یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
اللهم الیک نعبد و الیک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
سلام علیکم و رحمه الله.
هدیه به پیشگاه آقامون حضرت صاحب الامر بقیه الله الاعظم و شهدایی که در محضرشون هستیم و شهید حججی و حسینی که سالگردشون هست صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
[مکث]استفتاء شده از رهبر عزیز ما که [مکث] آیا این الکلهایی که پخش شده و به هر حال جهت استعمال اجتماعی بر جنبههای الان مخصوصا به اوج رسیده اینا چگونه است؟
من خودم البته استفتاء کردم از دفتر آقا هم اوایل که این قصه رخ داده بود.
که به هر حال چیه وضعیت اینا نجساند نیستند؟
چون خیلی تو مردم هم چُ داده بود که آره با یک مایع نجس مثلا هیاتها رو چیز میکنند.
از این صحبتها.
آقا فرمودند که [مکث]، اِاِاِ دو تا شرط وجود داره.
خب میدونید به صورت کلی دو تا شرط وجود داره که الکل [مکث]، اینا نجس باشند.
یکی اینه که مایع باشه دو این که مسکر باشه یعنی مست کننده باشه و این الکلهایی که الان در سطح اجتماع است مایع هست اما مسکر نیست لذا پاکه.
خوردنش حرامه ها اشتباه نشه خوردنش حرامه اما پاکه.
[مکث] خب در خصوص [مکث] قرآن حدیث داریم از امیرالمؤمنین علی علیه الصلاة والسلام که فرمودند [مکث]افضل الكلام القرآن بالاترین کلمات قرآن است.
یعنی ما دیگه بالاتر از قرآن تو کلمات نداریم.
لذا خود اهل بیت عصمت و طهارت علیهم الصلاة والسلام هم فرمودند هر آنچه که از ما به شما رسید با قرآن تطبیق بدید.
اگر با قرآن همخوانی داشت قبول کنید نداشت به دیوار بزنید.
بالاتر از قرآن نداریم که حالا ما چه مقدار برای قرآن داریم وقت میگذاریم.
سؤال ما چقدر وقت ظهور حضرت حجت ارواح منسوب فداه اجازه داریم، اذن داریم در محضر حضرت باشیم؟
الان میگیم انشاالله آقا تشریف بیارن ما تمام قد در خدمت و در اختیار و نذر و وقف آقاییم خرج آقاییم.
نخیر اذن میخواد.
چه مقدار اذن داری؟
آقای بهجت این جواب رو داد سؤال رو جواب داد.
فرمودند به هر میزانی که الان برای قرآن داری وقت میذاری.
برای قرآن چقدر الان داری وقت میذاری؟
[مکث] که ما خودمون رو بکشیم صرفا به جهت ثواب و طمع ثواب که چند خط قرآن بخونیم.
ولی به لفظ قرآن کار داریم نه به باطن که حالا یادش بخیر سال گذشته اینجا چندین جلسه ده، ده و ده، یازده جلسه پیرامون باطن قرآن حرف زدیم.
راه عبور از ظاهر به باطن.
یادش بخیر چه شبهایی بود که ادامهش هم رفتیم محضر شهید حججی اونجا پنج جلسه هم اونجا ادامهی همون بحث رو.
چه شیرین بود، چه خاطراتی.
این اِمـامسال هم خاطره میشه تموم میشه میره.
[مکث] خب اما در خصوص عترت.
[مکث] یادمه که سال گذشته شاخهنباتهای عترتمون رو اگر فرصت داشتیم میگفتیم شبها پیرامون کتاب شریف الفین علامه حلی سخن میگفتیم.
الفین یعنی دو هزار.
اما شما کتاب رو که بگیری نگاه میکنی میبینی هزار و صد اصل در حقانیت ولایت امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم الصلاة والسلام درش هست.
نهصد تا اصلش نیست.
بعضیا گفتن ف- پسر ایشون نداد این اصول رو نگه داشت.
حالا چی بوده نمیدونیم.
بعضیا میگن نه اصلا مفقود شد.
و الا دو هزار اصل بوده حالا هزار و صد تاش اومده.
چند تاشو ما نگاه کردیم این کتاب رو از پارسال هم من گفتم.
[مکث] یادمه تا اصل سیزدهم از صد اصل اولش رو ما اینجا به عنوان شاخهنبات عترت عرض کردیم.
امشب به فضل الهی اصل چهاردهم رو عرض کنیم.
علامه حلی بعضی جاها بحث نقلی میکنند بعضی جاها عقلی.
اونجایی که نقلیه از آیات روایات بهره میگیرن، اونجایی که عقلیه کار فکری میکنند.
تو رو مواجه میکنند با عقل خودت.
اینجا هم همین کار رو کردند.
میفرماید چطور پیغمبر برای احکامی که به مراتب نسبت به جعل خلافت و وصایت پیامبر مهم در حقیقت ضعیفتر در جایگاه و رتبه پایینتری قرار داره که جا خیلی در معاشرت اجتماعی شاید حتی در مسائل عموم و اجتماع خیلی مثلا نبودش مشکلی ایجاد نمیکنه.
چطور در خصوص اینها پیغمبر دستور داده حکم صادر کرده؟
احکام یعنی حکم دیگه.
اونم محکمه.
چون یٰس وَالْقُرْآنِ الْحَکیم قرآن حکیم است، حکم است، محکم است حکومت دارد "ولا يمكن الفرار في من حكومتك".
حکومت از استحکام میاد.
حکمه، احکامه.
همشم تو قرآنه.
همه احکام از قرآن گرفته شده.
چطور برای این جزئیها پیغمبر حکم داده، بعد برای یک اصل مهمی مثل جانشین پیغمبر که اگر نباشد لجام گسیختگی رخ میدهد.
هر قبیلهای میگه بزرگ قبیله ما اگر انتخابی و شورایی باشد میگه بزرگ قبیله ما بشود امام، جانشین، خلیفه، زعامت امت و ملت رو دست بگیره.
اینطور نیست؟
اینو علامه داره میگه.
علامه هلی در کتابش.
اصل چهاردهم و صد اصل اول الفین.
هر مذهبی، مالکیها میگن چرا بزرگ ما نباشه؟
شافعیها، حنبلیها، معتزلیها، اشاعره هرکی میگه آقا بزرگ ما.
بعد چه هرج و مرجی پیش میاد و حکمت متعالیه حکمت حضرت حق اقتضا میکند که جلوی هرج و مرج رو از همون ابتدا بگیرد.
پس قطعاً جانشین داشته و مشخص بوده.
شما اومدید خرابش کردید.
حالا بیان جواب بدن.
تمام فرقهها به جز شیعه اثنی عشری بیان جواب بدن این اصل عقلی رو.
چه حرفی دارن برای زدن؟
[مکث] بریم سراغ بحثمون.
شاید یه ربع ما فرصت داشته باشیم کمتر و بیشتر که پیرامون موضوع بحث لقاء الله سخن بگیم.
بحثی هم هست که مورد [مکث]، یعنی در حقیقت به قول شماها، من که این حرفو قبول ندارم که همه، همه چی، همه مطالب دینی و معارف کاربردیاند.
حالا به شما به قول شما این کاربردیه.
چرا؟
چون قرار است که "يا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ." [مکث] قرآن اگر-- امروز داشتم رساله لقاء الله حضرت آقا میش جواد آقا ملکی تبریزی رو که میخوندم، اونجا ایشون تو ابتدای رسالشون میفرماید که بیست جا در قرآن بحث لقاء الله مطرح شده.
خب به تعداد دیگه مثلا لقاء رب مطرح شده.
یه جا میگه ملاقات رب، یه جا میگه ملاقات الله که دیشب یه حالا نکتهای عرض کردیم که اینا فرقش با هم در چیست.
ولی مهم اینه که همه به لقاء الله میرن.
انا لله و انا الیه یعنی الی الله راجعون.
[زنگ موبایل] خب حالا این لقاء انقدر مهم است که این ساعت کوکی مؤمن که آیه آخر سوره کهف که فرمودن هرکس هر ساعتی میخواد بیدار بشه این آیه رو بخونه بیدارش میکنند، بیدارش میکنند.
بودند تو همین بچه های هیئت ما کسایی که بودند.
کسانی که این آیه رو میخوندن میخوابیدن، ملائکه بیدارشون میکردن.
آقا یه شب میزدن با پا بهشون، یه شب میکشیدن به صورتشون، یک یه شب داد میزدن سرشون.
اینا رو هم به ما میگفتن.
اون موقعی که ما به هر حال یه مقدار خلوصمون بیشتر بود، راحتتر بودیم با هم.
چیزای عجیبی نیست اینا.
نخود کیش میشه به قول بزرگان چیزی نیست اینا.
ساعت کوکی مؤمن.
آیه آخر سوره کهف.
"قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌۚ فَمَن كَانَ يَرْجُو" هرکس که امید دارد لقاء ربه "فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا".
دو تا شرط رو برای لقاء رب هر کسی.
ببینید نمیگه لقاء رب مطلق.
این خیلی نکتهست خودش.
که اونایی که توی بحث سیر معارف سی-- سال گذشتهمون [مکث]، یعنی دقیقاً پیگیری کردن معارف رو، چه اون شبهایی که حالا تو این اینستاگرام تو پیج یا زهرا ما تو خونهمون دکور میزدیم برای شما حرف میزدیم، چه اون وقتهایی که تو هیئت این مراتب رو شنیدیم و الان اینو قشنگ متوجه میشن یعنی چی.
چرا اینجا میگه لقاء ربش، رب او.
لقاء ربهی.
نمیگه رب.
"اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ".
ها اینا رو قبلاً بحث کردیم.
[مکث]دو تا شرط رو برای لقاء ربت خدا اینجا مشخص کرده.
آقا مگه شما نگفتی همه به لقاء پروردگارشون در حرکتن؟
چرا؟
پس این دو تا شرط دیگه چیه؟
توجه کنین.
این سؤال مهمیه.
مگه شما نمیگی همه به لقاء الله میرن؟
اتفاقاً فخر رازی در تفسیرش اونجا میفرما-- میگه که همه و همه حتی مؤمن و کافر، جالبه که امروز میدیدم تفسیر نمونه آقای مکارم و دوستانشون هم اینو تشریح کردن و عین عبارتش هم نوشتم برای خودم داشته باشم که جالب بود که اونها هم قائلن البته به، به استناد به روایات و آیات که همه به لقاء الله و ملاقات خدا میرسن.
همه میرن ملاقات میکنن.
انسانه دیگه.
"يا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ" مطلق انسان "إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ".
حالا اون دو تا شرط چیه؟
به جهت اینکه ملاقاتها فرق میکنه.
ملاقات داریم تا ملاقات.
بله امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودن "ما رأيت شيئا".
همین جا تو همین نشئه طبیعت.
شی ما را اینجاست دیگه.
"ما رأيت شيئا" هیچی رو ندیدم "إلا رأيت الله".
رأيت چی؟
چیه بچهها؟
الله.
قبله و بعده و معه و فيه.
اصلاً من همش الله دیدم.
درسته؟
شی تو همین نشئه طبیعت.
اینم یه نوع ملاقاته یکی هم اینجا سنگ و کلوخ و سگ و گربه و اِاَـ آدم و جن و پری هر-- اینا رو میبینه.
اصلاً خدا کجاست؟
اصلاً خدا رو قبول نداره.
همه رو هم داره میبینه.
همین جا ملاقات رخ داده.
همین جا داره میبینه.
اساساً [نفس عمیق] اون ملاقات یعنی کشف.
ملاقاتی که رخ میده یعنی کشف.
ای کاش یه روزی بشود بین من و شما پردهها بیفتد ما راحت بتونیم با هم پیرامون کشف حرف بزنیم.
کشف.
که حالا قرآن رو عرفا ازش به کشف تام محمدیه حرف زدن.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
یعنی قرآن هم کشفه، کشف تامه.
اساسا وقتی ما میریم کشف میشود برای ما.
ما میریم به شهود کشف کنیم.
مکاشفه، مکاشفه از کجاست؟
از همین.
کاشف الغطا، اون عالمی که کتاب کشف الغطا رو نوشته.
شما بچه بودید ما این کتاب رو برای شما توضیح میدادیم.
کشف الغطا، مال همان کاشف الغطا.
عجب کتابیه.
خب باید آدم با اینا مأنوس باشه تا بره این پردهها براش بیفته.
قراره این پردهها بیفته.
اون دو تا شرطی که چیه؟
فلیعمل عملاً صالحا یک.
ولا یشرک بعبادة ربه احدا دو.
شرک برداشته بشه مطلقاً، عمل خالص بیاد، صالح بیاد.
این دو تا شرط برای ملاقاته و تو رسیدن به چیه؟
به ادعو الی.
تو رو خدا گوش بدید، مهمه.
ادعو الی سبيل ربک هست پیغمبره [مکث].
توجه کردید چی شد؟
اونجا میگه فلیعمل، فمن يعمل.
و من، فمن کان یرجو هرکی که امید داره لقاء ربهی.
خوب دقت کنید.
نگفته اینجا این های ضمیر ربهی قطعاً برمیگرده به من.
فمن یـ- فمن کان، فمن کان یرجو لقاء ربهی.
این ربهی، این ه ربهی به کجا برمیگرده؟
به من که میگه هرکس امید دارد لقاء پروردگارش را یعنی پروردگار خودش را فلیعمل عملاً صالحا ولا...
بله بعضی تفاسیر رو نوشتن اما با اون درس و بحثهایی که دو ساله ما تو این هیئت داریم الان باید یه حرف دیگهای شما متوجه بشید.
چی؟
قر-- اول آیه چیه؟
قل انما انا، انا، انا بشر مثلکم یوحى الی انما الهکم اله واحد.
اینجا میگه الهکم اله واحد.
آخر میفرماید ولا یشرک بعبادة ربه احدا.
واحد، احد.
ولا یشرک بعبادة.
اینجا میگه یوحى الی انما الهکم اله واحد.
اونجا میگه شرک نه.
اون اـ ربهی، های ضمیر رو برگردون به عنی پیغمبر.
چی میشه؟
شما بفرمایید.
لقاء رب پیغمبر [مکث].
با دو شرط.
چی بود؟
عمل صالح، برداشته شدن شرک.
حالا اینجا رو برداشته شدن شرک باید ترجمه بشه.
اوه تا دلت بخواد مفسرین حرف زدن.
عمل صالح باید ترجمه بشه که شما رو پنجاه درصد راهتون رو بردن پدر مادرتون.
مثلهشون صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل.
این چی بوده این پنجاه درصد؟
میگم پنجاه درصد بردن.
اون عمل صالح عملیست که بر اساس حب علی ابن ابی طالب انجام میشود.
اللهم صل علی محمد و آل...
اینو از پدر مادر به ارث بردید از ذات پاک، صلب پاک پدر و رحم پاک مادر.
کنتم في الاسلاب الشامخة والالواح المطهرة.
و اونها هم اشاره میکنه که شما هم از اسلاب بزرگوار و ارهان مطهر هم مادرانتون.
خیلی تاثیر...
حالا رفت.
روووح عمل صالح ولایت علی ابن ابی طالب است.
لذا قد قامت الصلاة رو امروز میدیدم که عرفا، بزرگان مثلا رساله امیر جواد آقا ملکی تبریزی.
لقاء اللهش.
لقاء الله هست امام.
لقاء الله آـ علامه حسن زاده.
اینا همه لقاء الله دارن.
جالبه همه این قد قامت الصلاة رو میگه استعينوا بالصبر و الصلاة فانها لکبيرة الا على الخاشعين.
این ص و این استعينوا بالصبر، صبر رو به یک معنا روزه گرفتن مفسرین.
صبر رو پیغمبر فرمودن خود اهل بیت رمزگشایی کردن فرمودن این صبر پیغمبره.
الصلاة چیه؟
استعينوا بالصبر و الصلاة.
استعانت بجو از صبر یعنی از پیغمبر و الصلاة یعنی امیر المؤمنین.
یعنی ولایت کلیه الهیه.
یعنی استعانت بگیر از آقات امام عصر صلوات الله علیه.
که امام ربا صلوات الله علیه فرمود هر وقت مشکلات به شما هجوم آورد و پیچیدید در هم بیاید به سمت ما.
استعانت از ما بگیرید.
فاستعينوا بنا.
از ما استعانت بجویید.
چون ما حقیقت صلاتیم .
قد قامت الصلاة یعنی اگر تو محب علی هستی، قیامت، قیامت حقیقت الصلاة برای تو الان اقامه کرده بسم الله قلبتو بنداز جلو اعضا و جوارح اقتدا کنن برو جلو.
که اگر قلب کاراییش رو از دست بدهد، قلب میفرمود ال-- میفرمود قلب المؤمن عرش الرحمن.
یه جا امیرالمؤمنین میفرمود ان العرش.
قلب المؤمن چی؟
عرش الرحمن.
مولا فرموده ان العرش.
پس قلب مؤمن که عرش خداست همون ولایت کلیه را است.
همون رو.
یعنی حقیقت قلب مؤمن رو بشکافی ولایت علی توشه جلوس کرده.
اتحاد وجودی برقرار کرده.
وقتی قد قامت الصلاة یعنی ولایت مولا اقامه کرد، قیام کرد، پاشد.
ولایت امام عصر که اینجا فقط و فقط زنها و مردها فقط و فقط قلب این شأن رو دارد که امام جماعت اعضا و جوارح بشود.
چشم، ببین شما داری نماز میخونی.
همونطور که چشمت داره مهرو میبینه چشمت داره نماز میخونه.
البته باطن همون چشمت باید ولایت علی باشه.
یعنی در التزام عملیه به امیر، علی علیه الصلاة والسلام دستوراتش، اوامر و نواهیش و قلباً دوسش داشته باشی.
چشمت داره نماز میخونه.
داری بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمين.
زبانت داره نماز میخونه.
دستت قنوت میگیره پایین داره نماز.
هیئت هیکلت رکوع، سجود، پایین، بالا، پاهات به یه نظم خاصی.
اینا همه دارن نماز میخونن.
اما به کی اقتدا کردن؟
به قلبت.
قلب جایگاه امام جماعت است.
اگر قلب همراه ولایت مولا بود، اعضا و جوارح هر عملی انجام بدهند میشود عمل صالح.
البته با التزام عملیه به اوامر و نواهی مولا.
فلیعمل عملا صالحا.
ولا أشرک بعبادة ربی أحدا را اجازه بدید یه شب مفصل دربارش حرف بزنیم.
این عمل صالح هم حالا نیمه کاره موند.
وقت ما گذشت.
اما اگر این دو شرط لحاظ شد، عمل تو صالح بود.
یعنی مثلا حتی نمازتو ایستادی قلبت متوجه بود.
اگر قلبت توجه عرفانی نداشت، نماز جماعت محقق نشده.
اصلاً نماز نخوند.
اعضا و جوارح خوندن اما قلب نخوند.
یعنی چی قلب نخوند؟
یعنی اتصالتو با ولایت جدا شده حواست باشه.
چون ان العرش قلب المؤمن هم که عرش الرحمن.
قلب جایگاه ولایته.
اگر هر کجا حضور قلب نداشتی حواست باشه از ولایت دور شدی.
توجه داشته باش.
این نکته خیلی مهمیه همین که الان عرض کردم.
از دل این روایات و آیات داره میاد بیرون.
خب پس لقاء الله داریم لقاء رب به، رب خودت رو داری و لقاء رب پیغمبر.
ادع到 سبيل ربک بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن که پارسال بحثش اینجا گذشت.
تو باید انقدر ارتقاء وجودی پیدا کنی که وقت لقاء یعنی رفتنت از این دنیا، حالا چه به موت اج-- اختیاری، چه به موت اجباری، بری به لقاء رب پیغمبر برسی.
که اقرأ بسم ربک الذي خلق نه بسم رب، رب، رب مطلق.
البته رب پیغمبر همون رب مطلق است.
ببین چه خبره.
ببین کجا دارن میبرنت.
ببین چه درون مایه این آیه.
حالا هر شب مثل یه ساعت کوکی بخونید آیه آخر سوره کهف و بخواب.
بیدارت هم میکنم.
اما کی میخواید درون مایه شو ببینیم ما؟
کی؟
کی توجه مثالی به قرآن میکنی؟
کی توجه عقلی به قرآن میکنیم؟
کی توجه قلبی و الهیت قرآن رو می-میبینیم و توجه داریم؟
هی باطن به باطن.
کی؟
نمیتونم .
چطور اون بابا وقتی، اون عالم وقتی قرآن میخونه، إذ استسقى موسى لقومه وقتی موسی استسقاء کرد، طلب آب کرد برا قومش، قرآن میگه فی چی؟
ما بهش گفتیم انظر بعصاک الحجر.
انظر بعصاک الحجر.
با این عصات بزن به این سنگ.
زد.
فانفجرت منه اثنتوا عشرة عینا دوازده چشمه جاری شد.
شما بفرمایید ببینم چطور یه عالمه میشینه همین لفظ ظاهری قرآن که من و تو به طمع ثواب میخونیم رد میشیم ازش رو داره میخونه و إذ استسقى موسى لقومه.
یه دفعه میبینی تو عالم مثال وجودش یه کی-- حاطبی صدا زد به ولایت امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب انظر بعصاک الحجر.
رفت تو یه لایه پان-- پنهانتر از لفظ آیات.
که به یک معنا هم میشه تأویل آیات.
[مکث] ما چند ساله تو لفظ و ظاهر قرآن موندیم.
شما میری آینه میخری، آینه رو به خاطر جرمش میخری؟
همش پز جرمشو، همش جرمشو، رنگشو، قابشو نگاه میکنی یا آینه رو میگیری که اون بنمایاند تو را؟
قرآن رو ما همش پرداختیم به جرمش، به قابش، به لفظش، به خطش حتی بالاتر به شما بگم حتی به تجویدش.
البته علامه تو اون دستور العملی که به عزیزان تو کانال مرام گمنامی هست هم اونجا قشنگ توضیح دادن.
علامه منظورش چیه؟
میگه تو دل سحر، شب، خلوت بدون-- اصلاً فارغ از این قوانین تجویدی هر طور بلدی حتی مفاهیم ذهنیتم خالی کن.
به این نیت که همین الان قرآن نازل بشود به قلب پیغمبر، به عقل پیغمبر، به قوه خیال پیغمبر و به لسان پیغمبر جاری بشود و تو بشنوی و تکرار کنی.
و میگه میشه.
آقا یکی رفته چشیده داره میگه میشه بفرمایید.
[مکث] چرا ما نچشیم؟
اصلاً این روضهها، این گریهها، این سوختنها، طهارت نفس و طهارت قوای وجودی برای من و شما میره تا اینا رو بفهمیم.
تا اینا رو سیر کنیم.
این مراحل رو بریم جلو.
اگر کسی فقط گریه بر حسین سلام الله علیه بکنه جاش عرش الهی رو چشم-- رو سر ما.
اما متوقف باشه، اصل حرکت به باطن نکنه، این ناقصه.
به همون مقدار که نقص داره در برزخ نگهش میدارن.
چون نقص داره.
حرکت به، اون حرکت سیر استکمالیه در برزخ از نقص به کماله.
بارها گفتم .
آقای جوادی آملی فرمودن روضه نمکه، معارف خورشه.
ما فقط نمک میخوریم کور میشیم.
دو تاش باید با هم باشه.
انفکاک بین این دو تا خطرناکه.
روضه امام حسین، گریه، اشک، طه، طهارت نفس.
حالا بسم الله.
بعد که گریه کردی بشین روی حرفو فکر کن.
ببین یه چیز جدیدی میفهمی یا نه