و آل محمد اجله.
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
ادامه بحث تجلیات الهیه رو در بطن و در دل موضوع توحید عرض میکردیم.
که رسیدیم به مرحلهی توحید افعالی که اولین مرتبه از سه رتبهی توحیده.
داشتیم فرمایش علامه طباطبایی علیه الرحمة و الرضوان رو بررسی میکردیم.
امروز هم اجازه بدید که از رسالت الولایه صفحه دویست و نود و چهار از ایشون موضوعی رو انتخاب کردم بخونیم.
قد عرفت فرمود به تحقیق فهمیدی، دانستی، متوجه شدی که ان کمال الانسان همه ما به دنبال کمال باید بریم دیگه.
یعنی اگر کسی به دنبال کمال نره خودش رو ضایع کرده و توچا-دچار عجب و تکبر و خودشیفتگی و اینها شاید شده گمان کرده که ناقص نیست، کامله که به سمت کمال نمیره.
همه ما اگر عقل درست، حسابی و سلیمی داشته باشیم باید بریم به سمت کمال.
حالا اینجا حضرت علامه میفرماید که تو اینو فهمیدی که، یعنی من برای تو به گونهای سخن گفتم که اینو متوجه شدی که ان کمال الانسان چیه؟
حالا کمال انسان چیه که تو باید به سمتش بری؟
فناه به اقسام ثلاثة.
کمال انسان فنای اوست به سه قسم.
یعنی ما باید بریم، هیچ چارهای نداریم.
اگر میخوایم به سمت کمال بریم باید به سمت این سه نوع فنا حرکت کنیم.
یعنی اگر نماز شب بخونیم، نماز بخونیم، قرآن بخونیم، عبادت کنیم، جهاد کنیم، صدقه بدیم، زیارت بریم، بکشیم خودمون رو تو این وادی اما ما به این سه تا فنا نرسیم این کمال نبوده برای ما.
باید اینها ما رو به این کمال، سه تا کمال برسونه.
و الا همونها دلیل بر نقص ماست.
کسی که نماز میخونه معجب میشه، گمان میکنه خبری و کاری انجام داده و چیزی شده، این اصلاً اتصال به الهیت نظام نداشته نمازش و خودش.
اصلاً تعطیله.
برای همین اصلاً اسلام در ظاهر نیست.
این ظاهر البته باید حفظ بشه و باشه.
پوسته دین، شریعت دین باید باشه.
اما به قول شهید مطهری اسلام در اندیشهها خوابیده.
تو به چه نیتی نماز خوندی؟
اصلاً چرا نماز خوندی؟
دنبال چی هستی که نماز خوندی؟
اصلاً این نمازی که خوندی رو از خودت میدونی یا توفیق من الله، توفیقش از حضرت حقه به حول و قوه الهیه.
پس هیچ چارهای نیست.
تا اینجا اینو متوجه میشیم که عزیزان دلم این حرفا رو شوخی نگیریم.
اصلاً چارهای نیست، گریزی ازش نیست.
الا ولابد ما باید بریم به این سمت.
یعنی نماز ما باید بوی فنا بده.
عبادات ما باید بوی فنا بده.
اگه نمیده یه گیری هست، یه اشکالی به قضیه وارده باید اون برطرف شه.
و به عبارت اخری یعنی به عبارت دیگری التوحید حالا اون سه گانه توحید یا فنا رو داره حضرت علامه توضیح میده.
التوحید الفعلي توحید افعالی که عرض کردیم.
والاسمی والذاتی.
فالانسان فی سیره الی الحق سبحانه باز تاکید میکنم حواست باشهها که انسان در سیرش به سمت حضرت حق که و انا الیه راجعون قراره ما رجعت کنیم بریم به سمت حضرت حق.
این سیر رو میفرماید لابد.
بد یعنی لازم.
چاره.
چارهی لازم.
اونجایی که خدای منان به حضرت موسی علی نبينا و آله و علیه الصلاة والسلام فرمود انا بدک اللازم یا موسی.
بدک.
یعنی من اصلاً چارهی لازم توام.
من-- اصلاً نمیتونی منو برداری.
چارهی لازم تو منم.
اصلاً منو برداری خودت برداشته شدی.
اینجا میفرماید لابد.
بد چاره.
لابد یعنی ناچاریم.
اصلاً از این گریزی ازش نیست.
هیچ چارهی دیگهای نیست.
در سیر به سمت حضرت حق لابد علامه میفرماید.
لابد ای عبر یا بله ای عبر بله.
ای عبر من جميع مراتب الافعال والاسما والذوات حتی ینال توحیدات الثلاثه.
فرمود هیچ چارهای نیست که عبور کنی از جميع مراتب کمال یا از جميع مراتب توحید که توحید افعالی بود و اسمایی و ذاتی.
اصلاً علامه طباطبایی، استاد علامه حسن زاده علیهم الرحمة داره تاکید میکنه هیچ چارهای نیست.
دنبال چیز دیگهای نرو.
اگه کسی اینا رو تعطیل کنه بگه آقا این حرفا چیه؟
نمازمونو بخونیم بریم.
این حرفها آدمو دیوونه میکنه، خول میکنه.
خیلیا این حرفا میزنن.
ول کن بابا این حرفا چیه؟
خولی میری سراغ این چیزا؟
فکرت رو درگیر میکنی؟
این اصلاً از کمال بهرهای نبرده این اصلاً وارد محیط تو-- و وادی توحید نشده.
حتی در آن ابتداییاتش.
که اینو دارم تأکید میکنم که بزرگانی که حقایق رو چشیدن و بهش رسیدن زبان حالشون برای امثال ما چیه؟
چرا ما در جا بزنیم تو این مسیر؟
[نفس عمیق] حالا بعد این از این قسمت که حضرت اعلا میفرمایند.
یه جای دیگه هم هستش که اولین دری که از عوالم توحیدی، حالا میخوای به سمت توحید حرکت کنی، اولین وادیای که وارد میشی، اولین دری که به روت گشوده میشه چیه؟
اولین دری که از عوالم توحیدی به روی سالک باز میشود توحید افعالی است.
یعنی میبیند که افعالی، این داره توضیح میده که حالا این توحید افعالی یعنی چی.
میبیند افعالی که در عالم به مخلوق نسبت میداده به حق سبحانه و انتساب داشته است.
اینو میبینه، نه علم فکریها.
میبینه که هر فعلی رو سر میزنه در این عالم انتسابش به حضرته حقه.
اینو میبینه، میچشش.
مانند این که کسی در پشت پردهای قرار گرفته، مثال رو ببین چقدر زیباست، چقدر واضح.
مثال رو دقت کنید.
مانند کسی که در پشت پردهای قرار گرفته باشد و پرده را تکان دهد که صورتاً حرکت به پرده استناد داده میشود.
ولی واقعاً حرکت دهنده کسیست که در پشت پرار-- پرده قرار گرفته است و آن را تکان میدهد.
سالک به جایی میرسد که پردهدار را میبیند.
توجه کردی؟
نه پرده رو.
کسی که داره پشت پرده، پرده رو تکون میده، اون داره تکون میده دیگه.
تو فکر میکنی پرده داره خودش به خودی خود تکون میخوره.
در صورتی که کسی دیگه اون پشته.
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
هیچ حول و قوهای نیست.
حالا ما اصابک من حسنه فمن الله.
قرآن این همون توحید افعالیه.
قرآن میفرماید مطلقاً هر حسنه ای به تو میرسه از خداست.
تمام شد.
دیگه چه عجبی، چه خودشیفتگیای.
از اون طرف میگه هر-- ما اصابک من حس-- سیئه فمن نفسک.
هرچی بدیه از نفس خودته.
البته دزد هم میره دزدی میکنه به حول و قوه الهی میره دزدی میکنه.
اما انتخاب با اوست.
ما فقط حق انتخاب داریم.
عبادت کنیم، ثواب انجام بدیم یا گناه والعیاذ بالله معصیت.
انتخاب از ماست.
حول و قوه از حضرته حقه.
یعنی حتی گناه هم به حول و قوه الهیه.
این اگر به اوج برسه میشه، این اگر کسی این رو چشید میشه توحید افعالی.
برای مثال دو تا نمونه من نوشتم همین امروز برای اینکه اشتباه هم عرض نکنم صحبت رهبر عزیزمون رو دوباره گوش دادم، نوشتم عین صحبت ایشون رو.
ببینید چقدر قشنگ بوی توحید افعالی میده و برای امروز بسه.
رهبر عزیزمون تو یه فرمایشی فرمودن بنده میدانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت را به متعالیترین درجات برساند.
خدا میخواد برسونه.
این یعنی توحید افعالی.
نگاه رو ببینید.
ید الله فوق ایدیهم.
یه جای دیگه فرمودن آیا دست خدا را به وضوح نمیشود دید؟
ملت ایران نمیتواند احساس کند که ان الله معنا؟
نمیشه احساس کرد؟
ان الله معنا هم توحید افعالیه.
یعنی همه چی به دست خداست.
دیگه آدم از چی میترسه؟
انشاءالله این بحث رو ادامه میدیم پختهتر بشه.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات ختم کنیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم