د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۲
دارای متن همگام
توحید افعالی؛ چکیدهٔ آرا
کشکول نور ۲۶
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۲۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## توحید افعالی؛ چکیدهٔ آرا
۰:۲۰
## ادامهٔ تعریف: هیچ فاعل مستقلی جز او نیست
۰:۵۹
## سه نظر در اختیار انسان: جبر، تفویض، امر بین الامرین
۴:۰۰
## خاطرهٔ شهید خیرآبادی و مار
۸:۴۳
## روایت قیس و افعی در بیابان
۹:۱۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل علی محمد
و آل محمد و عجل.
بسم الله الرحمن الرحیم
و به این استعین. السلام علیک
یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمه الله.
در ادامه بحث توحید افعالی اولین رتبه توحید الثلاث، سه گانه توحید
یه بخشی رو خیلی جالب بود برام.
میدونید که هوش مصنوعی تمام سایتهایی که پیرامون این موضوع
نظر دارند رو در آن واحد
بررسی میکنه و یک
جواب در حقیقت،
اِمم، مخلص و خلاصه
از همه اون سایتها به شما ارائه میده در اون موضوعی که ازش سؤال میکنید.
در رابطه با توحید افعالی من از هوش مصنوعی سؤال کردم.
ببینید چقدر جالب چکیده تقریباً چکیده نظرات بزرگان رو تو چند جمله گفته.
گفته توحید افعالی به این معناست که تمام کارهایی که در عالم هستی انجام میشود، مطلق کارها
به اذن و اراده خداوند متعال است.
همان آیهای که در قرآن «ما شاء الله لا قوة إلا بالله» که امام صادق صلوات الله علیه فرمود
در تعجبم از اونایی که دنبال دنیا هستن و
میخوان وضع مالیشون خوب بشه و اینها بعد غافلن از این ذکر
که قبلاً هم عرض کردم خدمتتون عددی که بزرگان گفتند
هزار و چهل و شش هست برای این آیه.
یعنی کسی هر روز هزار و چهل و شش بار این آیه رو بگه
دیگه رتق و فتق امور مالیش میشه.
دیگه نیاز نداره منت مدیرش رو بکشه.
چی میگه؟ آره. شما؟
ما شاء الله لا قوة إلا بالله. پیشانی بسایه به مو-- به میز مدیرش و.
کار مدیر ندارم. نداره. نه. آدم بیکار میخواد بشینه هزار و خوردهای همینجوری شروع کنه.
نه طول نمیکشه. خیلی طول نمیکشه.
تقریباً نه تقریباً چهل دقیقه.
هزار و چهل و شش تا. نه ما اتفاقاً مدتیه نگفته بودیم.
ما اصلاً به همین معروفیم.
در مورد مدیرها باید بگیم.
آره هستن الان بلاخره هستن.
توحید افعالی به این معنا-- البته اینا مدیرای خوبن.
هزار و چند تا بگیم الله و؟
هزار و چهل و شش بار. نظر مثلا آقای کشمیری، آقای قاضی اینایی ندادم.
پس اینجا میفرماید که وهی-- بقیه
صحبت هوش مصنوعی.
و هیچ فاعل مستقلی غیر از او وجود ندارد.
به عبارت دیگر، خداوند خالق و فاعل تمام افعال است
و تمام موجودات دیگر در انجام افعال خود وابسته به او هستند.
حالا نظر شهید مطهری رو براتون میخونم ببینید چقدر
شبیهاند با نظر هوش.
شهید مطهری میفرماید توحید افعالی به معنای
باور به این مسئله است که
یعنی اگه هرکی الان این
فرمایش شهید مطهری رو باور داره رسیده به توحید افعالی.
که همه نظامهای علی و معلولی موجود در جهان
و هر چیزی که در جهان اتفاق میافتد،
فعل خداست. همچنین
هیچ موجودی به صورت مستقل نمیتواند فعلی انجام دهد و همه موجودات در انجام کارهای خود
به فعل خدا و اراده او وابستهاند.
بر پایه توحید افعالی همانطور که خداوند در ذاتش شریکی ندارد،
در فاعلیت هم شریک ندارد.
یعنی کارهایی که هر مخلوقی انجام میدهد فعل خداست.
حالا اینجا سؤال پیش میاد بالاخره ما اینجا چikارهایم؟
ما مگر اختیار نداریم؟ اینجا
خب سه تا نظر وجود داره.
به صورت کلی مسلمونا
سه تا نظر اینجا دارن. اون حالا
عبارتها، اون کلیاتش رو من عرض میکنم و الا زیادتر از اینا هست.
اشاعره میگن از اونجا که علتی جز خدا وجود نداره،
انسان علت افعال خود نیست
و افعال او در واقع افعال خداوندند.
این میشه چی؟ جبری.
کیا اینطوری بودن؟ یزیدیا.
که گفت به حضرت زینب ملعون خبیث رو کرد به حضرت زینب سلام الله علیها
گفت دیدی حسینت رو خدا کشت؟
یعنی چی؟
جبری. احسنت. جبری.
هیچ ارادهای هم-- هم-- هر کاری میکنی بکن کار، کار خداست.
معتزل مقابل اینا. میگن خداوند افعال انسان را به خود اونا واگذار کرده بنابراین
افعال اختیاری انسان مخلوق خداوند نیست.
خودت اختیار کردی ربطی به خدا ندارد.
این هم که موافق با توحید و خالقیت خدا نیست.
یه چیزی بین این دوست که
امامی یعنی شیعه امامی اثنی عشری معتقد به اینه.
میگه انسان مختاره و افعال او واقعاً کارهای خودشن.
اما در انجام دادن اونها میخواد اون کارو انجام بده،
علت مستقل و تام نیست.
خداوند علت مستقل و تامه.
این ارادهش در طول اراده خداست.
یعنی اراده خودش میکنه اما در طول اراده خدا تو،
اراده میکنه. یه چیزی بین اون دو تاست.
در، در حقیقت بر این مبنا بخواهیم فکر کنیم
فعل ما هم فعل خداست، هم فعل
خودمونه. اگر چنانچه خیر باشه صد درصد استناد میدیم به خدا.
«ما أسابک من حسنة فمن الله»
بارها این آیه رو خوندیم. اگر شر بود احتراماً
یعنی به شأن الهی اینو نسبت به خودمون میدیم.
ما اصابک من ح-- ش-- سیئةٍ آیه قرآنه.
فمن نفسك از خودته از کس دیگه نیست.
حالا شه-- حالا به چه درد میخوره؟
این توحید به چه درد میخوره؟
خدا رحمت کنه آقای مصباح رو.
ایشون میفرمودن حداقل دو تا خصوصیت داره، دو تا فایده داره.
همینطوری نگو نزن زیر میز.
خ-- دو تا حداقل دو تا خصوصیت عالی داره.
یکیش توحید عبادیه، إیاک نعبد.
یکیشم توحید توکلی حالا اصطلاحا میگیم توکل، توکل إیاک
نستعین. وقتی تو میفهمیدی-- میفهمی یه رب مطلقی در عالم هست که خالق همه عوالم هستیه
و اصلاً او شایستگی عبادت رو داره و لاغیر میگی إیاک فقط تو رو میپرستم إیاک نعبد.
و وقتی میفهمی همه قدرتها ید الله
فوق أيديهم همه مادون
قدرت او تعریف میشن و در طول او هستن و هرچی اون
اراده کنه همونه توکلت زیاد میشه.
اعتماد به خدا انقدر زیاد میشه که از اهدی نمیترسی.
این چیز کمیه؟ این دقیقا حالات بزرگانمونه مثل حضرت امام و مثل
رهبر عزیزمونه که چطونه
حکیمه دیگه حکیم از حکم میاد.
استحکام، احکام.
يس حکمه، محکمه،
حکمته. چون چشمش به باطن عالم باز شده.
اگه غیر از این باشه متزلزل میشه.
لذا محکمه محکم.
بهش میگیم حکیم. چرا میگیم رهبر حکیم؟
انقدر که محکمه. گنده گنده هاش بال و پر ریختن تو همین دوازده روز تعارف نداریم.
ولی ایشون استحکام ایشون همه رو محکم کرد.
و جذاب محمود کریمی هم آقای کریمی هم رهبر فرمود که یه،
اه سرود ایران سرای امید هم به من بدهکاری.
یعنی باز تو اوج این وضعیت میگن آقا امیدتون رو از دست ندید و فلان محکم وایساده.
صحبتهاشون با قوه قضاییه از من گوش دادید.
چقدر عالی، چقدر اطمینان به همه ما.
این یعنی چی به نظر شما توحید افعالی؟
یه روایت هم تقدیم کنم و برای امروز بسه.
پس موقعی هم اینجوری هم هست.
هست ولی نه اینجا.
خدا رحمت کنه شهید خیرآبادی حالا-
صحبت این آقای مدیر
فلان، فلان شده ما رو یاد یه خاطره افتاد بگم بعد روایاتها.
رفت زمان جنگ بود رفتیم
مسجد محلمون مسجد موسی بن جعفر علیهم السلام
خبر آوردن خیرآبادی شهید شده.
خیلی من دوسش داشتم. روحش شاد.
مداح بود، ذاکر اهل بیت بود. یکی اومد خاطره گفت.
گفت من هر غروب جا-- مفصله من خلاصشو بگم.
هر غروب میدیدم این غیبش میزنه.
یه روز رصد کردم مراقبت کردم دنبالش راه افتادم.
رفتم دیدم یه گوشهای رفت بغل این
نخلستونا اینا نشست و شروع کرد
صداش زمزمهش میومد. شروع کرد روضه امام حسین خوندن هم که اشک میریخت.
فهمیدم کار هر روزشه. دیدم یه ماره خیلی وحشتناک سیاهی اومد از بغل پاش اومد بالا همینطوری اومد بالا سیخ.
من گفتم برم خبرش کنم.
اگه برم خبرش کنم میفهمه من یواشکی اومدم شاکی میشه.
همینطوری که مونده بودم دیدم این اشک
خیرآبادی که داره میریزه این ماره
صورتشو آورد مالید به اشک این شهید خیرآبادی.
حالا اون موقع که شهید نشده بود. رفت.
بعد اومد پایین رفت. گفت اینم همینطوری بعد بهش گفتم و ازم قسم هم داد که من تا زنده ام به کسی نگو.
بعد از شهادت شما برامون... این چیه به نظر شما که نمیترسه؟
توحید افعالی. یا مثلا این روایت که میخواستم تقدیم کنم.
آقا علی ابن موسی الرضا انشاالله به زودی
زیارت و معرفتش به خرج خودشون
نصیب هممون بشه. ایشون فرمودن که پدر ما یعنی حضرت موسی بن جعفر علیهم السلام یه رفیقی داشته، دوستی داشته.
خوبه آدم رفیقا به ما بدن. ولو مدیر هم باشن اما رفیق باشن، رفیق اینطوری باشن.
بعد میرفت تو بیابون عادتش بود میرفت تو بیابون عبادت میکرد.
حالا خلاصش کنم میگه که--
کی داره میگه اینو؟ نه امام رضا از قول پدرش.
یعنی محکم. میگه یه روز
دیده شد که قی-- اسمشم قیس بود.
داشت تو بیابون نماز میخوند.
یه ماره افعی اومد از بالا درخت افتاد رو گردنش.
افتاد رو گردن قیس. حالا عبارت عربی روایت هم من دارم خواستید بیاید بهتون
بدم. افتاد رو گردنش و تکون نخورد.
و حضرت موسی بن جعفر میگه این آدم تکون نخورد.
این ماره باز ادامه داد.
ول نکرد. رفت تو یقه شو، رفت تو پیرهنش و چرخید دور کمرش و از اونور
حالا از کجا اومد بیرون و رفت.
این بچه تکون نخورد.
موسی بن جعفر میگه انقدر که غرق در خدا و ذکر خدا و اینها بوده.
این توحید افاعالیه. حالا خودمون رو بسنجیم.
از فردا اینجا یه سوسک تو نمازخونه ول میکنم
ببینم که موقع نماز چند مرده حلاجید.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات بفرستید. الله صلي علي محمد و آله
جلسه قبل
جلسه بعد