ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمه الله.

در بحث توحید افعالی بودیم.

آیه هفده سوره انفال هم سخن از توحید افعالی می‌کنه.

یه آیه مشهور و معروفیه خیلی.

زمان جنگ خیلی بچه‌ها این رو لباشون جاری میشد یادش بخیر.

که می‌فرماید: "فلم تقتلوهم" پس شما نبودید که اون‌ها رو کشتید.

"ولکن الله قتلهم" بلکه الله اون‌ها رو کشت.

دشمنان رو خدا کشت.

"وما رمیت اذ رمیت" بعد رو می‌کنه به پیغمبر.

اون جمع بود دیگه.

خطاب به همه مؤمنین که شما نکشتید، خدا کشت.

حالا رو می‌کنه به پیغمبر که این تیری که پرتاب کردی تو پرتاب نکردی.

"ولکن الله رمى" خدا این تیر رو پرتاب کرد.

[مکث] حالا که چی بشه؟

خدا برای چی این فرمایش رو داره؟

"وليبلى المؤمنين منه بلاء حسنا" اصلاً این برای اینکه اهل ایمان رو مبتلا کنه البته به بلاى حسن.

"ان الله سميع عليم".

حالا چرا بلاى حسن؟

بلاى غیر حسن هم مگه ما داریم؟

بله.

وقتی که پروردگار سبحان ما رو با بلای مثلاً پیروزی، با نعمت، با امثال این‌ها امتحان می‌کنه، اون هم در حقیقت امتحان الهیه.

[مکث] اصلاً مهم نیست که کسی چیزی داره یا نداره.

چیزی ازش اخذ شده یا نشده.

مهم اون عکس العملی است که در پس اخذ نعمت یا دادن نعمت از ما سر می‌زنه.

اون مهمه.

[مکث] اگر با پیروزی، با نعمت ما امتحان بشیم بهش میگن بلاى حسن.

این تو قرآن اومده.

مثلاً در خصوص بنی اسرائیل داریم که "و بلاوناهم بالحسنات والسيئات".

این‌ها رو ما به بلاهایی دچار کردیم هم از حیث بلای حسن هم از حیث، حیث بلای چی؟

سیئه.

اگر چنانچه با مصیبت باشه، با سختی باشه، با فقر باشه، با مریضی باشه، با این چیزا انسان بلا سرش بریزه به این میگن بلاى سیئه.

در هر دو صورت هر دوش امتحانه.

اینطور نیست که خدا اونی که بلا ریخت سرش خالش کرد یا اونی که بهش نعمت داد عزت بهش داد.

نه.

بارها رهبر عزیزمون خطاب به مدیران چی فرمودن؟

فرمودن این یک امتحانه.

یک موهبت، یک نعمته که باید از این فرصت استفاده کنید در جهت خدمت به خلق.

[مکث] و این سیر مدیریت‌تون رو مدیریت الهی کنید، نه شیطانی.

رحمانی‌ش کنید.

[مکث] یعنی از اون نعمت در راه خدا استفاده کردن.

حالا این آیه کی نازل شد؟

جالبه که بدونید در شأن نزولش چنانچه خواستید رجوع کنید، کتاب شریف کافی مرحوم کلینی اعل الله مقامه الشریف که اولین کتاب四 شیعه است دیگه.

اولین کتابی‌ست که یه عالمی اومد معنون کرد، عنوان بندیش کرد و عناوین رو ذیلش احادیث آورد.

از چهارصد اصلی که از بین شش هزار و ششصد اصل از شاگردان امام صادق، از چهارصد اصل از اون شش هزار و ششصد اصل شاگردان حضرت رسید به شیخ کلینی، از این چهارصد اصل که دست‌نوشت بودن، شاگردای حضرت پای درس امام صادق نوشته بودن، خطی بودن.

از این‌ها این کتاب رو استخراج کرد.

بسیار کتاب عظیم الشأنیه.

اونجا روایت داره در صفحه سیصد و پنجاه و دو خواستید ملاحظه کنید در شأن نزول این آیه که مربوط به جنگ بدره.

خب پیروز شدند همه می‌دونید.

در صورتی که تو روایات میگه مثلاً یکی دو تا نهایت سه تا اسب داشتن این‌ها.

اون ور تا دلتون بخواد.

تجهیزات اونور و تعداد، تعداد عده و عده‌شون حداقل سه برابر مسلمون‌ها بود.

دیگه اینو می‌دونید همه.

ولی باز مسلمون‌ها پیروز شدند.

خیلی جالبه.

بعد این پیروزیشون باعث شد که افتادن بعد از جنگ تو همدیگه مفاخره می‌کردن.

این می‌گفت فلانی رو من کشتم.

مثلاً گنده‌لات‌شون رو من زدم زمین.

اون می‌گفت اون گردن کلفتشون رو من اسیر کردم.

این حرفا بین مؤمنین رواج پیدا شد و بعد خداوند این آیه رو نازل کرد که این حرفا چیه می‌زنین؟

من کشتم و من کشتم چیه؟

"فلم تقتلوهم" شما نبودید که کشتیدشون.

"ولکن الله قتلهم" خدا بود که اون‌ها رو کشت.

حتی خطاب به پیغمبرش می‌فرماید: اونی که پرت کردی، حالا بعضیا اینجا می‌گیرن اون تیر رو.

ولی صرفاً اون تیر نیست.

حالا خدمتتون عرض می‌کنم.

هرچی که تو پرت کردی به سمت دشمن، الان این موشک‌هایی که ما داریم پرت می‌کنیم به صراص قاطع، به صریح آیه قرآن می‌تونیم بگیم چی؟

"ولکن الله رمى" خدا پرت کرد.

این اگر جا بیفته، این توحید افعالی اگر-- افعالی.

اگر جا بیفته هم انسان در برابر دشمن تا بن دندان مسلح لحظه‌ای ترس و تردید به خودش راه نمیده، هم دچار عجب و غرور و تفاخر و این‌ها نمیشه.

[مکث] حالا جالبه که بدونید اون لحظه‌ای که خب پیغمبر مواجه شد با اون عده و عده دشمن و خب یه روحیم تو دل مسلمونا افتاده بود ابتدا پيغمبر اینجا خیلی جالبه.

حالا فرصت نیست، فرصت ما تو این ظهرها خیلی کمه.

باید سریع بحث رو جمع کنیم ولی خیلی شیرینه.

توش خیلی نکات داره.

پیغمبر به امیرالمؤمنین رو کرد نه به اهلی.

حتی خود پیغمبر هم این کارو نکرد.

خیلی جالبه که بدونید رو کرد به مولامون امیرالمؤمنین حضرت عسی-- علی علیه الصلاة والسلام فرمود علی جان یه مشت خاک از زمین جمع کن بریز تو کف دست من.

خب آیا پیغمبر خودش این کارو نمی‌تونست بکنه؟

چرا به امیرالمؤمنین؟

اینا خودش حجت رو تمام کردن بر همه است.

باید دست علی بخوره به این خاک.

امیرالمؤمنین خاک رو برداشت ریخت کف دست پیغمبر.

پیغمبر یک دعایی رو خوند و دمید در این خاک و پرت کرد و ما رمیت اذ رمیت.

این پرتاب کردن نه فقط تیره حتی این رو هم که به معجزه پرتاب کردی و لکن الله رمي.

بله، این میشه که وقتی این خاک رو پرتاب کرد مثل زمان جنگ خیلی از ما خاک پرتاب می‌کردیم.

اصلا جنگ مرصاد من یادمه که عزیزانی که بعضیاشون سنشون قطع می‌ره دیگه.

یادمه که دیگه اصلا جنگ تن به تن شد.

یعنی انقدر نزدیک شدیم با دشمن وقتی افتادیم گلاویز شدیم دیگه اسلحه نمی‌تونست کار-- اونجا کارایی داشته باشه.

یه دفعه از مثلا پشت خاکریز بلند می‌شدیم می‌دیدیم یه غولی جلومونه.

اینجا تا اسلحه رو برداری مسلح کنی، نه، اونجا جنگ تن به تن بود.

اونجا گاهی باور کنید با خاک بود.

یعنی خاک می‌پاشیدیم تو صورت دشمن.

میگه حتی این خاکی که پیغمبر تو پاشیدی هم تو نه پاشیدی، من گفتم.

چرا؟

وقتی این خاک رو پاشید چه اتفاقی افتاد؟

خاک به سمت هزار نفر آدم.

چه-- به چه درد می‌خوره؟

اینایی که گول تجهیزاتشونو خوردن بیان پای درس قرآن ما زانو بزنن.

ببینن رهبر عزیزمون دلش به چی خوشه.

بچه‌های انقلاب و مقاومت دلشون به چی خوشه.

با دست خالی اومدن به کجاها رسیدن.

خاکی که پرت کرد پیغمبر روایت داره یک توفان سهمگینی ایجاد شد از این خاک، از همین یه مشت خاک و به شدت دشمن هراسید.

به لرزه افتاد.

یعنی ترسیدن.

دلشون اصطلاحا میگیم خالی شد.

با اینجور کارها پیغمبر اثبات کرد که بله، خداست که شما رو داره پیروز میکنه.

تا وقتی که این روحیه باشه سر سوزنی حالا سوریه رو گرفتن، عراق رو در حال تضعیف و تهدیدشن، لبنان رو میخوان خلع سلاح کنن.

ا- دور تا دور ایران رو قشنگ محاصره کردن.

اون هفت تا کشور و همه رو در و داغون کردن، خشن کردن.

این آخریش، اخیرم که اقرار کردن از اون هفت تا کشور چرا آخر سر رفتیم سراغ ایران، الان اومدی سر و کله‌مون به ایران پیدا شد و مکانیسم ماش و امثالهم.

به جهت اینکه اینا همشون قدرتمندتر بود، ایران.

گذاشتیمشون آخر سر.

خیلی حساس بود.

الان ما به چی مفخره می‌کنیم؟

به همین یه مک-- یه مشت خاکی که در دست امام زمانمونو پرت کنه کار تمومه.

به نفس مسیحایی امام عصر.

همون که تا حالا پرچم انقلاب رو بلند نگه داشته.

بیایید باور کنیم.

باورها باورهای قرآنیه.

این کاغذی که دست منه میدم دستتون ببینید همش آیات و روایات.

حرفی از من بچه طلبه بی‌سواد نیست.

اگر باور کنیم ترسی نیست، لرزشی نیست، یکپارچه خیزش و خروش.

انشاالله که زنده باشیم و نابودی اسرائیل و خاری آمریکا رو با چشم خودمون ببینیم.

اللهم باریک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين.

صلوات الله اشهد ان محمدآ