ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 068

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

گوسالهٔ سامری؛ ناتوانی از پاسخ و نفع و ضرر

در آیات هشتادونه و نود سورهٔ طه موضوع سامری بیان شده است؛ نام اصلی او موسی‌بن‌ظفر بوده و به سامری معروف شده است. آیهٔ هشتادونه می‌فرماید:

«أَفَلَا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَلَا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا» (طه، ۸۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا نمی‌بینند که [گوساله] پاسخی به آنان بازنمی‌گرداند و برایشان مالک زیان و سودی نیست؟

آیا درک نمی‌کنند که این گوساله پاسخی نمی‌دهد، سخنی نمی‌گوید، نیازی را برنمی‌آورد، و مالک و صاحب‌اختیار هیچ سود و زیانی برای آنان نیست؟ توجه به همین ناتوانی باید بت‌پرستی را بی‌معنا کند؛ اما قوم چنان فریفته شدند که حتی این بداهت را ندیدند. آیهٔ بعد می‌فرماید:

«وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ ۖ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَٰنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي» (طه، ۹۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به‌راستی هارون پیش از این به آنان گفته بود: ای قوم من، جز این نیست که با آن آزموده شدید؛ و پروردگارتان رحمان است؛ پس از من پیروی کنید و فرمانم را اطاعت نمایید.

پیش از این نیز حضرت هارون گوشزد کرده بود. این نشان می‌دهد انحراف عامدانه بود، نه از جهل و بی‌خردی؛ می‌دانستند چون هارون از پیش تذکر داده بود. بزرگ‌ترین خطری که انقلاب‌ها را تهدید می‌کند ارتجاع، ارتداد و انحراف فرهنگی است — که متأسفانه در انقلاب خودمان نیز رخ داده است. انقلاب حضرت موسی علیه‌السلام پیروز شده بود؛ اما مردی منافق که ابتدا در دار و دستهٔ حضرت موسی بود، بساطی برپا کرد که به روایات هفتاد هزار نفر — اکثریت قوم بنی‌اسرائیل — منحرف و بت‌پرست شدند. عدد هفتاد هزار کم نیست؛ نشان می‌دهد فتنه چگونه اکثریت را می‌رباید وقتی بصیرت و تبعیت از وصی سست شود.

تذکر هارون؛ تبعیت از جانشین پیامبر

هارون — وصی موسی — پیش‌تر گفته بود: یا قوم إنما فتنتم به؛ شما با همین سامری دچار فتنه و آزمایش می‌شوید. و إن ربکم الرحمن؛ دامن الله یا الرحمن را بگیرید نه بت‌ها را. فاتبعونی؛ از من تبعیت کنید که کانال فیض و جانشین پیامبرم و خود نبی‌ام. و أطیعوا أمری؛ اگر می‌خواهید موحد بمانید و راهتان به‌سوی حق باشد، امر مرا اطاعت کنید. توحید بدون تبعیت از وصی کامل نمی‌شود؛ همین نقطهٔ شکست قوم بود. هارون پیش از وقوع فتنه هشدار داده بود؛ پس حجت تمام بود.

سابقهٔ سامری؛ دفاع موسی از مظلوم

در تفسیر اهل‌بیت علیهم‌الصلوة‌والسلام، جلد نه، صفحهٔ دویست‌وشصت‌وشش روایتی آمده که سامری ابتدا از اقوام موسی و دیندار و همراه او بود. آیه‌ای هست که موسی با مشت به مصری می‌زند و او را می‌کشد؛ آن مصری کافر با همین موسی‌بن‌ظفر درگیر شده بود. چون یار موسی و مؤمن بود، موسی در دفاع از مظلوم ضربه زد و کار تمام شد. بعدها او به سامری معروف گشت. پس نقطهٔ آغاز او ایمان بود؛ نفاق بعدی‌اش نشان می‌دهد همراهی اولیه تضمین سلامت تا پایان نیست و منافق می‌تواند از درون جبههٔ حق برخیزد.

خاک مرکب جبرئیل؛ زرنگی منافق

در همان روایت، وقتی از دریا می‌گذشتند سامری جلو حرکت می‌کرد و ماجراها را می‌دید. چشم باطن او باز بود و جبرئیل را متمثل می‌دید سوار بر مرکبی شبیه اسب. هر جا پای آن مرکب به زمین می‌کوبید خاک به تحرک می‌افتاد. زرنگی کرد: مشتی از آن خاک را که پای مرکب جبرئیل به آن خورده بود برداشت و در توشه‌دان ریخت و به کسی نگفت. خاک حرکت داشت و زنده می‌نمود. بصیرت بدون اخلاص می‌تواند ابزار فتنه شود؛ دیدن ملکوت به تنهایی نجات‌بخش نیست اگر نیت آلوده باشد و راز را برای اغوای مردم ذخیره کند.

وعدهٔ سی‌شبه و فتنهٔ ده روز اضافه

پس از پیروزی انقلاب موسی، او از خدا وعده گرفت برای دیدار و گرفتن الواح — به منزلهٔ قوانین الهی و قانون اساسی انقلاب؛ چنان‌که پس از انقلاب ما نیز قانون اساسی وضع شد و روح شهید بهشتی شاد باد. موسی به قوم گفت سی شب وعده گرفته‌ام تا آیات لازم سعادت دنیا و آخرت را بیاورم. آن سی شب چهل شب شد. دقیقاً همین امتحان الهی است: در ده روز اضافه به جان هم افتادند؛ گفتند اگر پیامبر بود چرا دروغ گفت سی روز؟ درک و شعور نرسیده چنین می‌شود. در همان ده روز هر فتنه‌ای رخ داد. سامری پیش‌تر مردم را تهییج کرد و طلاهاشان را خواست؛ گفت چشمه‌ای نشان می‌دهم. طلاها — مظهر دنیا و زر و زیور که امروز نیز بسیاری را بیچاره کرده — را آوردند و ذوب کرد. در تفسیر نور آقای قرائتی آمده نگذاشت مراحل ساخت گوساله را ببینند تا متوجه نشوند چه می‌کند. چون تمام شد، خاک نهان را در دهان گوساله ریخت. به برکت آن خاک متحرک، گوساله تکان می‌خورد؛ برخی گفته‌اند دست و پایش حرکت می‌کرد و حتی مو و پشم بر آن رویید — خدا برای امتحان چنین کرد. باد که می‌وزید از منافذ، با خاک حلق، صدای گوساله برمی‌خاست. همه گفتند معجزه است؛ افتادند به سجده و منحرف شدند.

یک منافق و انحراف ملت؛ هشدار برای انقلاب

این نشان می‌دهد یک منافق اگر بصیرت نباشد می‌تواند ملتی را منحرف کند و زحمات پیامبر را بر باد دهد. تمام زحمت موسی در معرض نابودی قرار گرفت چون مردم از هارون بریدند و فریب ظاهر معجزه‌نما را خوردند. در انقلاب خودمان نیز چنین کسانی بوده‌اند؛ برخی به درک واصل شده‌اند و برخی هنوز مانده‌اند. خدا سایهٔ رهبر عزیز را حفظ کند؛ اگر آن سایه کوتاه شود فتنه‌ای بسیار سنگین خواهد بود. باید تا می‌توان صدقه داد و قربانی کرد تا خدا او را برای ما حفظ کند تا ظهور حضرت را درک کنیم. والحمد لله رب العالمین.

«اللَّهُمَّ بَارِكْ لِمَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا برای مولای ما صاحب‌الزمان برکت ده.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.