ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 066

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

دستور توحیدیِ «ان‌شاءالله» در آیات کهف

آیات بیست‌و‌سه و بیست‌و‌چهار سورۀ کهف دستوری لطیف در مسیر توحید می‌نهد: انسان را از ادعای مستقلِ فاعلیت برحذر می‌دارد و مشیت الهی را در کلام و نیت او می‌نشاند.

«وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَٰلِكَ غَدًا» (کهف/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرگز دربارۀ چیزی مگو که من فردا کنندۀ آنم.

یعنی چیزی مگو که «من کنندۀ این کارم فردا»؛ مثلاً مگو فردا این کار را انجام می‌دهم، بی‌آنکه مشیت حق را در میان آوری.

«إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ۚ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًا» (کهف/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر آنکه خدا بخواهد؛ و پروردگارت را یاد کن چون فراموش کردی، و بگو امید است پروردگارم مرا به راهی نزدیک‌تر از این به رشد هدایت کند.

مگر آنکه بگویی اگر خدا بخواهد. و اگر فراموش کردی — یعنی ان‌شاءالله از یادت رفت — پروردگارت را یاد کن و بگو امید است پروردگارم مرا به راهی نزدیک‌تر به رشد هدایت کند.

شأن نزول؛ قطع وحی تا چهل روز

شیخ طوسی علیه‌الرحمه شأن نزولی عجیب برای این آیه آورده است: گروهی از یهودیان و قریش نزد پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمدند و دربارۀ ذوالقرنین و اصحاب کهف پرسش‌های دشوار کردند. پیامبر که معمولاً منتظر وحی می‌ماند، فرمودند فردا صبح بیایید تا پاسختان را بگیرید. روز بعد و بارهای بعد آمدند؛ هنوز وحی نرسیده بود.

در مستدرک الوسائل، جلد شانزده، صفحۀ شصت‌ویک، از امیرالمؤمنین علیه‌السلام روایتی ذیل همین آیه آمده است: کسی که به خدا سوگند می‌خورد، تا چهل روز می‌تواند ان‌شاءالله بگوید؛ خدا تا چهل روز به او مهلت می‌دهد. چرا چهل روز؟ مولا فرمودند چون پیامبر فردا صبح را وعده دادند و ان‌شاءالله نگفتند، تا چهل روز وحی قطع شد. حدیث مفصل است؛ همین اشاره بس که اگر بر پیامبر چنین رود، بر دیگران به‌مراتب آسان‌تر است که فراموش کنند.

آدم و درخت؛ ترک ان‌شاءالله

در تفسیر اهل‌بیت، جلد هشت، صفحۀ چهارصدوپنجاه‌وچهار، امام باقر صلوات‌الله‌علیه فرمودند: چون حضرت آدم به بهشت درآمد، پروردگار فرمود نزدیک این درخت نشو:

«وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ» (بقره/۳۵؛ اعراف/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و نزدیک این درخت مشوید.

آدم عرض کرد نزدیک نمی‌شوم؛ ان‌شاءالله نگفت. همان بلا بر او آمد — یعنی خدا او را به حال خود گذاشت — و از بهشت بیرون آمد. بهشتِ سیب و گلابی نبود؛ بیرون آمدن او آغاز مسیر بازگشت به بهشت ذات خداست.

نمونه‌های ان‌شاءالله در کلام انبیا

چه انسان‌های عظیمی ان‌شاءالله گفته‌اند. در سورۀ یوسف، آیۀ نودونه، حضرت یعقوب به فرزندانش چون آنان را به مصر می‌فرستاد فرمود:

«ادْخُلُوا مِصْرَ إِن شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ» (یوسف/۹۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به مصر درآیید، ان‌شاءالله در امان.

تنها می‌گوید وارد شوید ان‌شاءالله با ایمنی و آرامش.

آیۀ شصت‌ونه سورۀ کهف؛ حضرت خضر به موسی فرمود:

«سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا» (کهف/۶۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ان‌شاءالله مرا شکیبا خواهی یافت.

خضر سخت‌گیر بود و باطن اشیا را می‌خواند؛ می‌خواست به موسی حکمت بیاموزد. موسی در سه مرحله بیش از آن تاب نیاورد؛ حکمت این‌قدر سنگین است.

در قصص، آیۀ بیست‌وهفت، شعیب به موسی فرمود:

«سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ» (قصص/۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ان‌شاءالله مرا از شایستگان خواهی یافت.

و در صافات، آیۀ صدودو، اسماعیل به پدرش چون می‌خواست قربانی‌اش کند — شوخی نیست؛ می‌خواست سرش را ببرد — عرض کرد:

«سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ» (صافات/۱۰۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ان‌شاءالله مرا از شکیبایان خواهی یافت.

ان‌شاءالله حتی در امر قطعی مرگ

پیامبر اکرم چون وارد گورستان می‌شدند دعایی طولانی می‌خواندند؛ تکه‌ای از آن این است: «إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ» — ان‌شاءالله ما نیز به شما ملحق می‌شویم. مرگ قطعی است، صددرصد و حتمی؛ با این‌همه پیامبر می‌فرماید ان‌شاءالله. چه سری در این است. آن‌گاه ما به‌آسانی قول می‌دهیم و قرار می‌گذاریم و تصمیم می‌گیریم بی‌توجه به حضرت حق.

ان‌شاءالله در نوشته؛ روایت امام صادق

عجیب‌تر آنکه در تفسیر نور، به نقل آقای قرائتی، امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمودند در نوشته‌های خود نیز ان‌شاءالله را فراموش نکنید. مدیر که ابلاغ می‌کند «این کار حتماً انجام شود»، یک ان‌شاءالله بیاورد. روزی خود امام صادق دستور دادند نامه‌ای بنویسند؛ چون آوردند و دیدند ان‌شاءالله نیست، فرمودند چگونه امید دارید این کار به سامان رسد در حالی که حتی در نوشته ان‌شاءالله ننهاده‌اید.

آقای قرائتی نقل می‌کردند سوار هواپیما بودند؛ مهماندار می‌گفت لحظاتی بعد در فرودگاه فلان به زمین می‌نشینیم؛ کمربندها را محکم ببندید. ایشان گفتند بگویید ان‌شاءالله. مهماندار گفت ان‌شاءالله ندارد؛ به رایانهٔ هواپیما سپرده‌ایم و خودش هر وقت بخواهد می‌نشیند. پاسخ آمد: این‌همه هواپیما که سقوط می‌کنند رایانه نداشتند؟ سامانۀ خودکار نداشتند؟ چگونه سقوط کردند؟ مهماندار اندکی در خود فرو رفت، دوباره بلندگو گرفت و گفت ان‌شاءالله لحظاتی بعد می‌نشینیم؛ و برای آن کار هدیه‌ای هم دادند.

از همین رو باید عادت کرد ان‌شاءالله بگوید و در مسیر توحید، پشت سر عالمان حرکت کند. اللهم بارک لمولانا صاحب‌الزمان؛ والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.