یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
دو گونه مصیبت در وادی توحید افعالی
سخن در این است که مصیبتها همه از ناحیۀ حضرت حق میآید؛ و این در وادی توحید افعالی دو بحث میگشاید. یکی آیۀ بیستودو سورۀ حدید است که امام سجاد علیهالسلام به یزید علیهاللعنه فرمود: این آیه از آنِ ماست. هر مصیبتی که بر شما وارد آید — چه در جانها و چه بیرون از جانها — همه از ناحیۀ حضرت حق در کتاب امالکتاب تعریف و تبیین شده، و در شبهای قدر و مانند آن به شما اعلام شده است. این ویژهٔ کاملان است و به عملکرد آنان وابسته نیست؛ حال آنکه آن ملعون میگفت این مشکلات — شهادت و اسارت و مانند آن — به کار خودتان بازمیگردد.
آیۀ دیگر، آیۀ سی سورۀ شوری است که با صراحت میفرماید مصیبتهایی که به شما میرسد به سبب چیزی است که دستهای خودتان فراهم کردهاند؛ و خدا از بسیاری درمیگذرد.
«وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ» (سوره شوری، آیه ۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر مصیبتی که به شما رسد، به سبب چیزی است که دستهایتان فراهم آورده است؛ و او از بسیاری درمیگذرد.
این آیه به کسانی بازمیگردد که کامل نیستند: با گمراهی و فساد و معصیت خود، موجبات ریزش مصیبت را بر سر خویش فراهم میکنند. مانند کسی که سر کار نرود و بگوید خدایا برسان — خودش موجبات مصیبت فقر را ساخته است؛ یا کسی که خود را به چاه اندازد. مصادیق این در زندگی بسیار است و باید تمیز داد.
مصیبتِ کاملان و مصیبتِ ضعیفالنفسان
وارد شدن مصیبت همچنان به حول و قوۀ الهی است؛ اما انتخابش با شخص است. اگر درجات شخص بالا رود و کامل شود، مصیبتهایی که بر او وارد میشود در پی عمل زشت او نیست — چون عمل زشتی از او سر نمیزند — بلکه حوادث روزگار است که از پیش تعیین و تبیین شده و نازل میشود. هرچه انسان ضعیفالنفستر باشد، مصیبتها بیشتر به دست خود او رقم میخورد. پیادهسازی همه به دست حق است و از پیش مشخص؛ اما شخص است که انتخاب میکند.
روایت چهار رفیق بنیاسرائیل در کافی
در کتاب شریف کافی، تألیف مرحوم کلینی اعلیاللهمقامهالشریف، جلد دوم صفحۀ سیصدوشصتوچهار، روایتی آمده که باید تبیین شود. چهار نفر در زمان بنیاسرائیل بسیار با هم گرم و صمیمی بودند. امروز نیز بسیارند کسانی که ادعای رفاقت و صمیمیت و صدیق بودن میکنند — چاکرم، نوکرم، فدات شوم، و تعارفهای مرسوم؛ اما آیا حقیقتاً چنین است؟
روزی سه تن در خانۀ یکی از ایشان گرد آمده بودند. نفر چهارم آمد و در زد. خادم خانه او را شناخت؛ برگشت و دید آن سه سخت گرم گفتوگو و خندهاند. نخواست گعدۀ ایشان را به هم بریزد؛ به دروغ گفت اینجا نیستند. چون نفر چهارم رفت و خادم داخل آمد، پرسیدند که بود؟ گفت فلانی، همان رفیق چهارم شما. آنان هیچ عکسالعملی نشان ندادند: نه تشری زدند، نه تذکری دادند که چرا چنین گفتی، و نه برخاستند که او را بازگردانند. به همان مجلس ادامه دادند تا فردا.
فردا با هم حرکت کردند؛ در میان راه نفر چهارم به ایشان پیوست. دوباره گرم و صمیمی میرفتند که ابری بالای سرشان آمد. گمان کردند بارانزاست و خدا را شکر کردند؛ ابر نیز همراه حرکتشان میرفت. چون نفر چهارم از ایشان جدا شد و فاصله گرفت، صاعقۀ شدیدی از ابر زد و آن سه در دم جان سپردند. نفر چهارم سراسیمه نزد حضرت یوشع بن نون — وصی حضرت موسی علیهالسلام در آن زمان، چنانکه امیرالمؤمنین وصی پیامبر بود — رفت و ماجرا را گفت.
حضرت یوشع فرمود: این به سبب عملکرد زشت دیروز ایشان است. شما آمدید و به شما اهانت کردند؛ خدا اهانت به شما را برنتافت و این صاعقه را بلایی قرار داد. آنان نرفتند دنبال شما و به آن شخص تذکر ندادند. آن شخصِ سلیمالنفس گفت: اگر چنین است، از حق خودم گذشتم و از خدا میخواهم ببخشد. حضرت فرمود: اکنون دیگر فایده ندارد؛ اگر پیش از صاعقه از حقت میگذشتی بلا برداشته میشد؛ اکنون تنها تخفیفی پس از مرگ ممکن است. صاعقه مرگ ایشان را برد.
صداقت در ادعا و سنگینی اهانت به عزیزان خدا
این روایت نشان میدهد آدم باید از ادعاهایی که میکند سخت مراقب باشد. بارها دیده شده که هرچه ادعا کنی، در همان امتحان میشوی؛ و اگر صادق نباشی چوب میخوری و مصیبت میآید. این خود توحید افعالی است: خدا بلا را بر سر کسی میریزد که در ادعایش صادق نباشد — صداقت در رفاقت، صداقت در معاشرت، و همۀ ابعاد.
بهویژه کسی که به او بیاحترامی شود، هرچه درجهاش بالاتر باشد بلا سهمگینتر است. جسارت به پیامبر خدا، امام معصوم، جانشینان امام معصوم، رهبر عزیز، علما، عرفا، بزرگان، اهل علم و اهل تقوا — هرچه طرف پیش خدا عزیزتر باشد، چوب سنگینتری میآید. مخصوصاً کسانی که ادعای دینداری دارند و سپس به آدم دیندار جسارت میکنند. نظام توحید افعالی جهان هستی چنین است که چوبش را میزند؛ دست خدا در کار است.
«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» (سوره فتح، آیه ۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دست خدا بالای دستهای ایشان است.
والحمد لله رب العالمین. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.