ددرس‌گفتارها

صلّ الله محمد و آل محمد و عجل.

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

والسلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات سلامٌ علیکم و رحمة الله.

امروز گم شده‌ی ما رفقا، معرفت توحیدیه.

بزرگترین مشکلی که ماها داریم ضعف در وادی توحیده.

متأسفانه جلسات و درس و بحث‌ها و منبرهای توحیدی خیلی کم شده.

در حالی که اصلاً اون شیرازه، اون نخ اسکنداس توحیده.

[نفس عمیق] شما توحیدو بردارید دیگه چی باقی می‌مونه؟

شما کل صحف نوریه و حکمیه بزرگان اهل معرفت رو ورق بزنید همش بوی توحید میده.

البته مسیر رسیدن به اون رو در معرفت نفس بیان کردن.

اون معجزه قولیه مولامون علی، حضرت وصی علیه الصلاة والسلام که حدیث من عرف، من عرف نفسه فقط عرف ربه روش خیلی باید کار بشه.

شاهراه رسیدن به توحید ناب معرفت نفسه.

این رو به صورت مقدمه عرض کردم که بحث توحیدی که ما هر روز فعلاً ورود کردیم به فضل الهی در توحید افعالی رو بهتر متوجه بشیم چرا من قریش کاف‌شاری داریم؛ داریم آیاتشو بحث می‌کنیم، بررسی می‌کنیم و به زودی ازش و راحت ازش گذر نمی‌کنیم.

در آیه‌ هفت و هشت سوره نسا چنانچه خاطر شریفتون باشه انتهای آیه که و ان تصبهم حسنه يقولوا هذه من عند الله.

این‌ها منافقین می‌گفتن وقتی یه حسنه ای میاد این از الله.

و ان تصبهم سيئة يقولوا هذه من عندك.

وقتی که سیئه ای میاد به هر دلیلی حتی ورشکستگی مالی برای خودشون پیش میومد اینو نسبت میدادن به پیغمبر.

هذه من عندك گفتن از توئه.

عرض کردیم اینجا غیرت خدا خروش می‌گیره و می‌جوشه.

می‌فرماید قل بهشون بگو محکم قل کل من عند الله همش از خداست.

فمال هؤلاء القول لا يكادون يفقهون حديثا چرا اینا نمی‌خوان بفهمن؟

خیلی حد-- این آیه سیاقش عجیبه، خیلی.

[نفس عمیق] که بعد دیروز ما عرض کردیم خب پس اون آیه‌ی ما أصابك من سيئة فمن نفسك اینجا چی میشه؟

اگر هرچی بدیه از نفس توئه اینجا خدا میگه همچی از خداست.

کل من عندالله.

اینو چجوری جمعش کنیم؟

تو اینجا بودیم داشتیم بحث می‌کردیم، فرصت گذشت.

اجازه بدید برای اینکه اینو ما خوب متوجه بشیم یه نکته‌ای رو پیرامون معرفت نفس با هم گفت و گو کنیم کوتاه.

بعد از این استفاده کنیم برای اون معرفت توحیدی.

خوب اینو گوش بدید اگر خواستید با دقت بیشتر مفصل‌ترشو بدونید در شرح اسفار ملاصدرا حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان در جلسه هفتاد و شش، جلسه هفتاد و هشت قشنگ اینو توضیح دادم.

خلاصه‌ش اینه ببینید آنچه که ما در نفسمون در قوه خیالمون صورت و شکل انشا میشه نفسمون انشا می‌کنه.

یعنی قوه خیال که قوه خیالی که ما داریم و در اون صورت و شکل انشا میشه.

چه در تمثلات بیداریمون تمثلاتی رخ میده.

این که میگیم تمثل چون رتبه خیال رتبه مثالیه دیگه مافوق رتبه طبیعته.

برزخ وجودی ماست، ملکوت وجودی ماست که بالاتر از اون میشه عقل که رتبه جبروته.

بیرون از ما همینطوره.

ما رتبه مثال، عالم مثال رو داریم که الان ارواح اموات ما اونجان.

عالم عقول هم داریم که عالم جبروته و عالم ملائکه و این‌هاست و سلطنت امیرالمؤمنین و بعد میشه عالم اله و اسما و اینا که قبلاً بحثشو داشتیم.

در خود ما این شکلی بود دیگه.

میگیم تمثل از رتبه مثالیه بحث اینجاست.

قوه خیال همون برزخ وجودی‌مون یا رتبه مثالی‌مونه.

این تمثلات چه در بیداری باشه چه در خواب باشه همش و همش فعل نفسه.

نفس این‌ها، این‌ها رو انشا می‌کنه.

حالا نفس مرده‌ست یا زنده‌ست؟

نفس حیه دیگه، زنده‌ست.

درسته؟

مظهری‌ست از اسم الحی حضرت حق که شما الان حضرت عالی زنده هستید.

خب اگر نفس زنده‌ست فعلش هم زنده است.

یعنی فعل نفس هم حیات داره.

یعنی اون تمثلات که شما تو قوه خیالت داری اونا حقیقت داره، اونا واقعی‌ت داره، اونا حیات داره.

برای همین میگه امیرالمؤمنین می‌فرمود مراقب فکرت باش.

هر فکری رو نکن.

این افکار حالا اون فکر منطقی رو ما، ما داریم میگیم‌ و اینا هم خیلی باید مراقبت کرد که انسان هر صورت و شکلی تو قوه خیالش متمثل نشه.

هر خوابی رو نبینه.

چرا میگه تسبیح حضرت زهرا قبل خواب بخون؟

برای اینکه جلوگیری می‌کنه از تمثلات بیخود اضافه.

قوه خیالو چرا میگه؟

دیروز که عزیزانی که ساعت سه بودند در بحث قلب مؤمن گفتیم حضرت علامه طباطبایی در کتاب سیر و سلوکش نفی خواطر رو میاره کنار فکر و ذکر.

اصلاً نمیشه بدون نفی خواطر رفت سمت تفکر که حرکت نفس است از معلومات به مجهولات و ذکر.

اصلاً نمیشه.

خاطری که آشوبه درش، خاطری که پر از متخیلات فاسده‌ست هرچی هم خلوت بکنه بازم همهمه تو وجودشه پس میگه اول نفخ خواطر کن.

خاطراتتو پاک‌سازی کن.

تعلقاتتو بکن.

حالا بحث چیز دیگه‌ست.

بحث اینه که چون نفس زنده‌ست، فعلش هم نفس زنده است و ما اون رو انتساب میدیم به نفس.

شما نفس رو ورداری چه فعلی، چه خوابی، چه تمثلی.

اصلاً امکانش نیست.

شما وقتی می‌خوابی اون همه صور و اشکالی که در خواب می‌بینی اینا از کجاست؟

مطلقاً انشائات نفس ناطقه خودته.

از بیرون نیومده که.

شما خواب اینجا بدنت افتاده داری خواب می‌بینی.

هر جا هستی و هر کاری داری می‌کنی همه میگن آقا بدن شما اینجا بود.

چرا علدی-- الکی ادعا می‌کنی که من حرم سید و شهدا بودم؟

دروغ نگو.

میگه آقا شما نمی‌فهمید.

من اینجا بودم اما در رتبه مثالی‌م سیر می‌کردم.

با بدن مثالی‌م رفته بودم به حرم سید و شهدا.

بله به واقع هم رفته بودی.

فعل نفسه و چون نفست حیات داره اونم ان دار الآخرة لهی الحيوان.

حالا برگرد به دار آخرت.

میگه اونجا هم یکپارچه حیاته.

چرا حیاته؟

مگر دار آخرت، مگر عالم برزخ رتبه مثالی آدم-- عالم نیست؟

برش گردون به همین معرفت نفس.

همینطور که رتبه مثالی شما حیات داره، فعل نفسه.

چون نفس حیات داره فعلش هم حیات داره.

اون ور هم چون این‌ها شعون حضرت حق‌اند.

اطوار وجودی حق‌اند.

ظهور و بروز اسماء الهی هستند.

همه یکپارچه حق‌اند.

همه یکپارچه حیات‌اند.

حیات دارن.

اصلاً شما یک شی، یک موجود از موجودات، از وجودات رو پیدا نمی‌کنید که پرتو نور حضرت حق، وجود کلی صمدی قرآنی درش نباشه.

یعنی اسماء الهی درش نباشه.

اسم الحی خدا درش پیاده نشده باشه.

اصلاً پیدا نمی‌کنی.

اگر نباشه که معدومه، موجود نیست.

درسته؟

حالا شما برگرد از، از مسیر سیر معرفت نفس رسم جلو که اینو بفهمین.

یه ذات غیبی داریم.

همه‌ی اطوار وجودی ایشون، حضرت حق، ظهور و بروز اسماء و ملکات و کمالات وجودی حضرت حق‌اند.

در-- یعنی تمام آسمان و زمین و ملک و ملکوت و همه ظهور کمالات حضرت حق‌اند.

در حقیقت خ-- میشه اینطوری گفت عالم اطوار وجودی حقه.

طورهای مختلف حقه که ظهور کرده.

اسماء حق‌اند که ظهور کردن.

میگه که رتبه مثالی عالم، شما-- خدا نفس داره یا نه؟

داره خدا نفس؟

بله.

ما که داریم.

خدا هم داره.

شما درس دیروز بودی که حاضر جوابی.

اللهم عرفنی نفسک.

یا تو قرآن می‌فرماید که یحضرکم الله نفسه.

پس خدا نفس داره.

اگر خدا نفس داره نفس الهی تمثلات داره.

لذا گفتن به منزله، این منزله رو توجه کنید.

عالم به منزله بدن است برای نفس حضرت حق.

پس هرچه در عالم، چه در رتبه مثال، چه در رتبه‌ی عقل، چه در رتبه‌ی اله و اسماء الهی هست، همش میشه چی؟

پرتویی از نور لمعات جمال و جلال الهی.

اون ذات غیبی همه میشن ظهور.

پس اینا همه زنده‌ن.

حالا همه‌ی اینا پیاده شده از ذات غیبی‌اند.

همه‌شون متصله به حضرت حق‌اند.

از خدا جدا نیستند.

هو معکم أينما كنتم هر کجا باشید.

پس نتیجه، یه جمله.

پس کل من عند الله یعنی چی؟

یعنی همه‌ی اینا فعل حق‌اند.

هر اتفاقی در عالم می‌افته، من و شما ظاهراً تلخ و شیرین می‌بینیمش.

من و شما ظاهراً شر و خیر می‌بینیمش.

مطلقاً خیر محضه.

حیات تفوره.

من و شما نمی‌تونیم تحلیل نداریم.

ضعیفیم.

میگیم این شره، این بده.

درصورتی که حتی خود شیطان هم شر نیست.

ذاتاً شر نیست.

اگه شیطان نبود چه بهشتی؟

سگ پاسبان خداست که ما رو پارس کنه ما رو بفرسته بهشت.

اگه شب نبود روز چیه؟

اگه ظلمت نبود نور چیه؟

اگه شر نبود حسین رو چگونه ما بفهمیم؟

توجه کردی چی شد؟

خلاصه‌ش اینه که همه چی فعل حقه.

می‌رسیم به جمله حضرت زینب سلام ما رأيت إلا جمیلا.

الان تازه می‌فهمیم بحث، بحث توحیدیه.

احساسی و عاطفی نیست.

حضرت زینب همه چی رو زیبا دید چون فعل حق می‌بینه.

اما خب بستگی داره که از چه مجرایی پیاده بشه.

این اسماء جلال از سمت و ناحیه دشمن پیاده میشه.

اسماء جمال از سمت و ناحیه اهل ایمان.

انشاالله این بحث رو باز ادامه میدیم یه مقدار پخته‌تر بشه.

نترسید از این اصطلاحات.

وازش می‌کنیم، صحبت می‌کنیم، یه مقدار گفت‌وگو می‌کنیم.

حرفای جدید اگر می‌شنوین این‌ها در حوزه ت-- در حقیقت فرمایش رهبریه.

تبیین جهاده.

تبیین در حوزه معارفه.

دل بدید.

خسته نشیم از این حرفا.

تا کی داستان و قصه بگیم؟

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستین.

الله.

اللهُم صَلّ عَلَى