د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷۲
دارای متن همگام
ایام نورانی؛ رجب و شعبان و رمضان
کشکول نور 77
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۴۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## میلاد امام سجاد و منبری اهل بهشت
۲:۴۴
## هندسهٔ توحید؛ بک عرفتک
۳:۳۴
## دعای عرفه و عبدِ فقرمحض
۸:۰۱
## خلاصه و شرط همراهی با سیدالشهدا
۱۲:۲۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
[سخنگوی 1] [سخنگوی 2]
[سخنگوی 1] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیه. سلام علیکم و رحمة الله.
تبریک عرض میکنم ایام بسیار نورانی و
پرسروری است. انشاالله از فیوضات این
ایام به نفس کینونت
زمان و مکان بهره برده باشیم و بیشتر ببریم.
ماه رجب
فرمودن که ماه تخلیه است.
لذا بهترین ذکر در ماه رجب استغفار.
ماه شعبان رو فرمودن ماه تخلیه است.
خله پوشی که
بهترین-- لذا بهترین
کار در این ماه ذکر صلوات است
و ماه مبارک رمضان هم که ماه تجلی است.
جلا دادن یا تجلی.
تجلی حضرت حق در بندگانش که
بهترین کار در ماه مبارک رمضان میشه
قرآن خوندن چون تجلی حضرت حق در قرآنه.
اگر کسی-- چون بحث ما توحید
افعالی بود صرف کلاً مبحث توحید بود.
توحید رو کسی بخواد خوب پیدا کنه باید
تجلیات حضرت حق رو در قرآن ببینه.
پیرامون آیاتی که از تجلیات حضرت حق سخن گفته بگردین پیدا کنین.
اتفاقاً ما این بحث کشکول نورمون
که ظهرا اینجا با هم داریم
اگر چنانچه خاطر شریفتون باشه از ابتدا با همین بحث تجلیات الهیه شروع شد.
چند جلسهای پیرامون نوع تجلی حضرت حق و ظهور خدا صحبت کردیم و کشیده شد به مباحث توحیدی.
و چه شیرین، چه خوش که ما میشنویم از بعضی دوستان که
انقدر توحیدشون این نشان دهنده اینه که نبض توحیدشون خوب میزنه.
انشاالله بهتر بزنه که گفتن
ما تو ساختمان شیشهای بودیم.
اسفاری که زد مجبور شدیم بیایم اینجا.
اینجا که اومدیم جهنم و ضرر.
اومدیم تو نماز شما شرکت کردیم.
افتادیم تو این مباحث توحیدی.
فهمیدیم که اصلاً باید اونجا
داغون میشد که ما بیایم بیوفتیم تو این جلسهی توحیدی.
این، این فکر هم خودش فکر توحیدیه.
شما تشنه باشی به قول حضرت استاد در و دیوار عالم به شما دستور میده، به شما
تعلیم میده، به شما حکمت میآموزه، با شما سخن میگه، معلمت میشه.
آره عزیزم. چون روز میلاد آقا زین العابدین صلوات الله علیه هست،
یه سنجاک میکنیم به این موضوع،
به میلاد حضرت در امروز.
نمیدونم خبر دارید یا نه.
نظرات بزرگانی مثل عارف عربی و امثالهم
این هست که در بهشت منبری اهل بهشت
در اون اعلی مرتبه که اولیا خود-- احس اولیا خود دور هم جمع میشن
بالاخره یکی باید اونجا منبر بره.
اونجا هم منبر هست. حدیث منبر رو شنیدید.
دیگه منبری هست که در صحنه محشر پیغمبر در صدر قرار میگیره.
امیرالمؤمنین پایین همینطور تا امام عصر.
بعد انبیاء خلف، انبیاء
عظام همچنین.
اون منبر در بهشت مستقر میشه.
به نظر شما منبری اهل بهشت کیه؟
صاحب امروزه. منبری اهل بهشت آقا زین العابدینه.
چه عجیب که بین این همه خطیب
در میان آل الله آقایی که
بیشتر کارش رو
دعا متمرکز شد.
وضعیت حضرت به گونهای شد که معارف حقه رو با دعا انتقال داد به شه منبری اونجا.
چرا؟ اتفاقاً در این هم رمزی هست.
خدا رحمت کنه حضرت علامه صاحب-
علامه حسن زاده علیه رحمة الله گوان رو
فرمودن که روایات
کل الناس علی قدر عقوله.
اونا دستور داشتن که به ما هم دستور دادن که به قدر عقل مردم سخن بگیم.
روایات ریخته شده در یک سری
الفاظ خاکی.
درسته نورانیت داره و به منزله
میشه گفت بدنه نسبت به روح قرآن
روایات. اما باز الفاظ خاکیان
به نسبت عقل مردمه.
اما حضرت استاد فرمودن که دعا اینطوری نیست.
مقامات انشایی آل الله.
بهترین و لطیفترین و ظریفترین
حقایق و معارف
حقه ارشی و فوق ارشی در دعاها ریخته.
برید ببینید چه خبره. خب باید هم یعنی چه کسی که صاحب بیشترین دعاهاست
بشه منبری اهل بهشت که
سخن گفته در خلوتخانه
نهان وجود خودش با حضرت حق عالیترین مضامین رو پیاده کرده.
ما غافلیم. در هر موردی
یعنی شما هر حالتی برات پیش بیاد، انسان
همین که قلب داریم، قلب
تقلب داره، منقلبه.
از حالی به حال دیگه دائماً در
تغییر و تبدله. یا مقلب القلوب والابصار.
این قلب چون در حال تقلبه
و حالش عوض میشه هر حالی هر وقتی
حتی در مفاتیح هر ساعتی یه دعا داره.
حالا ما نمیتونیم هر حالتی در روز به ما دست داد
پونزده تا مناجات حضرت داره.
خدا رحمت کنه انواع شما رو اجدادتون و پدر مادرهاتون رو.
مادرمون ما رو با این آشنا کرد روحش شاد
بچه بودم. خمسة عشر امام سجاد در مفاتیح هست.
پونزده تا مناجات کوتاهه.
نیم صفحهای، یه صفحهای، نهایت یک صفحه و نیم.
خیلی شیرین، خیلی عالی.
مناجات التائبین، مناجات الخائفین، مناجات الراغبین، مناجات المحبین، منا--
همینطور در هر حالتی یه مناجات داره.
بعد شما وقتی مناجات رو دقت میکنی
میبینی چه موارد اِ-- عالی رو حضرت پیاده کردن.
شما اینها رو رد پاشون رو خیلیهاشو تو روایات نمیبینی.
اگرم باشه ما نمیفهمیم.
به نظر شما برای رسیدن به توحید بحث ما توحید بود و ابتدا به صورت توحید افعالی داریم سخن میگیم.
ما باید از حضرت حق شروع کنیم آثارش رو.
چون، اه، آثار هر کسی نمودار دارایی اونه.
آثار حضرت حق میشه آیات الهی.
آیه الله یکی شما هستی.
آیات الهی "وفی الأرض آيات للمؤمنین و فی أنفسكم أفلا تبصرون، في خلق السماوات والأرض
واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألباب"
لأولي الألباب تا el mashallah همینطور آیات، آیات، آیات.
آیات قرآن که پیرامون خود آیه های خداست بررسی کنید چقدر ماشاءالله آیه، آیه، آیه.
نشانههای حضرت حقه. "أفلا ينظرون إلى الإبل كيف خلقت".
خب آیا بالاخره ما میخوایم به توحید برسیم از حضرت حق شروع کنیم بیاییم به آثار؟
یا از آثار و آیات و مجالی
و شؤون حضرت حق شروع کنیم به خدا برسیم.
سیاق ظاهری قرآن داره میگه به آیات نزا-- نگاه کن خدا رو پیدا کن.
اگه اینه چرا حضرت امام سجاد صلوات الله علیه
در دعای ابو حمزه میگه،
به حضرت حق عرض میکنه که
"بک عرفتک" من تو رو به خودت شناختم.
"و أنت دللتنی علیک"
تو منو دلالت کردی بر خودت.
من ن-- از آیات به تو نرسیدم.
من به تو رسیدم و از تو به آیات.
از پیغمبر عزیز عالم پرسیدم
آقا شما از آیات خدا رو پیدا کردی یا از خدا به آیات رسیدی؟
فرمود نخیر، من خدا رو دیدم و آیاتش رو شناختم.
هندسه اینطوریه. یعنی هندسه اصلی توحید حواسمون باشه ها.
اینچنینه. اما چه کنیم؟
ما چون نو-نفس ضعیف هستیم،
نفوس ضعیف که کامل نیست اونا نفس مکتفیان.
به کفایت رسیدن و هرچی اراده کنن خدا بهشون میده.
ما مستکفی هستیم، در حال کفایتیم.
نیاز داریم که چی کار کنیم؟
از آیات برسیم. حالا بهترین آیهای که ما رو
دلالت میکنه بر توحید به حضرت حق
چه آیهایه؟ قطعاً آیه الله العظمىست.
آیه الله العظمى کسی نیست-- حالا ما ت-تشریفاً،
تخصیصاً، چه عرض کنم،
به جهت احترام
به مراجع تقلید میگیم آیات عظام.
آیه الله العظمى. در صورت که این غلطه.
این اشتباه است. آیه الله العظمى روایت داریم امیر المؤمنینن.
آیات عظام آل اللهاند.
حالا این اِ-- یه غلط مصطلحه دیگه چه عرض کنم.
ت-احتراماً میگیم. باید از طریق انسان کامل حرکت کرد.
ببینید سید الشهدا تو دعای عرفه، کربلاییها، سینه زنها، هیئتیها
چرا حسین، حسین، حسین میگیم؟
اما دعای عرفه رو توجه نکرد-- نداریم که.
ابو عبدالله به خدا عرض میکنه.
مگه امام حسین ما نیست؟ بسم الله دنبال سرش راه بیفتیم.
میفرماید "الهی ترددی فی الآثار"
رفت و آمد، تردید. تردید من در آثار یعنی در آیات تو "یوجب بعد المزار".
باعث میشه من از زیارت تو دور بشم.
اگه کسی درست راه عرفان و توحید رو، توحید افعالی، صفاتی، ذاتی رو
درست پیش بره این درستشه.
این هندسه درستشه. اما ما چه کنیم؟
چون نفوس ضعیف هستیم باید با امام حرکت کنیم.
با امام حرکت کنیم. تو دعاها اینا خوابیده.
ببینید من چند تا نمونهشو گفتم.
از ابو حمزه، از دعای عرفه.
وقتی پشت سر اونا حرکت کنیم میبینیم که اونها آینه تمام نمای حضرت حقن.
چون عبداً، عبید حضرت حقن.
بهترین حرفی که دربارهشون میزنیم میتونیم بگیم اینه.
بگیم اونها عباد الرحمنن.
عبدن و اشهد ان محمدا عبده
و رسوله اللهم صل على محمد و آل محمد.
اصلاً عبد از کجا شناخته میشه؟
من بحثو جمع کنم خسته شدید.
عبد از کجا شناخته میشه؟
از اینکه هیچ اختیاری از خودش نداره.
میگه من عبد و عبید فلانیام، غلام فلانیام.
هرچی-- شما اسمت چیه؟
هرچی شما منو بخونی. چی میخوری؟
هرچی شما بدی بخورم. چی میپوشی؟
هرچی شما بپوشونی. به این میگن عبد.
اصلاً حرفی برای گفتن نداره.
یکپارچه همه وجودش فقر محض الی الله.
لذا پیغمبر فرمود الفقر
فخری. من فقیرترین آدمها به حضرت حقم.
فقر مالی و مادی نه ها.
کاهنات که میداد گنجینههای آسمانها و زمین دست او بود.
نه فقر ذاتی، فقر صفاتی، فقر
افعالی. همه و همه افعالش رو مستغرق و مستهلک و فانی در افعال حضرت حق میبینه.
لا حول و لا قوه الا بالله.
توحید افعالی. صفات و اسمايش رو مستغرق و مستهلک و فانی در اسماء و صفات خدا میبینه.
لا اله الا الله. ذات وجود خودشو مستهلک و مستغرق و فانی در ذات الهی میبینه.
لاهو الا هو. یا من لاهو الا هو.
توجه کردین؟ هیچی از خودش نداره.
خب با یه همچین انسان جامع الاطراف، تا آینه تمام نمایی که
رضا فرمود من رأنی فقد رأى الله
هرکی منو ببینه الله رو دیده حرکت کنی تو به توحید میرسی.
میرسوننت یعنی اونا. خب بالاخره چه کنیم؟
خلاصه بحث اینکه ما مجبوریم چون نفوس ضعیفه هستیم برای رسیدن به توحید ابتدا از آیات شروع کنیم.
اما حواسمون باشه به اون اوج، به اون معراج، به اون مدارج عالیه
که امام حسین که جلو دار ماست
فرمود که الهی ترددی في الآفاق یوجب وعد المزار.
پس همراه امام حسین که باشی
تو رو میبره تا توحید افعالی،
تا اوج توحید صفاتی، تا اوج توحید
ذاتی. اگه کسی همراهش بشه.
من كان با-- میخواست حرکت کنه جمله آخرم باشه.
حضرت ابا عبدالله میخواست بره قابل توجه سینه زنا، گریه کنا، عاشقا.
داشت میرفت کیا میتونن همراه من باشن؟
نسخهشو پیچیدن همونجا.
هرکسی نمیتونه با امام حسین همراه بشه.
من فکر میکنم معذرت میخوام درسته بار عام داره اما هرکسی نمیتونه مستقیم،
مستقم بمونه همراه راه مستقیم حضرت.
استقامت داشته باشه. وسط راه میبرن.
هزار نفرم مدینه همراه حضرت بودن.
هفتاد و دو تا موندن. حضرت چی فرمود؟
داشت میرفت خطبهای که خوند.
فرمود که من کان باذلا فی نا محجته.
هرکس آمادهست محجه اون آخرین قطره خون داخل
شش یا قلب گوسفندو میگن که سرشو میبرن یه قطره خون مونده
به اون میگن محجه عرب. میگه اون آخرین قطره خونشو اگر باذلن بخواد بذل کنه فی نا اونم نه فی سبیلنا.
همه اجابهها برداشته بشه. در راه ما ده شب ماه
محرم در خصوص همین یه جمله حرف زدیم.
بسیار درون مایه داره. دیگه چی؟
و موطن علی نفسه علی لقاء
و موطن نفسه علی لقاء.
یا یه جا فرموده لقاء الله.
هر-- اگر قصد توطن کرده
برای اینکه ملاقات خدا رو داشته باشه تو راه ما البته تو این عبارتی که گفتم تو چند تا نسخه
متغیر اومده. خلاصهش اینه که هرکس میخواد بره به ملاقات خدا
و قصد توطن کرده، نیومده مسافر باشه، اومده که همراه ما باشه.
فلیرحل معنا.
فلیسافر معنا نه ها.
مسافر میره که برگرده.
فلیرحل راحل و ان الراحل
قریب المسافة. امام سجاد میفرما
راحل راهش نزدیکه. هرکس میخواد با من بیاد و دیگه هم برنگرده.
بسم الله فلیرحل
معنا، معنا همراه من و حسین باشه.
من اونو به اوج توحید میرسونمش.
لذا گفتیم ماه رمضان میشه تجلی رو-- تجلیه.
حضرت ابا عبدالله لحظه آخر دو انگشت مبارکش رو باز کرد از بین
انگشتای مبارک شهدا تجلیات سید الشهدا رو دیدن و اونطوری جان دادن.
سبقت گرفتن. تجلی، تجلی.
ماه رمضان باید بهش برسیم.
سرش در یکی از سوره های قرآنه.
انشاالله به وقتش بهتون میگم.
امروز خیلی حرف زدیم. اللهم بارک لمولانا سافل الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
سال امام سجاد صلوات
الله علیه. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد