د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶۲
دارای متن همگام
توحید افعالی در آیات کهف
کشکول نور 67
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
## توحید افعالی در آیات کهف
۰:۱۸
## لکنا هو الله ربی؛ سه اسم شریف
۱:۱۰
## آیهٔ آخر کهف؛ عمل صالح و نفی شرک
۲:۴۴
## ما شاء الله لا قوة إلا بالله
۳:۲۵
## سفارش امام صادق؛ هزار و چهلوشش
۵:۳۵
## آب فرو رفته در زمین
۶:۲۱
## دو روایت؛ تفکیک دو ذکر
۸:۵۸
## ادب و تخلق
۹:۱۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
در سلسله آیات سی و
هفت سوره کهف
برو تا چهل و پنج تقریبا این چند تا آیه رو بر-بررسی کنید ببینید چقدر قشنگ موضوع توحید افعالی بیان شده.
در آیه سی و هفت می فرماید: قال له صاحبه وهو
يحاوره أكفرت بالذي خلقك
من ترابٍ ثم من نطفةٍ
ثم سواك رجلا.
این دو تا با هم حالا اون صاحبه و منظور رفیقه.
این دو تا رفیق با هم بودند که حالا رفاقت
مذهبی با هم نداشتند.
ظاهراً همسایه بودند. یکیشون فقیر مؤمن بود.
یکیشون غنی کافر بود.
حالا یه آشنایی ای بین اینها بود.
از سیاق آیه این چنین برمیآد.
اینا با هم گفتوگو میکردند.
يحاوره يعني گفتوگو میکردند.
اون رفیق مؤمن به اون یکی گفت که
آیا آنکه تو را از خاک
سپس از نطفه آفرید،
آنگاه تو را به صورت مردی درست و نیکو درآورد.
ثم سواك رجلا.
أكفرت آیا کافر شدی به همچین کسی
که اصلاً خالق توئه این مراحل
خلقت رو از اون آب و ناری که پدر مادر خوردند و جمادی بود آورده تو رو به این عظمت آفریده
که وصل به ملکوت عالم شدی.
این گفتوگو بینشون صورت میگیره.
بعد آیه بعد آیه سی و هشت.
لکنا اون لکنا مخفف
لکن أنا.
لکنا هو الله ربی
ولا أشرک بربی أحدا.
ولی من به شخص اقرار دارم
که هو الله ربی.
اون الله پروردگار منه.
پیداست که این مؤمن خیلی هم حالیش بوده اتفاقاً.
از سه تا اسم بسیار شریف و
عزیز خدا استفاده کرده.
هو که اشاره به ذات داره.
چون قبل از الله اومده.
الله و رب. پیداست مؤمن، مؤمن
کمی نبوده. توانمند بوده.
می-میفرمود که در حالی که من قبول دارم اون پروردگار منه.
ولا أشرک بربی أحدا.
این نشون میده شما دقت کنید آیات قرآن رو اصلاً
توحید و باور ربوبیت حق تعالی
هیچ جا نیست مگر در کران- کنار نفی
شرک. ببینید هو الله ربی.
میتونست تا همین جا بگه تمومش کنه.
الله پروردگار منه.
اما ولا أشرک بربی أحدا.
مطلقا من اه-احدا و ابدا
شرک به خدا قائل نیستم. دویت رو اصلا باور ندارم.
مثل اون آیه ساعت کوکی اهل ایمان هست که هر وقت بخوای ملائکه بیدار میشن.
آیه آخر سوره همین سوره کهف آیه آخرش.
قل إنما أنا بشر مثلكم يوحى إلي أنما آلهتكم إلا الله واحد
فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه أحدا.
اگر کسی دوست داره که بره به پر--
لیاقت پیدا کنه ملاقات کنه پروردگارشو دو تا کار باید انجام بده.
فليعمل عملا صالحا که قبلاً عرض کردیم در تفاسیر این عمل صالح رو
معرفت الامام یا معیت با امام شمردند.
ولا يشرک بعبادة ربه أحدا.
ببینید باز شرک رو نفی میکنه.
نمیشه اصلاً محاله کسی بوی شرک بده وجودش
بعد بخواد به خدا قرب پیدا کنه یا توحیدش ناب باشه.
اصلاً امکانش نیست. و نکته دیگه اینکه
حالا آیه بعدم بخونیم. آیه سی و نه.
سی و هفت و هشت رو خوندیم حالا سی و نه.
ولولا إذ دخلت جنتك قلت ما شاء الله لا قو- لا قوة إلا بالله إن ترني أنا أقل منك مالا و ولدا.
این رفیق مؤمن به اون یکی گفته که چرا وقتی
رفتی وارد باغ خودت شدی
نگفتی ما شاء الله لا قوة إلا بالله.
عجب ش- ذکر شریفی هم هست.
که اگر این چنین میگفتی،
که الان میخواد بگه که این چنین میگفتی این بلا سرت نمیاومد.
حالا عرض میکنم چه بلایی هست. بعد میفرمود که
إن ترني. اگر
إن ترني اگر تو ببینی أنا أقل منك مالا و ولدا.
حالا که تو منو ظاهراً از حیث مال و فرزند کمتر از خودت میبینی.
أقل منك. این خودش یه نکتهست.
میگه إن ترني. اگر تو میبینی
من خودم اینطوری نیستما. به جهت اینکه مالم کمه فرزندم کمه
احساس حوارت ندارما.
إن ترني تو اینطوری میبینی.
من پشتم گرمه به چی؟
الله که هو ربي. این ذکر اتفاقاً همون ذکر شریفیست که چند بار سفارش کردیم.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود: تعجبم از کسانی که دنبال رونق دنیاشونن
در حالی که از این ذکر قرآنی غافلن.
و اشاره به همین آیه کردن. ما شاء الله لا قوة
إلا بالله. عددش هم چقدر بود یادتونه؟
هزار و چهل و شش. احسن. هزار و چهل و شش بار
بزرگان فرمودن کسی هر روز بگه
امورات دنیویش خدا کفایت میکنه و انشاالله رونق میگیره دنیویش.
این فرمایش امام صادره. تو مفاتیح هم شیخ عباس آورده.
بعد میگه اینو نگفتی، اینو نگفتی باغت سوخت.
چون میدونید باغش میسوزه.
صبح پا میشه میبینه که کلاً دار و درخت از بین رفته، میوهها از بین رفته، این داربستها همه ریخته،
آتیش گرفته، هیچ اثری نیست.
آیه چهل هم دقت کنید.
"فعسی ربی أن يؤتی خيرا من جنتك ويرسل
عليها حسبانا من السماء فتصبح
صعيدا زلقا" میگه که امیدوارم که- امید دارم که پروردگارم یه باغ بهتر از تو به من عطا کنه
و از آسمان آسیب دقیق و حساب شدهای به باغت بفرسته
تا مثل یه زمین صاف و بی گیاه بشه، تبدیل بشه.
این پیداست که مهاجعه این دو تا به هم به جای باریک میکشه که اینطوری نفرین میکنه.
قشنگ مشخصه از باطن آیه که گفت این گفت و گو که اون نمیپذیره، زیر
بار نمیره و اینو مسخره میکنه و برو بابا جمع کن کاسه و کوزهت.
مثل الان که اهل ایمان رو چقدر تحقیر میکنند.
نکته دیگه اینکه چقدر خوبه که حتی آدم اگر از جهت
شئونات اجتماعی دون پایه است،
به قول مدیران امروز میان به رعیت یه جور دیگهای نگاه میکنند
اما مطلقا و ابدا احساس حقارت نکنه.
حتی با قدرتمندان و ثروتمندان هم وقتی مواجه میشه
ارشادش رو انجام بده، محکم حرفش رو بزنه.
از اهدی نترسه. این نکاتیه که
در آیه هست. خیلی زیبا. یه روایت، دو تا روایت هم تقدیم کنم برای امروز بسه.
البته آیه چهل و یک هم که میفرمود: "أو يصبح ماؤها غورا"
یا اینکه آبش "يصبح
ماؤها غورا". غور یعنی آب، آب زمین تو نه همه کلاً آب اون ق-قناتها و رودها نه.
آبی که تو زمین توئه بره.
بره وارد زمین بشه ته تموم بشه.
"فلن تستطيع له طلبا" هرچی بخواید
زور بزنین آب رو استخراج کنین، نتونین.
چه نفرینی کرده به همین هم نمیشه.
نفرینه اصلاً درست بوده از طرف یعقوب علیه
السلام؟ حالا اون درخت موجود زنده بوده بالاخره.
چرا نفرین کرد به اون موجود زنده که- سعادوت، سعادت اون درخت همینه که از دست یه کافر نجات پیدا کنه.
اصلاً بسوزه از بین بره. بله یعنی کمال اون درخت اصلاً در همینه.
مثل گوسفند میکشنش میخورنش دیگه.
بدتر از این. حالا ظاهراً اون نفس نباتیه درد نمیکشه ظاهراً.
گوسفند که درد میکشه اما کمالش در اینه که بخوریش.
اونم مؤمن بخورش، نه کافر.
حالا اینجا
تو تشریف بیارید بعد از کلاس دم در خدمتون.
عملاً. بله.
خدا به شما سلامت بده. دو تا روایت هم تقدیم کنیم.
در تفسیر در المنصور دیدم پیغمبر اعزی الله علیه وسلم فرمود: هر nemati که خدا از مال و فرزند،
از مال و فرزندان به کسی میبخشه،
اگه بهش بگه با اون نعمتها
بگه ماشاءالله لا قوة
إلا بالله دقت بفرمایید که اون لا حول ولا قوة إلا بالله تو دعاست.
اینجا این ذکر قرآنی لا حول نداره.
پیغمبر فرمود اگر به نعمتهاش بگه ماشاءالله لا قوة إلا بالله خداوند
آفات و ناراحتیها را از او دفع میکنه
تا به آرزوش برسه. بعد اشاره به همین آیه کردن پیغمبر.
ذیل این آیه این رو فرمودن.
پس اگه کسی میخواد از آفات
دنیا، مال، فرزند اینا در امان بشه چه اشکالی داره
هر روز تو خونه، تو محل کسبت
این آیه رو بخون یا به بچههات بخون بدم.
همه دفع-- آفات دفع میشه
و انشاالله به آرزوهات میرسی.
و روایت دوم از تفسیر کنز الدقایق.
باز پیغمبر اعزی الله علیه وسلم فرمودند که اگه میخوای
دفع بلا و دوام نعمت داشته باشی
و به گنجی از گنجهای بهشت دسترسی پیدا کنی،
غافل نباش از این ذکر. اینجا با این نیتها این ذکره دیگه دعاییه.
میشه لا حول ولا قوة إلا بالله.
این ذکری که پیغمبر فرمود. اون ماشاءالله لا قوة
إلا بالله. این لا حول ولا قوة إلا بالله.
اینا یه وقت اشتباه نشه. این دومیش کار میکرد.
این سبب دفع بلا، دوام نعمت و
گنجی از گنجهای بهشت.
انشاالله هممون مؤدب به آداب الهی باشیم، متخلق به اخلاق الهی باشیم.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات الله علیه.
اللهم صل على محمد وآل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد