ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 026

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

توحید افعالی؛ چکیدهٔ آرا

در ادامهٔ بحث توحید افعالی — نخستین رتبه از توحید ثلاث — پرسشی از هوش مصنوعی دربارهٔ این موضوع طرح شده بود. ابزار یادشده چکیدهٔ نظرات سایت‌ها و بزرگان را در چند جمله می‌آورد. توحید افعالی به این معناست که تمام کارهایی که در عالم هستی انجام می‌شود، مطلق کارها، به اذن و ارادهٔ خداوند متعال است؛ همان مضمون آیه‌ای که در قرآن آمده است:

«مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه خدا خواست؛ هیچ نیرویی جز به خدا نیست.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: در تعجبم از کسانی که دنبال دنیا هستند و می‌خواهند وضع مالی‌شان نیکو شود و از این ذکر غافل‌اند. عددی که بزرگان گفته‌اند هزار و چهل و شش است؛ یعنی کسی هر روز هزار و چهل و شش بار این آیه را بگوید، رتق و فتق امور مالی‌اش سامان می‌یابد و نیازمند منت‌کشی از مدیر و مانند آن نیست. مداومتِ ذکر، نه نشستن بی‌کار و شمردن بی‌توجه، مراد است.

ادامهٔ تعریف: هیچ فاعل مستقلی جز او نیست

هوش مصنوعی افزوده بود: هیچ فاعل مستقلی غیر از او وجود ندارد. خداوند خالق و فاعل تمام افعال است و تمام موجودات دیگر در انجام افعال خود وابسته به او هستند.

نظر شهید مطهری بسیار نزدیک به همین چکیده است. ایشان می‌فرماید توحید افعالی باور به این است که همهٔ نظام‌های علّی و معلولی موجود در جهان و هرچه در جهان اتفاق می‌افتد فعل خداست؛ همچنین هیچ موجودی به‌صورت مستقل نمی‌تواند فعلی انجام دهد و همهٔ موجودات در انجام کارهای خود به فعل خدا و ارادهٔ او وابسته‌اند. بر پایهٔ توحید افعالی همان‌طور که خداوند در ذاتش شریکی ندارد، در فاعلیت نیز شریک ندارد؛ کارهایی که هر مخلوقی انجام می‌دهد فعل خداست.

سه نظر در اختیار انسان: جبر، تفویض، امر بین الامرین

اینجا سؤال پیش می‌آید: پس ما چه کاره‌ایم؟ مگر اختیار نداریم؟ مسلمانان به‌صورت کلی سه نظر دارند.

اشاعره می‌گویند چون علتی جز خدا وجود ندارد، انسان علت افعال خود نیست و افعال او در واقع افعال خداوندند. این جبر است. نمونهٔ تاریخی‌اش سخن یزید ملعون به حضرت زینب سلام‌الله‌علیهاست که گفت دیدی حسینت را خدا کشت؟ یعنی جبر؛ هیچ اراده‌ای در کار نیست و هرچه هست کار خداست.

معتزله مقابل اینان‌اند: خداوند افعال انسان را به خود آنان واگذار کرده؛ بنابراین افعال اختیاری انسان مخلوق خداوند نیست. خودت اختیار کردی و ربطی به خدا ندارد. این نیز با توحید و خالقیت خدا سازگار نیست.

شیعهٔ امامیهٔ اثناعشری چیزی میان این دو می‌گوید: انسان مختار است و افعال او واقعاً کارهای خود اوست؛ اما در انجام دادن آن‌ها علت مستقل و تام نیست. خداوند علت مستقل و تام است. ارادهٔ انسان در طول ارادهٔ خداست؛ یعنی اراده می‌کند اما در طول ارادهٔ الهی. بر این مبنا فعل ما هم فعل خداست هم فعل خود ما. اگر خیر باشد صددرصد به خدا استناد می‌دهیم:

«مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ» (نساء/۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر نیکی به تو برسد از خداست و هر بدی به تو برسد از خود توست.

اگر شر بود، احتراماً به شأن الهی آن را به خود نسبت می‌دهیم؛ از خودت است نه از کس دیگر.

فایدهٔ توحید افعالی: عبادت و توکل

مرحوم آیت‌الله مصباح می‌فرمود این توحید دست‌کم دو خصوصیت عالی دارد: یکی توحید عبادی — إیاک نعبد — و دیگری توحید توکلی — إیاک نستعین. وقتی بفهمی ربّ مطلقی در عالم هست که خالق همهٔ عوالم هستی است و تنها او شایستگی عبادت دارد، می‌گویی إیاک؛ فقط تو را می‌پرستم. و وقتی بفهمی همهٔ قدرت‌ها «ید الله فوق أیدیهم»‌اند و مادون قدرت او تعریف می‌شوند و در طول او هستند و هرچه او اراده کند همان است، توکل زیاد می‌شود؛ اعتماد به خدا چنان می‌شود که از اژدها هم نمی‌ترسی. این حالت بزرگان است؛ مانند حضرت امام و رهبر معظم که حکیم‌اند. حکیم از حکم می‌آید؛ استحکام و احکام. چون چشم به باطن عالم باز شده، متزلزل نمی‌شود؛ محکم است. در روزهای سخت نیز استحکام ایشان دیگران را محکم کرد و امید را زنده نگه داشت؛ سخن با قوهٔ قضائیه نمونه‌ای از این اطمینان بود. این یعنی توحید افعالی در عمل.

خاطرهٔ شهید خیرآبادی و مار

زمان جنگ، در مسجد محله — مسجد موسی بن جعفر علیهماالسلام — خبر آوردند خیرآبادی شهید شده است. مداح و ذاکر اهل‌بیت بود؛ روحش شاد. یکی خاطره گفت: هر غروب غایب می‌شد. روزی رصد کردم و دنبالش رفتم. در گوشه‌ای کنار نخلستان نشست و زمزمه‌اش آمد؛ شروع به روضهٔ امام حسین کرد و اشک می‌ریخت. فهمیدم کار هرروزه‌اش است. ماری بسیار وحشتناک و سیاه از کنار پایش بالا آمد و سیخ ایستاد. خواستم خبرش کنم؛ ترسیدم بفهمد پنهانی آمده‌ام و برنجد. دیدم اشک خیرآبادی را مار به صورتش مالید و رفت پایین. بعد به او گفتم و از من قسم گرفت تا زنده‌ام به کسی نگویم؛ پس از شهادت می‌توان گفت. این نترسیدن چیست؟ توحید افعالی.

روایت قیس و افعی در بیابان

امام علی بن موسی الرضا علیه‌السلام — که ان‌شاءالله زیارت و معرفتش نصیب شود — فرمودند پدر ما حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام دوستی داشت به نام قیس. عادتش بود به بیابان برود و عبادت کند. روزی دیده شد که در بیابان نماز می‌خواند. ماری افعی از بالای درخت بر گردنش افتاد و تکان نخورد. مار رها نکرد؛ به یقه و پیراهن رفت، دور کمر چرخید و از آن سو بیرون آمد. موسی بن جعفر می‌گوید این شخص تکان نخورد؛ چنان غرق در خدا و ذکر بود. این توحید افعالی است. اکنون خود را بسنجیم: در نمازخانه اگر سوسکی رها شود، در نماز چند مرده حلاجیم؟ والحمد لله رب العالمین.

استحکام حکیم و توحید افعالی در صحنهٔ جامعه

اگر غیر از این باشد انسان متزلزل می‌شود. به رهبر حکیم می‌گوییم چون محکم است. در همان دوازده روز سخت، بسیاری بال‌وپر ریختند؛ اما استحکام ایشان همه را محکم کرد. محمود کریمی نیز به یاد آورد که رهبر فرموده بودند سرود «ایران سرای امید» را هم بدهکارید؛ یعنی در اوج وضعیت می‌گویند امید را از دست ندهید و محکم بایستید. صحبت‌هایشان با قوهٔ قضائیه اطمینان عمیقی به شنوندگان بخشید. این چیست اگر نه توحید افعالی در میدان عمل؟ چشم به باطن عالم باز است؛ لذا حکم و احکام در رفتار جاری می‌شود و جامعه از اضطراب جمعی به سمت سکون توکل می‌آید.

حکمت از حکم می‌آید. یس والقرآن الحکیم؛ محکم و حکمته. کسی که چشم باطنش گشوده باشد در طوفان‌های سیاسی و اقتصادی نیز بندگان را به اهدی و تهدید فرعونی نمی‌بازد. این همان ثمرهٔ إیاک نستعین است که پس از إیاک نعبد می‌آید: اول شایستگی عبادت را منحصر در حق دیدن، سپس همهٔ قدرت‌ها را مادون ید الله دیدن.

مداومت ذکر و پرهیز از فهم نادرست

ذکر «ما شاء الله لا قوة إلا بالله» با عدد هزار و چهل و شش که بزرگان گفته‌اند — و نظر بزرگانی چون آقای کشمیری و آقای قاضی نیز در این فضا مطرح بوده — قرار نیست بهانه‌ای برای ترک کسب و نشستن بی‌کار باشد. مراد آن است که رتق و فتق امور را از منت مخلوق به اتکای خالق بکشی؛ نه آنکه ذکر را جایگزین تکلیف اجتماعی کنی. ذکر، فاعلیت مستقل پنداشتنِ مدیر و قدرت‌های پوشالی را می‌شکند و توحید افعالی را در قلب می‌نشاند.

سنجش خود در برابر نمونه‌های عملی

داستان شهید خیرآبادی و مار، و روایت قیس و افعی، دو آینهٔ عملی‌اند. یکی ذاکر هرروزهٔ امام حسین که اشکش حتی موجود درنده را رام می‌کند؛ دیگری غرق ذکر در بیابان که افعی بر گردن و در پیراهن می‌گردد و تکان نمی‌خورد. موسی بن جعفر علیه‌السلام شهادت می‌دهد که این غرق در خداست. امام رضا از قول پدر نقل می‌کند تا سند محکم بماند. اکنون باید خود را سنجید: در نمازخانه اگر سوسکی رها شود، چند مردهٔ حلاجیم؟ فاصلهٔ ما با توحید افعالیِ عملی همین جاست — نه در لفظ تعریف، که در آرامش هنگام هجوم ترس‌های جزئی.

توحید افعالی هم فعل ما را فعل خدا می‌بیند هم مسئولیت ما را حذف نمی‌کند. حسنه را از خدا می‌دانیم و سیئه را از نفس؛ جبر یزیدی را رد می‌کنیم و تفویض معتزلی را نیز. میان این دو، راه امامیه است: اختیار در طول ارادهٔ حق. با این نگاه هم عبادت خالص می‌شود هم توکل، و هم صحنه‌های سخت زندگی میدان آزمایش همین باور. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.