ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 077

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ایام نورانی؛ رجب و شعبان و رمضان

ایام بسیار نورانی و پرسرور است؛ امید آنکه از فیوضات این ایام به نفسِ کینونتِ زمان و مکان بهره برده شود و افزون گردد. ماه رجب را ماه تخلیه دانسته‌اند؛ ازاین‌رو بهترین ذکر در رجب استغفار است. ماه شعبان را ماه تحلیه و خَلَع‌پوشی گفته‌اند؛ بهترین کار در این ماه ذکر صلوات است. ماه مبارک رمضان ماه تجلی است — جلا دادن یا تجلی حضرت حق در بندگانش؛ بهترین کار در رمضان قرآن‌خوانی است، زیرا تجلی حضرت حق در قرآن است.

بحث این سلسله توحید افعالی بود و به‌طور کلی مبحث توحید. آنکه بخواهد توحید را نیک پیدا کند باید تجلیات حضرت حق را در قرآن ببیند و پیرامون آیاتی که از تجلیات سخن گفته‌اند بگردد و بیابد. کشکول نور که ظهرها در این مجلس برقرار است از ابتدا با بحث تجلیات الهیه آغاز شد؛ چند جلسه پیرامون نوع تجلی حضرت حق و ظهور خدا سخن رفت و به مباحث توحیدی کشیده شد. شیرین است شنیدن از برخی دوستان که نبض توحیدشان نیک می‌زند: می‌گفتند در ساختمان شیشه‌ای بودند؛ اسفاری زد و ناچار آمدند اینجا؛ آمدن را جهنم و زیان پنداشتند؛ در نماز شرکت کردند و در این مباحث افتادند و فهمیدند اصلاً باید آنجا ویران می‌شد تا به این جلسهٔ توحیدی رسند. این فکر خود فکر توحیدی است. تشنه که باشی، به قول حضرت استاد، در و دیوار عالم دستور می‌دهد و تعلیم و حکمت می‌آموزد و سخن می‌گوید و معلم می‌شود.

میلاد امام سجاد و منبری اهل بهشت

چون روز میلاد آقا زین العابدین صلوات‌الله‌علیه است، سخنی به این مناسبت سنجاق می‌شود. نظرات بزرگانی چون محیی‌الدین عربی و امثال ایشان این است که در بهشت منبری هست؛ اهل بهشت در أعلی مراتب گرد می‌آیند و یکی باید منبر رود. حدیث منبر شنیده شده: در صحنهٔ محشر پیامبر در صدر قرار می‌گیرد و امیرالمؤمنین و همچنان تا امام عصر، سپس انبیاء خلف و انبیاء عظام؛ آن منبر در بهشت مستقر می‌شود. منبری اهل بهشت کیست؟ صاحب امروز: آقا زین العابدین. چه شگفت که میان این‌همه خطیب در آل الله، آن آقایی که کارش بیشتر بر دعا متمرکز شد و وضعیت چنان شد که معارف حقه را با دعا انتقال داد، منبری آنجا گشت.

در این نیز رمزی هست. خدا علامه حسن‌زاده را رحمت کند که فرمودند روایات «کلم الناس علی قدر عقولهم» است؛ آنان دستور داشته‌اند و به ما نیز دستور داده‌اند که به قدر عقل مردم سخن گوییم. روایات در یک سلسله الفاظ خاکی ریخته شده؛ درست است که نورانیت دارد و نسبت به روح قرآن به منزلهٔ بدن است، اما باز الفاظ خاکی‌اند به نسبت عقل مردم. اما دعا چنین نیست؛ مقامات انشایی آل الله است. بهترین و لطیف‌ترین و ظریف‌ترین حقایق و معارف حقهٔ عرشی و فوق‌عرشی در دعاها ریخته شده است. باید دید چه خبر است. پس سزا است آنکه صاحب بیشترین دعاست منبری اهل بهشت شود؛ زیرا در خلوتخانهٔ نهان وجود خویش با حضرت حق عالی‌ترین مضامین را پیاده کرده است. ما غافلیم.

در هر موردی — هر حالتی که پیش آید — انسان چون قلب دارد و قلب تقلب دارد و منقلب است، از حالی به حال دیگر دائماً در تغییر و تبدیل است: یا مقلّب القلوب والأبصار. این قلب چون در حال تقلب است و حالش عوض می‌شود، برای هر حال و هر وقت — حتی در مفاتیح برای هر ساعتی — دعایی هست. پانزده مناجات حضرت در مفاتیح است؛ مادران بسیاری فرزندان را از کودکی با آن آشنا کرده‌اند. مناجات‌ها کوتاه‌اند: نیم صفحه، یک صفحه، نهایت یک صفحه و نیم؛ بسیار شیرین و عالی: مناجات التائبین، مناجات الخائفین، مناجات الراغبین، مناجات المحبین و همچنان برای هر حالتی مناجاتی. وقتی در مناجات دقت شود دیده می‌شود چه موارد عالی حضرت پیاده کرده؛ ردپای بسیاری را در روایات بدین روشنی نمی‌توان دید، و اگر باشد فهمیده نمی‌شود.

هندسهٔ توحید؛ بک عرفتک

به نظر برای رسیدن به توحید — و بحث توحید بود و ابتدا به‌صورت توحید افعالی سخن می‌رود — باید از حضرت حق آغاز کرد و آثارش را دید، یا از آثار؟ آثار هر کس نمودار دارایی اوست. آثار حضرت حق آیات الهی می‌شود. آیه الله یکی خودِ انسان است. آیات الهی بسیار است:

«وَفِي الْأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِينَ ۝ وَفِي أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» (ذاریات/۲۰–۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است، و در خودتان؛ آیا نمی‌نگرید؟

و فی خلق السموات والأرض واختلاف اللیل والنهار لآیات لأولی الألباب؛ و أفلا ینظرون إلی الإبل کیف خلقت. آیات قرآن که پیرامون خودِ آیه‌های خداست بررسی شود؛ نشانه‌های حضرت حق است. سیاق ظاهری قرآن می‌گوید به آیات بنگر تا خدا را بیابی. اگر چنین است چرا حضرت امام سجاد در دعای ابوحمزه به حضرت حق عرض می‌کند بک عرفتک — من تو را به خودت شناختم — و أنت دللتنی علیک — تو مرا بر خودت دلالت کردی؟ از آیات به تو نرسیدم؛ به تو رسیدم و از تو به آیات. از پیامبر عزیز عالم پرسیدند: از آیات خدا را یافتی یا از خدا به آیات رسیدی؟ فرمود: نه؛ خدا را دیدم و آیاتش را شناختم. هندسهٔ اصلی توحید چنین است.

اما چه باید کرد؟ نفوس ضعیف کامل نیستند؛ آنان نفس مکتفی‌اند — به کفایت رسیده‌اند و هرچه اراده کنند خدا بدیشان می‌دهد. ما مستکفی‌ایم، در حال کفایت؛ نیاز داریم از آیات برسیم. بهترین آیه‌ای که بر توحید به حضرت حق دلالت می‌کند قطعاً آیه الله العظمی است. به‌تشریف و تخصیص و احترام به مراجع تقلید «آیات عظام» گفته می‌شود؛ حال آنکه این اشتباه است. آیه الله العظمی به روایت امیرالمؤمنین است؛ آیات عظام آل الله‌اند. غلط مصطلح است از باب احترام. باید از طریق انسان کامل حرکت کرد.

دعای عرفه و عبدِ فقرمحض

سیدالشهدا در دعای عرفه — و کربلایی‌ها و سینه‌زن‌ها حسین حسین می‌گویند اما به دعای عرفه کمتر التفات دارند — به خدا عرض می‌کند: الهی ترددی فی الآثار یوجب بعد المزار؛ رفت‌وآمد و تردد من در آثار — یعنی در آیات تو — باعث می‌شود از زیارت تو دور شوم. اگر کسی راه عرفان و توحید افعالی و صفاتی و ذاتی را درست پیش برد، هندسهٔ درست همین است. اما نفوس ضعیف باید با امام حرکت کنند. در دعاها این معانی خفته است؛ نمونه‌ها از ابوحمزه و عرفه آمد. وقتی پشت سر آنان حرکت شود دیده می‌شود که آنان آینهٔ تمام‌نمای حضرت حق‌اند چون عبد و عبید حضرت حق‌اند. بهترین سخن دربارهٔ ایشان آن است که عباد الرحمن‌اند؛ و أشهد أن محمداً عبده و رسوله.

عبد از کجا شناخته می‌شود؟ از آنکه هیچ اختیاری از خود ندارد. می‌گوید من عبد و عبید فلانی‌ام؛ هرچه بخوانی، هرچه دهی بخورم، هرچه بپوشانی بپوشم. یکپارچه همهٔ وجودش فقر محض الی الله است. لذا پیامبر فرمود الفقر فخری؛ من فقیرترین آدم‌ها به حضرت حق‌ام — نه فقر مالی و مادی؛ کائنات که می‌داد گنجینه‌های آسمان‌ها و زمین در دست او بود. فقر ذاتی، فقر صفاتی، فقر افعالی؛ همه و همهٔ افعالش را مستغرق و مستهلک و فانی در افعال حضرت حق می‌بیند: لا حول ولا قوة إلا بالله؛ توحید افعالی. صفات و اسماء خویش را مستغرق و فانی در اسماء و صفات خدا می‌بیند: لا إله إلا الله. ذات وجود خویش را مستهلک و فانی در ذات الهی می‌بیند: لا هو إلا هو؛ یا من لا هو إلا هو. هیچ از خود ندارد. با چنین انسان جامع‌الاطراف و آینهٔ تمام‌نما — که رضا فرمود من رآنی فقد رأی الله؛ هرکه مرا ببیند الله را دیده — حرکت که شود به توحید می‌رسد؛ آنان می‌رسانند.

خلاصه و شرط همراهی با سیدالشهدا

خلاصهٔ بحث آنکه مجبوریم چون نفوس ضعیف‌ایم برای رسیدن به توحید ابتدا از آیات آغاز کنیم؛ اما باید هشیار بود به آن اوج و معراج و مدارج عالیه که امام حسین — پیش‌روی ما — فرمود الهی ترددی فی الآثار یوجب بعد المزار. پس همراه امام حسین که باشی، تا توحید افعالی و تا اوج توحید صفاتی و ذاتی می‌برد — اگر کسی همراهش شود.

جملهٔ آخر: حضرت اباعبدالله می‌خواست برود؛ قابل توجه سینه‌زنان و گریه‌کنندگان و عاشقان. داشت می‌رفت؛ چه کسانی می‌توانند همراه من باشند؟ نسخه را همان‌جا پیچید. هرکس نمی‌تواند با امام حسین همراه شود. بار عام دارد اما هرکس نمی‌تواند مستقیم و مستقیم بماند و استقامت داشته باشد؛ وسط راه می‌روند. هزار نفر از مدینه همراه حضرت بودند؛ هفتاد و دو تن ماندند. حضرت چه فرمود در خطبه‌ای که خواند؟ من کان باذلاً فینا مهجته: هرکس آماده است مهجه‌اش را — آخرین قطرهٔ خون داخل شش یا قلب که عرب مهجه گوید — بذل کند فینا؛ نه فی سبیلنا. همهٔ اِجابه‌ها برداشته شود؛ در راه ما. ده شب ماه محرم در خصوص همین یک جمله سخن رفت؛ بسیار درون‌مایه دارد. و موطّن نفسه علی لقاء — یا در نسخه‌ای لقاء الله: اگر قصد توطن کرده برای ملاقات خدا در راه ما. در عبارات چند نسخهٔ متغیر آمده؛ خلاصه‌اش آنکه هرکس می‌خواهد به ملاقات خدا رود و قصد توطن کرده — نیامده مسافر باشد؛ آمده همراه ما باشد — فلیرحل معنا. فلیسافر معنا نه؛ مسافر می‌رود که برگردد. راحل و إن الراحل قریب المسافة؛ امام سجاد می‌فرماید راحل راهش نزدیک است. هرکس می‌خواهد با من بیاید و دیگر برنگردد، بسم الله فلیرحل معنا؛ همراه من و حسین باشد؛ من او را به اوج توحید می‌رسانم.

لذا گفته شد ماه رمضان تجلیه و تجلی است. حضرت اباعبدالله لحظهٔ آخر دو انگشت مبارک را گشود؛ از میان انگشتان، شهدا تجلیات سیدالشهدا را دیدند و آن‌گونه جان دادند و سبقت گرفتند. تجلی، تجلی. ماه رمضان باید بدان رسید؛ سرّش در یکی از سوره‌های قرآن است که به وقتش می‌آید. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد؛ سال امام سجاد صلوات‌الله‌علیه. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.