ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 079

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

توحید افعالی؛ نمل/۶۰

توحید افعالی در آیهٔ شصت سورهٔ نمل:

«أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا» (نمل/۶۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا آنکه آسمان‌ها و زمین را آفرید و برای شما از آسمان آبی فرو فرستاد پس با آن باغ‌های بهجت‌آور رویاندیم؛ شما را نرسد که درختانش را برویانید؟

پیداست که پیش از آن از مشرکین سخن می‌گوید و آن انتخابی که آن‌ها کرده‌اند. آیا آن که خلق کرد آسمان‌ها و زمین را دیگر چه کار کرد؟ و أنزل لکم من السماء ماءً — از آسمان برای شما باران بارید. فأنبتنا به حدائق ذات بهجة — به وسیلهٔ آن آب باغ‌های خرم و با طراوت، با بهجت رویاندیم. ما کان لکم أن تنبتوا شجرها — که برای شما این باغ‌ها را رویاندن و البته رویاندن درختانش در قدرت شما نیست؛ دست شما نیست. أصلاً یک کشاورز سراغ دارید که این‌طوری فکر کند؟ همه این را نتیجهٔ دست و پنجه و زحمت خودشان می‌دانند. یک گل می‌کارند. حالا در خلقت آسمان و زمین مدعی خیلی نداریم. کی تا حالا جرات کرده ادعا کند که آسمان را من خلق کردم، زمین را من خلق کردم؟ آیه شصت است؛ البته آیهٔ شصت و دو هم باز هست در توحید افعالی؛ ان‌شاءالله هفتهٔ بعد.

تفکر در آسمان و زمین؛ خوابیدن بر زمین

این اولاً در أمّن خلق می‌فرماید که دارد قشنگ یاد می‌دهد تفکر کردن در خلائق را. خلق السماوات والأرض. دقت کرده‌اید اصلاً با آسمان‌ها و زمین ما همیشه زمین را نگاه می‌کنیم؛ تازه به خود زمین هم توجه نداریم. که فی الأرض آیات للموقنین — در همین زمینی که روش داری راه می‌روی و چقدر هم وقتی روش دراز می‌کشی آرامش داری. امتحان کن یک‌بار که خسته‌ای یک‌بار رو تخت بخوابی، یک‌بار نه رو زمین، خود زمین. کاملاً با هم فرق می‌کند. امام علی می‌فرمود بالا نخوابید؛ یک‌جوری بخوابید رو زمین باشید. حالا اکنون تخت‌فروش‌ها صدای من را بشنوند ما را تخته می‌کنند. رو تخت ممنوع شده؛ اصلاً بالا خوابیدن ممنوع شده؛ رو زمین. این‌ها معماری غلط است. اصلاً رو خود زمین امتحان کنید بخوابید. چرا روستایی‌ها حالشان از ما بهتر است؟ دهاتی‌ها. اما شهری‌ها مخصوصاً بالانشین‌ها. چرا؟ این‌ها در معماری‌شان این است. حالا کار به معماری‌اش فعلاً نداریم. دارد توجه می‌دهد ما را به نگاه کردن به آفرینش آسمان‌ها و زمین مطلقاً.

فأنبتنا؛ خط بطلان بر منِ مدعی باغبان

حالا در خصوص آسمان و زمین ادعا خیلی نداریم؛ نداریم اصلاً. اما در خصوص درخت و گل و گیاه مدعی داریم. می‌گوید دست‌پروردهٔ خودم بوده این همه زمان؛ بنگر چه کردم. مثلاً شهرداری می‌گوید این چند هزار هکتار را من سرسبز کردم؛ در کل کشور این را من. قرآن صراحتاً دارد خط بطلان می‌کشد روی این من گفتن. می‌گوید فأنبتنا؛ ما هستیم که این درخت‌ها را بارور می‌کنیم و رشد بهشان می‌دهیم و می‌رویانیم. ما کان لکم؛ اصلاً نفی می‌کند توانایی‌های ما را. چند تا از ما تا حالا درخت داشتیم خشک شده یا درخت را گوشه و کنار خریدیم چقدر هم بهش رسیدیم. خیلی به من می‌گویند چون من گیاه‌بازی و درخت‌بازی زیاد کردم؛ در حیاط خانه‌مان صد تا گلدان. این را قشنگ قلمه بزن، پیوند بزن. این‌قدر دوست داشتم جاهای سبز و سرسبز. خیلی تجربه‌ام در این زمینه کم نیست. خیلی می‌رسی ناز یک درخت و یک گیاه را می‌خری به بهترین وجه ممکن سم می‌زنی، کود می‌زنی، خاکش را عوض می‌کنی، به موقع بهش آب می‌دهی؛ تمام. خشک شد. بارها به این قضیه برخورده‌ام. خشک شد. کی خشکش کرد؟ تو که همه‌اش بهش رسیدی حسابی. چه سری بود که آن خشک شد؟ یک گیاه دیگر رشد می‌کند خیلی هم خوب می‌رود بالا. یک گیاهی در خانهٔ ما بود؛ خود گیاه‌فروش وقتی دید مات و مبهوت گفت این — حالا اسمش اکنون یادم نیست؛ اسم خارجی دارد؛ تقریباً سه متر ارتفاع گرفته بود این گلدان؛ گلدان هم از اندازهٔ کف دست بود؛ به ما یکی هدیه داد — می‌گفت من اصلاً ندیدم هیچ کجایی این این‌قدر رشد کند. گفتم من تسبیح خانم یا کاشف الکرب عن وجه حسین می‌خوانم، آب می‌دهم، برکت گرفته. حالا این را کی می‌فهمد؟ تا کسی خودش تجربه نکند. این‌ها را ما از حل خودمان می‌دانیم. اما فأنبتنا قرآن می‌گوید ما هستیم. اصلاً کی می‌تواند جای این گیاه‌ها، میوه‌هاشان را یک نفر پیدا کنید بگوید آقا من یک کاری می‌کنم از درخت انار، انگور بیاید؛ از درخت انگور، انار بدهد؛ اصلاً قیافه‌اش عوض شود، رنگش عوض شود. حالا شاید بتوانند کارهایی در ژنتیکش بکنند اما کی تا حالا دیده درخت سیب، پرتقال بدهد بدون دخالت انسان؛ پیوند نزند؟ پیوند هم بزنند آن نمی‌شود که؛ یک چیز دیگری می‌شود؛ یک چیز بهتر؛ یک چیز دیگری درمی‌آید؛ باز هم آن کار خداست. آن پیوندی هم که می‌زنند آن هم کار خداست. هزار تا؛ من خودم صد تا پیوند زدم؛ از بنجامین صد تا پیوند زدم دو تایش گرفت؛ نود و هشت تایش سوخت. این دارد خدا آلارم می‌دهد دیگر. می‌گوید کار من نیست. تعلیم دادن. کشاورزی هم امیرالمؤمنین. بله. لقمان حکیم در یک تمثلش چهار هزار خاصیت گیاه‌های دارویی را از خدا اخذ کرد؛ چهار هزار در یک تمثل. همهٔ این‌ها به قول عزیز آقای بهشتی دستورات آن‌هاست.

اسباب را برنمی‌دارد؛ باران و سنت الهی

بعد نکتهٔ بعد می‌گوید فأنبتنا به. به چه؟ اینجا باز خدا با معرفت اسباب را برنمی‌دارد. می‌گوید من می‌رویانم؛ این‌ها را همه را من رشد بهشان می‌دهم؛ اما به چه؟ به باران. یعنی باران هم باز از من است. أنزل من السماء؛ من باران را نازل می‌کنم. ولی همین درختم که می‌روید با وسیلهٔ باران. خیلی جاها خدا أنزلنا می‌گوید؛ ما نازل کردیم. یعنی اسباب را هم می‌آورد. هم معرفت به خرج می‌دهد؛ بالاخره آن‌ها هم دارند زحمت می‌کشند. هم اصلاً سنت الهی این است که از طریق اسباب کارهاش را بکند. همه را رعایت می‌کند. حق و حقوق همه را رعایت می‌کند. نمی‌گوید من این کار را کردم؛ من مدیر کل هستم؛ من امام جماعتم — نه. ذات بهجة. خیلی شیرین دارد اشاره می‌کند به اینکه اصلاً یک امر عقلی است. زیبایی را همه دوست دارند. کیست که بگوید من بدم می‌آید از زیبایی؟ کلیات را عقل می‌سنجد دیگر؛ جزئیات را وهم. کلیات را عقل. زیبایی خوب است یا بد؟ می‌گوید خیلی خوب است. اینجا دارد تأیید می‌کند کسی که عقل‌گراست و عاقلانه زندگی می‌کند. ذات بهجة. بنگر چه بهجتی دارد. این ارزش زیبایی را می‌رساند که حالا برخی خانه‌شان ریخته، پاش؛ اصلاً می‌روی تو اتاقش، اصلاً ریخت و قیافه و لباسش و ریش و موهاش حالت بد می‌شود. یکی‌اش می‌گوید من شرک گرفته اصلاً بعد اسم عبدالله هم خودش گذاشته. نه؛ این‌ها مطابق با طبع نیست.

أأنتم تزرعونه؛ زارع حقیقی خداست

نکتهٔ بعد اینکه در سوره — فکر می‌کنم واقعه باشد —

«أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (واقعه/۶۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا شما آن را می‌کارید یا ماییم که می‌کاریم؟

حالا می‌گوید شما روشن است که شمایید. أأنتم تزرعونه شما دارید زراعت می‌کنید أم نحن الزارعون. زارع ماییم. خیلی جالب است. این کشاورز اصلی حضرت حق است. دیگر اوج عرفان اولیه است؛ اوج توحید افعالی است. یک توجه به این ظرائفی که در قرآن هست؛ زیاد هم هست. دو سه تا آیه سریع بخوانیم و بس.

آیات فاطر و انعام و طه

مثلاً آیهٔ بیست و هفت فاطر:

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا» (فاطر/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا ندیدی که خدا از آسمان آبی فرو فرستاد پس با آن میوه‌هایی بیرون آوردیم با رنگ‌های گوناگون؟

آیهٔ نود و نه انعام:

«وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ» (انعام/۹۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اوست که از آسمان آبی فرو فرستاد پس با آن گیاه هر چیز را بیرون آوردیم.

هو الذی هم قل هو الله أحد؛ همان هو. دوباره حالا این‌ها را وقتی می‌آورد، یک جا دیگر عجیب است؛ خیلی عجیب خدا حرف زده. آیهٔ پنجاه و پنج طه؛ وقتی بحث خلقت آدم را می‌آورد؛ این آیه را نگاه کنید روش فکر کنید. من خیلی فکر کردم؛ خیلی برایم عجیب بود؛ عجایبی ازش استخراج کردم.

«مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ» (طه/۵۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از آن آفریدیم شما را و در آن بازمی‌گردانیمتان و از آن بار دیگر بیرونتان می‌آوریم.

منها از آن ارض؛ این‌ها ضمیرها می‌خورد به ارض. منها خلقناکم؛ ما شما را از همین زمینی که روش نشستید خلق کردیم. و فیها نعیدکم؛ در همین خاک، در همین زمین بازمی‌گردید. واقعاً ما برمی‌گردیم به خاک؟ بله. دوباره ما برمی‌گردیم به خاک. و منها عجیب‌تر از آن این است؛ دوباره و منها نخرجکم؛ حالا دوباره از همین خاک شما را بیرون می‌کشد. چه قدرتی! که انگار در این زمین یک دورهٔ کامل هدایت بشر صورت گرفته؛ تکامل بشر صورت گرفته و خواهد گرفت. ما هم کارمان تمام می‌شود می‌رویم. قیامت هم قیام می‌کند. دوره‌های بعدی، کره‌های بعدی. همین‌طور آدم پشت آدم، ألف ألف آدم خواهد آمد.

لأولی النهی؛ عقل نهی‌کننده

حالا این‌ها برای چیست؟ ختم کلام. در آیهٔ قرآن می‌فرماید إن فی ذلک لآیات. اینی که ما داریم به شما می‌گوییم این‌ها آیه‌هایمان، نشانه‌هایمان برای چیست؟ لأولی النهی. نهی اینجا معنایش چیست؟ جمعش می‌شود نهیه. نهیه یا نهی یعنی عقل؛ یک اسم دیگر عقل است. چرا به آن می‌گویند نهی؟ چون با عقل می‌شود تشخیص داد این هوای نفس را ترکش کن. عقل نداشته باشی نمی‌توانی تشخیص بدهی. لذا به آن می‌گویند نهی. إن فی ذلک لآیات لأولی النهی. کسی این آیات را می‌بیند و می‌فهمد و می‌چشد و درک می‌کند حرف‌های منِ خدا را می‌گیرد که چه؟ دارای عقل است؛ عقلش را تعطیل نکرده؛ وگرنه خنده‌اش می‌گیرد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.