اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
تبریک عرض میکنم ایام فرخنده ده فجر و ورود حضرت امام علیه الرحمه رو.
که از انقلاب انفجار نور یاد کردن.
این معمار کبیر تمدن نوین اسلامی و این بنیانگذار انقلاب عزیزمون به واقع، به واقع انفجار نور.
چه نوری؟
نور توحید.
واقعاً انفجار نور توحیدی بود که زندگیها همه و همه توحیدی بشه.
نگرشها، سبک زندگی همه بشه توحیدی.
یه فرمایشی حضرت امام دارن خیلی فرمایش شریف و عالیه.
پیرامون همین بحث توحید.
ببینید ایشون چی میفرمایند.
همه انبیا الهی در این جهت حرکت کردند که دست انسان را بگیرند و او را از چاه انانیت و کثرتبینی رهانیده و به اوج توحید برسانند.
این فلسفه بعثت انبیا همینه.
و بتهایی را که شریک خدا قرار داده است بشکنند و به انسان نشان دهند که مؤثر واقعی در همه شئونات تنها اوست.
این همه پیغمبر اومده هر کدومشونم به بدترین وجه ممکن به شهادت رسوندن، کشتن.
چه کردن؟
بعضیاشونو لای درخت گذاشتن با اره دو نیم کردن.
بعضیاشونو پوستشونو کندن.
بعضیاشونو سر بریدن.
بعضیاشونو تو آتیش سوزوندن.
چه کردن با این انبیا؟
چرا؟
ارزش توحید رو میرسوند.
همه اومدن برای حرکت توحیدی.
اینکه ما انقدر پافشاری داریم اصلاً ماهیت و اون چیزی که برای ما میمونه پس از موت شدت و حدت و ماهیت و در حقیقت ارزش توحیدی ماست.
چیز دیگهای برای ما نمیمونه.
حالا ما در آیه هفده عنکبوت یه توجهی بکنیم ببینیم بحث توحید افعالی در این آیه چگون است.
میفرماید إنما تعبدون من دون الله أوصان وتخلقون افکن.
جز این نیست که شما به جای خدا بتهایی رو میپرستید.
همون بتهایی که روش اسم هم میگذاشتن.
حالا اله شفیع مؤثر.
اینا رو از این جهت بت خودشون قرار داده بودند که افکن.
اینا رو دروغ میساختن.
برای خودشون دروغ میساختن.
اینها رو مؤثر در عالم میدونستن.
تعبدون، تعبدون من دون الله لا یملکون.
حالا کسایی رو شما میپرستین که لا یملکون لکم رزقا.
هیچ تملکی تو رزق شما ندارن.
ببینید نمیفرماید که لا یرزقون یا لا یرزقون یا لا یرزقونکم.
نمیگه شما بتهایی رو میپرستید که به شما رزق نمیدن.
این اگه اینطوری بگه، اینطوری میشه برداشت کرد که میتونن رزق بدنا.
به شما نمیدن.
اگه میفرمود لا یرزقونکم.
اما اینچنین نیست.
یا آقا آیه میفرماید لا یملکون لکم رزقا.
اصلاً امکان این نیست.
از تملکی در رزق شما ندارن.
هیچ کسم اینطوری نیستا.
نه فقط اون بتایی که حالا الان ما داریم آیه رو میخونیم به ما چه که اون طرف بت پرست بوده.
اون تفسیر آفاقیش و شأن نزولشه.
خب به من چه.
خب این الان به من و شما هم داره همین گوشزد رو میکنه.
یا الان هم شما در تفسیر انفسی میخواین آیه رو تو خودت پیاده کنی بدون عهدی لا یملکون لکم رزقا.
هیچکس تملک رزقی به شما نداره.
فقط حضرت حق.
البته توجه باید داشته باشیم.
بعد از این بلافاصله میفرماید فابتعوا.
شما بجویید عند الله الرزق.
این نشون میده که درسته مطلقاً رزق دست خداست.
ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین.
ان الله چقدر شیرینه این آیه.
هو الرزاق ذو القوة المتین.
فکر میکنم آخر سوره ذاریات باشه.
پنجاه و هشت.
آیه پنجاه و هشت.
بله که یه بار عرض کردیم که صبر و-- مداومت بر این آیه وسط رزق میاره.
این داره تصریح میکنه که رزاق اصلی اونه.
درست؟
اما میفرماید فابتعوا یعنی خودتم حرکت کن.
نشین تو خونه بگو خب رزاق اصلی خدا تو میرسونه دیگه.
نه.
فابتعوا خودت هم بجو این رزق رو.
یعنی باید حرکت کرد.
از تو حرکت، از خدا برکت.
نکته بعد اینکه میفرماید فابتعوا عند الله الرزق نزد خدا رزق رو بیاب.
بعد میفرماید واعبدوه واشکروا له.
اول میفرماید برو رزقتو از خدا بگیر.
حالا عبادتشو بکن و شکرشو به جا بیار.
به قول آقای قرائتی در تفسیر نور اشاره به همین تیکه آیه میکنند.
فرمایین داره تصریح میکنه که آقا اصلاً وظیفه یه مدیر، حالا من و شما به عنوان مدیر خانواده این نان آبه رو راه-- ما که وارد خونه میشیم بچه ما رو در شأن میکائیلی میبینه دیگه.
میکائیل ناموس و کلیددار رزق حضرت حقه.
ما رو در این شأن میبینه.
یعنی بچه فکر میکنه ما راض بشیم.
درست شد؟
به صورت با یه وسیلهای.
وقتی وارد خونه میشیم اون ما رو اینطوری میبینه.
برای همین میگن پدر وارد خونه شد دست خالی نره.
چون میشه یه چیزی با خودش ببره.
سنت انبیا بوده که قبلاً هم عرض کردیم.
حالا میفرماید که شما وقتی که در سمت ر-رزق قرار میگیری و رزق رو میاری حواست باشه که عه، چه تو، چه که-- چه به عنوان پدر یه خونواده، چه کسی که مدیر یه مجموعه است، چه کسی که رئیس حکومته.
یعنی از این سلسله مراتب پایین بگیر برو تا اون عالیترین مراتب.
اول ببینید میفرماید «فابتعوا عند الله الرزق» حالا «واعبدوه وشکروا له».
اول اقتصادتو بساز، ارتزاق رو درست کن.
اون که میگه وقس-- وقس في مش اون معیشت خانواده رو اقتصادی کن.
یعنی درستش کن، بهش رسیدگی کن، نیازهای خانواده رو مرتفع کن، نیازهای مملکت رو-- حالا توقع داشته باش عبادت کنن.
چقدر شیرینه.
یعنی اگه کسی اسلام رو خوب متوجه بشه میبینه که اصلاً اسلام گره خورده با مباحث اقتصادی.
اصلاً شما نمیتونی اقتصاد رو از اسلام برداری بگی حالا بندگی کنید دیگه.
بچه خوبی باش، بنده خوبی باش.
چه حرف گزاف و بیهودهایه.
اصلاً کسی که اقتصادش درست نیست چگونه تو توقع داری عبادت درستی انجام بده؟
اگرچه این رو توجه داشته باشیم.
این برای چیه؟
نفوس ضعیف است.
این، این در حقیقت استثناء رو هم قائل باشیم.
اص-- اتفاقاً برای کمالین، برای انسانهایی که خیلی رشد میکنند، برای امثال ابوذرها، اینها نه اتفاقاً به زهد میرسند.
کلاً بیرغبت به دنیا میشن.
نه اینکه اقتصاد رو تعدیل کنند.
اشتباه نشه.
اسلام مخالف انباشت ثرو-ثروته.
بارها عرض کردیم موافق جدی تولید ثروته.
تولید کن تا میتونی.
اما انباشت نداشته باش.
اون رو توزیع کن به نیازمندا و به دیگران.
تولید، اهل تولید باش.
چقدر اسلام توهید-- تولید رو تأکید کرده.
الكاسب حبيب الله.
کجا شما اص-- کدوم آیین و کدom دین سراغ داری بگه الكاسب حبيب خداست.
سوخیه مگه؟
لا حبیب الا هو و اهله.
بعد از این طرف الكاسب حبيب الله.
البته اینجا كاسب باید ترجمه بشه.
یعنی چی؟
كاسب فقط اونی نیست که پشت پیشخونه مغازهش وایمیسته و کسب میکنه.
ما یه کسب داریم، یه اکتساب.
اکتساب لها ماک-ما کسبت به نفعشه.
کسبش به نفعشه و علیها مكتسبت.
اکتساب علیهشه.
من اگر فطرت خداجوی خودم رو بدل میکنم به فطرت ثانویه، اون فطرت الهی رو میکنم جبلی و فطرت ثانویه که به سمت معاصی و قبایح اعمال میره، این میشه علیها مكتسبت.
میشه اکتساب.
بر وزن افتعال.
بر علیه منه.
این نهی شده، نف شده.
اما اون کسبی که الكاسب حبيب الله لها مكتسبت.
اینطوریه.
فقط اون نباشه که پشت پیشخونه مغازه ببینیمش.
درست باید دید حقایق رو.
کسی که کسبش به نفع خودشه.
مطلقاً الان دقت بفرمایید از جهت فلسفی و حتی عرفانی الان شما دارید صدای منو میشنوید.
ظاهراً در سکون و آرامش نشستید هیچ کاری نمیکنید، فقط دارید یه صدا میشنوید.
چشمتون داره منو میبینه.
عینا در حال کسبید.
اگر این چیزی که داری میشنوی، این چیزی که داری میبینی، اگر به نفعت در مسیر فطرت الهی شماست، این کسب شماست.
الكاسب حبيب الله.
شما حبیب الهی میشین.
توجه کردید تا کجا میشه رفت؟
اما اگر خدایی نکرده این چیزی که داری میبینی، این چیزی که داری میشنوی، این چیزی که لمس میکنی، میبویی از همین حواس ابتدایی و انزل بگیر برو تا اعلیترین حواس.
میخواد وهم باشه، خیال باشه، هرچی.
برو تا بالا.
اگر علیه اون فطرت ابتدایی ماست، فطرت الهی ماست، میشه و علیها مكتسبت.
میشه اکتساب و میشاره کننده است.
اصلاً عذاب برزخی ما به اکتسابات ماست.
به میزانی ما عذاب برزخی میچشیم.
اصلاً معطل و منتظر در عالم برزخ میمونیم که اکتساب کردیم.
به میزانی از برزخ فرار میکنیم.
و فروا الى الله.
فرار میکنیم به سمت حضرت حق به سرعت که کسب داشتیم و به مقام حبیب اللهی رسیدیم.
ببین آقا ما یه آیه رو خوندیم.
همونطوری که شما همین رد شدی اون آیه رو آقا بخونیم، بخونیم خیلی ثواب داره.
بخونیم ثواب داره.
بخون خیلی ثواب داره.
خب اصلاً اینا به این معارف میرسیم.
به این دقت نظرها میرسیم.
برای همین چقدر رهبر عزیزمون تأکید میکنه رو تدبر در قرآن، تأمل در قرآن.
قلب عبارتی قرآن هم چی بود؟
وليتلطف.
حضرت استاد فرمودن به باطن قرآن میخواید برسید، سرش در قلب عبارتی قرآنه حالا خود قرآن یه سوره داره که قلب قرآنه، سوره یاسین.
خود سوره یاسین یه آیه داره که قلب، قلب قرآنه.
یعنی قلب سوره یاسین.
سلامٌ قولاً من رب رحیم.
که یه دستورالعملی حضرت استاد دارن چهارصد سی و س-- دو مرتبه این آیه رو به علاوه یه دعاس بخونی خیلی از الطاف خفیه الهی نصیبت میشه.
مشروطه ما یازده رو که آشوب تازه شروع شده بود، سحر با بچهها تا سحر بودیم اونو ج-- دست جمعی خوندیم که شرشون به خودشون برگرده و یه قلب عبارتی قرآن هم داریم.
ولیتلطف.
تلطیف السر باید بکنی تا به باطن قرآن پی-- ره پیدا کنی.
حضرت استاد میفرماید: أیتعقل.
یعنی تعق-- اهل تعقل باشی، تأمل و تفکر و تدبر باشی.
همینطوری قرآن رو بخونیم بریم چیزی-- بله نورانیت داره.
به قول ملا صدرا همین قرآن کتب شده، همین عبارات جوهری که رو کاغذ کتب شده، این هم همون نور لمعات جمال الهی رو داره.
خب؟
این هم داره.
به قول امام حتی نفهمی هم قرآن رو، چی داری میخونی، نورش گیرت میاد.
یه نوری به تو میرسه.
البته دعا اینطوری نیست.
دعا اگه نفهمی چی میخونی فایده نداره، ترکش کن.
اما قرآن نه.
اما این کجا، اون کجا که بری تدبر کنی، تفکر کنی، تأمل کنی در قرآن به باطن قرآن برسی.
الان چقدر نکته از این آیه استخراج شد و نکته آخر هم الیه ترجعون.
حواست باشه داداش این حرفایی که ما داریم به شما میزنیم عزیز دلم، من نمیگم قرآن.
من به زبان لطیفانه دارم میگم.
نظامابادیشو دارم میگم.
داداش این حرفایی که ما داریم به شما میزنیم تو این آیه، الیه ترجعون.
حالا میخوای گوش بده، میخوای گوش نده.
قراره رجعت کنی بیای به سمت خود ما.
بعد حساب کتاب ما بر اساس همین مفاهیم، مفاهیمه، همین مضامین، همین آیات ماست.
بر اساس این من از شما حساب کتاب میکشم.
میزان هم نه-نزد ماست.
نحن موازین القسط.
اونها آل الله هستند.
شما رو میسنجم با علی ابن ابی طالب، با حضرت صدیقه شهیده و شیعیان اون و بر اساس قرآن، میزان قرآنه.
میخوای گوش بده، میخوای گوش نده.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات الله على محمد و آله طاهرين