د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷۴
دارای متن همگام
توحید افعالی؛ نمل/۶۰
کشکول نور 79
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۴۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
توحید افعالی در آیهٔ شصت سورهٔ نمل:
۰:۲۷
## تفکر در آسمان و زمین؛ خوابیدن بر زمین
۲:۲۵
## فأنبتنا؛ خط بطلان بر منِ مدعی باغبان
۳:۴۶
## اسباب را برنمیدارد؛ باران و سنت الهی
۷:۱۹
نکتهٔ بعد اینکه در سوره — فکر میکنم واقعه باشد —
۸:۴۷
آیهٔ نود و نه انعام:
۱۰:۰۷
## لأولی النهی؛ عقل نهیکننده
۱۱:۱۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلام علیکم و رحمة الله.
توحید افعالی در آیه شصت سوره نمل.
أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ.
پیداست که قبلش داره از
مشرکین سخن میگه و اون انتخابی که اونها کردن.
چون اینجا میفرماید که آیا
آن که خلق کرد آسمانها و زمین رو
دیگه چه کار کرد؟ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ مَاءً.
از آسمان لکم برای شما باران بارید.
فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ
ذَاتَ بَهْجَةٍ. به به!
پس به وسیله اون آب
فَأَنبَتْنَا بِهِ به وسیله اون باران باغهای
خرم و با طراوت، با بهجت،
ذَاتَ بَهْجَةٍ. مَا كَانَ لَكُمْ
أَن تُنْبِتُوا شَجَرَهَا
که برای شما این باغها رو رویاند
و البته رویاندن درختانش
در قدرت شما نیست. مَا كَانَ لَكُمْ
یعنی دست شما نیست، با شماها نیست.
چی؟ أَن تُنْبِتُوا شَجَرَهَا.
که بخواهید این درختها رو بار بیارید.
اصلاً یک کشاورز سراغ دارید که اینطوری فکر کنه؟
همه سا-- اینو نتیجه
دست و پنجه و زحمت خودشون میدونن.
یه گل میکارن. حالا در خلقت آسمان و زمین مدعی خیلی نداریم.
کی تا حالا جرات کرده، ادعا کرده که
مثلاً گفته که آسمان رو من خلق کردم، زمین رو من خلق کردم.
درسته؟ آیه چند؟ آیه شصت.
البته آیه شصت و دو هم باز هست در توحید افعالی.
دیگه امروز وقت نشد. ما انشاالله هفته بعد.
أَمَّنْ خَلَقَ بله. این
اولاً تو أَمَّنْ خَلَقَ
میفرماید که داره قشنگ یاد میده که تفکر کردن در خلائق رو.
خَلَقَ. خلق السماوات والارض.
دقت کردید اصلاً با آسمانها و زمین ما همیشه زمین رو نگاه میکنیم.
تازه به خود زمین هم توجه نداریم.
که فِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ.
تو همین زمینی که روش داری راه میری
و چقدرم وقتی روش دراز میکشی آرامش داری.
امتحان کن یه بار که خستهای یه بار رو تخت بخوابی، یه بار نه رو زمین، خود زمین.
کاملاً با هم فرق میکنه. امام علی میفرمود بالا نخوابید.
یه جوری بخوابید رو زمین باشید.
حالا الان تخت فروشها صدای منو بشنون ما رو تخته میکنن.
رو تخت ممنوع شده. اصلاً رو در-- بالا خوابیدن ممنوع شده.
رو زمین. جان؟ [سخنگوی 1] .
دیگه اینا معماری غلطه دیگه.
معماری غلطه. اصلاً رو خود زمین امتحان کنید بخوابید.
چرا روستاییها حالشون از ما بهتره؟
دهاتیها. اما شهریها مخصوصاً بالانشینها.
چرا؟ اینا اصول-- یعنی در معماریشون این است.
حالا ما کار به معماریش فعلاً نداریم.
داره توجه میده ما رو به توجه به چی؟
نگاه کردن به آفرینش
آسمانها و زمین و مطلقاً.
حالا در خصوص آسمان و زمین و اینا عرض کردیم که ادعا خیلی نداریم.
نداریم اصلاً. اما در خصوص درخت
و گل و گیاه و اینها
اد-- مدعی داریم. میگه دستپرورده خودم بوده این همه زمان.
ببین چه کردم. ببین چه-- مثلاً شهرداری میگه این چند هزار هکتار رو من
نمیدونم چیکار کردم سرسبز کردم تو کل ک-کشور اینو من، من.
قرآن صراحتاً داره خط بطلان میکشه رو این من، من گفتن.
میگه فَأَنبَتْنَا
ما هستیم که این درختها رو بارور میکنیم و رشد بهش میدیم و میرویونیم.
ما کان لکم. دیگه از شما- بله احسنت.
ب-- بعدش دیگه بله الان میرسیم دیگه.
مَا كَانَ لَكُمْ که اصلاً دیگه نفی میکنه اصلاً تواناییهای ما رو.
چند تامون تا حالا درخت داشتیم خشک شده یا درختو با چیز و گوشه و گوشهای خریدیم چقدرم بهش رسیدیم کو--
خیلی به من میگن چون من
گیاه بازی و درخت بازی زیاد کردم.
تو حیاط خونهمون صد تا گلدون.
اینو قشنگ قلمه بزن، پیوند بزن.
اینقدر دوست داشتم
جاهای سبز و سرسبز و.
خیلی تجربم تو این زمینه کم نیست.
خیلی میرسی ناز یه درخت و یه گیاه رو میخری به بهترین وجه ممکن سم،
سم میزنی، کود و این داستانها میزنی، خاکش رو عوض میکنی، به موقع بهش آب میدی.
تموم. خشک شد. بارها من به این قضیه برخوردم.
خشک شد. کی خشکش کرد؟
تو که همه اش بهش رسیدی حساب.
چه سری بود که اون خشک شد؟
یه گیاه دیگه رشد میکنه خیلی هم خوب میره بالا.
یه گیاهی تو خونه ما بود. خود
گیاه فروشه وقتی دید مات و مبهوت گفت این
حالا اسمش الان یادم نیست.
اسم خارجیه. اسم خاصی داره.
زبان مادر شوهر نبود؟ نه یه ذره اینطوری پیچیده تو هم.
یه حالت خاصی داره. الانم زیاد شده.
گرونم هست. زبان مادر زن.
تقریباً سه متر ارتفاع گرفته بود این گلدون.
گلدون هم از اندازه کف دست بود.
به ما یکی هدیه داد. سه متر بود.
میگفت من اصلاً ندیدم هیچ کجایی این انقدر رشد کنه.
گفتم من تسبیح خانم یا یا مع--
یا از ش-- یا کاشف الكرب عن وجه حسین میخونم، آب میدم، برکت گرفته.
حالا اینو کی میفهمه؟ تا کسی خودش تجربه نکنه.
اینا رو ما از حل خودمون میدونیم. اما فَأَنبَتْنَا قرآن میگه ما هستیم
اصلاً کی میتونه جای این گیاهها رو، میوههاش
رو یه نفر رو پیدا کنید بگه آقا من یه کاری میکنم از درخت انار، انگور بیاد.
از درخت انگور، انار بده.
اصلاً قیافش عوض شه، رنگش عوض شه.
حالا شاید بتونن یه کارهایی تو ژنتیکش بکنن اما
کی تا حالا دیده درخت سیب، پرتقال بده؟
بله بدون دخالت انسان. غصه نزنه-
نزنه. پیوند نزنه. پیوند هم بزنن اون نمیشه که.
یه چیز دیگهای میشه. یه چیز بهتر.
یه چیز دیگهای در میاد. بازم اون کار خداست.
اون پیوندی هم که میزنن، اونم کار خداست.
هزار تا، من خودم صد تا پیوند زدم آقای بهشتی صد تا.
آقا- از یک- چیزی نیومد. از بنجامین،
از بنجامین صد تا پیوند زدم
دو تاش گرفت. نود و هشت تاش سوخت.
این داره خدا داره آلارم میده دیگه.
میگه کار من نیست. تعلیم دادن.
کشاورزی هم امیرالمؤمنین.
بله. لقمان حکیم در یک تمثلش چهار هزار خاصیت گیاههای دارویی رو از خدا اخذ کرد.
چهار هزار در یک تمثل.
همه اینا به قول عزیز آقای بهشتی دستورات اونهاست.
ف بعد نکته بعد میگه فأنبتنا به.
به چی؟ به چی فأنبتنا؟
اینجا بازم خدا با معرفته اسباب رو برنمیداره.
میگه من میرویونم.
اینا رو همه رو من رشد بهشون میدم. اما به، به چی؟
به باران. یعنی باران هم باز از منه.
أنزل من السماء. من
بارون رو نازل میکنم. خب؟
ولی همین درختم که میرویه با وسیله باران.
خیلی جاها خدا أنزلنا میگه.
ما نازل کردیم. یعنی اسباب رو هم میاره.
هم معرفت به خرج میده. بالاخره اونا هم دارن زحمت میکشن.
هم اصلاً سنت الهی اینه
که از طریق اسباب کاراشو بکنه.
جا آقای بهشتی. همه رو رعایت میکنه.
بلند بگید. میگم حق و حقوق همه رو رعایت میکنه.
آفرین. نميگه من این کارو کردم.
احسن. من مدیر کل
هستم. احسن.
من امام جماعتم. احسن. نه دیگه امام جماعت رو قاطی نکن.
مدیر کل رو خوب اومدی. ذات بحجه.
خب خیلی شیرین داره اشاره میکنه به اینکه اصلاً یک امر عقلیه.
زیبایی رو همه دوست دارن. کیه که بگه من بدم میاد از زیبایی.
کلیات رو عقل میسنجه دیگه.
جزئیات رو وهم. کلیات رو عقل.
آقا زیبایی خوبه یا بد؟ میگه خیلی خوبه.
اینجا داره تایید میکنه
کسی که عقل گراست و عاقلانه زندگی میکنه.
ذات بحجه. ببین چه بحجتی داره.
این ارزش زیبایی رو میرسونه که حالا بعضیا خونشون ریخته، پاش به--
اصن میری تو اتاقش، اصن ریخت و قیافه و لباسش و
ریش و لباس، موهاش و چیز اینا حالت بد میشه.
یکش میگه من شرک گرفته اصلاً بعد اسم ازالله هم خودش گذاشته.
نه اینا مطابق با طبع نیست.
نکته بعد اینکه در سوره
چیز میخوایم بخونیم. در سوره
فکر میکنم واقعه باشه. أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون.
حالا میگه شما فکر میکنید که شمایید.
أأنتم تزرعونه شما دارید زراعت میکنید أم نحن الزارعون.
زارع ما ایم. خیلی جالبهها.
این کشاورز اصلی حضرت حقه.
دیگه اوج عرض شود عرفانه دیگه عرفان اولییه.
اوج توحید افعالیه.
یه توجه به این ذرائفی که در قرآن هست.
زیاد هم هست. دو سه تا آیه براتون سریع بخونم و بسه.
مثلاً آیه بیست و هفت فاطر.
ببینید ألم تر آیا نگاه نکردی أن الله أنزل من السماء ماءً فأخرجنا به ثمرات مختلفاً ألوانا.
خداست که اون بارون رو نازل میکنه از آسمون.
بعد اینطوری مختلفاً ألوانا درختهایی، ثمرات و درختها و گیاههایی با رنگهای متفاوت.
آیه نود و نه انعام و هو الذي، هو الذي هم قل هو الله أحد ها،
همون هو الذي أنزل من السماء ماءً فأخرجنا به نبات كل شيء.
به به. دوباره
حالا اینا رو وقتی میاره،
یه جا دیگه عجیبه، خیلی عجیب خدا حرف زده.
آیه پنجاه و پنج طه. منها وقتی بحث خلقت آدم رو میاره،
برید این آیه رو نگاه کنید روش فکر کنید.
من خیلی فکر کردم، خیلی برام عجیب بود.
عجایبی ازش استخراج کردم. منها از اون ارز.
این ها ضمیرها میخوره به ارز.
منها خلقناکم.
ما شما رو از همین زمینی که روش نشستید خلق کردیم.
و فيها و درش نعیدکم.
در همین خاک، در همین زمین
نعیدکم. عود میکنید.
دوباره بر میگردید، بر میگردید به این
خاک. واقعاً ما بر میگردیم به خاک؟
بله. دوباره ما بر میگردیم به خاک.
و منها عجیبتر از اون اینه.
دوباره و منها. ببینید منها خلقناکم
و فيها نعیدکم و منها نخرجکم.
حالا دوباره از همین خاک شما رو بیرون میکشه.
چه قدرتی! که انگار توی این
زمین یک دوره کامل هدایت بشر صورت گرفته.
تکامل بشر، بشر صورت گرفته و خواهد گرفت.
ما هم کارمون تموم میشه میریم. قیامت هم قیام میکنه.
دورههای بعدی، کرههای بعدی.
همینطور آدم پشت آدم، الف الف آدم خواهد آمد.
حالا اینا برای چیه؟ ختم کلام.
تو آیه قرآن میفرماید إن في ذلك لآيات.
اینی که ما داریم به شما میگیم اینا آیههایمان، نشانههایمان برای چیه به نظر شما؟
لأولي النهى. نهى اینجا معنیش چیه؟
جمعش میشه نهیه. نهیه
یا نهى یعنی عقل.
یک مع-- یک اسم دیگه عقله.
چرا بهش میگن نهى؟ چون با عقل میشه تشخیص داد این هوای نفسه ترکش کن.
عقل نداشته باشی نمیتونی تشخیص بدی.
لذا بهش میگن نهى. إن
في ذلك لآيات لأولي النهى.
کسی این آیات رو میبینه و میفهمه و میچشه و درک میکنه حرفای من خدا رو میگیره.
که چی؟ دارای عقله.
عقلشو تعطیل نکرده و الا خندهش میگیرم.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد