یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نخ تسبیح معارف: توحید
گمشدهٔ امروز معرفت توحیدی است. بزرگترین مشکل ضعف در وادی توحید است. جلسات و منبرهای توحیدی کم شده؛ حال آنکه شیرازه و نخ تسبیح معارف توحید است. توحید را بردارید چه میماند؟ صحف نوری و حکمی اهل معرفت همه بوی توحید میدهند؛ مسیر رسیدن را در معرفت نفس بیان کردهاند. معجزهٔ قولی مولا علی — من عرف نفسه فقد عرف ربه — شاهراه توحید ناب است. این مقدمه برای ورود به توحید افعالی و آیات قریش است تا زود از آنها عبور نشود.
حسنه از خدا و سیئه از پیامبر؟
در آیات هفت و هشت سورهٔ نساء منافقین میگفتند اگر حسنهای رسد هذه من عند الله و اگر سیئهای — حتی ورشکستگی مالی — هذه من عندك؛ از توست ای پیامبر. غیرت خدا میجوشد:
«قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا» (نساء/۷۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو همه از نزد خداست؛ پس این قوم را چه شده که نزدیک است سخنی درنیابند؟
سیاق آیه عجیب است. پس آیهٔ «ما أصابك من سيئة فمن نفسك» چگونه با كل من عند الله جمع میشود؟ برای فهم آن باید کوتاه به معرفت نفس بازگشت؛ شرح اسفار علامه حسنزاده در جلسات هفتاد و شش و هفتاد و هشت این را گشوده است.
انشای نفس در قوهٔ خیال
آنچه در قوهٔ خیال صورت و شکل مییابد نفس انشا میکند. رتبهٔ خیال رتبهٔ مثالی است؛ مافوق طبیعت و برزخ وجودی و ملکوت انسان؛ بالاتر عقل و جبروت. بیرون نیز عالم مثال — جایگاه ارواح اموات — و عالم عقول و ملائکه و سلطنت امیرالمؤمنین و سپس عالم اله و اسماست. تمثلات بیداری و خواب همه فعل نفساند. نفس زنده است؛ مظهر اسم الحی. فعل نفس نیز حیات دارد؛ تمثلات حقیقت و واقعیت و حیات دارند. از اینرو امیرالمؤمنین فرمود مراقب فکرت باش؛ هر فکری مکن. تسبیح حضرت زهرا پیش از خواب از تمثلات بیهوده جلوگیری میکند.
در بحث قلب مؤمن آمده علامه طباطبایی در سیر و سلوک نفی خواطر را کنار فکر و ذکر نهاده است؛ بدون نفی خواطر نمیتوان به تفکر — حرکت از معلومات به مجهولات — و ذکر رفت. خاطر آشوب و پر از متخیلات فاسد حتی در خلوت همهمه میآفریند؛ اول نفی خواطر و پاکسازی تعلقات.
خواب و بدن مثالی
چون نفس زنده است فعلش زنده است و به نفس منتسب. خواب دیدن مطلقاً انشائات نفس ناطقه است؛ از بیرون نیامده. بدن اینجا افتاده و در رتبهٔ مثالی با بدن مثالی به حرم سیدالشهدا رفتهای؛ به واقع رفتهای چون فعل نفس است و نفس حیات دارد. و إن الدار الآخرة لهي الحيوان — دار آخرت یکپارچه حیات است چون رتبهٔ مثالی عالم است؛ چنانکه رتبهٔ مثالی تو حیات دارد.
اطوار وجودی حق و كل من عند الله
موجودی نیست که پرتو نور وجود صمدی و اسم الحی در آن نباشد؛ وگرنه معدوم است. ذات غیبی و همهٔ اطوار وجودیاش ظهور اسما و کمالاتاند؛ آسمان و زمین و ملک و ملکوت ظهور کمالات حقاند؛ عالم اطوار وجودی حق است. خدا نفس دارد: اللهم عرفنی نفسك؛ یحذركم الله نفسه. اگر خدا نفس دارد تمثلات الهی دارد. گفتهاند عالم به منزلهٔ بدن است برای نفس حضرت حق؛ پس هرچه در مثال و عقل و اله است پرتوی از لمعات جمال و جلال است؛ همه زندهاند و متصل به حق: هو معكم أينما كنتم.
نتیجه: كل من عند الله یعنی همه فعل حقاند. آنچه تلخ و شیرین و شر و خیر میبینیم مطلقاً خیر محض و حیات است؛ ضعف تحلیل ماست که شر مینامیم. حتی شیطان ذاتاً شر نیست؛ سگ پاسبان خداست که به بهشت براند. بدون شب روز چیست؛ بدون ظلمت نور؛ بدون شر چگونه حسین فهمیده میشود؟
ما رأيت إلا جميلا
جملهٔ حضرت زینب تازه در افق توحید فهمیده میشود؛ احساسی صرف نیست. همه را زیبا دید چون فعل حق دید. اسما جلال از ناحیهٔ دشمن و اسما جمال از ناحیهٔ اهل ایمان پیاده میشود. از اصطلاحات مترسید؛ تبیین معارفی است؛ جهاد تبیین. تا کی فقط داستان؟ والحمد لله رب العالمین؛ صلوات.
تأنی در آیات توحید افعالی
ورود فعلی به توحید افعالی و آیات قریش از سر تأنی است؛ زود نباید گذشت. غیرت الهی در برابر نسبت سیئه به پیامبر قل كل من عند الله را فرمان میدهد و میپرسد چرا این قوم نزدیک نیست سخن را بفهمند. سیاق آیه سنگین است و با آیهٔ نسبت سیئه به نفس باید از مسیر نفس جمع شود.
برزخ وجودی و عالم مثال
قوهٔ خیال برزخ وجودی و ملکوت انسان است. بیرون نیز عالم مثال جایگاه ارواح اموات است و عالم عقول جبروت و ملائکه. تمثل چون در رتبهٔ مثال رخ میدهد مافوق طبیعت است. مراقبت از صورتهای خیالی و خوابها مراقبت از فعل نفس زنده است.
نفی خواطر پیش از فکر و ذکر
علامه طباطبایی نفی خواطر را کنار فکر و ذکر نهاده است. خاطر پر از متخیلات فاسد خلوت را همهمه میکند. تسبیح زهرا پیش از خواب سد تمثلات بیهوده است. بدون پاکسازی خیال سیر به تفکر و ذکر ممکن نیست.
شیطان و شر و حسین
در نگاه توحیدی حتی شیطان ذاتاً شر نیست؛ پاسبانی است که به بهشت میراند. شب و ظلمت و شر ظاهری زمینهٔ فهم روز و نور و حسیناند. ضعف ما شر مینامد آنچه فعل حق و خیر محض است. از این افق جملهٔ زینب معنا مییابد.
جهاد تبیین معارف
اصطلاحات توحیدی را باید باز کرد و گفتوگو نمود؛ این تبیین معارفی و مصداق جهاد تبیین است. خستگی از معارف جایز نیست؛ صرف داستان کفایت نمیکند. الحمد لله رب العالمین.
شاهراه علوی معرفت نفس
معجزهٔ قولی وصی — من عرف نفسه فقد عرف ربه — روش کار توحید ناب است. صحف اهل معرفت همه بوی توحید میدهند و مسیر را از معرفت نفس گشودهاند. بدون این شاهراه ورود به توحید افعالی سطحی میماند.
نسبت سیئه به نفس و كل من عند الله
آیه میگوید آنچه از سیئه به تو رسد از نفس توست؛ آیهٔ دیگر میگوید همه از خداست. جمع از اینجا است که نفس فعل دارد اما نفس و فعلش پرتو حیّ حقاند و از خدا جدا نیستند. آنچه در خیال انشا میشود فعل نفس است و در عین حال در سلسلهٔ فعل حق جای دارد. تلخ دیدن از ضعف فقه حدیث است؛ فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا.
خواب صادق و دروغ مدعیان
بدن روی زمین است و خواببیننده میگوید در حرم سیدالشهدا بودم. ظاهرگرایان تکذیب میکنند؛ حال آنکه سیر در رتبهٔ مثالی با بدن مثالی واقع است چون فعل نفس حیّ است. دار آخرت یکپارچه حیوان است به همان دلیل که مثال متصل انسان حیات دارد. پیوند معرفت نفس و معاد از همینجا است.
نفس الهی و بدن عالم
اللهم عرفنی نفسك و یحذركم الله نفسه نشان میدهد خدا نفس دارد. عالم به منزلهٔ بدن برای آن نفس است؛ پس مثال و عقل و اسما همه لمعات جمال و جلالاند، زندهاند، و هو معكم أينما كنتم. جدایی از حق در کار نیست؛ اتصال دائمی است. كل من عند الله خلاصهٔ همین اتصال است.
اسما جلال و جمال در کربلا
اسما جلال از مجرای دشمن و اسما جمال از مجرای اهل ایمان پیاده میشوند؛ هر دو فعل حقاند. زینب همه را جمیل دید چون مجرا را در وحدت فعل دید نه در دوگانهانگاری خیر و شر ظاهری. این افق توحید افعالی است نه شعار عاطفی.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.