یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
دههٔ فجر و انفجار نور توحیدی
ایام فرخندهٔ دههٔ فجر و ورود حضرت امام رحمهالله یادآوری میشود؛ انقلابی که از آن به انفجار نور یاد کردند. معمار کبیر تمدن نوین اسلامی و بنیانگذار انقلاب به واقع انفجار نور بود؛ چه نوری؟ نور توحید. انفجار نور توحیدی بود تا زندگیها، نگرشها و سبک زندگی همه توحیدی شود. فرمایشی شریف از حضرت امام پیرامون توحید این است که همهٔ انبیای الهی در این جهت حرکت کردند که دست انسان را بگیرند و او را از چاه انانیت و کثرتبینی برهانند و به اوج توحید برسانند؛ این فلسفهٔ بعثت انبیاست. و بتهایی را که شریک خدا قرار داده است بشکنند و به انسان نشان دهند که مؤثر واقعی در همهٔ شئون تنها اوست.
همهٔ پیامبران آمدند و هر کدام به بدترین وجه ممکن به شهادت رسیدند: برخی را لای درخت گذاشتند و با اره دونیم کردند؛ برخی را پوست کندند؛ برخی را سر بریدند؛ برخی را در آتش سوزاندند. چرا؟ ارزش توحید را میرساند. همه آمدند برای حرکت توحیدی. آنچه پس از موت برای ما میماند شدت و حدّت و ماهیت و در حقیقت ارزش توحیدی ماست؛ چیز دیگری نمیماند.
آیهٔ هفده عنکبوت؛ توحید افعالی و بتهای دروغین
در آیهٔ هفده سورهٔ عنکبوت به توحید افعالی توجه شود:
«إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا» (عنکبوت/۱۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز این نیست که شما به جای خدا بتهایی میپرستید و دروغی میسازید.
بتهایی که بر آنها نام اله و شفیع و مؤثر مینهادند و از این جهت بت خود قرار داده بودند؛ آنها را دروغ میساختند و مؤثر در عالم میپنداشتند. ادامه میفرماید کسانی را میپرستید که:
«لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا» (عنکبوت/۱۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): برای شما هیچ رزقی در تملک ندارند.
نمیفرماید «لا یرزقونکم» — شما بتهایی میپرستید که به شما رزق نمیدهند — که بتوان برداشت کرد توان رزقدادن دارند اما نمیدهند. میفرماید «لا یملکون لکم رزقاً»: اصلاً امکان تملک رزق شما برایشان نیست. و این تنها به بتپرستان شأن نزول و تفسیر آفاقی محدود نیست؛ در تفسیر انفسی نیز همین گوشزد است: هیچکس تملک رزقی بر شما ندارد جز حضرت حق.
فابتغوا عند الله الرزق؛ حرکت از تو، برکت از خدا
بلافاصله میفرماید فابتغوا عند الله الرزق — نزد خدا رزق را بجویید. این نشان میدهد که مطلقاً رزق به دست خداست:
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» (ذاریات/۵۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا خداست که روزیدهندهٔ صاحب نیروی استوار است.
مداومت بر این آیه در میان رزق آورده میشود و تصریح میکند که رزّاق اصلی اوست. اما فابتغوا یعنی خود نیز حرکت کن؛ در خانه منشین و بگو رزّاق اصلی خداست و میرساند. از تو حرکت، از خدا برکت. سپس میفرماید واعبدوه واشکروا له: نخست رزقت را از خدا بگیر، آنگاه عبادتش کن و شکرش به جا آور.
آقای قرائتی در تفسیر نور به همین فقره اشاره میکنند: وظیفهٔ مدیر — چه مدیر خانواده، چه مدیر مجموعه، چه رئیس حکومت — در سلسلهمراتب از پایین تا عالیترین مراتب، نخست فابتغوا عند الله الرزق است و سپس واعبدوه واشکروا له. نخست اقتصاد را بساز و ارتزاق را درست کن؛ معیشت خانواده را سامان ده و نیازها را مرتفع ساز؛ آنگاه توقع عبادت داشته باش. وقتی پدر وارد خانه میشود فرزند او را در شأن میکائیلی میبیند؛ میکائیل ناموس و کلیددار رزق حضرت حق است. از این رو گفتهاند پدر دستخالی وارد خانه نشود؛ سنت انبیا بوده است.
اگر کسی اسلام را درست بفهمد میبیند اسلام با مباحث اقتصادی گره خورده است. نمیتوان اقتصاد را از اسلام برداشت و گفت اکنون بندگی کنید و بچهٔ خوبی باشید؛ این حرف گزاف است. کسی که اقتصادش درست نیست چگونه توقع عبادت درست از او میرود؟ البته این برای نفوس ضعیف است و استثنا باید قائل شد: برای کاملین و رشدیافتگان امثال ابوذر، اتفاقاً به زهد میرسند و بیرغبت به دنیا میشوند؛ نه آنکه اقتصاد را تعدیل کنند. اشتباه نشود: اسلام مخالف انباشت ثروت است و موافق جدی تولید ثروت. تولید کن تا میتوانی؛ اما انباشت نداشته باش؛ توزیع کن به نیازمندان. اسلام بر تولید تأکید کرده است: الکاسب حبیب الله. کدام آیین میگوید کاسب حبیب خداست؟
کسب و اکتساب؛ حبیباللهی یا علیه نفس
اینجا کاسب باید درست ترجمه شود. کاسب تنها آن نیست که پشت پیشخوان مغازه میایستد. کسب داریم و اکتساب. «لها ما کسبت» به نفع اوست و «علیها ما اکتسبت» بر اوست. اگر فطرت خداجوی خود را بدل به فطرت ثانویه کنند و فطرت الهی را جبلی سازند و به معاصی و قبایح گرایند، میشود علیها ما اکتسبت؛ اکتساب بر وزن افتعال و بر علیه انسان است و نهی شده. اما آن کسب که الکاسب حبیب الله و لها ما کسبت است چنین نیست.
از جهت فلسفی و عرفانی: اکنون ظاهراً در سکون نشستهاید و تنها صدایی میشنوید و چشمی میبیند؛ عین در حال کسباید. اگر آنچه میشنوید و میبینید به نفع مسیر فطرت الهی باشد، این کسب شماست و الکاسب حبیب الله؛ حبیب الهی میشوید. اما اگر آنچه میبینید و میشنوید و لمس و بو میکنید — از حواس ابتدایی تا وهم و خیال و اعلی — علیه فطرت الهی باشد، میشود علیها ما اکتسبت و اکتساب. عذاب برزخی به اکتسابات است؛ به میزان اکتساب در برزخ معطل میمانیم. و به میزان کسب به سمت حضرت حق میگریزیم: فرّوا الی الله؛ به سرعت میگریزیم تا به مقام حبیباللهی برسیم.
تدبر در قرآن؛ ولیتلطف و قلب یاسین
یک آیه خوانده شد. صرف خواندن ثواب دارد؛ اما با این دقتنظرها به معارف میرسیم. از این رو رهبر بر تدبر و تأمل در قرآن تأکید میکنند. قلب عبارتی قرآن چیست؟ ولیتلطف. حضرت استاد فرمودهاند برای رسیدن به باطن قرآن سرّ در قلب عبارتی قرآن است. خود قرآن سورهای دارد که قلب قرآن است: یاسین. خود یاسین آیهای دارد که قلب قلب قرآن است — قلب سورهٔ یاسین:
«سَلَامٌ قَوْلًا مِّن رَّبٍّ رَّحِيمٍ» (یاسین/۵۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام؛ سخنی از پروردگاری مهربان.
حضرت استاد دستورالعملی دارند که چهارصدوسیودو مرتبه این آیه را بهعلاوهٔ دعایی بخوانند؛ الطاف خفیهٔ الهی نصیب میشود. قلب عبارتی دیگر ولیتلطف است؛ تلطیف السر باید کرد تا به باطن قرآن راه یافت. حضرت استاد میفرمایند أیتعقل: اهل تعقل و تأمل و تفکر و تدبر باش. همینگونه قرآن را خواندن نورانیت دارد؛ به قول ملاصدرا همین عبارات مکتوب بر کاغذ نیز لمعات جمال الهی را دارد؛ به قول امام حتی اگر نفهمی چه میخوانی نورش به تو میرسد. دعا چنین نیست؛ اگر دعا را نفهمی فایده ندارد و ترکش کن؛ اما قرآن نه. این کجا و آن کجا که تدبر و تفکر و تأمل کنی و به باطن برسی. چقدر نکته از این آیه استخراج شد.
الیه ترجعون؛ میزان قسط
نکتهٔ آخر:
«وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (عنکبوت/۱۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی او بازگردانده میشوید.
به زبان لطیفانه و نظامآبادی: این حرفهایی که در آیه به شما زده میشود — میخواهی گوش بده، میخواهی گوش نده — قرار است رجعت کنی به سمت خود ما؛ سپس حسابکتاب بر اساس همین مفاهیم و مضامین و آیات است. میزان نزد ماست؛ نحن موازین القسط. آنان آلاللهاند. شما را با علی بن ابیطالب و حضرت صدیقهٔ شهیده و شیعیان او و بر اساس قرآن میسنجند؛ میزان قرآن است. میخواهی گوش بده، میخواهی گوش نده. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.