یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
توحید افعالی در رسالهٔ الولایه
ادامهٔ بحث تجلیات الهی در بطن و دل موضوع توحید است؛ رسیده به مرحلهٔ توحید افعالی که نخستین مرتبه از سه رتبهٔ توحید است. فرمایش علامه طباطبایی رحمهالله بررسی میشد. امروز از رسالهٔ الولایه صفحهٔ دویست و نود و چهار موضوعی انتخاب شده است. علامه میفرماید قد عرفت: به تحقیق دانستی. همه به دنبال کمال باید رفت؛ آنکه به سوی کمال نرود خود را ضایع کرده و چه بسا از عجب و تکبر و خودشیفتگی گمان کرده ناقص نیست و کامل است که به سمت کمال نمیرود. اگر عقل درست و سلیم باشد باید به سوی کمال رفت.
علامه سخن را چنان پیش برده که مخاطب بفهمد کمال چیست و به سمت آن برود؛ نه آنکه در جا بزند و خود را کامل پندارد.
کمال الانسان؛ فنا به سه قسم
علامه میپرسد کمال انسان چیست که باید به سمتش رفت؟ فنا به اقسام ثلاثة. کمال انسان فنای اوست به سه قسم. چارهای نیست: اگر به سوی کمال میرویم باید به این سه نوع فنا حرکت کنیم. یعنی اگر نماز شب بخوانیم، نماز و قرآن و عبادت و جهاد و صدقه و زیارت کنیم و خود را در این وادی بکشیم اما به این سه فنا نرسیم، آن کمال نبوده است. اینها باید به آن سه کمال برسانند؛ وگرنه همانها دلیل نقصاند. کسی که نماز میخواند و معجب میشود و گمان میکند کاری کرده و چیزی شده، اتصال به الهیت نداشته و نمازش تعطیل است. اسلام در ظاهر نیست؛ ظاهر شریعت البته باید حفظ شود، اما به قول شهید مطهری اسلام در اندیشهها خوابیده. به چه نیتی نماز خواندی؟ دنبال چه بودی؟ این نماز را از خود میدانی یا توفیق من الله و به حول و قوهٔ الهی است؟ پس چارهای نیست. این حرفها را شوخی نباید گرفت؛ گریزی نیست. نماز و عبادات باید بوی فنا دهد؛ اگر نمیدهد گیر و اشکالی هست که باید برطرف شود.
شریعت پوسته است و باید باشد؛ اما مغز توحید، فناست. عبادت بیبوی فنا چه بسا بر نقص بیفزاید چون عجب میآورد. توفیق از حضرت حق است؛ نسبت دادن عمل به خود، خلاف توحید افعالی است.
التوحید الفعلی والاسمی والذاتی؛ لابد ان یعبر
به عبارت دیگر علامه سه گانهٔ توحید یا فنا را توضیح میدهد: التوحید الفعلی والاسمی والذاتی. الانسان فی سیره الی الحق سبحانه — انسان در سیر به سوی حضرت حق که انا الیه راجعون است — لابد است. بد یعنی چاره؛ لابد یعنی ناچاریم. آنجا که خدای منّان به موسی علیهالسلام فرمود انا بدّک اللازم یا موسی: من چارهٔ لازم توام؛ نمیتوانی مرا برداری؛ مرا برداری خودت برداشته شدهای. اینجا علامه میفرماید لابد ان یعبر من جمیع مراتب الافعال والاسماء والذوات حتی ینال التوحیدات الثلاثة. هیچ چارهای نیست جز عبور از همهٔ مراتب توحید افعالی و اسمائی و ذاتی. علامه طباطبایی و استاد علامه حسنزاده تأکید میکنند دنبال چیز دیگر نرو. آنکه اینها را تعطیل کند و بگوید این حرفها چیست، نماز بخوانیم و برویم، این حرفها آدم را دیوانه میکند — بسیاری چنین میگویند — از کمال بهرهای نبرده و حتی به ابتدای وادی توحید وارد نشده. زبان حال بزرگانی که حقایق را چشیدهاند همین است: چرا در این مسیر در جا بزنیم؟
علامه حسنزاده نیز بر همین لابد تأکید داشتهاند: تعطیل کردن بحث توحید به بهانهٔ ظاهرگرایی، محروم ماندن از نخستین وادی سلوک است. نمازِ تنها کافی نیست اگر سیر از مراتب افعال و اسما و ذات قطع شود.
نخستین در؛ مثال پرده
نخستین دری که از عوالم توحیدی به روی سالک گشوده میشود توحید افعالی است. یعنی میبیند — نه علم فکری صرف — که افعالی که در عالم به مخلوق نسبت میداده به حق سبحانه منتسب است؛ میچشد. مثال علامه بسیار زیبا و واضح است: مانند کسی که پشت پرده قرار گرفته و پرده را میجنباند؛ بهصورت حرکت به پرده استناد داده میشود، اما واقعاً جنباننده کسی است که پشت پرده است. سالک به جایی میرسد که پردهدار را میبیند نه پرده را. تو میپنداری پرده خودبهخود میجنبد؛ در صورتی که کسی پشت آن است. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم؛ هیچ حول و قوهای نیست جز به خدا.
توحید افعالی دیدن است نه فقط دانستن. علم فکری پرده را به خود نسبت میدهد؛ شهود، پردهدار را میبیند. تا این دیدن نیاید، سالک هنوز از درِ اول توحید عبور نکرده است.
حسنه از خدا؛ سیئه از نفس
قرآن همان توحید افعالی را میگوید:
«مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ» (نساء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر نیکی به تو رسد از خداست و هر بدی به تو رسد از خود توست.
مطلقاً هر حسنهای از خداست؛ دیگر چه عجب و خودشیفتگی. از آن سو هر سیئهای از نفس خودت است. البته دزد نیز به حول و قوهٔ الهی میدزدد؛ اما انتخاب با اوست. ما فقط حق انتخاب داریم: عبادت و ثواب یا گناه و معصیت. انتخاب از ماست؛ حول و قوه از حضرت حق. حتی گناه به حول و قوهٔ الهی است. اگر کسی این را چشید توحید افعالی شده است.
تفکیک دقیق است: استناد تکوینی فعل به خدا، با مسئولیت تشریعی بنده جمع میشود. حول از اوست؛ اختیار از ما. این جمع، هم عجب را میشکند هم بهانهٔ جبر را.
نمونههای رهبری؛ ان الله معنا
دو نمونه از سخنان رهبر معظم که بوی توحید افعالی میدهد — عین کلام برای آنکه اشتباه نقل نشود دوباره شنیده و نوشته شده: «بنده میدانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملت را به متعالیترین درجات برساند.» خدا میخواهد برساند؛ این توحید افعالی است. نگاه را ببین: ید الله فوق ایدیهم. جای دیگر فرمودند: آیا دست خدا را به وضوح نمیتوان دید؟ ملت ایران نمیتواند احساس کند که ان الله معنا؟ ان الله معنا نیز توحید افعالی است؛ یعنی همه چیز به دست خداست؛ دیگر از چه باید ترسید. انشاءالله این بحث ادامه مییابد و پختهتر میشود. والحمد لله رب العالمین. صلوات بر محمد و آل محمد.
پس کمال در سه فناست؛ نخستین در توحید افعالی است؛ مثال پرده راه فهم است؛ آیهٔ حسنه و سیئه و کلام رهبری دربارهٔ ارادهٔ الهی برای ملت، نمونههای عملی همین توحیدند. از هیچ چیز نباید ترسید وقتی ان الله معنا چشیده شود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.