اللهم صل علی محمد و آل محمد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمت الله.
یکی دیگه از آیاتی که توحید افعالی رو به خوبی بیان میکنه آیه صد سوره یونس.
قبل از اینکه خوب این آیه رو ما تحت توجه قرار بدیم لازمه یه دونه آیه قبلش رو هم بخونیم.
در آیه نود و نه سوره یونس میفرماید ولوشأ ربک لآمن من فی الأرض کلهم جميعا.
اگه خدا میخواست هر کسی که رو زمینه جمعاً همه رو اهل ایمان میکرد.
یعنی بالاجبار، اختیار نمیداد.
همه رو اجباراً مؤمن میکرد.
أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنین.
آیا تو مردم رو میخوای مجبور کنی که مؤمن بشن؟
بعد از این آیه میاد تو آیه صد میفرماید و كان-- وما كان لنفس أن تؤمن إلا بإذن الله.
الله اکبر از این فرمایش حضرت حق.
میفرماید هیچ کسی قدرت اینو نداره.
هیچ کسی رو نسزد که ایمان بیاره.
إلا بإذن الله.
یعنی ایمان آوردن هر کسی هم به اذن خداست.
اگرچه اجبار نیست اما اذن الهیه.
إن الله يهدي من يشاء.
خدا قلب من و شما رو کشونده الان در درگاه خودش.
الان میلیاردها آدم رو این زمین دارن زندگی میکنند.
کدومشون قلبشون متوجه حضرت حقه؟
اختیارا یا به سمت حضرت حقه یا به سمت شیطانه.
جز این دو حالت نیست اما اختیارا.
اینجا میفرماید حالا شمایی که اومدید ایمان آوردید حواستون جمع باشه کار این به اذن الله بوده.
اگه خدا نمیخواست شما نمیتونستی.
الان ذکری که شما تسبیح خانم رو دارید میدید همش تک تک این تسبیحاتو میگید همش به اذن الله.
حالا کی اجبار اتفاق میفته که همه باید ایمان بیارن؟
اون پس از مرگه.
توی روایتی در تفسیر اهل بیت جلد شش، صفحه پونصد و هفتاد و چهار ملاحظه بفرمایید.
روایت شیرینیست که مأمون از امام رئوف سؤال کرد در خصوص همین آیه صد سوره یونس.
و حضرت اینچنين جواب دادن که اینکه اینجا خدا فرموده ما كان لنفس أن تؤمن إلا بإذن الله هیچ نفسی نیست، هیچ کسی نیست که ایمان به خدا بیاره مگر به اذن الهیه.
امام رئوف فرمودن که این به معنای این نیست که کسی از ایمان آوردن محروم میشه، بلکه به این معناست که کسی بدون اذن خدا نمیتواند ایمان بیاورد و اذن خدا عبارت است از فرمان او به ایمان آوردن شخص.
یعنی خدا فرمان به قلب شما داده، ایمان آوردید.
اگه خدا این امر رو نمیکرد، این فرمان رو نمیداد، قلب من و شما ادبار داشت.
بعد حضرت ادامه میدن و مجبور به ایمان نیست.
البته اینم حواستون باشه که اجباری در کار نیست.
دعوت.
شما لبیک گفتید.
اما اگر خدا دعوت نمیکرد شما به چی لبیک میگفتید؟
لذا سجده داره، شکر داره.
میگه بعد از هر نمازت حداقل سه بار در سجده بگو شکرا لله شکی یا حمد لله حمد لله.
بعد این نکته آخرش حضرت میفرماید که و مجبور به ایمان نیست مگر پس از مرگ.
این نشون میده که پس از مرگ وقتی که نفس ناطقه انسان اعلام انصراف از بدن داد و منصرف شد و رفت به اون عالم، اونجا دیگه چون فکشفنا عنک غطاءک، این پرده میفته همه و همه حداقلش به علم یقین.
حالا اون عین یقین و حق الیقین به مراتب ایمان بستگی داره.
حتی کفار و مشرک منافقین هم اونها هم به علم یقین حقیقت رو در میارن.
لذا اونجا بالاجبار همه اهل ایمان میشن.
یعنی همه قبول میکنند حضرت حق رو.
اونجا دیگه اجبار اونجاست.
الب-- ببینید یکی از چیزایی که برای همه جعل شده حضرت حق اجباراً برای همه جعل کرده مرگه.
اینه که دیگه همه قبول داریم کل نفس واقعة الموت.
خب نمیشد بشه کل نفس واقعة الإيمان.
پس خدا هدایت میکنه منتها در این نشر طبیعت اختیار داده.
مثل اینکه در قرآن میفرماید انا هدینا السبیل اما شاكرا و اما كفورا.
ما راهو نشون میدیم، هدایت میکنیم.
حالا تو میخوای شاکر باشی، میخوای کافر باشی.
یا وهديناهم النجدین.
دو راه خیر و شر رو بهشون نشون دادیم.
باز میفرماید فألهمه فجوره و تقواه.
فجور و تقوی الهام شده به نفس انسان.
مثلاً ذاتا یه دزد میره دزدی کنه میبینی دست پاش میلرزه.
یا جاهای دیگه میفرماید لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي.
راه رشد و غی، راه خیر و شر کاملاً آشکار و مشخصه.
دیگه تو میتونی اختیارا اینها رو برداری.
میتونی پس بزنی.
هر کاری دوست داشتی.
اینجا این شکلیه.
خب؟
میخوایم عرض کنیم که در موضوع از نظر خدمتتون ایمان آوردن خدا اجبار نکرده، دعوت کرده، هدایت کرده.
اما هرچی که هست همین هدایت حضرت حق هم به اذن الله.
آیه رو دقت کنید ادامه داره.
من نصفشو خوندم.
بسیار تو بحثها ما از این آیه استفاده کردیم.
گفتیم حواسمون جمع باشه.
یه جایی هست که خدا صراحتا فرموده اگر اینطوری نباشی اهل رجس و ناپاکی میشی اونجا که توی قرآن میفرماید [سخنگوی 1: إنما یرید الله لیذھب عنکم الرجس أهل البتی ویطهرکم تطهيرا] این رجس یعنی آلودگی.
توی یک روایت دیگه حضرت فرمودن یعنی شک.
شک به خدا.
اونم آلودگیه دیگه.
کلاً مطلقاً آلودگی.
این آیه صراحتاً داره میفرماد [سخنگوی 1: ویجعل الرجس] این یجعل به کی میخوره؟
به الله.
خدا قرار میده [سخنگوی 1: ویجعل الرجس] خدا آلودگی رو کجا قرار میده به نظر شما؟
[سخنگوی 1: ویجعل الرجس على الذین لا- لا- خانم دکتر بلند بگین.
درس.
نه، نه.
[سخنگوی 1: يعقلون] [سخنگوی 1: يعقلون] درس و بحثامون زیاد بود.
[سخنگوی 1: لا يعقلون] عقل.
عقل.
احسنت.
جایی کسی عقلش رو تعطیل کنه آلوده میشه.
مثلا وجه تمایز ما با حیوانات جسارت میکنم اینه که عقل داریم دیگه.
حالا کسی عاقلانه نگاه نکنه، عاقلانه گوش نده، عاقلانه زندگی-- سبک زندگیش عاقلانه نباشه، حسش براساس عقلش نباشه، گفتارش براساس عقلش نباشه، حتی سکوتش، حتی غضبش، خندهش، گریهش، مدیریتش تحت مدیریت قرار گرفتنش، ادارهی یه اداره.
همهی اینها باید عاقلانه باشه.
اگر وهم بیاد رهزنی کنه و دعوات نفس بیاد وسط، شیطنتها شروع میشه.
میبینی همکارا میفتن به جون هم.
از هم راضی نیستن.
هیچ وقت از هم خوششون نمیاد.
یکی از الحمدالله خدا رو شکر شاکریم.
اینم شکر داره.
یکی از خوبیها و محسنات بازرسی اینه که به واقع این حالا از مدتی که ما اومدیم اینطوری بوده.
نمیدونیم پا قدمی ما آخوندا بوده یا نه.
کلاً اینطوریه [خنده] عزیزان.
همه با هم خوبن، خوشن.
ما ندیدیم تو این اداره الحمدالله خیلی به ندرت اونم سریع رفع شده.
یه وقت کسی با دیگری بجنگه، دعوایی.
همه مثل یه برادرن با هم.
الحمدالله.
این آثار چیه؟
اگه گفتید الان سیر بحث رو به کجا رسید؟
آثار- [سخنگوی 3].
[خنده] آثار عقل، عقل، عقل.
وقتی عقل بیاد حکومت کنه عزیزان، یه جا عاقلانه رفتار بشه، همهچی درست میشه.
هر کجا که مداوات نفس و وهم و رهزنی نفس بیاد، همه چی خراب میشه.
تو زندگی شخصی و عرض شود تربیت و فرزند و مدارای با دیگران و حتی زناشوییمون.
این چیزا اگر عقل اومد همه چی خوش و خرمه.
حتی در ندارایی هم میبینی آدم خوشه.
اما اگر عقل بره کنار، آدم اوج داراییش هم باشه ناخوشه.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات ختم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد