اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج.
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
تبریک عرض میکنم هفته وحدت رو.
هفته بسیار پر میمنت و پربرکتیست.
انشاالله از برکاتش همه بهرهمند بشیم.
در توحید افعالی بودیم.
میرسیم به یکی دیگه از آیاتی که سخن گفته در خصوص توحید افعالی.
خب پیغمبر عزیز عالم تشریف آوردن به این نشئه طبیعت.
این همه سختی و زجر رو به خودشون خریدن که فرمود هیچ پیغمبری اندازهی من زجر نکشید، اذیت نشد.
به خاطر چی به نظر شما؟
به خاطر همین کلمه توحید رو به من و شما برسونه، حقیقتش رو به من و شما بچشونه.
ما در بحث توحید افعالی بودیم.
آیهی هفده سوره انعام به زیبایی داره همین موضوع رو تصریح میکنه که وای یمسسک الله بضر.
اگر از سمت و ناحیه الله به شما ضری، پریشونی، مشکلی به شما برسه، فلا کاشف له الا هو.
هیچ کس نمیتونه این مشکل رو برطرف کنه مگر خود او.
همون کسی که این مانع رو جلوی راه شما گذاشته و شما رو مبتلا کرده، فقط و فقط او میتونه این مشکل شما رو برطرف کنه.
الا هو، انقدر دست و پا نزن، انقدر به این و اون متوسل نشو، انقدر در خونه این و اون نرو.
حتی به پیغمبر عزیز عالم که به جهت هدایت اومده و رحمت است بر همه عالمین، به ایشون هم در قرآن میفرمود انقدر دست و پا نزن، خودتو اذیت نکن.
تو هم بخوای من اینا رو نمیبخشم.
برای اینا استغفار نکن.
برای مشرکین استغفار نکن.
استغفار توای پیغمبر هم در حق اینا قبول نیست.
تا من نخوام نمیتونی هدایت کنی.
هدایت دست منه.
تو ابلاغ کن، بگو برو.
هدایت دست منه.
توجه دارید چی عرض میکنم؟
همه چی دست خداست.
این الا هو رو باید توجه کرد.
فلا کاشف له الا هو.
خیلی شیرینه.
هو.
و ادامه میده آیه که وای یمسسک بخیر.
اگر خیری هم به تو اصابت کنه و به تو برسه و مس کنه شما رو یا شما به خیری برسی، فهو علی کل شیء قدیر.
این از قدرت الهیه که بر هر چ-- هر چیزی قائل-- قادره و این از اون قدیر بودن خداست.
یعنی قدر و اندازهی هر کسی رو، و ما ننزله الا بقدر معلوم، قدر و اندازهی هر کسی رو خدا میدونه به سعهی وجودی و ظرفیت وجودی او بهش خیر میرسونه.
دست و پا نزن، خودتو نکش، انقدر این در و اون در نزن، در خونه این و اون نرو.
تا خدا نخواد هیچ چیزی به تو نمیرسه و هیچی از تو دفع نمیشه.
ببینید تمام آیه بوی توحید افعالی میده.
همین یه دونه آیه اگر تو وجود انسان پیاده بشه چقدر انسان رو مستحکم میکنه، چقدر انسان رو آرامش میده، چقدر انسان از دغدغهها، اضطراب، تشویش، استرس بیرون میاد.
ها؟
یه روایتی براتون بخونم کیف کنید.
خیلی من خودم کیف کردم.
انشاالله شما هم لذتش رو میبرید.
در این حدیث قدسیه که پیغمبر عزیز عالم فرمودن تو همین کتابیه که پیشمه.
این کتاب شریف امالی شیخ صدوقه.
صفحه صد و شصت و یک و صد و شصت و دوش میتونید این رو ببینید.
روایت که پیغمبر فرمود حدیث قدسیه خدا فرموده بشنوید و تنتون بلرزه.
کلکم ضال.
همه شما گمراهید.
کلکم ضال.
همهتون گمراهید.
الا من هدیته.
مگر اون کسی که من هدایتش کنم.
بابا مگه پیغمبر نیومده برای هدایت؟
نه، هدایت دست منه.
همه کارهای عالم خداست.
خداست و خدایی میکنه.
اصلاً خود پیغمبر رو کی فرستاده؟
خدا.
همهتون گمراهید.
انقدر نیفت به پای استادتو، برو دنبال یه عارف و البته پیدا کردن استاد که امر، امر خودشونه.
به قول بزرگوانی همچون آقای قاضی رحمة الله علیه فرمودن که اگر نصف عمر آدم، مر-مرحوم آقا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی هم همین فرمایشو دارن.
بسیاریشون فرمودن اگر بعضیاشون دو ثلث، بعضیا فرمودن یک نیمی از عمرت رو، نیمی از عمرت رو اگر بذاری فقط بگردی یه استاد کامل پیدا کنی ارزش داره.
بله ولی اون رو هم خدا تو مسیرت میگذاره.
تو برو در خونه خدا زار بزن.
کی نصف شب پاش شدی زار زدی، التماس کردی، خواهش کردی، خدا برات قرار نداد تو مسیر زندگیت.
ادامهش و کلکم فقیر.
همهتون فقیرید.
الا من أغنیته.
مگر اون کسی که من غنیش کنم، من قنا بهش بدم، من توانگرش کنم.
همه چی دست خداست.
و کلکم، این سومیش دیگه خیلی خطرناکه، ترسناکه.
و کلکم مظلم.
همهتون ظالمید.
ظالم بنفس.
ظلمت نفسی.
الا من عصمت مگر خدا حفظتون کنه.
مگر من دست شما رو بگیرم بهتون عصمت ببخشم.
من تلخی گناه رو به ذائقهتون بچشونم بدتون بیاد از گناه و من شیرینی عبادت رو به ذائقهتون بچشونم خوشتون بیاد از عبادت.
همه چی دست خداست.
اگه کسی اینطوری نگاه کنه ببین چقدر نگاهش به عالم عوض میشه متأسفانه ما وقتی یه گرفتاری برامون پیش میاد اون موقع هم معلوم میشه عیار ما چه بونهستها.
اول یاد خدا میافتیم و اول میریم در خونه خدا، اول برنامهریزی میکنیم برای سحرمون که اجزل التماسمون به خدا بیشتر بشه یا نه؟
این و اون تو ذهنمون میان.
اول خدا.
خدا رحمت کنه سید رضی رو که نهجالبلاغه رو جمع کردن.
البته نهجالبلاغه فرمایشات مولا این نیستا فقطها.
من به شما عرض کنم به زرص قاطع که صد برابر این چیزی که تو نهجالبلاغه هست از امیرالمؤمنین آثار هست.
چه از حیث خطب، چه نامهها، چه کلمات قصار، چه حکمتها.
صد برابرش.
اینو حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان تو یه جلسهای فرمودن.
حالا این که سید رضی این زحمت رو کشید جمعآوری کرد این فرمایشات رو، ایشون میدونید که اه توسط یکی از امرای سلا-- اون سلطان وقت خودش افتاد زندان.
اینا به راحتی این راه رو نرفتند.
اینو بگم دیگه.
متوجه منظور بنده بشید و با یه دعای شیرینی هم آشناتون کنم و برای امروز بسه.
افتاد زندان و زندانیش طول کشید.
خیلی طول کشید و اون ملعون خبیث امیری که بالا سرش بود شکنجه میداد.
نه غذا میداد نه آب.
ایشون خیلی اذیت شد مدت طولانی.
بعد به هر حال یه روزی توی حالا ما میگیم خواب ولی تو حالا رؤیای صادقه یا کشفی امام عصر رو زیارت کرد سید رضی.
تا امام عصر رو دیدن به محض اینکه سلام محضر آقا دادن به گریه افتادن.
از آقا خواهش کردن که آقا این زور و این پریشانی رو شما از من بردار.
منو آزاد کن.
من دارم میمیرم اینجا.
بالاخره اینا عشقشون دست به قلم بودن و به هر حال یه نمونهش جمعآوری نهجالبلاغه است.
کارهای علمی و معنوی و اینها بود.
دوست داشتن این کارا رو انجام بدن.
امام عصر فرمودن که دعای عبرات رو بخون.
عرض کرد آقا این دعا کجاست؟
من به گوشم نخورده.
فرمود لای، تو خود کتاب مصباح خودته.
فکر کرد گفت من همچین دعایی تو مصباح ندیدم.
فرمود چرا نگاه کن تو مصباح خودته.
از اون حالت که آمد بیرون سریع رفت کتابو برداشت دید یه ورقهای لای کتابه روش با یه خط خوشی نوشته دعای عبرات.
حالا اگه خواستید پیداش کنید ابتداش این شکلیه.
اللهم إنی أسألک یا راحم العبرات.
چقدر شیرینه این دعا.
بخونید بخوریدش کیف کنید.
که از تو درخواست میکنم ای رحم کنندهی بر اشکها.
این تیکش خیلی، خیلی من باهاش صفا کردم.
و یا کاشف الزفرات.
ای برطرف کننده آههای طولانی.
به به به!
خدا فقط میتونه آههای طولانی رو برداره.
خلاصه این رو برداشت چهل بار پشت سر هم خوند سید رضی و بعد که چهل بار خوند، اون امیر دو تا زن داشت.
یه زنش عاقله بود خوب بود.
اومد پیشش گفت من خواب یه سید بزرگواری رو دیدم خیلی نورانی ازش پرسیدم شما کی هستی؟
گفته من امیرالمؤمنینم.
خلاصه طولانیه فرصت رفته من جمعش کنم داستان رو.
و به من فرمودن که برو به شوهرت بگو یا این بچه منو که زندانی کردی آزاد میکنی یا سر خون-- سقف خونه رو رو سرت خراب میکنم.
اینم از ترسش گفت برید ببینید کیه از سادات زندانی شده.
خلاصه این خبر پیچید تا رسید به سلطان و سلطان دستور آزادیش رو داد.
سید رضی آزاد شد با خوندن این دعا.
سید رضی هم که از علمای به نام شیعه است، درسته به امام عصر توسل کرد اما امام زمان چیکار کرد؟
بهش گفت برو دعا کن.
بهش دعا یاد داد.
فرمود برو در خونه خدا.
اونا داعیه، داعی ال-- السلام علیک یا داعی الله دیگه.
الله رو دارن به من و شما معرفی میکنند.
انشاالله که این بحث توحید افعالی مورد نظر امام عصرمون قرار بگیره و از ما قبول کنه حضرت.
والحمد لله رب العالمين صلوات بفرستید.
اللهم صل على محمد و آل محمد