ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 051

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اجبار یا اذن؛ آیات نودونه و صد یونس

یکی دیگر از آیاتی که توحید افعالی را به خوبی بیان می‌کند آیۀ صد سورۀ یونس است. پیش از آنکه این آیه را تحت توجه قرار دهیم لازم است یک آیه قبلش را هم بخوانیم. در آیۀ نودونه سورۀ یونس می‌فرماید و لو شاء ربک لآمن من فی الارض کلهم جمیعا — اگر خدا می‌خواست هر کسی که روی زمین است جمعاً همه را اهل ایمان می‌کرد. یعنی بالاجبار، اختیار نمی‌داد. همه را اجباراً مؤمن می‌کرد. افانت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین — آیا تو مردم را می‌خواهی مجبور کنی که مؤمن بشوند؟

«وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (سوره یونس، آیه ۱۰۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ نفسی را نرسد که ایمان آورد مگر به اذن خدا؛ و پلیدی را بر کسانی می‌نهد که خرد نورزند.

بعد از این آیه می‌آید تو آیۀ صد می‌فرماید و ما کان لنفس ان تؤمن الا باذن الله. الله اکبر از این فرمایش حضرت حق. می‌فرماید هیچ‌کسی قدرت این را ندارد. هیچ‌کسی را نسزد که ایمان بیاورد الا باذن الله. یعنی ایمان آوردن هر کسی هم به اذن خداست. اگرچه اجبار نیست اما اذن الهی است. ان الله یهدی من یشاء. خدا قلب من و شما را کشانده اکنون در درگاه خودش. اکنون میلیاردها آدم روی این زمین دارند زندگی می‌کنند. کدامشان قلبشان متوجه حضرت حق است؟ اختیاراً یا به سمت حضرت حق است یا به سمت شیطان. جز این دو حالت نیست اما اختیاراً. اینجا می‌فرماید حالا شمایی که آمده‌اید ایمان آورده‌اید حواستان جمع باشد کار این به اذن الله بوده. اگر خدا نمی‌خواست شما نمی‌توانستید.

اگر این فرمان را نمی‌داد، قلب من و شما ادبار داشت. بعد حضرت ادامه می‌دهند و مجبور به ایمان نیست. البته این را هم حواستان باشد که اجباری در کار نیست. دعوت. شما لبیک گفتید. اما اگر خدا دعوت نمی‌کرد شما به چه لبیک می‌گفتید؟ لذا سجده دارد، شکر دارد. می‌گوید بعد از هر نمازت حداقل سه بار در سجده بگو شکراً لله یا حمداً لله. بعد این نکته آخرش حضرت می‌فرماید که و مجبور به ایمان نیست مگر پس از مرگ. این نشان می‌دهد که پس از مرگ وقتی که نفس ناطقه انسان اعلام انصراف از بدن داد و منصرف شد و رفت به آن عالم، آنجا دیگر چون فکشفنا عنک غطاءک، این پرده می‌افتد همه و همه حداقلش به علم‌الیقین. حالا آن عین‌الیقین و حق‌الیقین به مراتب ایمان بستگی دارد. حتی کفار و مشرک منافقین هم آن‌ها هم به علم‌الیقین حقیقت را درمی‌یابند. لذا آنجا بالاجبار همه اهل ایمان می‌شوند. یعنی همه قبول می‌کنند حضرت حق را. آنجا دیگر اجبار آنجاست.

یکی از چیزهایی که برای همه جعل شده حضرت حق اجباراً برای همه جعل کرده مرگ است. این است که دیگر همه قبول داریم کل نفس ذائقة الموت. نمی‌شد بشود کل نفس ذائقة الایمان؟ پس خدا هدایت می‌کند منتها در این نشئۀ طبیعت اختیار داده. مثل اینکه در قرآن می‌فرماید انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا. ما راه را نشان می‌دهیم، هدایت می‌کنیم. حالا تو می‌خواهی شاکر باشی، می‌خواهی کافر باشی. یا و هدیناهم النجدین. دو راه خیر و شر را بهشان نشان دادیم. باز می‌فرماید فألهمها فجورها و تقواها. فجور و تقوی الهام شده به نفس انسان. مثلاً ذاتاً یک دزد می‌رود دزدی کند می‌بینی دست و پایش می‌لرزد. یا جاهای دیگر می‌فرماید لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی. راه رشد و غی، راه خیر و شر کاملاً آشکار و مشخص است. دیگر تو می‌توانی اختیاراً این‌ها را برداری. می‌توانی پس بزنی. هر کاری دوست داشتی. اینجا این شکلی است.

می‌خواهیم بگوییم که در موضوع ایمان آوردن خدا اجبار نکرده، دعوت کرده، هدایت کرده. اما هرچه که هست همین هدایت حضرت حق هم به اذن الله. آیه را دقت کنید ادامه دارد. نیمه‌اش را خواندم. بسیار در بحث‌ها از این آیه استفاده کرده‌ایم. گفتیم حواسمان جمع باشد. یک جایی هست که خدا صراحتاً فرموده اگر این‌طوری نباشی اهل رجس و ناپاکی می‌شوی؛ آنجا که در قرآن می‌فرماید و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون — پلیدی را بر کسانی می‌نهد که تعقل نمی‌کنند. پس عقل میزان است.

آثار عقل در زندگی و معاشرت

الحمدلله خدا را شکر شاکریم. این هم شکر دارد. یکی از خوبی‌ها و محسنات بازرسی این است که به واقع این حالا از مدتی که آمده‌ایم این‌طوری بوده. همۀ عزیزان با هم خوب‌اند، خوش‌اند. ندیده‌ایم تو این اداره الحمدلله خیلی به ندرت؛ آن هم سریع رفع شده. یک وقت کسی با دیگری بجنگد، دعوایی. همه مثل یک برادرند با هم. الحمدلله. این آثار چیست؟ آثار عقل، عقل، عقل. وقتی عقل بیاید حکومت کند عزیزان، یک جا عاقلانه رفتار بشود، همه‌چیز درست می‌شود. هر کجا که مداوات نفس و وهم و رهزنی نفس بیاید، همه‌چیز خراب می‌شود. تو زندگی شخصی و تربیت و فرزند و مدارا با دیگران و حتی زناشویی‌مان. این چیزها اگر عقل آمد همه‌چیز خوش و خرم است. حتی در نداری هم می‌بینی آدم خوش است. اما اگر عقل برود کنار، آدم اوج دارایی‌اش هم باشد ناخوش است. اللهم بارک لمولانا صاحب‌الزمان. والحمد لله رب العالمین.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.

پس زنجیرۀ توحید افعالی در ایمان چنین جمع می‌شود: خدا می‌توانست همه را مجبور به ایمان کند اما نکرد؛ دعوت کرد و هدایت نمود و اذن داد. لبیک اختیاری است اما بدون اذن الهی ممکن نیست. شکر این کشش قلب به درگاه، سجده و حمد می‌طلبد. مرگ برای همه اجباری است تا پرده بیفتد و حقیقت با علم‌الیقین دیده شود؛ در دنیا اما راه شکر و کفر هر دو باز است و عقل میزان پاکی و رجس است. هر جا عقل حکومت کند زندگی — حتی در تنگدستی — شیرین می‌شود؛ هر جا وهم و نفس جولان دهد حتی در اوج دارایی ناخوشی می‌آید.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.