود خدمتتون تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها که یک حدیثی هم فرمود اساسا باقیات صالحه تسبیح حضرت زهراست.

عجب!

عجب چیزیه برکت میاره.

بخونه قبل خواب یه سری دعاهایی اینها هست.

حالا برای اونایی که دیگه خیلی میخوان دیگه خیلی رشد کنن مثلا مرحوم دولابی علیه الرحمه یا آقای قاضی ببخشید آقای قاضی، مرحوم دولابی آیه رب ادخلنی رو می‌گفت آقای قاضی صد بار سوره قل هوالله.

به هر حال هر کس آماده‌تر خوابید چی میشه؟

چه اتفاقی می‌افته؟

شما بفرمایید.

رفته به ملکوت.

یه لایه پایین در حقیقت رتبه مافوق عالم طبیعت رو رفته در خواب اما میخواد بره بالاتر.

راه هست یا نه؟

بله.

آماده‌تر بخواب میری به عالم جبروت وجود خودت.

عالم جبروت، ملکوت، عالم حضرت صدقه کبری، جبروت، عالم حضرت امیرالمؤمنین، عالم عقله، عقول، عقل.

میری به عالم علمه که اگر تو اون وضعیت آب ببینی تعبیرش علمه.

اگه تو ملکوت آب ببینی تعبیرش رزقه.

اگر کسی انقدر رشد کنه، انقدر چشمشو بپاد، گوششو بپاد، خلاصه این ورودی‌های وجودی نفوذ نکنه از گناه و چیز اینا از این ورودی‌های منافذ وجودیش این کاملا آماده و مستعد بخوابه یهو میپروننش پرش میدن و میبرنش به عالم قلب، عالم لاهوت، عالم نبی اکرم.

اونجا اگر آب دید ولایت است یعنی رسوندنش به ولایت.

[مکث] یعنی آماده میشه برای چی؟

لقاء.

آماده لقاء الله میشه.

لقاء الله.

از همین جا یواش، یواش، یواش میره.

میشه؟

چرا نمیشه.

خیلیا رفتن.

آقا از همین بچه‌های همین هیئت که الان اینجا نمیبینمش که دارم میگم.

یه عزیزی که کاسب بود.

حالا دیگه بیشتر از این بازش نکنم شما بشناسید.

بعضی موقع ها میومد هیئت ما.

خیلی دوسش دارم.

خیلی برای من عزیزه.

بعضا میاد.

ایشون یه روز به من گفت حاجی [مکث] چند وقته شبا که می‌خوابم پرم نمیدن.

گفتم یعنی چی؟

گفتش که معمولا من تا می‌خوابم می‌بینم به سرعت دارم پرواز می‌کنم و خیلی شیرینه.

چند شبه دیگه این حالتو ندارم.

گفتم چه جالب.

چه جالب.

پیدا کردیم یکیو که...

عزیزم اصلا این نشانه همین رتبه بندی وجود و هر مقدار استعدادتو بیشتر گل کرده و سعه وجودیت وسعت گرفته، همون مقدار اذن میدن هی پرواز کنی با سرعت بیشتر، با نور بیشتر، به لایه‌های پنهان‌تر از خودت بیشتر.

که این آقا رو هر شب پرش میدادن.

حالا به واسطه یه چیزی که حالا بعد معلوم شد حالا چی این توق-- متوقف شده بود که من یه روز به این بچه‌ها یه صبح جمعه‌ای که تو ایام کرونا حالا تو پیج یا زهرا تو اینستا داشتیم صب-- می‌خوندیم صحبت می‌کردیم.

یه دفعه این بچه‌ها بعدش مثلا کوب کرده بودن از این حرف که من مستند به شما تحقیقا عرض می‌کنم اگر کسی حالا نمیگیم هر روز نمیگیم هر هفته و هر ماه، اگر چهل روز بهش بگذره و این حالت براش پیش نیاد، یعنی عروج در خواب پرش بدن با سرعت نوری بره، چنین کسی ول مطلبه.

باید یه فکری به حال خودش بکنه حتی اگه منم.

یعنی به داد خودش باید برسه.

باخته خودشو، سرمایه از دست داده.

باید شروع کنه از نو.

سوزونده سرمایه رو.

اصلا نمی‌تونه به موت اختیاری برسه و وقتی به موت اجباری رسید چنان کوب می‌کنه که اص-اصطلاحا بهش میگن چی؟

سکرات، سکره.

بیهوش میشه.

این بیهوشیه لحظه مرگ برای بعضیا حدیث داریم هفتاد هزار ساله.

[مکث] حالا عدد کثرته دیگه.

یعنی اصلا مونده.

نشنیدی ارواح سرگردان [مکث] انقدر که تعلق به دنیا داشته، اصلاً این حرفا چیه می‌زنید آخوندها معرکه گیری و...

بذار صبر کن.

صبر کن.

صبر کن تا انشالله مرگ بیاد.

الحمدلله انقدر من خوشحالم و هر وقت به این قصه فکر می‌کنم که مال همه‌ست، مرگ مال همه‌ست، کیف می‌کنم خوب و بد.

همه بذار بسوشم.

بعد اونجا عجب مواجه می‌شود.

آی خدا [نفس عمیق] وقتم مثل که گذشته و خب اجازه بدید تو این نکته فرود بیاییم بحث رو اینجا متوجه بشید.

اگر لقاء رب به خودت قطعی است، رب تو خودش رو چگونه به تو به مشاهده می‌کشاند؟

یعنی مشهود تو در لقاء ربت بعد از مرگ و موت، موت طبیعی چگونه به تو شهود می‌دهد؟

چگونه مشاهدش می‌کنی رب خودت، ربت.

"فمن کان یرجو لقاء ربه" "سبحان رب" ببینید، ببینید منو "سبحان ربی ال، ربی العظیم، ربی الأعلى" اصلا تو نمازم داره همینو به تو القا می‌کنه.

حواست باشه همین که رب توئه داریم همونو می‌بینی.

رب تو چگونه است تو نماز؟

چیه رب تو چیه که فکرتو مشغول کرده؟

همون مشهودت میشه.

یعنی خدا با همون اسم تجلی می‌کنه برا تو.

حالا ملکات وجودی تو اگر ملکات پسته العیاذ بالله زشته، بده، آدم خجالت می‌کشه اینا رو بگه دیگه خیلی کار خطرناک می‌شه.

بعد جهنم اون شهودی که لقاء رب وقتی حاصل می‌شه برای آدمی که همه ملکات وجودیش شده رذائل، جهنم می‌شه شهودش.

جهنم هم جلوه جلال خداست دیگه.

به قول علامه حسن زاده جلال سید الشهداست.

جهنم جلوه جلال سید الشهداست که شب اول عرض کردیم.

ربش رو می‌بینه یعنی اینو می‌بینه.

این هم ظهور اسم جلالت حضرت حقه.

باز خدا رو داره شاهد می‌شه، مشهود خدا می‌شه.

مشهودش می‌شه خدا.

آقا اینا حقایقه تو قرآن ریخته.

آیاتشو خوندیم، روایاتشو بررسی کردیم.

آماده هستیم یا نه؟

ببین چی ذیغمون کرده، چی چشممونو کور کرده.

بسم الله امشب شنیدیم پیغمبر فرمود: "غضوا أبصاركم" این چشم ظاهرتو ببند "ترون العجائب" تا بری به باطن عالم عجائب عالم رو ببینی و ببینی راه بازه.

اصلا بسته نیست.

تویی که خودت رو دست و پاتو بستی.

تا لقاء رخ بده.

بعد تو از لقاء رب خودت باید ارتقاء وجودی پیدا کنی.

یه بحث مفصل و سنگینیه.

"إنا سنلقي عليك قولاً ثقيلاً" ما یه قول سنگینی رو به تو القا می‌کنیم.

این قول سنگین چیه؟

همین قرآنه.

ما داریم باهاش بازی بازی می‌کنیم.

برای اینکه پولمون زیاد بشه، جیبمون برکت پیدا کنه سوره واقعه می‌خونیم بخور تو سر من.

همش داریم معامله می‌کنیم با طمع با قرآن طرفیم.

با قرآن هم که طرفیم حواسمون به دنیامونه.

این قول ثقیله.

همین قرآن.

خیلی سنگینه.

آدم سبک مغز نمی‌تونه به پنا-- به باطن قرآن برسه.

لذا همون حرفی که توش، تو شاخه نبات قرآنمون اول منبر گفتیم، قرآن میاد تو صحنه محشر در حالی که بکره بکره، دست نخورده، شخم کسی نزده توش.

[نفس عمیق] که اگر می‌خوای ارتقاء وجودی پیدا کنی باید لقاء تو با رب تو چنان تعالى و دیگه به بحث هم تعالى بده، بری بالا انقدر صعود وجودی پیدا کنی که از لقاء ربت بشود لقاء الله.

لقاء الله.

ولی اکثراً مردم به لقاء رب خودشون می‌رسند.

"فمن كان يرجو لقاء ربه".

اذیت شدید امشب منو ببخشید.

بالاخره هر شب یه تطوری تو بحث هست، یه اتواری تو وجودمون.

قرآن هم می‌فرماید "و خلقکم اتواراً" ما شما رو به طورهای مختلف خلق کردیم.

هر شب یک طور نیست.

حالت هم یک طور نیست.

هر شب یه حقیقت دوره.

اگه غیر از این باشه می‌شه سناریو که از پیش تنظیم کردی و نه اصلاً دست اوناست و مام البته این رزق رو تعیین می‌کنیم با اعمال و رفتارهامون.

اذیت شدید؟

حلالم کنید.

حال مام اینطوری بود امشب.

بذار یه ذره کامت شیرین بشه.

مرحوم نراقی در کتاب شریعه، این نراقی‌ها اینا خیلی بزرگوار بودن پسر و پدر.

معراج السعاده رو پسر نوشت، جامع السعادات رو پدر نوشت که جامع السعادات خیلی کتاب سنگین‌تر از معراج السعاده‌ست که همه ما مثلاً خیلی خونده باشیم معراج رو خوندیم.

این روایات اخلاقیه توش.

معراج، جامع السعادات اصلا عجیب هر کسی کشش کشا-- کشیدن مع-- جامع السعادات نراقی‌ها.

حالا اون پسرش که بیشتر هم محدث بوده ایشون تا مثلاً عارف و اینا.

پدرش خیلی وزانت داشت.

ایشون بیشتر محدث بود.

تو کتاب معراج السعاده‌ش که قدیما، الان نه، کتاب بالینی طلبه‌ها بود تو حجره‌ها اونجا نوشته آقا گ-- یک یک [صدای محیط] گناهارو باید ترک کنی اینطوری بعضی گناهها ترک کردنش خیلی سخته بعضی گناهها می‌بینی چند سال طول میکشه.

یه دونه‌ای آقا باور کن اینطوریه یه گناهو می‌بینی هفت سال باید روش کار کنی.

طرف یه چله میگیره می‌بینه نمیتونه ولش میکنه.

هفت سال.

آقا بعضی گناهها مثل حسد یک عمر باید روش کار کرد تا ترک شه.

[نفس عمیق] حدیث داریم آخرین چیزی که از وجود اولیای خدا میره بیرون حسده.

اولیای خدا یعنی دیگه انقدر سخته مبارزه با حسد.

چهل سال باید وقت بذاری یه گناه ترک کنی.

آقا باید چیکار کنیم بدبخت شدیم که کامت شیرین بشه.

مرحوم مج-- مرحوم نراقی، مرحوم نراقی علیه الرحمه می‌فرمود من یه راه میون بر براتون سراغ دارم [نفس عمیق] که تمام گناهان اعم از خود گناه و آثار گناه رو هم اینا قدرت داره این کار برطرف کنه.

مگه تو درست استفاده نکنی، درست کلید رو تو قفل نندازی.

اونم می‌فرمود فقط یه راه میون بر وجود داره.

شرکت در مجالس ذکر حسینه، گریه برای ابا عبداللهه.

میزنه تمام این قذارات و آلودگی‌ها و عادت‌های به گناه و...

باور کن یه دفعه یه اشک سیر برای امام حسین، امام حسین میریزی کأنّ صد تا جلسه اخلاقی رفتی انقدر درت تاثیر میذاره.

[نفس عمیق] خب حالا منم سرش-- من شما رو سر این سفره میون بر نشونده امام حسین [نفس عمیق].

تا عاشورا نرسیده آقا داره کارشو میکنه.

داره یکی یکی انتخاباتشو میکنه [خنده].

به نظرت بین رفیقاش [نفس عمیق] عاشورا ما معتقدیم هر ساله در دل تا-- این کار بحث تاریخی نیست.

در [نفس عمیق] تکوین نظام هستی همه ساله عاشورا به پا می‌شود.

[نفس عمیق] یعنی ابا عبدالله الان کاروانش رسیده همین امشب چه خبره واقعا در بطن نظام هستی داره یک یک چادرارو اینا به پا می‌کنه یک بعد شب عاشورا چراغ‌ها رو حالا خاموش می‌کنه و هرکی می‌خواد پاشه بره.

به همه میگه برید حتی به اولیای فصل میگه همه برید.

اینا منو کار دارن با شما کاری ندارن.

[نفس عمیق] آماده هستیم یا نه؟

انتخابات شروع شده [نفس عمیق].

که اگر کسی تو دل امام عصرش آقامون ابا صالح المهدی قربون اسمت برم آقا جا کنه کار تمومه.

یعنی کسی امام زمان خاطرخواش بشه.

مثل اون عالمه بودش که رفته بود دیدار آقا تو کعبه کنار کعبه آقا رو دیده بود.

بعد دیده بود آقا یاد یکی از این حالا اسمشم متأسفانه خاطرم رفته دوستاشو می‌کنه که از دنیا رفته میگه خدا رحم-- هی میگه خدا رحمتش کنه خدا رحم-- گفت چرا انقدر برای ایشون تلاوت مغفرت می‌کنی؟

فرمود خیلی برای علی اصغر سوزناک گریه می‌کرد.

حواس آقا هست به همه چی.

حالا توام امشب بالاخره کی پیش امام عصر عزیزتر از عمه جان زینب؟

[نفس عمیق] برای عمه جان زینب عادت کن سوزناک پر شور و حرارت ناله بزنی تو دل آقا جا کنی دیگه