یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بازگشت به معرفت توحیدی
مدتی محفل کشکول نور تعطیل بود و بهرهای از آن نبود. در فرصت کوتاه به ذهن آمد که چون بحث کشکول نور پیرامون معرفت توحیدی و توحید افعالی آغاز شده بود، نکتهای گفته شود. نقطهٔ مقابل معرفت توحیدی چیست؟ چه چیز انسان را از توحید بازمیدارد؟ غالب انسانها به این توجه نمیکنند و متأسفانه حتی اگر دم از توحید بزنند مسلمان شناسنامهایاند؛ از توحید بهرهای نمیبرند و برای آنچه برای آن خلق شدهاند زحمت نمیکشند. اتفاقاً برای چیزی زحمت میکشند که برای آن خلق نشدهاند.
خدا رحمت کند حضرت استاد را؛ همیشه بر این فرمایش شریف تأکید میکردند: اعملوا فکلّ میسّر لما خلق له. روایت بسیار زیباست. عمل کنید؛ به چه؟ فکلّ میسّر لما خلق له. سنت الهی چنین است که برای هرچه خلق شدهاید برای همان نیز اعمالتان میسّر است. یسر یعنی آسانی. در قرآن آمده:
«یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ» (بقره/۱۸۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا برای شما آسانی را میخواهد و سختی را برای شما نمیخواهد.
و نیز إنّ مع العسر یسرا. یسر آسانی است و عسر سختی. پس اعملوا؛ برای آنچه برای آن خلق شدهاید عمل کنید که برایتان آسان است.
خلقت برای عبادت و معرفت
برای چه خلق شدهایم؟ برای دنیا؟ برای خدمت به دنیا و بدن؟ مطلقاً نه. بدن وسیلهای است برای رسیدن به هدف. قرآن میفرماید:
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.
صرفاً برای عبادت خلق شدهایم. مفسران عبادت را عرفان و شناخت گرفتهاند: لیعرفون؛ عبادت بدون شناخت فایده ندارد. این نشان میدهد مسیر توحید چون فطرت الله التی فطر الناس علیها و کل مولود یولد علی الفطرة، فطرت الهی است؛ پس عمل در مسیر الهیت نظام و توحید و آخرت باید بسیار آسان باشد و برعکس کار برای دنیا سخت. آنکه همهاش به فکر دنیاست — در خلوت و جلوت و گفتوگو صرفاً پیرامون مسائل دنیا — و دلتنگی برای آخرت و توحید و معارف ندارد، راه سخت را برگزیده در حالی که گمان میکند راه صحیح و آسان را انتخاب کرده؛ چون ذاتش با این راه مغایر است و برای چنین مسیری خلق نشده.
مثال مسافرخانه روشن است: هیچگاه برای چند روز اقامت در اتاق اجارهای کلی اساس و تجهیز نمیخرند و در آنجا نمیگذارند. عقل سالم اقتضا میکند در حد نیاز اکتفا کنند تا آن چند روز بگذرد و به هدف اصلی برسند. این روایت بسیار زیباست.
دعای صدیقهٔ شهیده
دعایی منسوب به حضرت صدیقهٔ شهیده سلاماللهعلیها همین را تصویر میکند؛ دعای عالی و معجزهٔ قولیه در یک جمله: الهی استعملنی لما خلقتنی له. خدایا مرا مشغول کن و به کار بگیر؛ استعمالنی. در آنچه برای آن خلقم کردی مرا در مسیر بگذار و مشغولم کن. همان فکلّ میسّر لما خلق له. چقدر زیبا حضرت زهرا این دعا را فرموده است. کی از این دعاها بلدیم؟
در قرآن گروهی خاسر همهاش میگویند ربّنا آتنا فی الدنیا حسنة؛ فی الدنیا، فی الدنیا. همهاش دنیا. بل الانسان علی نفسه بصیرة؛ خود را محک بزنیم. یک شبانهروز دعاها را از صبح تا شب رصد کنیم: چند تا بوی دنیا میدهد و چند تا بوی آخرت. بدتر آنکه گاه خواستههای اخروی نیز بوی دنیا دارد: برای آنکه وضع دنیا خوب شود نماز شب میخوانند؛ برای گشودن گرههای دنیوی زیارت میروند؛ برای عزت یافتن و نرفتن آبرو گناه نمیکنند. همه بوی دنیا میدهد.
نسل جوان و نمونهٔ تربیت
روایتی که میآید بسیار غصه میآورد؛ اول برای خود و دوم برای نسل جوان که متأسفانه از این معارف دورند. باز ما که کودک بودیم چهار شهید کنارمان بودند و در گوشمان خواندند؛ اکنون کمتر کسی از خود گذشته و با خدا معامله میکند و زندگی را وقف نوجوانان و جوانان میکند — هستند، اما بسیار کم. مانند شهید حسین دهقان که در اغتشاشات تیر به پهلو خورد در مسجد سیدالشهدای پاکدشت یا مَردشت؛ راه را بستند تا به بیمارستان نبرند و در مسجد از تشنگی و خونریزی شهید شد. کلیپش متنبهکننده است. معلم بود و میجوشید؛ عمر را در دهات برای تربیت نوجوانان گذاشته بود و گفته بود تا پیش از سیسالگی شهید میشوم؛ همان شد.
عثمان بن مظعون و ثقلت الدنیا فی عینه
امیرالمؤمنین علیهالصلوة والسلام از حضرت امالبنین سلاماللهعلیها چهار پسر داشت: عبدالله، عثمان، جعفر و عباس علیهمالصلوة والسلام. برخی گمان میکنند نام عثمان بهخاطر فلان شخص و تحت فشار بوده؛ سخن زشتی است و حتی برخی مذهبیها میزنند. از خود امیرالمؤمنین پرسیدند چرا اسم فرزند را عثمان گذاشتی؟ فرمود یک برادر داشتم که بسیار به او علاقهمند بودم؛ بهخاطر علاقه به آن برادر دینی اسم فرزند را عثمان گذاشتم. چقدر شیرین. امروز حدیثی دیدیم که دوای دردها دیدار برادران دینی است؛ برادران دینی به دیدار برادران و خواهران دینی بروند. آیا از این دوا استفاده میکنیم؟
حضرت وقتی خاطراتش با عثمان بن مظعون را میگفت — که در یکی از جنگها شهید شد — یکی از خصوصیاتش را چنین معرفی کرد: یعظّمنی فی عینی. میدانید چرا در چشم من تعظیم شد و عظیم شمرده میشود؟ یعظّمنی فی عینی. چرا نام و یادش در چشم من اینقدر بزرگ است؟ بهخاطر آنکه ثقلت الدنیا فی عینه. الله اکبر. چون دنیا در چشمش کوچک بود. ترجمه نمیخواهد؛ از عبارت عربی پیداست. دنیا کوچولو بود در چشمانش؛ لذا بزرگ شد در چشم علی. هرچه دنیا در نظر او سبکتر و کوچکتر شد، تعظیم او در نظر مولا بیشتر گشت. این تناسب معکوس میان بزرگی دنیا در چشم بنده و بزرگی بنده در چشم ولی خدا، معیار عملی جلسه است.
محک نظر امام عصر
اکنون بسیاری میپرسند چگونه بفهمیم نظر امام عصر دربارهٔ ما چیست و جایگاه ما در محضر آقا چیست؛ آیا در چشم و دل آقا جا گرفتهایم؟ بسم الله؛ این بهترین محک است. هر مقدار دنیا در چشم من و شما کوچک است، همان مقدار ما در چشم امام زمان بزرگیم. اینگونه قضیه را ببین. این حرف بسیار مهم است و البته در حد و اندازهٔ گوینده نیست؛ سخن گفتن آسان است. آدم بنشیند و کتابی بگذارد و دو حدیث بخواند؛ عمل به اینها بسیار سخت است.
بحث نقطهٔ مقابل توحید بود. قرار بود قلب مرعوب را دوباره تمام کنیم؛ اواخر قلب مرعوب بودیم. این به ذهن آمد و هدیه شد: چه چیز باعث میشود به توحید نرسیم و اصلاً دنبال معرفت توحیدی نرویم تا با عبادت به یقین برسیم؟ فرمود:
«وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ» (حجر/۹۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پروردگارت را عبادت کن تا یقین به تو برسد.
آنقدر پروردگارت را عبادت کن تا یقین حاصل شود. البته برخی مفسران ذیل این یقین گفتهاند منظور موت است؛ یعنی تا لحظهٔ موت عبادت پروردگارت را بکن. اما چون عبادت معنای معرفت میدهد، این معرفت یقین نیز میآورد. هرچه معرفت انسان بیشتر، یقین و باور توحیدی بیشتر.
جمعبندی مسیر یسر و عسر
پس مسیر توحید چون با فطرت الهی همسو است باید آسان باشد و مسیر دنیا سخت. آنکه گمان میکند راه دنیا را آسان برگزیده در حقیقت خلاف ذات خود حرکت کرده است. وسیله بودن بدن و دنیا را نباید فراموش کرد؛ هدف عبادت و معرفت است. دعای «استعملنی لما خلقتنی له» برنامهٔ عملی همین روایت است: مشغول شدن به آنچه برای آن خلق شدهایم. رصد دعاها و نیتها نشان میدهد آیا فیالدنیا غالب است یا آخرت. نمونهٔ کسانی که عمر را وقف تربیت گذاشتند و دنیا در چشمشان کوچک بود، مصداق عملی «ثقلت الدنیا فی عینه» است.
ترسها و بزرگی دنیا در چشم
چرا از خیلی چیزها میترسیم؟ از دشمن، گاه از سوسک، از تاریکی، از جنازه، از تهدید. از قلم مدیر اگر کمی بد بچرخد دلهره پیدا میکنیم؛ اگر حقوق کم شود اضطراب. علت چیست؟ دنیا در چشم بزرگ شده و معرفت توحیدی نداریم و راه سخت را انتخاب کردهایم. راه سخت طلب دنیاست؛ راه آسان و یسر مطابق فطرت پیش رفتن است: خداجو بودن، خداگو بودن، خداخو بودن، خدارو بودن؛ همهٔ شؤون بوی خدا بدهد. باز تأکید میشود سخن گفتن آسان است — و سخن گفتن نیز سخت است — چه رسد به عمل. میگویند کار هر بز نیست خرمن کوفتن؛ گاو نرم میخواهد و مرد کهن. واقعاً کار هرکسی نیست.
پس این را بنویسیم و شعار روز کنیم و حواسمان باشد؛ چون شیطان اینها را گم میکند و از دست میکشد و از جلو چشم میبرد و غفلت بیچارهمان میکند. همین یک فرمایش مولا: چرا عثمان بن مظعون را دوست داشتم با آنکه اسمش اسم بدترین دشمن مولا بود و باز اسم بچه را به آن اسم گذاشتم؟ خیلی عجیب است؛ بیندیشید. شاید مهمترین خصوصیتش این بوده که صغرت الدنیا فی عینه. اگر کسی دنیا در چشمش کوچک شد یعنی خدا در چشمش بزرگ شد، آخرت بزرگ شد، توحید برجسته شد. چنین کسی به همان میزان که توحید برایش مهم و زندگی توحیدی شد، در چشم آقاش جا کرد. إنشاءالله خدا ما را در چشم و دل آقا جا کند. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.