بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
[مکث] آیه دیگری که [مکث] در خصوص ارزش توحید افعالی و کلاً موضوع توحید هست آیه هفتادو نُه سوره آل عمران.
ما کان لبشر ان يؤتیه، ان يؤتیه الله الكتاب والحکم والنبوة.
سه تا مو-- سه تا فاکتور رو اینجا مشخص میکنه که [مکث] کتاب، حکم، همون حکمت، نبوت.
ثم يقول للناس كونوا عبادا لي من دون الله ولكن كونوا ربانيین بما كنتم تعلمون.
میفرماید هیچ انسانی رو سزاوار نیست که خدا این سه چیزو بهش بده، کتاب، حکمت و نبوت.
بعد به مردم بگه در پس این سه، این سه اعطاء الهی به مردم بگه که حالا بیا چکار کنید؟
من دون الله، عبادا لي من دون الله.
شما بشید بندگان ما.
یعنی جای توحید رو عوض کنن.
اصلاً میگه سزاوار نیست.
اصلاً اینا با هم همجور در نمیان.
البته یه روایت داره که خیلی کیف کردم خود من در تفسیر اهل بیت اون رو تقدیم کنم.
خیلی شیرینه روایت.
جلد دو، صفحه ششصد و چهل و شش.
خواستم آخر سر بگم اولش بگم کامتون شیرین شه.
یه ذره خودتونو بهتر بشناسید، ارزش خودتون رو دریابید.
امام باقر سلام الله علیه فرمود این سه تایی که اینجا فرمود کتاب و حکم و نبوت رو، اینا رو به کی دادن؟
اصلاً منظور نظر در، تو این آیه کیه؟
میفرماید الشیعة وهم اهل الكتاب وهم الذين أوتوا الكتاب والحکم والنبوة.
شیعه ماست که این سه تا بهش داده شده.
کتاب بهش داده شده، حکم یا حکمت داده شده، نبوت داده شده.
بله البته این نبوت از نوع نبوت تشریعی نیست دیگه اون خاتم تموم شد، ختم پیدا کرد.
این نبوت انباییه یا تعریفیه یا عامه یعنی انبا-- خ-- باخبر شدن از عالم، از حقایق عالم هستی.
این درش که بسته نیست به روی ما.
نبع یعنی خبر.
شما نابع باشی به شدت میشه نبی.
شدیداً باخبر بشی از حقایق عالم.
این به شیعه داده شده.
درست شد؟
حالا میگه انقدر خدا اینطوری خودمونی بگیم انقدر خدا به شما حال داده، انقدر تحویلتون گرفته.
آقای شیعهها مبادا، مبادا خودپرست بشید.
مبادا دعوت به خود داشته باشید.
البته دلش میاد بیرون.
انقدر که توحید مهمه میگه حواستون باشه صرفاً داعی الی الله باشید.
پیغمبرش هم که اومده السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
امام عصر هم با اون عظمتش داعی الی الله.
خدا نکنه کسی دعوت به سمت خودش کنه، دعوت به نفس کنه، دعوت به خود کنه.
اینا بیچارهاند.
بیچارهترین آدما اینهان.
مشخص هم هست آدم متکبر میشه، مغرور میشه [مکث] و ارزش و اهمیت برای دیگران قائل نیست.
کرامت نفس برای مردم قائل نیست.
و اینجا البته و یعنی هر کسی که رتبهش تو اجتماع بیشتره و بیشتر سر و کار با مردم داره وظیفهش هم سنگینتر میشه کرامت نفسانی.
مدیران محترم چه عزیزانی که حضور دارن، چه کسایی که نیستن.
خیلی یعنی چوب سنگینی داره.
کسی بیجهت کسی رو راه نده تو دفترش.
مدیران عزیز.
اینا باید خیلی بهش توجه بشه.
یعنی اینا ریزه کاریای...
یه بحثی کاش میشد یه وقتی مدیرها باشن ما آیاتی از قرآن که پیرامون مدیریته دربارهش حرف بزنیم.
انقدر آیات داریم توش ریزه کاریای مدیریت هست.
بماند بحث ما توحید بود.
اینجا اگر دقت بفرمایید توی این آیه شریفه حالا مثل شأن نزولش هم خدمتتون عرض کنم که چرا اصلاً این آیه نازل شد.
[مکث] یه شخصی اومد پیش پیغمبر دو تا شأن نزول براش بیان کردن.
گفت آقا ما هم که به شما سلام میدیم شما پیغمبر خدایی.
کمه سلام به شما.
میشه اجازه بدین ما به شما سجده کنیم؟
مثل اینا که میرن رو میز مدیرشون سجده میکنن.
[خنده] جان؟
هیچکس.
حقتو خوردی؟
شأن نزول دومش رو فرمودن که، چی فرمودن؟
فرمودن که ابو- بود but اشتباه گرفتیم.
[خنده] نه هنوزم هست.
حالا مدیرایی که سرش میزنن.
[خنده] بله شخصی به نام ابو رافع.
ابو رافع یه-- خودش یهودی بوده به همراه سرپرست گروه اون نجران مسیحیا بودن با اونها تو مدینه اومدن پیش پیغمبر.
ببین کشف فهمی تا کجا بوده که اینها گفتن که خب حالا تو خیالشون اینطوری بود که شما چون الوهیت رو در خصوص حضرت عیسی قبول نمیکنی، پیش خودشون میگفتن خب حتما چون برای شما قائل نیستیم العیاذ بالله، استغفرالله چون به خود شما الوهیت نمیدیم حضرت مسیح رو قبول نمیکنی الوهیت.
اومدن که اجازه بدید ما اعلام کنیم در خصوص شما حکم الوهیت بدیم.
یعنی شما العیاذ بالله الله یعنی توحید رو منحرف کنیم، منصرف کنیم به سمت شما معطوف کنیم به سمت شما.
پیغمبر به قدری عصبانی شد و ناراحت شد این آیه نازل شد یعنی تشفی خاطر خود پیغمبر هم به، به نحوی بود.
این نشون میده که چقدر اصلاً غیرت انبیا میجوشه وقتی توحید بخواد منحرف بشه از مسیر خودش.
و چقدر خدا روی این قصه حساسه.
یعنی رگ گردن اولیاش رو میزنه اگر بخوان خدایی نکرده سر سوزنی از اون مسیر منحرف بشن.
نگاه نکنیم خدا گناهان ما رو میبخشه.
گناهان ما رو میبخشه به جهت اینکه الحمد لله تو توحید استوارین شما تو مسیرتون.
شیعه اینه دیگه.
شیعه یه خصوصیتی داره که بهش اینها داده شده، عطا شده.
یعنی توحیدش الحمد لله خالصه.
باید سعی کنیم تو عمل قویش کنیم، قوت بهش ببخشیم.
البته دو تا نکته هم اینجا هست نمیدونم توجه کردید یا نه.
انتهای آیه یه جا میفرماید «و ما کنتم تعلمون» اهمیت تعلیمه.
یه جا میفرماید و «و ما کنتم تدرسون» این که درس گرفتید.
میگه شم-- این خیلی مهمه ها.
میگه همین که شما اهل تعلیم دادن حقایق به دیگرانید، یعنی عالم هستید، بعد نسبت به اینکه میفرماید «و لکن کنوا ربانیین» از شما توقع میره که عالم ربانی باشید، مربی ربانی باشید.
یکی اینکه دارید تعلیم علوم الهی رو میدید، یکی هم اینکه درس دارید میگیرید.
یعنی هر دو جهتشو داره میده تعلیم و تربیت.
انقدر این دو عظمت دارن که میفرماید که مبادا شما این جایگاه بزرگ خودتون رو از دست بدید.
تو تعلیم و تربیت یه وقت منحرف بشید به سمت چیزای دیگه.
این خودش یه جایگاه توحیدیه.
توجه کردید؟
داره خط دهی میکنه به معلّما، به مربیها و مرباها.
کسایی که تحت تربیت هستن.
مربی و مرباش.
این دو تا ن-- بعد از اون طرف هم داره میفرماید که حواسمون باشه که رنگ و بوی تعلیم و تربیت باید بوی توحید بده.
اصلاً شما دقت کنید اون بحث دیروز که نیمه کاره هم موند در خصوص آیتالکرسی.
درون مایه آیتالکرسی چیه که انقدر عظمت پیدا کرده و شده قله قرآن؟
قله قرآن.
این رو هم بگم رو و دیگه بسه.
اینا رو توجه کنید ما بدون منظور همینطوری نمیگیم اینا رو، منظور داریم.
اینکه نمیخوایم وقت شما رو، خودمونو بگیریم که.
اصلاً تمام این قصهها، حکایات، قرآنی که احسن القصص گفته، اینا همه باید ما رو برسونه نهایتاً به موضوع توحید.
آیتالکرسی سرتاسر نظر علامه طباطبایی رو دیروز عرض کردیم، سرتاسر مراتب توحیده.
از توحید در الوهیتش، قیومیتش، مالکیتش، توحید در شفاعتش و غیره.
چرا وقتی اون شخص اومد پیش امام صادق صلوات الله عليه گفت آقا جون اتفاقات عجیب و غریبی تو خونهم میفته.
همه مردم به من و خونوادهم بدبینن.
قابل توجه اونه که این مشکلات رو دارن.
همه از من، از خونوادهم بدشون میاد.
دعوا میشه، بحث میشه، تو خونه سر و صداهای عجیب و غریب.
اینا هست.
قرن-- الانم که اجنه به شدت فعالن به قول رهبر عزیزمون و بزرگان.
حضرت میدونید چی فرمودن؟
فرمودن که این ارتفاع منزلت چقدره؟
خیلی-- اصلاً این، این روایت، یه روایت استخون داره برای زدن تو دهن اون مهندسینی که فرهنگ غرب رو آوردن تو معماری اسلامی ما.
ارتفاع خونهت چقدره؟
گفت هشت ذرا.
ببخشید ده ذرا، ده ذرا.
حالا ذرا رو میگن از نوک انگشت بگیر تا آرنج.
این حدودا یه آدم معمولی.
کمتر از مثلاً یک متر، حدوداً شصت متر، شصت سانت، هفتاد سانت این حدودا.
حضرت فرمود که تا هشت ذراش رو توجه داشته باش تا کجا میشه؟
بین هشت ذرا و ده ذرا یعنی اون دو تا ذرا آخر به صورت دایرهای.
دایرهای نه یعنی این شکلی.
دَوِرانی یعنی دور تا دور اون خونهت رو بردار آیتالکرسی رو بنویس.
و این کارو کرد همه مشکلاتش برطرف شد.
چرا؟
تو آیتالکرسی چیه؟
درون مایه ش چیه که همه شیاطین رو دفع میکنه؟
و اصلاً صرف اینکه اون بالا بحثای علمی داره چرا اون بالا باید بنویسه؟
بین هشت ذرا و ده ذ-ده ذرا.
مثل اون حکایت دیگه شبیه این هست که حضرت فرمود حالا نمیتونی چیزی بنویسی اونجا پنجره بزن و پنجره رو باز بذار.
هوا تردد کرد، هوای داغ و گرم رفت، اجنه هم فرار کردن.
[آیه] جان جمع جنه دیگه.
[آیه] نطفهشون از آتشه.
از جاهای گرم خوششون میاد.
چرا میگفتن قدیمیا تو حموم عاد جن میاد؟
اینو راسته حقیقت داره.
خب؟
جایی که داغه-- دیدی وقتی عصبانی میشی داغ میکنی؟
بارون رو دارم.
شیاطین و اجنه افتادن به جانت.
میگه این پنجره رو باز بذار هوای گرم رفت اجنه هم شرشونو کم کرد.
اینا همه درسه، اینا بحثه باید روش واقعاً کلنجار بریم یه مقدار چکش کاری کنیم بفهمیم چه خبره، چه خبره تو دین ما.
وقتتون امروز یه ذره بیشتر از روزای دیگه گرفتیم.
حضورتون رو مختل شمردیم.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستیم.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم