[سخner] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
سلامٌ علیکم و رحمة الله.
در آیه [مکث] پنجاه و شش [مکث] ببخشید آیه هشتاد و نه و نود سوره طه.
اگر دقت بفرمایید موضوع سامری رو البته اسمش چی بود؟
اسم اصلیش موسi بن ظفر بوده.
معروف به سامری.
بیان کرده در آیه هشتاد و نه میفرماید: "أَفَلَا يَرَونَ أَنَّهُ لَا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا".
فرمود پس آیا درک نمیکنند که این گوساله پاسخی بهشون نمیده.
"أَنَّهُ لَا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا" هیچ سخنی نمیگه.
گوساله پاسخی به شما نمیده.
پاسخی به نیازهایتون نمیده.
و تازه "وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا" مالک و صاحب اختیار هیچ سود و زیانی هم برای اونها نیست.
آیا توجه به این نمیکنند؟
آیه بعد که آیه نوده میفرماید: "وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ".
قبل از این هم حضرت هارون این گوشزد رو به اینا کرده بود.
بهشون گفته بود.
یعنی نشون میده که انحرافشون عامدانه بود.
از جهل و بیخردی نبود.
میدونستن چون "وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ" قبل از این هم حضرت هارون که جانشین حضرت موسی بود در خصوص این انحراف بهشون تذکر داده بود که میدونید بزرگترین خطری که انقلابها رو، اینها رو تهدید میکنه ارتجاعه، ارتداده، انحراف فرهنگیه که متأسفانه در انقلاب خودمون هم خیلی رخ داد.
حالا انقلاب حضرت موسی علی نبی یعنی علیه السلام پیروز شده [مکث] و یه آدم منافقی که البته اول عرض میکنم خدمتتون جزو داردسته حضرت موسی بوده.
منافق از آب دراومد و این بساط رو به جایی کشید که هفتاد هزار، توی روایات میگه هفتاد هزار نفر کم نیست از قوم موسی که البته اکثریت قوم بنی اسرائیل رو به خودش اختصاص میده، همه منحرف شدن، بتپرست شدن.
پس "وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِنْ قَبْلُ" قبل از این حضرت هارون غسیه حضرت موسی تذکر داده بهش- بهشون، بهشون گفته بود که "يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُمْ بِهِ" شما دچار یه فتنه و آزمایشی میشید [مکث] توسط همین سامری "وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَٰنُ".
البته حواستون جمع باشه که پروردگار سم-- شما الرحمنه.
شما باید دامن الله یا الرحمن رو بگیرید، نه اینکه بتها رو.
"فَاتَّبِعُونِي" و اینجا این کانال فیضه.
منو-- تبعیت منو بکنید چون من جانشین پیغمبرم.
من هم نبی حساب میشم.
"وَأَطِيعُوا أَمْرِي" اطاعت امر منو بکنین اگر میخواید که چی باشید؟
موحد باشید.
اگر میخواید راهتون به سمت حضرت حق باشه.
حالا این چی اتفاقش کجا رقم میخوره؟
در کتاب تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة و السلام جلد نه صفحه دویست و شیا-- شصت و شش یه روایتی دیدم که این سامری جزو اولا اقوام حضرت موسی بود و البته اون موقع ظاهراً دیندار بود و همراه حضرت بود.
اتفاقاً اون [مکث] یه روای-- آیهای داریم که حضرت موسی با مشت میزنه به اون مصری و اونو میکشه.
این دو تا با هم درگیر بودن.
اون مصری یا کافره با همین موسi بن ظفر درگیر شده بودن.
چون یار حضرت موسی بود، اون موقع مؤمن بود حضرت موسی رفت در دفاع از مظلوم با مشت زد اونو ناباوریه مشت انداختش دیگه بچه نظام آباد بودن.[خنده] انداخت طرفو.
خلاصه حساب کار دستتون باشه.
یاخوندتونم بچه نظام آبه.
با یه مشت انداختش.
کارو تموم کرد.
حالا ایشون تو این روایت میفرماد که دیگه بعداً معروف شد به سامری.
وقتی که از دریا رد میشدن همراه حضرت موسی جلو حرکت میکرد.
از جلو میدید ماجراها رو.
تو این روایت که سندش رو عرض کردم خدمتتون نگاه میکرد.
حالا خیلی عجیبه که چشمش هم باز بوده.
یعنی حضرت جبرائیل رو متمثل شده میدیده ایشون.
روایت داره میگه من نمیگم.
که سوار یک مرکبی شبیه به اسب.
که هر کجا این سامری میگه هر کجا میدیدم که این اسبه که حضرت جبرائیل بر اون مرکب سواره پاشو میکوبه، اون زمین حرکت میکنه، اون خاک به تحرک میافته.
این زرنگی میکنه.
یه مشت از اون خاک رو برمیداره که پای مرکب حضرت جبرائیل بهش خورده بوده.
میدیده این خاک حرکت داره، زنده است.
اینو برمیداره تو توبرش میریزه.
به هیچکس هم نمیگه.
پس خلاصه زرنگی میکنه و میره.
بعد از این، بعد از اینکه حالا این انقلاب پیروز میشه و حضرت موسی موفق میشه و بعد وعده از خدا میگیره که برای دیدار حضرت حق چرا؟
بره اون الواح رو، الواح رو به منزله قوانین حضرت حق بگیره.
بیاره به عنوان قانون اساسی انقلاب.
مثل ما که انقلاب کردیم قانون اساسی میخواستیم.
کی این قانون اساسی رو وضع کرد؟
روحش شاد شهید بهشتی.
اون موقع هم حضرت موسی رفت کوه طور سی شب به همه هم گفت.
گفت من از خدا سی شب وعده گرفتم برم قانون اساسی رو بگیرم بیام.
اون آیات لازم رو برای زندگی، خوشبختی، سعادت دنیا و آخرت شما بگیرم بیام.
رفت این سی شب شد چهل شب.
اون چ-- دقیقا این فتنه است.
این امتحان الهی.
دقیقا اون ده روزی که اضافه شد اینا افتادن به جون هم.
العیاذ بالله این اگه پیغمبر بود چرا دروغ گفت به ما؟
چرا گفت سی روز این-- آدم درکش و شعورش نرسه اینجوری میشه.
افتادن به جون هم.
تو همون ده روز هر اتفاقی میخواد بیفته افتاد.
سامری هم قبل از این شروع کرد مردم رو تهیج کرد، ترغیب کرد و طلاهاشون رو خواست.
گفت من میخوام به شما یه چشمهای نشون بدم.
اینا طلا میخوام.
طلاهاشون رو همه آوردن و اینا رو آب کرد.
حالا و اصلا در تفسیر نور آقای قلوچی میگه نذاشت اونا ببینن مراحل ساخت این گوساله رو که متوجه بشن چیکار میکنه.
گوساله رو ساخت وقتی که تموم شد با اون طلاها که البته این مظهر دنیاست دیگه طلا نماد دنیاست.
زر و زیوره که الان همه رو بیچاره کرده.
اینو وقتی ساخت دست برد تو اون توپش که پنهان کرده بود به کسی نشون نداده بود و خاک رو ریخت تو دهان این گوساله.
وقتی باد میوزید اولا وقتی این خاک رو ریخت به برکت اون خاک که حرکت داشت، این گاوه تکون میخورد، حرکت میکرد.
بعضیا گفتن حتی دست و پاش حرکت میکرد.
بعد حتی یه روایت دیدم که مو و پشم روی این گوساله رشد کرد.
پوست و مو و پشم به برکت اون.
حالا خداست دیگه.
خداست و خدا این کارو میخواد امتحان کنه.
شبیه گوساله شد واقعا.
باد که میزد از منف-- از منفذهایی که این گوساله داشت با اون خاکی که در حلقش ریخته بود صدای گوساله ازش بلند میشد.
دیگه همه گفتن دیگه این معجزه است دیگه.
یه گوساله از طلا.
خلاصه افتادن العیاذ بالله به سجده و فلان اینا همه منحرف شدن.
این نشون میده که یه نفر آدمی که م-منافق میشه اگر بصیرت نباشه میتونه یه ملت رو به انحراف بکشونه.
تمام زحمات پیغمبر رو به باد هوا بده.
تو کش-- توی کشور خودمون متاسفانه تو انقلاب خود ما هم داشتیم.
حالا نمیخوایم اسم ببریم.
بعضیاشون به درک وصل شدن.
بعضیاشون هنوزم که هنوزه عمر نوح دارن انگار نمیرن به درک نمیرن.
انشاالله زودتر برن.
که چه کارهایی کردن برای اینکه این انقلاب از مسیر خودش خارج بشه.
خدا سایه رهبر عزیزمون رو از سر ما حفظ کنه که اگر خدای نکرده زمانم را سایه ایشون از سر ما کوتاه بشه، خیلی فتنه، فتنه بسیار سنگینی خواهد بود.
خیلی.
برای همین تا میتونیم قربونی کنیم صدقه بدیم.
خدا ایشون رو برای ما حفظ کنه تا انشاالله ظهور حضرت غفور السرور حضرت رو درک کنیم.
والحمد لله.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات الله- [چند نفر با هم] على محمد و آل محمد