ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایک نعبد و ایاک نستعین.

الحمد لله على کل نعمته و اسال الله من فضله المستغاث بک یا صاحب الزمان.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمه الله.

هدیه کنید به پیشگاه آقامون امام عصر و این شهدای عزیز هشت شهید گمنامی که در محضرشون هستیم و شهید حججی که سالگرد شهادتشون هست صلواتی بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

چون وقت گذشته [مکث] خیلی سریع ورود به بحث کنم.

اولا سه شاخه نبات تبرکاً تقدیم کنم سریع.

پیرامون احکام، قرآن و عترت سپس ورود کنیم به بحث.

در خصوص احکام [مکث]، خب بعضیا الان از کشورهای خارجی، از اقلیت‌های مذهبی، از این ور اون ور میان اغذیه فروشی می‌زنن و سؤال این است که ما از این اغذیه فروشی‌ها و مخصوصاً می‌بینیم که اون کسی که داره مثلاً ساندویچ درست می‌کنه اینا دستش به مواد غذایی مرطوب برخورد می‌کنه اینا خب چه کنیم؟

آیا واجبه که از دین طرف بپرسیم و اون انتقال رطوبت از دست این شخص به اون غذا اینا چی می‌شه؟

رهبر عزیزمون فرمودن واجب نیست سؤال کردن از دین مغازه‌دار و بر اون بر اساس اون حکم کلی هم در حقیقت [مکث]، این که همه اشیا پاک هستند بر مگر براد یقین حاصل، حاصل بشه اون انتقال رطوبت هم توجه نبخواد بکنیم.

اما این بحث شرعی‌شه.

اما در خصوص عترت، آیه‌ای در قرآن هست که می‌فرماید "من اعرض عن ذکری" [مکث]، هرکس که اعراض کنه از ذکر من "فان له معیشة ضنکا ونحشره یوم القيامة اعمی" قطعاً "فان له" حتماً حتماً کسی که پشت کنه به ذکر من دچار فشار اقتصادی می‌شه و این تا مال دنیاشه تازه.

قیامت هم کور محشور می‌شه.

مرحوم شیخ صدوق علیه رحمة که گردن ما حق حیات دارن در کتاب شریف کمال الدین و اتمام نعمه‌شون ذیل این آیه حدیثی رو میارن که می‌فرماین این ذکری که اینجا فرموده در آیه ما آل الله هستیم.

در حقیقت ذکرنا ذکر الله.

یعنی اگر کسی پشت کند، اعراض کند از ذکر و یاد امام عصرش از ذکر و یاد حضرت ابا عبدالله الحسین جد غریب این آقا، این آل الله پشت کنه و یاد اون‌ها نکنه قطعاً فشار اقتصادی.

حالا سؤال آقا این همه آدم که اصلا نه اهل بیت می‌شناسن نه خدا خیلی هم وضع مالیشون خوبه، خیلی هم خوشن.

می‌گیم که ما حرفی از زیاد داشتن نزدیم.

گفتیم زن که معیشتی خیلیا خیلی هم دارند، خیلی هم دارند اما آرامش ندارند.

برکت تو زندگیشون نیست.

باز هم دچار چه کنم، چه نکنم.

مضطرب‌اند، بیچاره‌اند، اصلا آسایش ندارند.

قطعاً کسی که پشت کنه این وعده قطعی قرآنه.

در دنیا فشارهای سنگین بیچاره طومارش در هم می‌پیچد.

اما در خصوص قرآن [مکث]، یه حدیث نبوی داریم که عجب حدیثیه خدای شاهده به نظر بنده حقیر یه بار دیگه هم تو این هیئت عرض کردم که اگر قرآن نداشت هیچ حدیثی جز همین یک حدیث در معرفی خودش بس بود.

که "إن فضل القرآن على سائر الكلام" فضل برتری قرآن بر دیگر کلام‌ها "کفضل الله على خلقه" مثل برتری الله هست بر خلقش.

الله اکبر [مکث].

"فضل القرآن على سائر الكلام" فضیلت و برتری قرآن بر دیگر کلمات "کفضل الله على خلقه" مثل برتری خ-- الله هست بر خلقش.

حالا اگه شما ببینید چه فاصله‌ای بین خلق و مخلوق، خالق و مخلوق است، همین فاصله بین کلام خدا در قرآن و دیگر کلمات است.

حالا باز از قرآن ما فاصله بگیریم.

تو چشم خودمون می‌ره.

خب بریم سراغ بحث [مکث].

ما نیت داشتیم که به فضل الهی پیرامون قصه موت حرف بزنیم.

موت.

انواع موت.

حالا این چفیا هم که حدود هشتصد تا چفیه اینجا دیروز بچه‌ها چیدند تا دیشب حالا بعد باد زد و برداشت اینا رو.

چه خیری درش بود؟

اینم یه حرفی با ماها بود [مکث]، که بیشتر از چف-- دوباره بچه‌ها شروع کردن امروز چیدن این چفیا.

یکی از دوستان از دور نگاه کرد گفت حاجی یاد چی می‌افتی؟

گفتم یاد عبور شهدا و اینا.

گفت حاجی گفته بودی می‌خوای در خصوص موت صحبت کنی خب این اشارات‌ها خوبه.

اشارات‌ها و توجه‌ها.

حالا به دلیلی ما منصرف شدیم.

حالا دلیلش چیه بماند.

منصرف شدیم اما تو دل بحث گمان کنم برسیم به همین موضوع اگر کفاف کنه و برکت کنه بحث.

اگر انشاالله خدا یاری‌م بده من قابل باشم و از رزق قلبی شما منم بهره‌مند بشم این شب‌ها پیرامون لقاءالله یه مقدار حرف بزنیم.

لقاءالله.

لقاءالله.

[نفس عمیق] که همه‌ی اولیاء الهی پی لقاءالله هستن.

اگر کسی پی فناء في الله، بقاء بالله، این حالا عناوینی که در مقامات سیر و سلوکی هست، همه به یک معنا دنبال لقاءالله هستن.

حالا اونا مراتبشه.

اونم الله، اسم خاص.

اگر توجه داشته باشید به آیه صد و پنجاه و پنج سوره بقره و صد و پنجاه و شش و صد و پنجاه و هفت، اونجا که قرآن می‌فرماید "ولنبلوننکم" قطعاً شما رو دچار بلا می‌کنیم.

"بشيء" انواع بلا رو می‌شماره "بشيء من الخوف" ترس "والجوع" گرسنگی "ونقص" نقص "من الأموال" تو مالت "والأنفس" تو جانت "والثمرات" تو فرزندانت، تو کشاوریت، کاسبیت.

که چی بشه؟

ببینیم "وبشر الصابرین" ببینیم کی صبر می‌کنه بهش بشارت بدیم.

که حالا باز مرحوم شیخ صدوق در همون کتاب کمال الدینش می‌فرماید این آیه ما را آخرالزمانی‌هاست.

عجیبه.

یه روایت می‌فرماید که یاران امام عصر دچار این بلاها می‌شن آخرالزمان.

چرا؟

برای اینکه صبر کنن و خدا بشارت بهشون بده.

حالا، حالا خدا اینجا دو مرتبه همین آیه رو باز می‌کنه.

اینو حواستون باشه.

تو سیر عرفان هر آیه رو، حالا اونایی که استخاره می‌زنن این آیه خیلی به دردشون می‌خوره.

من دیگه بعضی نکات رو اشارتا میگم سریع رد میشم.

میگه آن کس سهل بشارت که اشارت دهد.

که هر آیه‌ای توضیح و شرح آیه ماقبل خودشه.

حتی اگر به هم مرتبط نیستن.

اهلشو می‌خواد که بفهمه.

ظاهراً به هم مرتبط نیستن.

[نفس عمیق] که بعد آیه بعد میاد آیه قبل رو شرح میده.

این صابرین کیان؟

"الذین اذا اصابتهم مصيبة" چون گفت "ولنبلوننکم" دیگه ما شما رو دچار بلا می‌کنیم.

مصیبته.

مصائب چندگانه.

حالا پنج تاش تو اونجا آیه می‌شماره، سرفصل میاره.

"الذین اذا اصابتهم مصيبة" وقتی اصابت کرد مصیبت به این‌ها، چی میگن؟

قالوا.

خود قالوا اینجا کلی حرف میشه.

حالا چرا قالوا؟

میگه چرا قالوا؟

اصلاً گویش، گفتن، اینا خیلی مسئله‌ست.

چی میگی؟

اولین اتفاقی که برات می‌افته تو زندگی، اولین حرفی که وقت ازدواج می‌زنی، اولین وقتی که حرفی که وقت مرگت می‌زنی، قبل مرگت می‌زنی، اتفاقات ناگوار، خوشحال و خ-خوشایند، ناگوار، همه، گوارا، همه چی اولین چیزی که میگی چیه؟

اون خیلی شرطه.

میگه "قالوا انا لله وانا اليه راجعون".

"انا اليه" اون های ضمیره قبلاً عرض کردیم برمی‌گرده به همون الله.

اینا صفات، صفت این صابرین که خدا بهشون بشارت می‌دهد اینه که س-- میگن ما از خداییم.

حالا متعارف این چنین ترجمه می‌شه.

و الا این، این دیگه دست پایین‌ترین ترجمه‌ست بر این آیه.

ما از خداییم یا از خدا اومدیم.

در قوس نزول "انا لله و انا اليه" یعنی "الى الله راجعون".

الى به کی؟

الله.

خب.

بفرماین ببینن.

در قوس صعود همه دارن به سمت الله میرن یا نمیرن؟

"انا لله و انا اليه راجعون".

همه میرن.

خوب و بد دارن میرن.

در سوره انشقاق ظاهراً فکر می‌کنم آیه شیشش باشه که می‌فرماید يا ايها-- خیلی آیه رو دوست دارم "يا ايها الانسان انک کادح الی ربک کدحا".

تو قطعاً رونده همراه با سختی هستی، با سختی‌ها تاکید می‌کنه "کدحا" به سمت پروردگار خودت.

که چی بشه؟

"فـ" پس برای اینکه "ملاقیه" قراره پروردگار خودت رو ملاقات کنی.

ملاقات.

لقاءالله، لقای حضرت حق.

پس میگه انسان، همه انسان‌ها.

نمیگه یا ایها المؤمن، یا ایها مثلاً مخلص، متقی، مجاهد.

نه.

الناس.

همه مردم قراره ربشون رو ملاقات کنن.

اساساً تمام عوالم هستی، اون بیست و هشت دسته‌ای که از صادر اول تنزل پیدا کردن بعد از حضرت حق اولین، اول و صادر عن الله که همون مقام الحمد است در سوره توحید.

"الحمد لله" این حمد صادر اول است، برای خداست.

"رب العالمين" این عالمین هم اون بیست و هشت فصل و عنوان و دستجات خلائقن که از صادر اول منتج شدن یکیش من و شماییم.

همه این بیست و هشت دسته خلائق صادره از در حقیقت خلق شده از صادر اول یا عقل اول یا به عبارتی حقیقت محمدیه صلی الله علیه و آله و سلم همه و همه قرار است و انا الیه راجعون.

به لقاء خدا برسن.

عجب!

نمی‌دونستیم حاج آقا اینطوریه واقعا؟

یعنی کافر هم به لقاء خدا میره؟

بله.

منافق هم به لقاء بله.

دشمن اهل بیت هم به لقاء خدا میره.

بله.

همه میرن .

توجه داشته باشیدها.

این نکته‌ست.

ما می‌خوایم روی این نکته یه ذره کار کنیم.

حالا امشب وقت نمیشه که مقدمه است.

می‌فرما-- سرش اینجاست.

می‌فرما لقاء الله.

فرمود الی الله راجعون.

الیه، الی الله دیگه.

انا لله و انا الیه راجعون.

یعنی به سوی الله همه مراجعت می‌کنند و رب وجودی خودشان رو ملاقات می‌کنند.

هر چقدر که تو به طرف ربی، رب به سمت توئه.

به همون مقدار تو از ربوبیت حضرت حق درک می‌کنی و همون رو تو می‌بینی .

نمیگه، نمی‌فرما لقاء کریم.

لقاء کریم نیست.

لقاء الحکیم نیست.

لقاء الرحیم نیست.

لقاء الرؤوف نیست.

هست اما برای همه نیست.

اون که برای همه است لقاء الله هست.

لقاء الله.

قراره همه الله رو زیارت کنیم.

خوب و بد .

امشب یه ذره‌ش رو باز کنم به عنوان مقدمه.

فکرت مشغول بشه انشاالله تا فردا شب دیگه بسه .

الله اسم جمع، اسم خاص، مقام جمعی دارد.

تمام اسماء خدا درشه.

حتی هو.

هو الذي.

هو الذي.

هو الذي.

قل هو الله احد.

قل هو الله.

این هو هم که بزرگان فرمودند در صورتی که بعد از الله اومده باشه تو الله هست.

اگر قبل از الله اومده باشه نه.

مت-- اون دیگه مقدمه و الله متأخره.

چون اینا معانی‌شون فرق می‌کنه.

داریم هو ای که بعد از الله اومده؟

مثلاً قل هو الله احد این قبل اللهه.

پس جو-- این هویت جزء الله نیست ظاهراً.

کجا داریم؟

يا ايها الناس انتم الفقراء الى الله.

والله هو الـ والله هو الغني الحمید.

این هو بعد از الله.

پس حتی هو هم به یک معنا داخل اللهه.

هو الله.

هو الله.

هو الذي.

هو الـ.

قل هو الله احد .

لا اله الا هو .

خب الودود چی؟

توشه.

شدید العقاب چی؟

توشه.

ذو انتقام چی؟

توشه.

مذل چی؟

مذل.

اسم خدا هست یا نه؟

ان الله يهدي من يشاء ويضل من يشاء.

قاعده اضلاله.

رها می‌کنه.

گمراه می‌کنه.

اینم تو الله هست یا نه؟

بله هست.

اسم جمعه دیگه.

مقام جمع دارد یعنی اسماء متقابل هم توشه .

مثلاً تو وقتی دست می‌کشی سر یه یتیم، تو مظهر اسم ودود حضرت حقی.

مقابلش می‌شه وقتی شمشیر می‌کشی به روی آدم بد، به آدم کافر پست.

اینا اسماء متقابل‌اند.

اون می‌شه ذو انتقام.

ببینا متقابل همند.

همش تو الله هست .

سرش هم اصلاً همینه.

میگه قرار است همه الله را ملاقات کنند.

حالا بعداً باید انشاالله شبای بعد معنای ملاقات رو بگیم اصلاً یعنی چی؟

از ریشه لقیه.

لام، قاف، یه.

لقیه .

اینا میان ملاقات می‌کنند یعنی چی؟

برای اینکه امشب بهره برده باشیم یه چیزکی گفتم.

یه چیزکی ذهنت مشغول شد.

اجازه بدین اینطوری بحثو جمع کنم.

بالاخره تو این دنیا محاله، اصلاً نمیشه هر کسی میشه مظهر یه اسم خدا.

امکان داره که خیلی از اسماء تو شما بروز کنه، ظهور کنه اما یک اسم جلوه خاص می‌کنه تو شما.

میگن آقا خیلی مهربانه.

مظهر اسم رحیم خداست.

این به یتیم‌ها خیلی می‌رسه.

این مظهر اسم ودود خداست.

این خیلی بخشنده، خیلی آدما رو می‌بخشه.

بهش بدی می‌کنن همش این مظهر اسم توابه.

این نه برعکس خیلی قسی القلبه.

غلیظ القلبه.

توجه کردی؟

این خیلی آدم مثلاً شدیدیه.

خطره.

مظهر اسم شدیده.

شدید حضرت حق.

شدیده.

شدت داره.

قلبش غلظت داره .

خب.

هر مقدار این جمع‌بندی بحث امشبه.

هر مقدار صفتی چون انسان در صفات، افعال و ذات به وزان حضرت حق آفریده شده است.

این بحث‌ها قبلاً بین ما گذشته است.

هر مقدار اسمی در تو حالا به عبارتی بگیم گل انداخت یعنی ظهور کرد یه اسم.

همه چی اسم الله دیگه.

تو هم به سمت اسماء خدا داری میری.

هر اسمی اینطوری بگیم بهترش، ملکه وجودی تو شد.

تو وقت لقاء الله، خدا رو در رتبه همون اسمی می‌بینی که مرتبه وجودی و ظهور وجودی تو شده اگه غلیظی خدا رو غلیظ می‌بینی.

شدیدی خدا رو شدید می‌بینی .

توجه کردی؟

اگه گمراهی خدا رو اونجا در مقام و رتبه مذل الله را در مقام مذل زیارت می‌کنی.

فوقش، فوقش آدم بداها اونجا خدا رو در مقام رتبه رحمان ببینن، دیگه رحیم نمی‌بینن.

حالا اینا باید باز بشه دیگه.

این خیلی مهمه ها.

می‌دونید من الان دارم چیکار می‌کنم با خودم و شماها؟

می‌دونید؟

اصلا توجه دارید؟

مثل تالار تشریح که میان بدن رو سلاخی می‌کنن، چه خبره اون تو؟

ما داریم سلاخی می‌کنیم خودمون رو تشریح.

این باز می‌کنیم وجودمون رو تو تالار هیئت یا زهرا که ببینیم چی تو وجود ماست.

تو وجود باطنمون، ظاهرو ول کن.

چون قراره همونو رو ببینی و همونو مثل اینکه الان شما میخوای به یه جا، بهت یه آدرس میدن آقا تو الا و بلا لابد باید بری اونجا.

اصلا هیچ راه دیگه ای نیست.

جات اونجاست.

خب بسم الله آقا اینجا کجاست؟

به من بگید لااقل یه چهار تا آدرس بدید، یه نشونه بدید، یه ذره اونجا رو برای من باز کنید.

اونجا که دارم میرم کجاست؟

بفرمایید سر این سفره بشینین چند شب ببین کجا داری میری.

چیکار باید بکنی؟

چه خبره میخواد بشه؟

خب چیز بدیه؟

آدم بدونه کجا داره میره آدرس بگیره و چجوری میره، چجوری باید بره و چی قراره ببینه، چه اتفاقی قراره بیفته که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرمود اگر من به شما بگم که قرار است چه سفری بروید تا آخر لحظه عمرتون خنده به لبتون نمیاد.

میگه بگم.

امشب به آقا بگیم آقا بگو بفرما بسم الله.

ما حاضریم تا آخر عمرمون اصلا نخندیم.

اگرم می‌خندیم مصنوعی بخندیم برای اینکه زن و بچمون با ما قهر نکنن، رفیقامون از دور ما نرن.

چه می‌دونم مردم عموم بدشون نیاد.

مصنوعی می‌خندیم.

گریه هم از، میگه خنده هم از گریه هم غض-- گریه هم غم‌انگیزتر است.

یه همچین چیزی میگن.

آقا بفرمایید شما.

بسم الله.

شما برای ما بفرمایید این شب‌ها القا کنید به وجود ما.

ما قراره کجا بریم؟

چی ببینیم؟

چه اتفاقی بیفته؟

لقاء الله.

عجب.

إنا لله و إنا إليه راجعون .

خدایا، خدا.

عزیزان دلم [سرفه] مگر نه این است که انسان کامل مظهر تمام اسماء است؟

هست یا نیست؟

یعنی خودش نه اینکه محل ظهور باشد بلکه یه پله بالاتر در عرفه بحثش شد که بلکه خودش ظهور همه اسماء است.

یعنی مقام جمعی دارد.

اگه اینچنین است شما بفرمایید ببینم میشه گفت انسان کامل مظهر الله هست؟

خب مگه مقام الله، چرا می‌ترسیم ما؟

مگه الله اسم جمع نیست و همه اسماء درش نیست؟

پس انسان کامل مظهر محل ظهور ال-- اساسا به-بهتره، درستش اینطوریه.

کلاس بالاترش اینطوریه.

اصلا خودش عینا ظهور همه اسماء الهی یعنی الله است.

ظهورشه.

خب حالا بریم جلوتر؟

حالشو دارید همین و وصل به روضه کنیم؟

حتما نباید که آدم بره تو گودی قتلگاه اونطوری بشه که اینم یه معنای روزه‌ست.

آقا جان اگر حسین بن علی مظهر تمام اسماء است و ما قراره به لقاء الله برسیم و الله اسم جمع است و همه اسماء درشن، پس همه قرار است برویم یک زیارت بکنیم.

اونم زیارت حضرت ابا عبدالله الحسین سلام الله علیه.

اما زیارت داریم تا زیارت.

دیدی وقتی میری حرم گاهی پست میزنن اصلا دلت سنگ میشه نمیتونی بری تو.

دوست داری سریع از مشهد برگردی تهران .

دیدی؟

چفت نیستی.

نتونستی.

مع-- انس نگرفتی.

فاصله گرفتی.

بُعده.

اینطوریه.

ولی همه دارن میرن.

بعد جهنم مظهر چیه؟

اون بحثو الان داره بهتون می‌خوره.

جلال سید الشهداست.

یعنی کسی هم که میره جهنم داره حسین رو زیارت می‌کنه اما جلال حسین رو زیارت می‌کنه.

کسی که میره بهشت حسین رو زیارت می‌کنه اما جمال حسین زیارت می‌کنه.

پس همه دارن میرن به زیارت حسین.

الله اکبر.

برا همینه که مادرش فرمود، یعنی پیغمبر فرمود فاطمه جان می‌بینم که در قیامت وقتی مردم در صحنه محشر گرد هم جمع میشن، حشر اتفاق میفته [نفس عمیق] ای خدا!

تو وارد میشی در حالی که طلب می‌کنی انتقام خون حسین رو.

میگی خدایا من انتقام خون-- بعد ابا عبدالله با همون هیئتی که در گودی قتلگاه بود، با همون هیئت وارد محشر می‌شود.

چرا؟

اصلا رو این فکر کن.

یعنی سر بریده وارد میشه.

عجب!

چرا؟

برای اینکه تویی که برای سر بریده گریه کردی ببینی، زیارت کنی، اونی هم که سر بریده و خامیانش و تابعینش هم بیان.

همینه.

اصلا ببین نگاهت داره عوض میشه.

حتی به قتلگاه.

لذا میگه تا میتونی این روضه‌ها رو ببین باهاش گریه کن.

میگه سعی کن هر روضه‌ای نشنوی قسی القلب نشی.

چرا؟

چون قراره بعدا ببینی مددا آقا مداحه روضه‌ای که باهاش گریه نکردی نخون.

اینا همه سره، همه لم داره.

حالا این آقا سفیرشو فرستاد که مردم بیاید.

خودتون گفتید هجده هزار نامه، هر نامه مال یه قبیله ای.

یه قبیله چند، چقدر آدم چقدر میشه؟

یا ابا عبدالله باغ‌های ما در انتظار شماست.

زن و بچه‌هامون فدا.

شمشیرامون تقدیم شما.

اسب و اسطرامون تقدیم شما.

ولی چی؟

تقدیم شما شد.

اومدن آقا تشریف آوردن.

تمام این باغ‌ها، شمشیرها، این اسب‌ها، زن و بچه‌ها همه بر علیه آقا.

و برای همین اینجا جمعیم دیگه امشب.

خب بچه‌ها خوش اومدید به خیمه امام حسین.

خوش اومدید.

[نفس عمیق] من که این کاره‌م کاره‌ای نیستم اصلاً.

هیچ کاره‌م اما خوش اومد میگم.

قطعاً دل همه‌تون و همه‌مون تنگ بوده برای این لحظات خاص و این شب‌ها و همین طوری فقط بشینیم و شب‌ها رو ببینیم گریه کنیم اشک بریزیم.

چقدر دلمون تنگ بود برای این شب‌ها و برای این مجالس و.

ای خدا [نفس عمیق] یکم نجوا کنیم دلت بشکنه بعد روضه بخون.

ادخل یا الله.

ادخل یا رسول الله.

ادخل یا امیرالمؤمنین.

یا علی.

ادخل یا فاطمه الزهرا.

ادخل یا حسن المجتبی.

ادخل یا حسین.

یا ابا عبدالله.

ادخل یا صاحب الزمان.

خیمه عزای جدت حسین