ددرس‌گفتارها

[هم پوشانی گوینده ها] بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا آیه.

سلام علیکم و رحمة الله.

آیه شونزده سوره رعد.

قل، پیغمبر بگو.

به مشرکین بگو.

من رب السماوات والأرض.

پروردگار آسمان و زمین کیه؟

انقدر که مشرکین متعصب بودن حتی بدیهی‌ترین سؤالات رو هم حاضر نبودن پاسخ بدن.

لذا می‌فرماید خودت جوابشونو بده.

قل الله.

قل الله.

بگو الله پروردگار آسمان‌ها و زمینه.

حالا اینجا بحث پیش میاد که اینجا چرا ابتدا از رب استفاده کرده، اسم رب استفاده کرده بعد الله رو آورده.

چه فرقی بین رب و الله هست؟

اولاً الله که می‌دونید اسم جامع رب پیغمبره، رب انسان کامله.

چون تمام اسماء در انسان کامل پیاده شده پس پروردگار اون میشه الله.

رب هم-همه موجودات دیگه اون جدولی از کانال وجودیشونه که مرتبط میشن به بحر وجود، به الله، به الوهیت نظام.

اون اسمی از اسامی حضرت حقی که در هر کسی پیاده شده.

حالا شدت پیاده سازیشم باز متفاوته.

صعه وجودی هر کسی بستگی داره به میزان و شدت نوری پیاده شدن هر اسمی در هر کسی.

در طول هم‌ن، اسماء عین ذاتن.

اسمی که در من پیاده شده اسم اعظم وجودی منه یا حصه وجودی منه [سرفه] یا سر منه، کانال ارتباطی من با اللهه، اونم اسم الله دیگه.

صدنه و خدمه الله.

درست شد؟

الله اسم جامع.

در طول اونه، در عرض هم که نیستن.

اما رب من اونه، اون اسمه که شأنی از شؤون الله.

اینو گفتم که فرقشو بدونید.

اتفاقاً این کتابی هم که الان دست منه، کتاب شریف نور على نور در ذکر ذاکر مذکور حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان.

توصیه می‌کنم این کتابو بخونید.

خیلی کتاب عالی‌ایه.

اصلاً به درد بخوره برای هممون.

[نفس عمیق] ایشون توی بخشی از کتاب اگر خواستید رجوع کنید صفحه صد و دوازده.

می‌فرماید آنچه عادت می‌شود و القادا-- القا-القاءات هرچی که به تو القا میشه و تمثلات که به تو روی می‌آورد همه درونی‌اند نه بیرونی.

و به عبارت روشن‌تر همونطور که در فصل پنجم گفته‌ایم هر یک از کلمات وجودی جدولی از بحر وجود است.

شما یک کلمه وجودی هستی از بین بی‌نهایت کلمات وجودی نظام هستی که در تکلم الهی خلق شدی.

میگه هر کدوم از شما جدولی‌s هستید که وصلید به دریای لایتناهی وجود.

که آن بحر ملکوت اوست.

اون بحر، اون دریای لایتناهی ملکوت هر کدوم از ماست.

بیدیهی ملکوت کل شیء و الیه ترجعون.

ما میریم به سمت ملکوت و الیه ترجعون.

به سمت اون کسی که بیدیهی ملکوته.

ملکوت کل شی.

ملکوت ما دست اونه.

ما میریم به سمت اون.

از چه طریقی؟

از طریق رب وجودی‌م.

اسم اعظمی که در ما پیاده شده.

بقیه فرمایش حضرت استاد.

این انتصاب کلمان-کلمات نوری موجودات به وجود حقیقی که حق سبحانه اوست همان است که کمال اهل توحید فرمودند.

فرمایش ابن فناری رو از مصباح العنس اینجا میاره.

خواستید رجوع کنید به کتابش صفحه سیصد و چهل و هشت درش آوردم من اونجاست.

مصباح العنس مرحوم ابن فناری که سنگین‌ترین کتاب در افاضه نظریه.

می‌فرماید هویت هو کل شی فی الحقیقه شعاع هویته.

هویت هر کسی-- می‌خوای بدونی هویت شما چیه؟

اصلاً شما چی هستی؟

می‌فرماید شعاع هویت حقی.

پرتویی از نور، نور وجودی حقی.

بعد یه حدیث رو میاره.

خیلی حدیث-- دو تا روایت میاره خیلی عالی، عالی.

یعنی آدم می‌خواد پرواز کنه وقتی متوجه میشه که درون مایه ما چگونه است، هویت ما چیه، چنان عزت نفسی پیدا می‌کنی.

اون موقع سرتو می‌ندازی رو خاک در برابر رب مطلق نظام هستی که چه کرده با تو.

يفصل نورنا من نور ربنا.

جدا شده نور ما از نور پروردگار ما.

کشعاع الشمس من الشمس و ایذاً الله اکبر.

و ایذاً این روایت، این روایت که دیگه غوغا کرده.

ان روح المؤمنه، روح مؤمن.

شما مؤمن هستی دیگه انشاالله.

مؤمن یعنی کسی که ولایت امیر المؤمنین رو پذیرفته.

روحت چه-چگونه است؟

ان روح المؤمنه لا، لامش هم تأکیده.

قطعاً اشد اتصالا.

شدیدترین وجه ممکن رو در نظر بگیرید از حیث اتصال، به چی؟

بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها.

شعاع الشمس، پرتو نور خورشید چه اتصالی داره به خود خورشید میگه روح شما شدت اتصالش به روح الله بیش از اون شدته.

یعنی تو چیز جدایی از حضرات حق نیستی.

حالا از چه طریقی؟

این پرتو رو در نظر بگیرید.

این پرتو نوری که در وجود شمامون عکس شده از چه کانالی منعکس شده؟

اون ربط به من و شماست.

حالا در ابتدای آیه این همه حرف زدیم که اینو بگیم.

در ابتدای آیه فرمود: «قل» بگو «من رب السماوات والأرض» پروردگار این آسمان‌ها و زمین کیه؟

هر کدوم اونا هم اسمی دارن.

یعنی آسمان عبد رفیعه.

عبد اسم رفیعه.

یعنی رب آسمان میشه اسم الرفیع.

هر کدوم از، از اشیا یه ربی دارن.

حالا کلن یه دفعه همه رو جمع می‌کنه.

پیغمبر خسته نکن خودتو اینا رو.

«قل الله» بگو الله.

حالا الله رب توئه.

چون همه اسماء در تو پیاده شده اما همه الیه توجمع.

همه به سمت اون در حرکتن.

ببین چه خبره تو این آیه.

حالا ما به طمع ثواب آقا آیه بخونیم، ثواب ببریم.

این آیه رو از اول شروع می‌کنیم خوندن.

سوره واقع می‌خونیم.

می‌خوایم فقیر نشیم هر شب بخونیم.

بفرمایید.

خب در اون آیه‌ش چی؟

این چی بود؟

چگونه می‌خواد نردبان بشه برای صعود ما به سمت حضرات حق؟

همین فقط به طمع ثواب که با یه گناه هم بپره.

ادامه آیه هم بخونم.

«قل أف اتخذتم أف اتخذتم من دونه أولياء» بهشون بگو اگر شما به جز خدا ولی‌ای برای خودتون اتخاذ کردید «لا یملك أولئك لأنفسهم نفعا ولا ضرا» اینا در هیچ نفع و ضرری هیچ تملکی ندارن.

بیچاره این‌هایی که شما سر تعظیم در برابرشون فرود میارید که الان برای ما خیلیا مصادیق شده دیگه.

میگه اول خدا، دوم فلان دکتر یا خدا.

آقای مدیر اگه شما نبودید.

اینا همش شرکه.

اینا همش همینا، همینه.

همین «من دون الله أولياء» ولی گرفته کسی رو به جز خدا، خدا و خدا و خدا.

تمام.

اینام شعون حقن.

«قل» باز تصریح می‌کنه.

بهشون بگو «هل يستوي الأعمى والبصير» آیا کور با بینا یکی‌ان؟

«أم هل تستوي الظلمات والنور» آیا ظلمت و نور یکی‌ان؟

آقای قرائتی در تفسیر نورش می‌فرماید: دیگه کار رو به جایی می‌رسونه که می‌فرماید کسی که چشمش رو به روی حق بسته مثل کوره.

مثل کسیه که تو ظلمت قرار گرفته.

میگه آقا چشمتو باز کن ببین آیا نور و ظلمت یکیه؟

آیا کور و بینا یکی‌ان؟

آخه با چه زبانی خدا به تو بفهمونه؟

«أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشابه الخلق عليهم» آیا فکر کردید که اینها خلق می‌تونن بش- مش- مشابه شبیه به حضرات حق دست به خلقت بگیرن؟

دست به خلقت بزنن؟

چیزی رو ایجاد کنن؟

مگه تو خودت انشای حق نیستی؟

بعد بحثو جمع می‌کنه.

دیگه کار رو تمام می‌کنه.

چقدر عالی.

اصلاً سیاق آیه تن آدم رو می‌لرزونه خدا شاهده.

توحید افعالی می‌باره از کلمه کلمه آیه.

«قل الله» بازم بهشون بگو الله «خالق كل شيء» خالق هر چیزی‌ایست.

از تو بگیر تا یک مورچه.

«وهو الواحد القهار» انقدر خدا اینجا، این تعبیر بنده‌ست‌ها ببخشید.

انقدر خدا که از نه غیرت ربوبیتش می‌جوشه با دو اسم واحد و قهار جمع می‌کنه بحث رو.

علامه حسن زاده روحش شاد فرمودن اگر اسم الواحد با القهار با هم جمع شه واحدیت کفرات، کثرت، واحدیت با القهار جمع شه بوی احدیت می‌ده.

یعنی که ام ne خدا میگه من، منم و لا غیر.

والسلام.

خیلی هر حرف سنگینه.

خیلی آیه، آیه عجیبیه.

من خدا شاهده مو به تنم سیخ شد.

خیلی آیه عجیبیه.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين.

صلوات ختم.

الله- اللهم صل على محمد و آل محمد