ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 059

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

رب آسمان‌ها و زمین؛ از رب تا الله

آیهٔ شانزده سورهٔ رعد می‌فرماید: قل — پیامبر بگو — من رب السموات والأرض؛ پروردگار آسمان و زمین کیست؟ مشرکان چنان متعصب بودند که حتی بدیهی‌ترین پرسش‌ها را حاضر نبودند پاسخ دهند؛ ازاین‌رو می‌فرماید خودت جوابشان را بده: قل الله. بگو الله پروردگار آسمان‌ها و زمین است. اینجا پرسشی پیش می‌آید: چرا ابتدا اسم رب آمده و سپس الله؟ فرق رب و الله چیست؟

«قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ» (رعد، ۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو پروردگار آسمان‌ها و زمین کیست؟ بگو الله.

الله اسم جامع است؛ ربِ پیامبر و ربِ انسان کامل. چون تمام اسماء در انسان کامل پیاده شده، پروردگار او الله است. ربِ دیگر موجودات آن جدولی از کانال وجودی‌شان است که به بحر وجود و به الله و الوهیت نظام مرتبط می‌شوند؛ آن اسمی از اسماء حق که در هر کس پیاده شده. شدت پیاده‌سازی متفاوت است؛ سعهٔ وجودی هر کس به میزان و شدت نوریِ پیاده‌شدن هر اسم در او بستگی دارد. اسماء در طول هم و عین ذات‌اند، نه در عرض. اسمی که در من پیاده شده اسم اعظم وجودی من، حصهٔ وجودی من، سرّ من و کانال ارتباطی من با الله است؛ آن هم اسم الله است به معنای خادم و شعاع الله. الله اسم جامع است و رب من آن اسمی است که شأنی از شؤون الله باشد.

نور علی نور؛ کلمات وجودی و بحر ملکوت

کتاب شریف نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمة بسیار خواندنی است. در صفحهٔ صدودوازده می‌فرماید: آنچه عادت می‌شود و القائات و تمثّلاتی که روی می‌آورد همه درونی‌اند نه بیرونی. و به عبارت روشن‌تر — چنان‌که در فصل پنجم گفته‌اند — هر یک از کلمات وجودی جدولی از بحر وجود است. هر کس کلمه‌ای وجودی از میان بی‌نهایت کلمات وجودی نظام هستی است که در تکلم الهی خلق شده؛ جدولی متصل به دریای لایتناهی وجود که آن بحر، ملکوت اوست.

«بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» (یس، ۸۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ملکوت هر چیز به دست اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

به سمت ملکوت می‌رویم و إلیه ترجعون؛ به سمت کسی که بیده ملکوت کل شیء است. از چه طریقی؟ از طریق رب وجودی؛ اسم اعظمی که در ما پیاده شده. ادامهٔ سخن استاد: انتساب کلمات نوری موجودات به وجود حقیقی — که حق سبحانه است — همان است که کمال اهل توحید فرموده‌اند. فرمایش ابن‌فناری از مصباح الانس (صفحهٔ سیصدوچهل‌وهشت) آورده شده؛ سنگین‌ترین کتاب در مبحث افاضه: هویت کل شیء فی الحقیقة شعاع هویته — هویت هر کس شعاع هویت حق است؛ پرتویی از نور وجودی حق.

نور ما از نور رب؛ اتصال روح مؤمن به روح الله

دو روایت عالی می‌آورند که چون درون‌مایه و هویت فهمیده شود عزت نفس می‌آید و سر بر خاک در برابر رب مطلق نهاده می‌شود. یفصل نورنا من نور ربنا کشعاع الشمس من الشمس — نور ما از نور پروردگار ما جدا شده همچون پرتو خورشید از خورشید. و روایت دیگر: إن روح المؤمن لأشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها — روح مؤمن — مؤمن یعنی کسی که ولایت امیرالمؤمنین را پذیرفته — شدیدترین وجه اتصال را به روح الله دارد، بیش از اتصال پرتو خورشید به خود خورشید. یعنی جدای از حضرات حق نیستی. این پرتو از چه کانالی منعکس شده؟ همان ربط به من و توست.

«يَفْصِلُ نُورُنَا مِنْ نُورِ رَبِّنَا كَشُعَاعِ الشَّمْسِ مِنَ الشَّمْسِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نور ما از نور پروردگارمان جدا می‌شود همچون پرتو خورشید از خورشید.

قل الله خالق کل شیء؛ واحد قهار

در ابتدای آیه آمده: قل من رب السموات والأرض. هر کدام اسمی دارند؛ آسمان عبدِ رفیع است و رب آسمان اسم الرفیع. هر شیء ربی دارد. سپس یک‌باره همه جمع می‌شود: قل الله — بگو الله؛ چون همهٔ اسماء در تو پیاده شده و همه إلیه توجع. آیه نردبان صعود است، نه فقط طمع ثواب که با یک گناه بپرد. ادامه:

«قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا» (رعد، ۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو آیا جز او سرپرستانی گرفته‌اید که برای خود مالک سود و زیانی نیستند؟

بیچاره کسانی که سر تعظیم در برابرشان فرود می‌آورند — مصادیق امروز بسیار است: اول خدا، دوم فلان دکتر؛ یا اگر مدیر نبودید… این‌ها همه شرک است؛ من دون الله اولیاء. باز می‌فرماید:

«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ» (رعد، ۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو آیا نابینا و بینا یکسان‌اند؟ یا تاریکی‌ها و نور یکسان‌اند؟

آقای قرائتی در تفسیر نور می‌گوید کار به جایی می‌رسد که کسی چشم بر حق بسته مانند کور و در ظلمت است. آیا نور و ظلمت یکی است؟ آیا کور و بینا یکی‌اند؟ با چه زبانی خدا بفهماند؟ سپس: أم جعلوا لله شرکاء خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم — آیا پنداشته‌اند شریکان می‌توانند چون او دست به خلقت بزنند؟ حال آنکه خودت انشای حقی. سیاق آیه تن را می‌لرزاند؛ توحید افعالی از کلمه به کلمه می‌بارد. قل الله خالق کل شیء — از تو تا مورچه — وهو الواحد القهار. از غیرت ربوبیت با دو اسم واحد و قهار جمع می‌کند. علامه حسن‌زاده فرمود اگر الواحد با القهار جمع شود، وحدت کثرات بوی احدیت می‌دهد؛ یعنی منم و لا غیر. والسلام. آیهٔ عجیبی است. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

«قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (رعد، ۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو الله آفرینندهٔ هر چیز است و او یگانهٔ قهار است.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.