ددرس‌گفتارها

[چند نفر با هم] بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیات.

سلامٌ علیکم و رحمة الله.

در توضیحات پیرامون توحید افعالی بودیم که ذکر شریفش چی بود؟

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

که آثار و برکات عجیبی داره.

اگر کسی توفیقات تقویت توحید رو در وجودش داشته باشه به تجلیات الهیه می‌رسه.

اصلاً بحث ما از قلب مطمئن شروع شد و آرامش کجاست و اومد تا اینکه امام حسین در کربلا برای شهدای کربلا تجلی کرد.

گفتیم اصلاً تجلی چیه؟

توضیح دادیم ظهور حقه در دو وجه و دو حیثیت که بعد اومدیم سمت توحید که توحید افعالی و صفاتی و ذاتی الان تو رتبه‌ی اول توحید افعالی هستیم که لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

از مهمات آقا.

یعنی اگر کسی به این رتبه‌ی توحید نرسه می‌لنگه.

توحیدش کامل نیست و اونقدر برزخش مشکل می‌شه عزیزان دلم، برزخش طولانی می‌شه، اذیت می‌شه.

و این اذیت می‌بینی هفت-- می‌بینی هفت هزار سال طول کشید برزخش‌ها.

[نفس عمیق] لذا ما داریم یه مقدار بیشتر پافشاری می‌کنیم تو بحث توحید.

در آیه هفتاد و هشت سوره‌ی نساء بودیم.

ابتدای آیه رو گفتیم که پیرامون موت بود.

منتها ادامه‌ی آیه رو براتون می‌خونم ببینید که اصلاً چقدر زیبا، عجیب آقا بوی توحید افعالی می‌ده.

یکی از آیات عجیب قرآن است.

یعنی من براتون، براتون می‌خونم متوجه-- مخصوصاً اونایی که سیر بحث رو دنبال کردن بیشتر متعجب می‌شن.

حالا خدمتتون عرض می‌کنم چطور.

ادامه‌ی آیه می‌فرماید «وإن تصبهم حسنة» وقتی به این‌ها حسنه‌ای می‌رسه «يقولوا هذه من عند الله» این از سمت خداست.

جالبه.

یعنی پیداست که یه بویی از توحید بردن.

چرا؟

«ما أصابك من حسنة فمن الله» دیگه.

صریح آیه‌ی قرآن تو سیر بحث عرض کردم این بود که هرچی حسنه به ما می‌رسه نیست مگر از الله.

اینجا اینو اقرار می‌کنن.

وقتی حسنه میاد «هذه من عند الله» درست شد؟

اشکال کار به کجاست؟

«وإن تصبهم سيئة» وقتی سیئه به این‌ها می‌رسه باید چی بگن؟

بر اساس قرآن بگن چی؟

«ما أصابك من» آفرین «سيئة فمن نفسك» از خودته، بدی از خودته.

اما این‌ها می‌گن چی؟

«يقولوا هذه من عندك» خطاب به کی؟

به پیغمبر.

منافقین اینطوری بودن.

وقتی سیئه‌ای حتی ورشکستگی مالی، هر اتفاق ناگواری ظاهراً رخ می‌داد این‌ها نسبتش می‌دادن پیغمبر.

در صورتی هرچی خیر، خوبی از خداست، بدی‌ها از توئه.

حالا خدا غیرت نشون-- عجب غیر-- اینی که می‌گم عجیبه، یک غیرتی خدا اینجا به خرج داده که اجازه بدید من بیشتر از این بازش نکنم.

یه ذره باید خصوصی‌تر با هم صحبت کنیم.

در گوشیه حرفی اینجا.

حالا شاید عصری گفتیم.

«قل» بگو بهشون «كل من عند الله» این همه حرف در گوشیه.

همش از خداست.

یعنی چی همش از خداست؟

یعنی «ما أصابك من سيئة» مگر قرآن نمیگه «فمن نفسك» از جان خودته.

«كل من عند الله» یعنی اون هم از خدا؟

یعنی خدا حرفش منسوخ شد؟

حرفش برداشته شد؟

نه، سلسله مراتب رو باید دقت کرد.

حالا عرض می‌کنم خدمتتون.

«فما لهاؤلاء القوم» تشر خدا رو ببین.

«لا يكادون يفقهون حديثا» چرا یه سری نمی‌خوان بفهمن؟

«لا يكادون يفقهون» از فهم میاد.

«حديثا».

چرا اینا نمی‌خوان؟

چرا حرف گوشا نیستن؟

چرا حرف-- نمی‌فهمن چرا اینا؟

چرا انقدر جسارتاً نفهم‌ن؟

غیرت خدا رو می‌بینی جوشیده؟

همش «كل من عند الله».

این حرفا چیه؟

ما گفتیم از نفس توئه اما نفس تو فقط انتخاب می‌کنه.

به حول و قوه منه.

انتخاب با توئه.

مثل اینکه دزد، بارها گفتیم دزد میره دزدی به حول و قوه الهی میره یا به حول و قوه خودش میره؟

به حول و قوه الهی میره دزدی می‌کنه.

اونم «كل من عند الله» آقا.

نگاه کن قصه رو درست.

ولی انتخاب با خودشه.

نسبت به اینکه چه اسمی داره پیاده می‌شه تعریف می‌شه.

حیثیت از اینجا تعریف می‌شه.

چه حیثیه؟

خیره یا شره؟

انتخاب با توئه.

چه اسمی از خدا-- والا کلاً اسماء الهی داره پیاده، پیاده می‌شه.

اصلاً شما خود شما کی هستی؟

اصلاً شیطان آقا بالاتر از دیگه از حیث شر دیگه شروره دیگه.

بلکه شریره.

بدتر از شرور.

بدتر از شریره.

شریره.

خب؟

این ملعون خبیث الی الابد البته بهتره بگیم لعنت الله عليه.

چون ما، ما بهتره لعن نکنیم.

[نفس عمیق] آیا اون هم کلمة الله نیست؟

آیا اون هم مجری اسم مذل حضرت حق نیست؟

«إن الله يهدي من يشاء ويضل» هیچ اسمی از اسامی حضرت حق پیاده نمی‌شه مگر اینکه مجری داره.

مجری اسم.

آیا خدا مذل هست یا نه؟

یکی از اسامی خداست دیگه حالا ما احتراماً میگیم رها کننده.

خدا رها میکنه طرف رو با احتراماً میگیم و الا درست تو راه گمراه میکنه آقا.

خب از چه طریقی؟

از طریق مجرا.

مجرا شیطان.

ولی کی گمراه کرد؟

خدا.

از چه طریقی؟

شیطان.

کی گمراه کرد؟

خدا.

از چه طریقی؟

نفس حضرت عالی.

ببینید برای اینکه بهتر متوجه بشیم، یه جا هست قرآن فرمود الله يتوفى الأنفس حين موتها والتي لم تمت في منامها.

چه اون کسی که خوابیده، چه کسی که میمیره رو يتوفى الأنفس.

کی؟

الله.

درسته؟

اینو همه می-- قبول داریم دیگه.

خداست که میکشه.

خداست که میخوابونه.

اینطوری میفهمیم از آیه دیگه خودمونیش.

پس چطور یه جا دیگه میفرماید و يتوفهم الملائكة.

اون وفات، اون کسی که وفات رو به این‌ها میاره ملائکه اند.

مگه عزرائیل اینجا چیکار هست؟

دقت کردید چی شد؟

مجری عزرائیله.

در سلسله طولیه‌ همه چی به اذن الله.

کل من عند الله.

این نگاه توحید افعالیه.

به نظر شما اگر کسی به این برسه واقعاً نه مثل من علم فکریش باشه و از رو کاغذ برای شما بخونه و اینا نه، واقعاً برسه دارا بشه نه دانا، بچشه این رو چه بلایی سرش میاد؟

چه بلای عشقی سرش میاد؟

میشه امام خمینی.

میگه همه عالم جلوی من وایسن من یه تنه حرف حق رو میزنم و راه حق رو میرم.

سر سوزنی‌ام نه می‌ترسم، نه ترسیدم.

که حضرت آیت الله آقای شهید اشرافی اصفهانی، شهید مهرا بارها عرض کردیم.

ایشون فرمودن این اصلاً معجزه است.

این معجزه است که یه شخصی پیدا شه قسم به لفظ جلاله اونم توی اون جایگاه قسمت.

طاهیتل و معصومن دیگه.

کسی سر سوزنی از این‌ها گناه و معصیت بلکه کراهت ندید.

خدا رحمت کنه حضرت الله آقای علامه حسن زاده علیه رحمة الله الرضوان رو که در خصوص رهبر عزیز فرمودن وقتی افتادم پای رهبر رو ببوسن، دست رهبر رو ببوسن آقا فرمودن نکنین این کار رو.

فرمودن اگر من یک کراهت از شما تو مدت عمرتون میدیدم این کار رو نمیکردم.

اینا جلوی هر کسی خم نمیشن که.

مبایع مش فضل الله محضرشون بوده گفت پاشید برید بابا پاشید وقت ما رو نگیرید برید.

تعارف با کسی ندارن.

عمرشون ارزشمنده.

طوری نیست که گرده بگیرن حالا بشینید گپ بزنیم.

این حرفا چیه؟

با خدا دارن معامله میکنن.

آقای اشرافی اصفهانی میگن معجزه است.

یکی تو اون تراز برده ب-برگرده لفظ جلاله الله استفاده کنه که والله قسم من تو کل عمرم نترسیدم از هیچی.

یه سوتیوز بغل ما می-- رد میشه شیش متر میپریم.

این اون امام خمینی میسازه.

کیا ادعا میکنن ما بسیجی امام-- اولیش خود من.

بسیجی ایم آقا.

ما رهرو راه ولایتیم بفرمایید.

چرا تو توحید افعالی رهرو نیستیم؟

چرا تو توحید صفاتی رهرو نیستیم؟

چرا تو توحید ذاتی نیستیم؟

چرا تو این چیزا نیستیم؟

فقط تو تحلیل سیاسی و نمی‌دونم این زد و بندهای سیاسی و جریانات اجتماعی و جریان شناسی اجتماعی رو چپ و جلوی راست قرار بدی، راست و جلوی اون سنتی و نمی‌دونم چی و از این مزخرفات و وقت بیهو-- خودت رو بگیری بیهوده عمرت رو به بطالت بدی بره؟

تو این چیزا ولایی هستیم ما.

جهاد تبیین فقط تو بحث‌های سیاسیه که فلانی خیانت کرد، فلانی نمی‌دونم چیکار کرد، این اون به اون جسارت کرد، این بحث‌های مزخرف بیخوده که هیچ سودی هم به حال ما نداره.

به من چه که فلانی چی گفت و چیکار کرد؟

جهاد تبیین آیا در حوزه معارف نیست؟

آیا بعد از چهل و شش سال گذشته از انقلاب نباید یه تحولی اساسی در حوزه معارف رخ بده؟

نباید؟

آیا امام شرق و غرب عالم رو به، بله به صحیفه و قرآن دعوت کرد اما قبلش به شیخ الرئیس و آثارش، به ملا صدرا و آثارش، به محی الدین عربی و آثارش دعوت کرد.

کدوم یکی از ما یه کتاب از اینا خوندیم؟

آیا حوزه تبیین در حوزه معارف نیست؟

خود حضرت آقا اخیراً نفرمودن در حوزه معارف بسیار حرف‌ها گ-- داریم نگفته.

حالا خسته میشید بین دو نماز هم هست وقت ما هم گذشت.

خلاصه‌ش چی شد؟

لا حول و لا قوه الا.

بریم یه ذره فکر کنیم رو این آیه что عرض کردم.

هفتاد و شش سوره نساء.

کل من عند الله آقا.

شوخی نیست.

اصلاً دیگه اینجا خیر و شر معنا پیدا نمیکنه.

هرچی پیش آید خوش آید.

اصلاً نگاه رو عوض میکنه.

سبک زندگی رو تغییر میده.

به خدا قسم کسی بیفته تو وادی توحید افعالی تازه صفاتی و ذاتی پیشکش.

بیفته تو همین رتبه اول توحید، چنان مستحکم میشه، حکیم میشه، محکم میشه.

حکومت رو باید سپرد به اینا.

و لا يمكن الفرار من حکومتی که از حکمه.

یسین و قرآن الحکیم از حکمه، از حکمته.

عبور از ظاهر به باطنه.

یه حکیم میتونه تعبیر خواب کنه.

از ظاهر صور و اشکالی که در خواب دیدی عبور کنه به حقیقت و باطن اون خواب برسه.

یه حکیم میتونه که بتونه عبور کنه.

کدوم یکی از ما از ظاهر به باطن عبور کردیم؟

کدوم یکیمون حکیم شدیم؟

کدوم یکیمون؟

ختمه که الان یه جمله بگم شاید اذیتتون کنه این جمله اما چه کنم قرآنیه.

اونجایی که خدای منان به پیغمبرش فرمود این‌ها رو دعوت کن، اول چیزی که خدا اولین-- خب میخوام دعوت کنم همه رو به سمت خود شما ای خدا چگونه دعوت کنم؟

ما سریع میریم سراغ اول از همه جدل، بحث، جدل، دعوا.

غلط کردی که قبول نمیکنی.

به پسرمون، به دخترمون، به جوون دانشجو، به مرد، به این جوون‌های بیرون.

بیخود کردی با باتوم تو سرش.

مثل اوایل ما، اوایل انقلاب چیکار می‌کردیم با جوون‌ها؟

در صورتی که اون تازه میگه و موعظه-- ببخشید و جادلهم بالتی هی احسن.

جدل احسن اون آخرین رتبه مرحله‌ست.

قبلش چیه؟

خیلی ما هنر کنیم بریم سراغ موعظه.

و الموعظة الحسنة وسطه.

اول چی رو میفرمود؟

حکمت.

می‌فرمود با حکمت اینا رو دعوت کنید با حکمت، به حکمت.

حکمت این جنس حرف‌هاییه که ما داریم می‌زنیم که هیچ کدومش مال ما نیست، مال بزرگانه.

عبور کنیم از ظاهر به باطن یه ذره.

این بحث رو انشاالله ادامه میدیم یه ذره پخته‌تر بشه.

والحمد لله رب العالمين صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد