یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ضر و خیر در آیهٔ یونس
در آیهٔ صدوهفت سورهٔ یونس علیهالسلام آمده است:
«وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (یونس/۱۰۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اگر خدا زیانی به تو برساند، برطرفکنندهای جز او نیست؛ و اگر برای تو خیری بخواهد، بازدارندهای برای فضل او نیست. آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میرساند؛ و او آمرزنده و مهربان است.
اگر خدا بخواهد زیانی برسد، هیچکس جز او نمیتواند آن را برطرف کند. اگر بخواهد خیری برساند، احدی فضل الهی را رد نمیتواند کرد. این خیر به هر بندهای که بخواهد اصابت میکند؛ و این ذیل اسم الغفور و الرحیم تعریف میشود.
تگرگ و روایت کافی
در کافی، جلد شش، صفحهٔ سیصد و هشتاد و هشت، از امام صادق صلواتاللهعلیه روایتی است که «یصیب به من یشاء من عباده» را به تگرگ تعبیر کردهاند: البرد لا یؤکل — تگرگ خوردنی نیست؛ زیرا خدا میفرماید به هر که بخواهد اصابت میکند. این تعبیر نشان میدهد اصابتِ فضل و امر الهی، گزینشی و به مشیت است؛ نه آنکه هرچه پیش آید بیحساب باشد.
تفاوت تعبیر در ضر و در خیر
نکتهٔ نخست: در برطرفکردن ضر و پریشانی، پروردگار تعبیر «إلا هو» میآورد؛ اما در برداشتن فضل و خیر چنین قیدی نیست. مفسران گفتهاند این نشان رحمت وسیع خداست که دوست دارد پریشانی را از بندگان بردارد و برمیدارد؛ اما برای چه فضل و خیر خود را قطع کند، مگر آنکه اعمال بنده چنان کند؟ از اینرو در «و إن یردک بخیر فلا راد لفضله» آن قید نمیآید. آیه نیز هست که خدا حال قومی را دگرگون نمیکند تا خود آنچه در نفس دارند دگرگون کنند. احوال بندگان تا عوض نشود، مقدرات نیز تغییر نمیکند؛ همه بسته به اعمال خود است. پس اگر خیر و فضل از کسی برداشته شد، خود را سرزنش کند؛ به خدا مربوط نیست. پروردگار نسبت به بنده دائمالفضل است؛ یا دائم الفضل علی البریه.
این فرق ادبیِ آیه، فرق اعتقادی میسازد: در بلا، پناه فقط اوست؛ در خیر، مانعِ فضل او کسی نیست مگر آنکه بنده با کردار خود راه را ببندد.
مس و اراده
نکتهٔ دیگر: در پریشانی و ضر، لفظ «یمسسک» آمده و در خیر، «یردک». یردک از اراده است و یمسسک از مس — برخورد دو چیز. اراده مانند «إنما یرید الله» ارادهٔ قطعی است؛ ارادهٔ قطعی خدا آن است که دائماً به بندگان خیر برساند؛ از اینرو در خیر از «یردک» استفاده میکند. در ضر از مس سخن میگوید: عارضی است و از بیرون میآید. باید مراقب بود؛ وگرنه از درون خود خیر میجوشد. خدا انسان را بر فطرت خود آفریده؛ چرا خیر از درون نجوشد؟
پس مس، برخوردِ عارض است؛ اراده، جریانِ قطعیِ رحمت. بنده اگر چشم به اسباب ندوزد، درمییابد که ریشهٔ خیر در همان فطرت و همان ارادهٔ الهی است.
فضل بدون استحقاق
فرمود «فلا راد لفضله». خیررسانی خدا به بندگان را بر پایهٔ فضل و اسم الفاضل میگیرد. فضل جایی پیاده میشود که بنده استحقاقش را ندارد؛ مستقیماً کرم حضرت حق است. خدا فاضل است از آنرو که بیاستحقاق میبخشد. اگر به استحقاق بندهای چون ما بنگرد، باید خیر را قطع کند؛ اما به کرم و جود خود مینگرد و میبخشد. این پیوند فضل با ولایت کلیه نیز در ادامه روایت روزی روشن میشود: سایهٔ آلالله بر سر ما خود فضل خداست.
دعای روزی در سجدهٔ واجب
روایتی در کافی، جلد دو، صفحهٔ پانصد و پنجاه و یک، از امام صادق صلواتاللهعلیه آمده که برای طلب روزی در سجدهٔ نماز واجب این ذکر را بگویند؛ بسیار اثر دارد: «یا خیر المسؤولین و یا خیر المعطین ارزقنی وارزق عیالی من فضلک فإنک ذو الفضل العظیم» — ای بهترین پرسیدهشدگان و ای بهترین بخشندگان، مرا و عیال مرا — هر که تعلق به من دارد و روزیاش بر گردن من است — از فضل خود روزی ده؛ زیرا تو دارای فضل عظیمی. این دعا را در سجدهٔ آخر نمازهای واجب بگویند. و باید هشیار بود که در اسباب، لا مؤثر فی الوجود إلا الله.
استاد این دعا را در مسجد بلال نیز تقدیم کرده و بر پیوند فضل الهی با آلالله تأکید ورزیده است: روزی را از فضل بخواه، نه از خیالِ استقلالِ اسباب.
سخن مرحوم قاضی و خاطرهٔ سیل
خدا رحمت کند آقای قاضی را. شاگرد بلافصلشان آقای حداد میفرمودند همواره در درس این جمله را از ایشان میشنیدند: الاسباب حجب علی الاغلب — این اسباب برای اغلب مردم حجاب شده؛ و نافع و ضار قطعاً و منحصراً الله جل جلاله است. نهایت توحید افعالی است: همهٔ کارهای عالم از اوست.
خاطرهای از آقای قاضی: از نجف بهسوی کوفه بر مرکبی ساده میرفتند؛ باران شدید و رعد و برق و گرداب و سیلاب چنان شد که حرکت ناممکن گشت. شاگرد گفت باید به پناه مردم و مساکن رفت. آقای قاضی فرمودند پناه به مردم؟ ما پناهگاهی جز حضرت حق نداریم. عبا را از دوش افکندند، دست برداشتند و دعا خواندند: یا دافع البلاء عن ایوب ادفع عنا البلاء فإنک أنت القادر المطلّب. سیلاب فروکش کرد و رعد و باران آرام گرفت؛ شاگرد در شگفت ماند.
ختم کلام
چون سیلاب فروکش کرد، این جملهٔ آقای قاضی ختم خطاب جلسه باشد: اگر چشم دل باز شود درمییابیم که هر بلا نوری در لباس آزمایش است و هر دفع ضرری از جانب اوست. پس جز به خدا نگریستن راهی به امن ندارد. تنها امن و امان، نگاه به دستِ باسط الیدین حضرت حق است. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.