اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
بسم الله الرحمن الرحیم و بهیم استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
در آیه صد و چهار سوره حضرت یونس علیه النبي و آله و عليه الصلاة و السلام باز به زیبایی تمام موضوع توحید افعالی به این شکل اومده.
قل يا ايها الناس پیغمبر بگو: «ای مردم إن كنتم في شك من ديني اگر شما در دین من شک دارید، یعنی تردید دارید که این حقه این دین به حقه إن الدين عند الله الإسلام این اسلام، این دینی که موجب سعادت دنیا و آخرت شماست، هر دو سرای شما رو در نظر گرفته حقه.
اگر به این شک دارید فلا أعبد الذين تعبدون من دون الله سیاق آیه طوریه که [مکث] یه دفعه میره حرف اصلی رو بیان میکنه.
میگه اگه شما شک دارید من اون چیزی که شما به جز خدا می پرستید نمیپرستم.
یعنی من منظور اینه من سر سوزنی شک ندارم.
من کاری به شما ندارم.
لکم دینکم ولي دین.
من یقین کامل دارم و کارهای خودم رو میکنم.
بعد تصریح میکنه و لکن أعبد الله.
و لکن من خدایی رو میپرستم الذي از اینجا دیگه اشاره صریح به توحید افعالیه.
منتها موضوع، یه موضوعیه که همه پذیرفتن هست.
اما اینکه کی انسان رو میمیرانه اون روش حرفه.
و لکن أعبد الله الذي يتوفى.
من بنده کسی هستم، کسی رو میپرستم که يتوفىکم شما رو میمیرانه.
و أمرت أن أكون من المؤمنین من به من امر شده.
من امر دارم از طرف حضرت حق که جزو اهل ایمان باشم، از مؤمنین باشم.
یعنی باز بدونید که من ایمان کامل به اونچه که میگم دارم.
خیلی جالبه که اشاره پیغمبر برای نهادینه کردن موضوع تح-توحید افعالی به توفی جانهاست توسط حضرت حق.
بارها عرض کردیم در یکی از موضوعات بسیار مهمی که [مکث] واقعا همه میتونن یقین کنن که دست خدا در کار هست همینه.
ببینید قدیما توفی یا حالا اسمش رو بذاریم موت بیشتر برای پیرمردها بوده.
قدیمها کمتر پیش اومد، پیش میومد که کسی زیر سن صد سال بمیره.
عمرها هزار ساله بوده.
تو امم پیشین.
انبیاء پیشین چرا عمرشون هزار ساله بوده؟
وقتی قرآن میفرماید حضرت نوح علیه النبي و آله و عليه الصلاة و السلام نهصد و پنجاه سال فقط نبوت کرده، یه مقدار بعضیا نمیپذیرن.
میگن آخه چه حرفیه؟
اگر برن بررسی کنن تاریخ رو میبینن که قبل از پیغمبر عزیز ما عمرها هزار ساله بوده.
بارها در بارش صحبت کردیم و مصادیق آوردیم.
الان برعکسه.
الان واقعا دور از جون همه فرزندان شما و خود شما خدا طول عمر و برکت به شما اهل ایمان به فرزندان و متعلقینتون بده.
ع-عمرها که اومده زیر صد سال هیچی، جوون مرگی هم خیلی شده.
[صدای محیط] یعنی کسی باورش نمیشه جوونی از دنیا بره.
میگن باید پیر بشه در صورتی که اینجوری نیست.
الان که به شدت زیاد شده.
خیلی بیشتر از قبل.
حالا کاری به دلایلش نداریم.
اما طرف میبینی که به کهولت سن داره هر نفسش داره میمیره اما زنده است.
و یه جوون سر و مو رو به قول قدیمیا گنده خیلی سرحال، قرا، خوب یه دفعه سکته میکنه میمیره.
بدون هیچ پیشینه مریضی آنچنانی.
میگن جوان ناکام.
آیا نباید یقین کرد که مرگ دست خداست؟
همین اخیرا کسی که قبل از این واقعه دیروز دردناک امامزاده یحیی که گردن این امام، حالا امام جماعت بیچاره رو برید، اون ملعون قبلش یه اسراي عقل دیگهش رو بود.
طرفو که گرفتن گفت من صد تا قرص خورده بودم که خودکشی کنم.
اصلا تو حالت عادی نبوده.
صد تا قرص میخوره نمیمیره.
خیلیه صد تا قرص.
طرف ده تا دونه میخوره میمیره.
صد تا خورده نمرده.
تو اعترافات خودش گفت.
چرا به نظر شما؟
الله يتوفى الأنفس حين موتها.
بله.
حضرت عزرائیل سلام الله عليه.
ایشون واسطه فیضن.
واسطه اماته ان برای اینکه ما رو از نشئه مادون از رحم طبیعت ببرن به رحم برزخ.
همونطور که ما در رحم مادر بودیم باز حضرت عزرائیل در کار بوده.
اونجا ما رو اماته کرده.
حضرت اسرافیل اینجا احیا کرده.
باز اینجا وقتی میمیریم انتهای دنیا حضرت عزرائیل اماته میکنه که در عالم برزخ حضرت اسرافیل اه-- اصطلاحا میگیم بدمه.
در سوره ش یعنی بدمه دم و نفخ تو فیه الروح جان دوبارهست.
دو مرتبه احیا کنه ما رو در رحم برزخ.
دوباره اونجا آماده بشیم برای زندگی برزخیمون تا انتهای عالم برزخ که امت مثنتین دو بار میمیریم.
اونجا دوباره عزرائیل بیاد اونجا اماته کنه تا حضرت جبرائیل البته اگر ما برسیم انشاالله به شهود و شنود عقلانی بریم به عالم عقول از عالم مثال خیلی رتبه بالایی میخواد.
هرکسی نمیتونه.
انشاالله به اصل الحاق و شفاعت عامه بریم اونجا، باز اونجا حضرت اسرافیل در عالم عقول منتظره تا احیا کنه ما رو.
دستبهدست میدن از هر درجه مادون رفتن ما به درجه مافوق، یه اماته میخواد، یه احیا.
باید اسم این اسم و اسامی حضرت حق، الحیش و اون اماته حضرت حق اتفاق، اتفاق بیفته.
یحیی و یمیت و یمیت و یحیی دائماً.
این تجلی حضرت حقه.
حالا این کار حضرت عزرائيله، کار حضرت اسرافيله، چون واسطههای فیضاند.
اما قرآن میگه الله یتوفی الأنفس حين موتها.
الله یتوفی الأنفس حين موتها.
نه فقط وقت موتتونها، و الذي لم تمت في منامها.
حتی کسی هم که میخوابه باز همین الله یتوفی الأنفس.
یعنی هر وقت ما میخوایم پشت میزتون نشستید، یکان چشاتون میره رو هم، میرید تو عالم رتبه مثال.
الله یتوفی الأنفس.
همون لحظه خدا نفس شما رو به تمامه استیفا میکنه.
الله همون لحظه موت حاصل میشه.
میری به عالم بعدی.
منتها باز توجه نفس برمیگرده به بدن که دو مرتبه برمیگردیم.
یا به عبارتی هنوز توجه یه چیزکی، یه نگاهی، یه گوشه چشمی از نفس هنوز به این بدن هست که این بدن هنوز برقراره.
شما دقت بکنید که همین، همین موضوع توفی رو.
مرگ و مو-- موت و حیات رو.
مرگ و میر رو.
از هر حیثش که نگاه میکنید دست خدا تو کاره.
هیچکس نمیتونه.
بارها آدمها بودن خودکشی کردن زنده موندن.
بارها آدمها-- خیلیا آدم همین الان حیات دارن، آرزوی مرگ دارن.
خیلیا لب مرگاند همین الان.
همین الان که من و شما، شما اینجا نشستیم در عافیت والحمد لله.
اونها همین الان در حال جان کندن و نزع جاناند.
در احتضارند.
این میلیاردها آدما.
اونا آرزوی حیات دارن.
خب کی این کار رو داره انجام میده؟
دست کیه؟
کی میتونه دخالت کنه؟
همش دست حضرت حقه.
کسی اینو باور کنه الهی زندگی میکنه.
خدا رحمت کنه.
حضرت آقای، حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمه و الرضوان رو از قبرستون من فیلمشونو دیدم.
از قبرستون که برمیگشتن همین جوونا، پیرمردا، بچهها، بچههای ده و همه رو جمع کرد.
یه حرف خیلی حکیمانه زد.
فرمود گمان کنید شما جای اون بودید الان.
از خدا نمیخواستید حیات دوباره به شما بده؟
خب بسم الله دوباره به شما حیات داده.
دارید از قبر برمیگردید به سمت شهر.
گمان کنید حیات دوباره گرفتید.
چه میکنید؟
خیلی حرف، حرف حکیمانه.
همه چی دست خداست.
بخت النصر دانیال رو انداخت تو چاه که از گرسنگی و تشنگی بمیره.
اما خدا کسایی رو مأمور کرد بهش آب دادن، غذا دادن، زنده نگهش داشتن.
یا حجاج بن یوسف علیه اللعنة والعذاب الألیم وقتی سعید ابن جبیر رو خواست از اهل ایمان بود دیگه.
از محبین پر و پا قرص امیرالمؤمنین بود.
وقتی رفتن اینو دست و پا بسته بیارنش گفت من خودم میام.
من از قضا و قدر خدا نترسم.
رها کنید من خودم دنبال سرتون میام.
رفت.
رسیدن تو راه خسته شدن.
شب بود.
به یه دیر راهب اینا مسیحیا بود.
هرچی کردن اون وارد نشد.
گفت من مسلمونم.
اصلاً غیرتم اجازه نمیده وارد در دیر غریبه بشم.
اونا رفتن تو از ترس، از ترس حیوانات وحشی.
این بیرون موند.
همچنین از حیث سرک میکشیدن نگهبانا، سربازا که این در نره.
اینا نه وایساده و عبادت میکنه.
رفتن یه شیری اومد.
گفتن تموم شد دیگه.
سعید و این شیره میخوره و تموم.
کارش تموم شد.
ما جواب حجاجو چی بدیم؟
چون حجاج میخواست غذا بخوره آقای علمدده میگفت یکی از محبین امیرالمؤمنین رو بیارید جلوی من سر ببرید دست پا بزنه خونش بپاشه من حال کنم.
قابل توجه مدیرایی که میگن یه شرکتی بیایید جلو ما [خنده] آخه اینا رو شنیدین که میگین؟
که غذا به ما بچسبه [خنده].
اضافه کارشو قطع کنید دست پا بزنه پرپر بزنه ما رسمیا حال کنیم [خنده].
آره.
خلاصه دیدن شیره نه، اومد پوزشو مالید به پای سعید ابن جبیر و بوسید و هاج و واج اینا موندن.
گفتن این از اولیای خداست.
ریختن به پای سعید.
گفت نه، من از اولیای خدا نیستم.
ببینید خض-خضوع رو.
گفت من یکی از نوکرای امیرالمؤمنینم.
من اولیا-- من عاصی گناهکارم.
همه مسلمون شدن.
اونا همه، اونایی که اونجا بودن، دیدن این صحنه همه مسلمون شدن.
بعد باز خودش گفت شما برید پی کارتون من میرم به سمت قضا و قدر الهی.
باز رفت به سمت حجاج.
نگاه کنید.
یه کسی که دم از ولایت امیرالمؤمنین میزنه چگونه محکم تو ولایتش وایساده و توحید افعالی چه میکنه در وجودش.
انشاالله خدای منان اینو در وجود ما پیاده کنه.
اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين صلوات الله.
على محمد وآله