ددرس‌گفتارها

[صدای چندین نفر] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

توحید افعالی در آیه شصت و سه سوره نمل.

أما يهديكم في ظلمات البر والبحر آیا اون کسی که شما رو هدایت می‌کنه در ظلمت‌های زمین و دریا، در خشکی و دریا ظلمت‌هایی وجود دارد.

شما رو تو اون ظلمت‌ها هدایت می‌کنه.

آیا این به درد بخوره؟

آیا این خدای خوبیه؟

یا اون شریک‌هایی که شما می‌گیرید، این نهییه و کسایی که از توحید فاصله گرفتن.

و من يرسل الرياح بشرا بين يدي رحمته.

چقدر شیرینه این آیه.

و اون خداییه که يرسل.

یه جای دیگه تو قرآن می‌فرماید هو الذي يرسل الرياح بشرا بين يدي رحمته.

خدا خودشو اینجوری معرفی می‌کنه که اون کسیه که ارسال می‌کنه بادها رو که انَّ بادها رسولان الهی هستن.

جالبه.

يرسل، يرسل الرياح یعنی ارسال باد، ريح.

که این‌ها می‌شن رسول الهی دیگه خدا فرستاده‌شون.

اصلاً ما تا حالا در خصوص باد اینطوری فکر کردیم که این رسول خداست.

باد فرستاده خداست.

صریح آیه قرآن اینو داره می‌فرماید دیگه.

و من يرسل الرياح.

کیه که بادها رو ارسال می‌کنه، می‌فرسته.

فقط رسولان-- انبیا رسول نیستن که.

باد هم فرستاده خداست.

بشرا بين يدي رحمته.

این بشارت میده یک رحمتی از سمت ص-- ناحیه مقدسه حضرت حق که بشارت آفرینه برای همه.

حالا الان عرض می‌کنیم با توجه به بعض از روایات که چگونه بشارتی درشه.

بعد اینجا تصریح داره أأله مع الله.

آیا همراه الله شما الهه دیگر، دیگری رو هم جرات کردی به اختیار کنی؟

کدوم یکی از این‌ها؟

چه هدایت در ظلمت‌های خشکی و دریا، چه ارسال بادها.

کیو سراغ دارید که بتونه توانمندی این چنینی داشته باشه و قدرت چنینی.

لذا می‌فرماید تعالى الله اگرچه انگار خدا خودش ناامیده از ایمان آوردن اینا و توحیدشون.

تعالى الله أما يشركون.

ما گفتیم اما شما باز اون شرکتون رو دارید.

تعالى الله أما يشركون.

از اون شرکی که شما می‌ورزید تعالى الله.

خدا بالاتر از این حرف‌هاست.

اگرچه حرف ما رو شما قبول نمی‌کنید.

خیلی جالب بود که حالا قبلاً در سیره معرفت نفس مسجد بلال ما در خصوص ريح و ربطش با روح و هوا سخن گفته بودیم.

حالا نمی‌دونم از این دوستانی که اینجا هستن کی اونجا حاضر بود.

یه چند تا روایت تقدیم کنم کیف کنید.

اولاً امام باقر سلام الله علیه فرمود إن الروح متحرک كالريح.

روح مثل ريح یعنی مثل باد متحرکه.

و انما سمي روحا لانه اشتق اسمه من الريح.

روح، روح همین روحی که و نفخت فيه من روحي.

این روح انشقاقش از اسم رِيحه.

یعنی گر-- اسمش، کلمه روح گرفته شده از رِيحه.

اگرچه حقیقت ريح برمی‌گرده به خود روح.

اما کلمه‌ش روح از ريح گرفته شده.

و انما اخرجه عن لفظ الريح.

از لفظ ريح یعنی باد، روح خارج شده و گرفته شده.

لأن الأرواح مجانسه للريح.

خیلی جالبه.

فرمود که ارواح هم جنس با ريحن.

یعنی این روحی که در ما دمیده شده هم جنس با بادن.

هم جنسه.

همین بادی که میاد که رحمت خداست که انَّ این روحی هم که در ماست رحمت خداست.

از رحمت خدا منتشر شده.

و انما أضافه إلى نفسه.

این اضافه شده به نفس، نفس الهی.

و نفخت فيه من روحي دیگه.

از روح خودم دمیدم.

یا روح الله میگه.

این روح الله اضافه شده به نفس الهی.

انقدر که این روح عظيمه خود ريح به قدری عظمت داره اضافه شده.

خیلی.

روح ما اضافه شده به نفس الهی.

انقدر که با عظمته.

یه روایت دیگه از پیغمبر عزیز عالم داریم که لا تسب الريح فإنها من روح الله.

به باد دشنام ندید.

بعضی‌ها میگن اه این باده فلان فلان شده.

میگه دشنام ندید.

چرا؟

فإنها من روح الله.

باد از روح الهیه.

چقدر جالب!

یعنی جنسش از روحه.

همین روحی که در شما، شما دمیده شده‌ها.

دیدی باد که وقتی میاد چقدر-- وقتی که باد میاد یه خار و خسا، خسکی از رو زمین بلند می‌کنه، یه بالاخره گرد و خاکی چیزی درست می‌کنه از خودش.

اما بعداً می‌بینی بارش باران بعدش در پی داره و بعد از بارش بارانم که طراوت و این‌ها.

یا باز داریم که یه روایت دیگه از اهل بیت تقدیم کنم خیلی شیرین.

الريح هواء ریح یعنی همین باد.

وقتی که حرکت نمی‌کنه اسمش چیه؟

هواس.

هوا.

صریح آیه قرآن.

حرکت که نمی‌کنه همون هواست دیگه اسمش هواست.

می‌فرماید: "الريح هواء إذا تحرك سمي ريحا".

این هوا وقتی حرکت کرد اسمش میشه ريح یعنی باد.

"وإذا سکن" وقتی ساکن شد "سمي هواء".

ساکن که شد اسمش هست هواء.

"وبه هي قوام الدنيا" و قوام دنیا.

انسان-- دنیا انگار قیامش به همین باده.

اگه نباشه دنیا به هم می‌ریزه.

"ولو کف الريح ثلاثة أيام لفصد کل شيء على وجه الأرض".

اگر سه روز باد نیاد امام حسن داره می‌فرماد.

سه روز باد نیاد هرچی رو زمینه "لفصد" قطعا فاسد می‌شه و "نطع" یعنی بو می‌گیره.

"وذلك" حالا اینو می‌زنه به چی؟

می‌زنش به روح.

خیلی قشنگ.

"وذلك أن الريح بمنزلة المروحة".

میگه این باد مثل یه پنکه ایه.

مروحة به عربی یعنی پنکه.

"تذب وتتفعل فساد عن کل شيء" از هر چیزی فساد رو مثل پنکه چجوری فساد رو برطرف می‌کنه؟

قدیم‌ها گوشت رو می‌ذاشتن جلو پنکه خراب نشه.

این همینجوری فساد رو برطرف می‌کنه و "تطيب" پاکیزه می‌کنه همه چی رو.

"فهي بمنزلة الروح".

این باد مثل روحه، همین روحی که در ماست.

"إذا خرج من البدن نطع البدن".

وقتی که از بدن پار-- خارج می‌شه، بدن بو می‌گیره، فاسد می‌شه.

این باد هم اگر از دنیا خارج بشه، از کالبد و بدن دنیا مثل روحی که از بدنت خارج شد، بدن فاسد می‌شه.

این باد اگر از کالبد و بدن دنیا از طبیعت دنیا خارج بشه، فساد دنیا رو برمی‌داره و می‌میره.

دنیا می‌میره.

[صدای بوق] و جالبه که اونجا هم می‌فرماید: "اگر باد حرکت نکنه اسمش هست هواء".

حالا روح اگر حرکت نکنه اسمش چیه؟

خود روح.

جسم.

جان؟

جسم.

نه جسم که داره حرکت می‌کنه.

روح هم اگر حرکت نکنه باز اسمش هست هواء.

اما چه هوایی؟

هوای نفس.

آفرین.

روح وقتی فساد بگیرتش، فسیل بشه، یه میشه مثل یه مرده‌ها.

هیچ حرکتی براش وارد نشه.

یعنی اصلا تفکر کردن و در قرآن "ويتفكرون في خلق السماوات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار" چقدر در خصوص تفکر حرف زده قرآن.

چون تفکر حرکته.

دقت بفرمایین.

حرکت نفس از معلوم به مجهوله.

یعنی must-- معلوماتش رو دسته‌بندی می‌کنه.

از این معلومات می‌خواد برسه به مجهولات که مجهولات براش معلوم بشن.

به این میگن در منطق فکر.

[سرفه] سیر فکری به این شکله دیگه.

حالا اگر انسان تفکر نداشته باشه، تعقل نداشته باشه، منظرم می‌خوام مثل حیوان زندگی کنه.

چی می‌شه؟

دچار هوای نفس می‌شه.

یا من چیکار کنم از هوای نفس خلاصی پیدا کنم؟

حرکت کن.

روحت باید حرکت کنه.

اینم آیه اش که نگید.

آقا خونده از خودشون از تو آستینشون در میارن.

آیه چهل و سه و چهل و چهار سوره فروان.

"أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ" هواء.

آیا اون کسی که هوای خودش رو اله خودش قرار داده "أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا" آیا تو می‌تونی ضامنش بشی یا پیغمبر یا رسول الله تو هم نمی‌تونی ضامنش بشی.

کسی که هوای نفسش رو اختیار کرد.

"أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ" یا گمان می‌کنی که اینا بسیارشون اهل اصلا گوش دادن و عرض شود شنیدنن یا اهل تع-- "يَعْقِلُونَ" اهل تعقل و تدبر و تفکر و اینا؟

"إِنْ هُمْ إِلَّا" "إِنْ هُمْ" اینا نیستن مگر "كَالْأَنْعَامِ".

جسارتمو ببخشید.

قرآن داره.

قرآن بی‌ادبی نمی‌کنه که.

فحش نمیده که.

داره پرده‌پرده از یه حقیقتی رو می‌کنه به قول علما.

"إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ" اینا، اینایی که روحشون حرکت نداره داداش شبیه کی‌ان؟

"كَالْأَنْعَامِ" بلکه بدتر از اون.

"بَلْ هُمْ أَوَلُ سَبِيلًا" اصلا راهشون بدترین راهه.

"أَوَلُ سَبِيلًا" میگه اصلا بدترین راه رو دارن.

یه آیه بیست و شش سوره ساد رو هم تقدیم کنم و بسه.

"وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى" هواء رو پی-پیروی نکن.

این هواء روحیه که ساكنه.

"وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ" باعث می‌شه که تو رو از راه خدا دور کنه.

"إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ" اون کسی که از راه خدا دور شد یعنی روحش رو رها کرد.

روحش فسیل شد.

روحش حرکت نداشت.

"لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ" خدا به که عذاب شدید.

الله اکبر.

"بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ" چون روز قیامت رو فراموش کردن.

جانم.

استاد یه جای میگه نفس همون روح.

روح یک رتبه از نفسه.

مرحله عالی نفس می‌شه روح.

سؤال قشنگی بود.

نفس یک حقیقتیست که رتبه‌های متعدد داره.

ذو مراتبه.

عالی‌ترین یا اشمخه آقای عبدالرضا.

اشمخ مراتب نفس می‌شه روح.

بعد یه رتبه پایین‌ترش می‌شه قلب که مقام واحدیته.

روح والا‌تر از نفسه؟

روح رتبه عالی خود نفسه.

نفس چیه؟

نفس برزخ بین باطن و ظاهره.

ظاهر بدن ماست.

باطن ذات غیبی.

نفس با تمام مراتبش فیض رو از حق می‌گیره و به خود شما میده نفس.

فیض رو از خدا می‌گیره به خود شما میده و لو حتی به بدنت.

بدن تحت تصرف نفسه.

نفس هم در حقیقت بدن رو داره ارتقا میده.

نفس داره همه کار می‌کنه.

مثلا شما الان داری می‌بینی این چشم داره می‌بینه یا نفس می‌بینه؟

نفس می‌بینه.

چون اگر قرار باشه این چشم ببینه، چرا وقتی خوابیدی چشمت بسته است باز چیزی می‌بینی؟

تو خواب می‌خوری، راه میری.

پس نفسه که می‌خوره، می‌شنوه، حرف می‌زنه.

همه کارا نفسه.

نفس هم خستگی بردار نیست.

حالا رتبه هاش روحه که بیرون از ما در عالم آف-- در نظام آفاقی در اصل تطابق بین انسان و آدم و عالم، در عالم مرتبه احدیت که زا-- می‌زننش به ذات غیبی هست روح.

روح ما از اون مرتبه است.

یه پله پایین‌تر مرتبه واحدیت که مرتبه میشه فیض مقدس بال-- فیض ابدس ببخشید، اونجا میشه یا اعیان ثابته.

میشه قلب.

مرتبه قلبه.

یه رتبه پایین‌تر میشه جبروت.

عقله.

یه رتبه پایین‌تر.

حالا اون جبروت، لاهوت اینا که میگن بیرون از ماست، در ما این اسم دومه.

روح، قلب، عقل.

جبروت بیرون، عقل درون ما.

ملکوت بیرون، رتبه مثال یا خیال در درون ما.

حالا نشئه طبیعت در نظام آفاقی یعنی خارج از من.

در من چی؟

معادل نشئه طبیعت در من میشه چی؟

بدنم دیگه.

انزل مراتبم که بدنه.

حالا نفس پس میشه برزخ بین ظاهر و باطن.

پس، پس در نهایت نتیجه می‌گیریم که من گروبانگیر نفس هست تا اون کل نفس هم در- بله، بله دقیقاً.

به اون وجه آزاد کار- احسنت.

آفرین.

نکته‌ی خیلی خوبی بود.

بله، بله خیلی.

نه-- اصلاً حدیث داریم.

حالا فرصت نیست.

هم تو همین کتاب تصویب کوثر روایت داریم که روح مثل خورشید و تو شعاع اونی.

خورشید چگونه از بالا داره می‌تابه؟

یه شعاعی از این به اون-- روح در عالم بالا است.

یعنی اون مرتبش عالیه.

اعلا است.

بخشی از ذات احدیت هست.

احسن.

یعنی روح مبدا- بارک الله.

اصلاً مشوب به کثرت نیست دیگه.

روحه.

مرتبه احدیت.

جمع الجمع.

اصلاً مشوب به کثرت نیست.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

الحمد لله رب العالمين.

صلوات.

اللهم صل على محمد وآل محمد