د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۳
دارای متن همگام
آیهٔ صد و بیست و سوم سورهٔ هود؛ چند نکتهٔ فشرده
کشکول نور 58
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۵۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## آیهٔ صد و بیست و سوم سورهٔ هود؛ چند نکتهٔ فشرده
۰:۱۷
## غیب از نگاه ما، نه از نگاه خدا
۱:۴۸
## دلیل توکل در آیات طلاق
۵:۵۲
## وما ربک بغافل؛ شئون ربوبیت
۸:۲۷
## موسی و کرم؛ مصداق غیب الهی
۱۰:۰۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
الصلاة والسلام على محمد وال محمد.
بسم الله الرحمن الرحيم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلام علیکم و رحمة الله.
آیه صد و بیست و سه سوره
هود. ولله غیب السماوات والأرض.
نهان آسمانها و زمین لله.
برای الله. مال خودشه.
غیب آسمانها و زمین مال خودشه.
این یه نکته. والیه يرجع الأمر كله.
همه امور، همه کارها به سوی او بازگردانده میشود.
این نکته دوم. و تو--
فاعبده. فاعبده.
پس عبادتش را بکن.
این نکته بعدی. که شایسته عبادت فقط اوست که همه
امور به او برمیگرده.
وتوکل عليه. به او اعتماد کن.
البته میدونید توکل
مثلاً موضوع توکل وقتی با على میاد معناش یعنی اعتماد کردن به خدا.
با على. مثل اینجا توکل عليه.
وقتی با إلا میاد
یعنی واگذار کن. امرت رو به خدا واگذار کن.
اینا با هم متفاوته. اینجا با عليه اومده یعنی به خدا
اعتماد کن. وما ربک بغافل عما
تعملون. پروردگارت از آنچه که انجام میدهید
بیخبر نیست. بغافل.
غفلت نداره خدا. حواست باشه ها.
اینم نکته بعدی. خیلی آیه کوتاهه اما بسیار کثیر الفروعه.
چند تا نکته من عرض کنم. یکی اینکه مگر برای حق تعالی
غیبی هست؟ مگر
چیزی از نگاه خدا غیبه؟
مثلا عالم الغیب والشهاده از اسامی حضرت حقه.
نه، منظور اون چیزیست که از نظر ما غیبه.
یعنی از نگاه ما غیبه، خدا به اون آگاهه.
پس ولله غیب السماوات والأرض.
پنهان آسمانها و زمین که از چشم شما پنهانه، نه از خدا.
اون پنهانیها هم برای خداست.
مال خداست. الان شما بگی این ماشین مال منه، این خونه مال منه.
اعتبار دنیاست. فردا یکی دیگه میره تو اون خونه میشینه، یکی دیگه سوار همون ماشینه.
درست شد؟ تازه تو همین دنیا.
حالا این بحث ملکیش. ملکوت چطور؟
ملک که در برابر ملکوت مثل یک
ریگ در یک بیابان لایتناهیه.
اون همه اموال در ملکوت مال کیه؟
اونم غیبه دیگه. تازه اون ملکوت.
بعد همون نسبت رو با جبروت، ملکوت داره.
همون نسبت رو با لاهوت، جبروت داره.
همون نسبت رو-- اصلاً قابل قیاس نیست دیگه بخوای با ذات غیبی.
چه خبره؟ چه مالن-- یملکی.
الله همه الله. ما همه از بیخبر از همه.
بعد یه ذره پول تو جیبمون، حساب بانکیمون شارژ میشه
دیگه خودمونو گم میکنیم.
همه هست و نیستیم مال خ-- همه چی مال خداست.
اگه واقعاً اینو من الان راحت دارم میگما،
ولی کسی اینو باورش بشه
کار تمومه. حالا اون کیه که آگاهه به همه اینها؟
فرمود الیه يرجع الأمر كله.
كله. همه امور به او برگردانده میشود.
خیلی زیباست این تیکه. اهل بیت اینجا خیلی حرفها زدن.
در تفسیر اهل بیت جلد شش صفحه هشتصد و هجده اگه ملاحظه کنید، یه روایت خیلی شیرینی هست.
من خلاصشو بگم که پیامبر عظیمالشأن اسلام در خصوص همین که همه امور برمیگرده به حضرت حق،
یه مثالی زدن که ما بفهمیم.
فرمودن که پروردگار سبحان
ابتدا زمین رو که از ده ولأرض، از زیر کعبه گسترش داد،
زمین مستولی شد بر آب و حکومت
عرض رو زمین، زمین خشکی دست گرفت.
بعد به خودش بالید زمین.
تو روایت دیدم که وقتی این چیرگی حاصل شد گفت کیه که به من چیره بشه؟
زمین به خودش بالید. اصلاً انگار خصوصیت چیرگی اینه.
تکبر برداشت حالا خودش رو چجوری شد.
به خودش بالید بگو کی به من چیره میشه؟
ماهیان-- تو روایت میگه ماهیان سهمگین و بسیار بزرگی که اصلاً نهنگ در برابر اونها
حساب نمیشه. اون موقعها بودن در آبهای زمین.
طوری که اینا تکون میخوردن زمین تکون میخورده.
انقدر این ماهیها عظیم الجثه بودن.
بعد اینها زمین رو تکون دادن.
فرخ فروختن که آره ما زمین با این همه
مثلاً ابهتش رو تکون دادیم.
کی مثل ماست؟ کی میتونه به ما چیره بشه؟
پروردگار سبح-سبحان وتد
جبل-- کوه رو، کوه رو آفرید به عنوان اوتاد که قرآن میگه.
یعنی وتد جمع وتد، میخ.
به عنوان میخ کوبید زمین دیگه تکون نخوره.
میخ ب-- وقتی کوبیده شد مثل
حالا ما نگاه میکنیم کوهه
ولی آسمانیها اونو میخ میبینن.
این وقتی کوبیده شد اون به خودش بالید.
گفت کیه که به من چیره بشه؟
من تونستم زمین رو از حرکت
باز بذارم. حالا کوه رو
کی بادشو خوابوند؟ طبق روایت پروردگار سبحان
آهن رو آفرید. با آهن تونستن بر کوه چیرگی پیدا کنن و کوه رو برش بدن.
بعد کو-- آهن گفت کیه مثل من؟
با تو از خدایی چرا اینطوری--
کیه مثل من؟ کی میتونه بر من چیره بشه؟
حالا آهن رو پروردگار سبحان چگونه آبش کرد؟
با آتش. آتش رو خلق کرد.
آتش به این حالت افتاد، آب رو خلق کرد
آب به این حالت افتاد.
حالا آب رو به نظر شما چیکار بکنه خدا؟
باد. باد رو خلق کرد.
باد، آب رو خشک میکنه دیگه. وقتی باد
دیگه هیچکس حریفش نشد چون واقعا تو قدرت دنیا باد
سرآمد همه قدرتهاست.
هیچکس جلودارش نیست. فقط انسان تونست.
خدا انسان رو آفرید و بهش یاد داد.
حالا بین این خلقتها چند هزار سال، چقدر ما نمیدونیم میلیونها سال طول کشیده خلق ما آخ بی خبری.
اینم علم الهیه. انسان رو خلق کرد.
ارتفاعاتی ایجاد کرد که جلوی باد رو بگیره، باد رو بشکنه.
بعد انسان گفت حالا کیه که بر من چیره شه؟
ببین اصلا عجیبه. بابا الله،
لله ملکوت آسمانها.
بیدهی ملکوت سما-- ملکوت کل شی.
همه چی. تو هم یکی از اشیا هستی.
حالا باد آدمو چجوری خوابوند به نظر شما خدا؟
چاموس .
با ما آخوندا که باد همه چی رو خوابوند.
نه ملک الموت. یعنی ما قابض الارواح هم شدیم.
یا حق.
شما کی بودی؟ شیخ عبدالله فیلبوسکویی.
ببخشید خواجه عبدالله، خواجه عبدالله فیلبوسکویی.
هر کدوم یه اسامی و کنیه ای دارن.
بله انسان رو و ملک الموت.
ملک الموت هم باز گفت حالا کیه که بر من بتونه چیره بشه؟
اینجا دیگه کی دست به کار شد
به نظر شما؟ آفرین.
مستقیم خود حضرت حق
فرمود این جملهی آخر روایته.
خدای عزّ وجلّ فرمود: «من قهّار و غالب و بخشنده ام.
هرچی دارید من به شما بخشیدم.
بر تو و بر هر چیزی چیره گردم.
غالب و قهقار نهایی منم.»
اگه کسی نگاهش اینطوری باشه
هیچوقت دچار آمال و آرزو و گرفتاریها و این
عرض شود- غرور- غرور و تکبر و خودبرتربینیها نمیشه.
این نکتهی اول. حالا تندتند بگم برم.
اونا رو دیگه توضیح نمیدم. خب همچین کسی آیا شایسته عبادت نیست؟
بعد از اینکه میفرماید: «یرجع الأمر كله
الیه، يرجع الأمر كله».
خب قطعاً تعبد کن. حالا عبادتش بکن.
چرا غیر از این عبادت کنی؟ نکته،
نکتهی بعدی. خب کسی که همهی امور بهش برمیگرده نباید بهش اعتماد کرد؟
و توکل علیه. مثل اون آیهی
اینا، این زنجیروار حلقه ها خیلی به دردمون میخوره.
چرا من باید به خدا اعتماد کنم؟
«ومن یتق الله يجعل له مخرجا، ويرزقه من حيث لا يحتسب».
هرچی رزق داری، چه گمان کنی چه نکنی از اوست.
خب اعتماد کن. چرا باز اعتماد کنم؟
ادامهی آیه. «ومن يت» میفرمود: «فهو بحسبه» چون اون برات بسه.
«إن الله بالغ أمره فجعل الله لكل شيء قدرا».
همه چی به دست خداست. چرا اعتماد نکنی؟
اصلا تو متن آیه دلیل توکل به خدا خوابیده.
هم تو اون آیه، آیه دو سه سوره طلاق
همین آیه. و نکتهی آخر.
«وما ربک بغافل عما تعملون».
اصلا اینکه پروردگار سبحان «وما ربک بغافل» میگه خدای تو از تو غافل نیست و از اون کاری که میکنی.
از شعون ربوبیت آگاهیه
به اعیان، به کائنات.
او رب شده که مدیر باشه.
قبلاً گفتیم معنای مدیریت در رب خوابیده.
رزاقیت درش خوابیده.
قدرت درش خوابیده. کسی که همه به او برمیگرده.
چه رزق، چه قدرت، چه حیات،
چه اراده. همه و همه به او برمیگرده.
او از تو غافل نیست. از شعون ربوبیت.
الحمد لله رب العالمين.
نه از تو، از شی-- از سر سوزنی
در کائنات غافل نیست.
ختم کلام اینکه مصداقش وقتی حضرت موسی
، میدونید که حضرت موسی ، یه سؤال عجیب از خدا کرد یه روز.
گفت خدایا این کرم رو برای چی آفریدی؟
کرم رو. خب میدونید که وقتی دریا شکافته شد
زیر دریا با عصای موسی هم که همراهش بود.
بعضیا میگن وقتی عبور میکرد به سنگ زیر دریا، زیر
اون رود نیل زد. سنگ شکافته شد.
یه کرمی برگ تو دهنش بود.
برگ درخت زیر دریا تو دهان یک کرم.
بعد خدا گفت آخه این کرم رو برای چی تو آفریدی؟
اینجا خوده براش سؤال شد.
حالا زبان حالش شاید بوده.
چون حالا به زبان شاید نیومده.
خدا فرمود موسی از وقتی که این کرم رو آفریدم، روزی هفتاد بار میگه موسی رو چرا آفریدی؟
نمیدونه. کسی از کسی خبر نداره.
فقط خداست که لله غیب.
یعنی بیدهی ملکوت کل شی.
همه چی غیب و عیان، همه چی و همه چی با اوست.
خب چرا به او توکل نکنی؟
خودت رو بسپر به او ببین زندگیت چی میشه.
به این میگن توحید افعالی. یکی از دوستان به ما گفته که ما دیگه داریم بالا میایم.
انقدر میگی توحید، توحید افعالی رفتم.
حالا با این وجه، اِمم، مطلب رو، حالا موضوع رو عوض کن.
پیشنهاد بدید ما حرفی نداریم. رو بخون.
انقدر، انقدر موضوعات هست.
اما انقدر آیات متعدد هنوز پیرامون توحید هست، من دوست داشتم سلسله آیات رو بریم تا آخر.
حالا ما در خدمت شما هستیم. واللهم بارک لمولانا
صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید. اللهم
صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد