[صدای جمع] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.
سلام علیکم و رحمت الله.
[نفس عمیق] در آیه دو و سه فرقان دقت بفرمایید چقدر شیرین توحید افعالی رو به نمایش گذاشته حضرت حق.
الذي له ملك السماوات والأرض.
خدا خودش رو اینطوری معرفی کرده که له برای اوست پادشاهی و سلطنت آسمانها و زمین.
و لم يتخذ ولدا.
و لم یکن له شريك في الملك و خلق كل شيء فقدره تقديرا.
به به!
تاکید هم میکنه رو اون قدرت مقدراتش، تعیین مقدراتش.
میفرماید فرزندی برای خود نگرفته.
در فرمانروایی، فرمانروایی عالم هیچ شریکی نداره و هر چیزی رو آفریده، خلق کل شیء.
هم که آفریده بعد فقدره تقدیرا اندازه براش قرار داده.
اونم چه اندازه قرار دادنی، چه تقدیر دقیقی.
مولای درزش به قول قدیمیا نداره.
این از این آیه.
حالا توضیح میدم خدمتتون بعضی نکاتشو.
آیه بعد میفرماید واتخذوا من دونه آلهه.
مشرکان به جای چنین خدایی معبودانی را اختیار کردند.
لا يخلقون شيئا.
هیچ چیزی رو نیافریدند و نمیآفرینند.
اصلا توانایی آفرینش ندارند.
وهم يخلقون.
در حالی که خودشون خلقاند.
خودشون خلق شدن.
برش خورده و جدا شده و الخالق البارئ المسور دیگه.
خدا بهشون صورت داده.
ولا يملكون لأنفسهم ضرا ولا نفعا.
اصلا تملکی ندارند به جانهاشون.
نه از حیث ضرر، نه نفع.
جالبه که ضرر رو مقدم میاره بر نفع.
که انّ دفع ضرر مهمتر از جلب منفعته.
ولا يملكون موتا ولا حياة ولا نشورا.
دیگه به سر و تمام میکنه دیگه.
میفرماید که اصلا این-- اینا هیچ تملکی نه در موتشون دارن، نه حیاتشون، نه برانگیخته شدن بعد از حیاتشون.
اینایی که شما دل بهشون بستین.
این دیگه، دیگه نهایت توحید افعالیه.
اولا تو آیه دو میفرماید خدا اون کسیه که له، این له که برای اوست پادشاهی آسمانها و زم-زمین.
این له مالکیت اعتباری نیست عزیزان، حقیقیه.
یعنی چی حقیقیه؟
یعنی همیشه له.
مثلا الان این لباس تن منه.
تا چند سال تن منه؟
تا وقتی کهنه و مندرس بشه یا إنا لله و إنا إليه راجعون حاصل بشه و تمام.
مال من نیست این لباس.
این به این میگن مالکیت چی؟
اعتباری.
حتی این بدن من هم مال خودم نیست.
اینم خاک میشه.
همه چی، همه اعتبارات از بین میره.
عنوان من، اسم من علی اکبره.
آیا وقتی جنازهام میخوان بردارن میگن آقای علی اکبر شیخ عبد الزهرا فلان اینو بردارید بیارید؟
نه، میگن جنازه رو بردار بیار.
تمام اعتبارات مثلا آقای دکتر، آقای مهندس، آقای مدیر، جناب مدیر کل، این حرفات چیه؟
این مزخرفات چیه؟
جنازه رو بردار بیار.
حتی آیت الله العظماش هم باشه میگه آیت-- اصلا همچین حرفی نمیزنن.
میگه جنازه رو بردار بیار.
اینطور نیست؟
اسهم افهم اسم يا عبد الله.
بفهם، بشنو يا عبد الله.
ابن عبد الله.
اسمه میاری.
یعنی همه چی برداشته میشه.
خونهت، ماشینت، منصبت، دارایی، مال و مالیات، هرچی که داری اعتباریه.
اما در خصوص حضرت حق چی؟
له مالکیت حقیقیه.
له ملك السماوات والأرض.
حالا جالبه.
خب آسمانها ملك السماوات له.
زمین ملك الأرض له.
جالبه که نه داره میگه که آقا خدایی که تو آسمونه همون خداییه که رو زمینه.
ما همش منتظریم بریم تو آسمون خدا رو پیدا کنیم یا از این دنیا بریم به خدا برسیم.
آ-- به نظر شما خدای عالم ملکوت آیا خدای عالم ملک نیست؟
آیا خدای روز قیامت خدای همین نشئه طبیعت و دنیا نیست؟
که منتظریم اونجا رویت کنیم.
چرا منتظریم بمیریم تا به ملاقات خدا برسیم؟
موتو قبلاً تموم شد همین جا.
امکانش هست، خیلیها رسیدن.
چرا ما نرسیم؟
خود قرآن میفرماید هو الذي-- ببین چقدر قشنگ خدا خودشو معرفی کرده.
هو الذي في السماء إله وفي الأرض إله.
اون کسیه که همون هو تو آسمان إله همونه و في الأرض إله.
باز تو زمین هم همون إلهه، همون هوه.
نه کس دیگه.
چرا ما فکر میکنیم که مثلا خدای آسمانها فرق میکنه با خدای زمین؟
اینم یه نکته دیگه نکته دیگه حالا خیلی آیه خیلی کثیر الفروع.
حالا چند تا نکتهش نسبت به زیغ وقت ار-ارزه میکنیم.
یا اینجا که فقط دره تقدیرها.
آخر آیه دو.
چقدر قشنگ میفرماید: همه چی رو به اندازه درست و دقیق اندازهگیری کرده حضرت حق.
یعنی اگر اپسیلون چه عرض کنیم کوچکترین، کوچکترین جابجایی صورت بگیره در این تقدیرات و اندازهای که خدا قرار داده، کلن فی فلک یسبحون.
همه تو یه مدار خاصی شناگرن، شناورن.
دارن حرکتشونو میکنن.
یک آن کوچکترین اعوجاجی صورت بگیره به اندازه یک میکرون، همه چی میپاچه.
چقدر تقدیر دقیقه.
چقدر مهمه دقت کردن به همین موضوع.
مثلا ما الان میگیم که فکر میکنیم که همه چی به هم چسبیده.
الان خود ما الان شاید چند میلیارد میلی-مولکول تو وجود ما هست.
سر یه سوزن چند تا مولکول داره به نظر شما؟
حالا مثلا بخوایم مثال بزنیم کوچکترین ممکن، جای ممکن میگیم اندازه سر سوزن.
همون سر سوزن دانشمندا گفتن نسبت به اندازه اون سر سوزن کوچک بزرگ باز داره.
به اندازش از شش میلیارد تا دوازده میلیارد مولکول وجود داره.
تو همون نوک سر سوزن.
بعد اون نوک سر سوزنی که شما نگاه میکنی آیا به هم چسبیده نمیبینیش؟
یه نوک، یه نوک سوزنه دیگه.
میگی چسبیده به هم.
مولکولای بدن من چسبیده به هم که منم.
اما در وا-- اصلا ما در فیزیک کوانتوم هم اینو داریم.
الکترون و پروتون و نوترون و نمیدونم اینا چسبیده به هم نیستن که.
هم کلا فی فلک یسبحون.
اونا هم توی مداری در حال شناگری و حرکتن.
اصلا ما چیزی به نام چسبندگی ما نداریم.
حالا میگیم چسبیده.
اما چسبندگی ما نداریم، فشردگی داریم.
یعنی اینا همه اجزایی از هم جدا.
پرورد-پروردگار سبحان با چه قدرتی اینا رو گرد هم نگه داشته؟
یک آن ارادهشو برداره همه چی میپاچه.
توجه به این کردید؟
حالا شما از این دور منظومه شمسی رو یه شب که هوا مثلا ابری نیست برید ببینید تا اونجا که چشم کار میکنه در آسمان ثوابت یا آسمان یا فلک هشتم نقطه، نقطه، نقطه پر است از میلیاردها ترمینال.
در هر ترمینالی میلیاردها کهکشان، هر کهکشانی میلیاردها منظومه.
همینطوری.
میلیاردها که- از سیاره و ستاره.
چی خبر داره؟
اینا همه از هم جدا، خدا در یک مداری قرارشون داده.
این تقدیرات الهی نیست؟
کی میتونه؟
[صدای محیط] یه ذره توجه میکنه به این آسمان زیبا و قشنگ.
کی میتونه همچین چیزی بیافرینه؟
بعد اینا همه شما اینا رو از ن-- دور نگاه میکنی؟
نقطه، نقطه، نقطه.
حالا برو نزدیک، برو نزدیک، برو نزدیک، برو نزدیک.
میبینی تازه به یه دونش میرسی چه وسعتی داره.
همین قصه سر سوزن رو بارها مثالشو زدم تو درس و بحثها با عزیزانی که در خدمتشون بودیم.
همین نوک سوزن رو شما یه نوک، یه نوک کوچولو میبینی دیگه.
یه نقطه میبینی.
حالا برو جلو، برو جلو، برو جلو با میکروسکوپ پیشرفتهترین میکروسکوپها برو جلو.
برو جلو.
میبینی اِاَ یه کهکشانه.
نوک سوزن یه کهکشانه که دوازده میلیارد سیاره توشه.
اونم مولکوله.
دوباره تو خود مولکول چه خبره؟
این فقط دره تقدیرها نیست.
نه فقط تو اثر انگشت.
تو هیچچی انسانها شبیه هم نیستن.
چون اون احد واحده، خلقشم احد واحده.
خلقشم یک نسخه است.
شنیدی میگی تو یه دونهایها.
یه دونهای.
همه یه دونهن.
نه حسین آقا فقط.
[خنده] همه یه دونهن.
یه دونه.
شما یک نسخهای، تک نسخهای.
اصلا احدی شبیه و مثل تو نیست.
همه با هم مختلفن.
کارخونه خدا اینجوریه.
کارخونه مثلا تولید خودرو.
یه اشلی داره، یه برنامهای داره، همه عین هم میان بیرون.
ولی خدا اینطوری خلق نکرده.
تازه خود حضرت عالی که الان حاضری آنفآن در حال جدید شدنه.
آنفآن آدم قبلی نیستی.
آنفآن یعنی یک لحظه.
یمیت حالت قبلیت، طور قبلیت یمیت مرد.
حالت جدیده.
این تجلی جدیده.
حضرت حق در تو جد-- تجلی کرد.
ظهور کرد حالت جدید یحیی احیا شد.
آنفآن این دو اس در تو پیاده دارن میشن.
محی و ممیت.
حالا خیلی حرف اینجا هست.
ما همینطوری یکی دو تا نکتهش رو میگیم تا شب باید حرف بزنیم.
چه خبره؟
در توحید شیخ صدوق روایتی دیدم اینم بگما بسه برای امروز.
صفحه چهل و دو.
هست کتابش اینجا تو دفتر ما هست خواستید برید ببینید.
چقدر حضرت استاد روحش شاد توصیه داشتن به خوندن این کتاب توحید صدوق.
روحش شاد شیخ صدوق.
کل صانع شی-- کن سا-- کل صانع شیء.
همه اونایی که یک چیزی رو میسازن.
کل صانع شیء فمن شیء صنع.
از یه چیزی، چیزی رو میسازن.
از هیچی که چیزی نمیسازن.
یه ابزاری دارن، یه ماده اولیهای دارن، اون مواد رو با هم مخلوط میکنن، ترکیب میکنن، یه کارایی میکنن، یه چیزی جدیدی میسازن.
درسته؟
والله خ-- حالا خدا چی؟
خدا چجوری؟
چه صانعیه؟
خیلی شیرینه این فرمایش.
که یه در یک روایتی دیدم در تفسیر اهل بیت تکاندهندهست.
اینا رو آدم بشنید، بشنوه.
تو مسیر توحید اگه نشنوی اینا رو مشرک میشی.
حضرت فرمود: کافره اگر کسی این رو ندونه خب ببینیم کافریم یا نه.
چی رو؟
والله لا من شيء صنعه ما خلق.
اونچه که خدا خلق میکنه لا من شيء صنعه از چیزی نمیسازه.
یعنی ماده اولیهای وجود نداره شما بگی خدا ماها رو از اون ماده اولیه ساخت.
اصلا همچین چیزی نیست.
خدا هر چیزی رو از هیچ ساخت.
اصلا تصورش برای ما مشکله.
از کتم عدم ساخت.
این فقط کار خداست.
الله اکبر!
خدا شاهده من یه لحظه تنم لرزید گفتم.
از کتم عدم وجود بخشید.
شوخیه مگه؟
یه ذره رو این فکر کنیم.
اگه مخمون هنگ نکرد.
[پچ،پچ] انسان از تین آفریده پس اون چی میشه؟
خب خود تین رو از کجا آفریده؟
تین که میگیم ولی انسان از تین آفریده چون برای هر چیزی رو به نوبته هم میآفریده.
خب حالا یه جواب فلسفی به شما بدم.
شما الان طور الانت اون موقع بود؟
همین طوری که الان هستی.
از صلب پدرت، رحم پاک مادرت نبودی دیگه.
پس از کتم عدم آفریده شدی.
باز این یک معنای فلسفیه.
یعنی این طور الان شما قبلا عدم بود.
معدوم بود.
نبود.
الان اینه و همین الان شما همینطور هستی.
همین الان شما اگر حضرت حق کل یوم هو فی شأن.
یوم ظرف ظهوره.
خدا در آن فهم داره در شما ظهور میکنه.
همین آن شما اون حالت قبلیت رو نداری.
اون رفت و الان یه حالت تجلی جدید خدا در شماست.
اسماء و صفات خدا در شما داره تجلی میکنه.
پس این همون کتم عدم.
یکی از معانی کتم عدمه.
خوب شد آقا سعید گفت از جهت فلسفی این رو هم بدونین.
حالا بعضیا شاید اشکال کنن آقا محال عقل-- اصلا محال عقلیه که هیچ بشه هست، هستی بشه هیچ.
بله درست میگی ولی این فرمایش آقا سعید که گفتن این بحث ما رو تکمیل کرد.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم