ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 041

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

توحید افعالی؛ نجات از ظلمات بر و بحر

در توحید افعالی دو آیه از انعام — شصت‌وسه و شصت‌وچهار — خوانده می‌شود.

«قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَٰذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ» (انعام، ۶۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو کیست که شما را از تاریکی‌های خشکی و دریا می‌رهاند؟ او را به زاری و در نهان می‌خوانید که اگر ما را از این برهاند از شکرگزاران خواهیم بود.

در بلاهای برّی و بحری هم تضرع بیرونی است — فریاد و التماس — و هم خفیه: انکسار درونی و خواندن خدا در دل. لئن أنجانا من هذه نشان می‌دهد هر کس مشکل خود را بزرگ می‌بیند. روان‌شناسان گفته‌اند اگر همه مشکلات را سر چهارراه بگذارند و بگویند هر کس مشکل دیگری بردارد، باز مشکل خویش را برمی‌گزینند؛ چون بی‌اطلاع‌اند و گمان می‌کنند فقط آنان گرفتارند. کسی بی‌مشکل نیست.

الله ینجیکم منها و من کل کرب

«قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ» (انعام، ۶۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو خدا شما را از آن و از هر اندوه سنگینی می‌رهاند؛ سپس شما شرک می‌ورزید.

کرب اندوه سنگین است که آدم را درهم می‌پیچد؛ از کرب الارض گرفته شده: زیر و رو شدن زمین، چنان‌که در زلزله برخی روستاها را بلعید. الله از این مشکل و از هر کرب عظیم نجات می‌دهد؛ با این حال ثم أنتم تشرکون: پس از نجات باز مشرک می‌شوید و خدا را فراموش می‌کنید. این تشر حق است. قرائتی در تفسیر نور آورده که خدا از بی‌وفایی بسیار نالیده است؛ از جمله:

«فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَىٰ ضُرٍّ مَّسَّهُ» (یونس، ۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون ضرر را از او برداشتیم چنان گذشت که گویی هرگز ما را به آن ضرری که رسیده بود نخوانده است.

حکمت بلا؛ از پیام کوچک تا شوک

مشکلات برای تضرع و خفیه می‌آیند تا درون و بیرون به خواندن خدا بیفتد. ابتدا به قدر سعهٔ وجود مشکلات کوچک می‌آید تا پیام گرفته شود؛ اگر گرفته شد چون یوسف تخفیف می‌رسد. اگر گرفته نشد سنگین‌تر می‌شود: مانند خواب‌آلوده‌ای که با صدا بیدار نمی‌شود و باید آب پاشید، یا کسی در کما که شوک می‌خواهد. گاه خدا شوک جانانه می‌زند. موت اجباری همان شوک نهایی است؛ بهتر آن است پیش از آن با موت اختیاری از کثرت دل کَند و به وحدت و توحید افعالی و صفاتی و ذاتی رسید. بلا علقه را از بیرون می‌بُرد و به توحید می‌کشاند.

یوسف و توکیل غیر خدا

یوسف سال‌ها در زندان ماند — در روایات تا نزدیک چهل سال. سبب یک سخن بود: به زندانیِ آزادشونده گفت مرا نزد پادشاه یاد کن. خدا تشر زد: دیگری را وکیل گرفتی؟ مگر من وکیل تو نیستم؟ فرمود: مگر من نبودم که محبتت را در دل پدرت افکندم؟ از چاه عریان نجاتت دادم و کاروان فرستادم تا بالا بروی؟ اکنون به دیگری می‌گویی یادم کن؛ پس در زندان بمان. خدا آنکه را سخت دوست دارد گوشش را نیز می‌کشد؛ نگو فقط ما را گیر آورده؛ بنگر چقدر دوستت دارد.

یوسف عذر خواست؛ خدا تخفیف داد و چشمه‌ای نشان داد: پرده‌ها کنار رفت و هفت لایه زیر زمین را دید. در لایهٔ هفتم مورچه‌ای با روزی در دهان؛ خدا فرمود من از مورچهٔ ناچیز غافل نیستم و روزی‌اش را می‌دهم؛ تو از غیر مدد خواستی. این نگاه همان توحید افعالی است؛ مرتبهٔ نخست توحید. تمرین ظهرها آن است که نگاه چنین شود تا انقلاب در معرفت افعال حق پدید آید.

جمع آیات انعام آن است که انسان در تنگنا موحد می‌شود و پس از فرج مشرک؛ بلا پیام است نه صرفاً عقوبت؛ و توکیل غیر، حبس طولانی می‌آورد چنان‌که بر یوسف آمد. توحید افعالی یعنی دیدن نجات و روزی و تدبیر همه از الله، حتی در هفت لایهٔ زیر زمین.

مشکل شخصی و انتخاب دوبارهٔ همان مشکل

اصل روان‌شناختی آن است که آدم مشکل خود را بزرگ‌ترین می‌بیند؛ چون از مشکلات دیگران بی‌خبر است. آیه با «من هذه» همین تنگنای شخصی را نشان می‌دهد. قول شکر می‌دهد و پس از نجات شرک می‌ورزد. کرب اندوه زیروروکننده است؛ خدا از آن و از هر کرب نجات می‌دهد، و باز انسان بی‌وفاست. نالهٔ قرآن از بی‌وفایی در یونس ۱۲ نمودار است: ضرر برداشته می‌شود و چنان می‌گذرد که گویی دعا نکرده.

نردبان بلا تا موت

بلا پیام دارد. پیام کوچک اگر گرفته شود تخفیف است؛ اگر نه، سنگین‌تر می‌شود تا شوک. موت اجباری شوک نهایی همگان است. موت اختیاری پیش از آن، دل کندن از کثرات و روی آوردن به وحدت است. مشکلات علقه را از پیرامون می‌بُرند تا توحید افعالی و سپس صفاتی و ذاتی رخ بنماید. بالاتر از انبیا نیستیم؛ یوسف با یک توکیل غیر سال‌ها ماند.

کشف هفت‌لایه و مورچه

پس از عذر یوسف، کشف عجیبی رخ داد: هفت لایهٔ زیر زمین. زمین‌شناسان باید نزد او شاگردی کنند. در لایهٔ هفتم مورچه‌ای با روزی؛ خطاب آنکه من از او غافل نیستم، تو چرا غیر را خواندی؟ این تصویر تمرین توحید افعالی است. مرتبهٔ اول توحید، دیدن همهٔ نجات و روزی و تدبیر از الله است؛ تا نگاه عوض نشود شرک خفی پس از هر فرج بازمی‌گردد. خدا توحید را متعالی کند.

تضرع و خفیه؛ دو بال خواندن در تنگنا

تضرع فریاد و التماس آشکار است؛ خفیه انکسار نهان. آیه هر دو را با هم می‌آورد تا نجات فقط نمایش بیرونی نباشد. انسان در تنگنا قول شکر می‌دهد: اگر از این برهیم از شاکرانیم. خدا می‌گوید همان الله از این و از هر کرب می‌رهاند؛ سپس شما شرک می‌ورزید. بی‌وفایی پس از فرج، محور نالهٔ قرآن است.

بلا نردبان بیداری است. پیام کوچک چون گرفته شود مسیر یوسفی است؛ چون گرفته نشود آب و شوک می‌رسد. موت اجباری همگان را بیدار می‌کند؛ موت اختیاری پیش‌دستی عارفان است. تعلقات کثرت را بلا می‌برد تا نگاه به وحدت برگردد.

گوش کشیدن الهی و سعهٔ وجود

گوش کشیدن خدا به قدر سعهٔ وجود اشخاص است؛ نگو فقط ما را گیر آورده. یوسف محبوب بود و همین محبت گوش او را کشید تا توکیل غیر را ترک کند. کشف هفت‌لایه و روزی مورچه درس توحید افعالی است: تدبیر حق تا اعماق زمین جاری است. تمرین این نگاه انقلاب معرفتی می‌آورد؛ و این تازه مرتبهٔ اول توحید است. خدا توحید را بالا برد.

جمع‌بندی توحید افعالی در دو آیه

دو آیهٔ انعام مدار جلسه‌اند: خواندن خدا در ظلمات با تضرع و خفیه، و نجات الهی از هر کرب، و سپس شرک انسان. بی‌وفایی پس از کشف ضرر الگوی تکراری است. بلا برای بیداری است؛ یوسف نشان می‌دهد توکیل غیر حبس می‌آورد و عذر و توحید گشایش و کشف. مورچهٔ زیر زمین حجت زندهٔ رزق الله است. تا این نگاه ننشیند، پس از هر نجات باز شرک خفی بازمی‌گردد. این مرتبهٔ نخست توحید است و باید متعالی شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.