ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

[نفس عمیق] السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

وعلیکم السلام ورحمة الله.

چنانچه خاطر شریفتون باشه در بحث تجلی بودیم و گفتیم که علت اینکه شاهدای کربلا همه اون سختی‌ها رو تحمل کردن، بزرگان اهل معرفت فرمودن که عمده‌ش این بود که حضرت ابا عبدالله بر اون‌ها تجلی کرد.

ما از این می‌خوایم بهترین استفاده رو کنیم که اصلاً معنای تجلی رو بفهمیم و بریم به سمت توحید دیگه.

پرچم توحید دست امام حسینه.

امثال آقای قاضی‌ها رحمة الله علیها فرمودن که اصلاً راه توحید به‌جز امام حسین طی شدنی نیست.

یعنی به‌جز طریق امام حسین، طریق توحید طی شدنی نیست.

امثال آقای قاضی‌ها رحمة الله علیه فرمودن.

اینا استوانه‌های توحید بودن خودشون.

توجه کردید؟

این‌هایی که دستگاه سیدالشهدای رو کم می‌شمrن، پیرهن مشکی امام حسین رو قدروقیمتش رو نمی‌دونن و قدروقیمت خودشون رو هم نمی‌دونن.

این‌ها از طریق توحید دورن.

این‌ها حواسشون نیست که در چه محیط با عظمتی قرار گرفتن.

فرمایشی رو از حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه براتون بخونم در رابطه با سر تسلسل به امام حسین.

می‌فرما د: «چون آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق»، یعنی کسی می‌خواد تو مسیر توحید و بندگی خدا قدم بگذاره، بنده خوب خدا بشه، به توحید برسه که حالا عرض می‌کنیم این به توحید رسیدن یعنی چی؟

آدم خودساخته که نباید خودش راه بیفته بره بگه من به توحید رسیدم که.

مراحل داره، مراتب داره.

باید من و شما الان خودمون رو بسنجیم.

دیگه ریش‌ها داره سفید می‌شه.

الان تو کدوم مرحله از توحیدیم؟

نسنج‌ها، نکن.

حسابرسی نکن.

به محض اینکه «فکشفنا عنک قطاءک» این قطایی که پرده‌ای که خودت با گناه و حجاب جلو خودت ایجاد کردی و کشفنا، ما برش داشتیم.

یعنی الله يتوفى الانفس حين موتها.

یعنی ما اراده کردیم تو بمیری.

اون موقع فبصرک اليوم حدید.

چشمت تیز می‌شه به غلط‌هایی که کردی.

یکیش اینه که خودساخته راه افتادی رفتی و خواستی به توحید برسی و خودتم خیال کردی رسیدی، حسابرسی هم نکردی.

حالا که پرده رو برداشتیم می‌فهمی چه خبره.

این تیزی چشم خیلی معناها داره.

معانی زیادی ازش می‌شه برداشت کرد که بماند.

برای رفع حجاب و مناو-- موانع طریق، یعنی این راهی که می‌خوایم بریم که پر پیچ و خم هم هست، عرضم به شما برسه زیاده موانعی داره.

علامه طباطبایی علیه الرحمه می‌فرما د: «چون آن حضرت را» یعنی امام حسین را «برای رفع حجاب و، و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا» راهی جدایی از راه خدا نیست.

این‌ها تو طول هم‌ن.

«برای سالکین راه خدا عنایتی عظیم است.» کی؟

امام حسین.

اصلاً عنایت امام حسینه که تو مشکی پوشیدی و این عنایت عظیمه.

حدیث امام صادق علیه-- تو ک-م-- کتاب شریف کامل الزيارات که قدیمی‌ترین، مال هزار سال پیشه حدوداً.

که منبع زیارات عاشورا اولش تو اون اومده.

مرحوم ابن غولویه قمی تو کاظمین بغل شیخ مفید دفنه.

ضریحش رو امام زمان صلوات الله علیه بارها دیده شده که بوسیده.

شوخی نیست، اونجا آورده که فرمودن امام صادق صلوات الله علیه فرمود پرچم مشکی، محرم که شد پرچم مشکی بزنید سر در خانه‌هاتون تا مادر ما فاطمه شما رو دعا کنه.

یعنی این عنایت رو ببینید.

این پیرهن مشکی رو تمام بزرگان فرمودن سعی کنید محرم و صفر این دو ماه بپوشید، نه فقط دهه‌ه.

تا بلکه یعنی بشید سیاه لشکر حضرت، بشید جزء-- این پیرهن مشکی چیز کمی نیست.

[نفس عمیق] همشیرای ما بچه بود.

یعنی تازه به راه افتاده‌ن، افتاده بود.

اون موقع من خودم به دنیا هم نیومده بودم.

خدا اموات شما رو رحمت کنه.

مادر ما خدا بیامرز اینو برای ما تعریف می‌کرد با اشک و آه که اون سم-- خب اون موقع خونه ما هیئت بوده.

هیئت بود و بالاخره.

یه سماورای بزرگ قدیما داشتن.

بعد توش آب می‌جوشیده، این سماور بر می‌گرده، همشیرای ما بین این آب‌های جوش غلت می‌زده و جیغ می‌زده.

تمام بدنش می‌سوزه.

نمی‌دونم نود درصد چقدر این سوختگی داشته.

می‌برنش دکتر تمام، می‌گن تمام اصلاً برای چی آوردیش بیمارستان؟

اصلاً دیگه تمومه کارش مادرم التماس و خواهش و چی که نه بالاخره شما یه کاری بکن، ع-- کاریتون رو انجام بدید عمل کنید.

گفتن تمام گوشت بدن این بچه باید قیچی شه.

مثلا این بچه رفته عملاً.

مادرم اونجا خلاصه شروع میکنه گریه کردن به من می گفت من اون موقع فکر میکنی چی نذر کرده بودم؟

شاید باورتون نشه.

نذر کردم که اگر این دخترم، اسمش هم فاطمه است، اگر دخترم که به نام مادرت فاطمه است به دست تو یا حسین شفا بگیره، من نذر می‌کنم دو ماه س-- محرم و صفر این دختره من همیشه مشکی بپوشه.

و این خواهر ما معجزه آسا اصلاً گفتن زنده شده.

یعنی مادرم می‌گفت دکترها می‌گفتن که تو سر خودشان می‌کوبیدن.

می‌گفتن اصلاً محال همچین چیزی.

ما معجزه دیدیم.

این بچه یه دفعه خوب بشه حالش به اون صورت.

فقط هم مشکی پوشیدن.

ما نباید این دستگاه رو کمش کنیم.

راه تجلی حضرت حق تجلیات سید الشهداست.

می‌خوایم ما به این برسیم.

رساله ای هم که دست بنده است رساله سیر و سلوکی که حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه و رضوان بسیار رساله سنگینیه.

من از خودم حرفی برای گفتن ندارم.

جایی که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد.

این حرف‌ها رو جدی بگیریم.

بحث ما تو چ-- تجلی بود.

می‌خوایم ببینیم اصلاً تجلی یعنی چی؟

این همه من امروز یه ذره مقدمه گفتم دلاتون آماده باشه که روزهای بعد می‌خوایم حرف بزنیم ببینیم تو چه محیطی، تو چه فضایی هستیم می‌خوایم حرف بزنیم.

خب آقا یعنی چی؟

امام حسین تجلی کرد یعنی چی؟

خلاصه‌ش یعنی امام حسین خودشو به اینا نشون داد.

یعنی به معنای شما نشون نداد؟

خب این یعنی چی نشون داد امام حسین خودش رو نشون داد رو میشه باز کنید به لسان بزرگان ما بفهمیم آیا بف-- بالاخره حسابرسی کنیم آیا به ما هم نشون داده امام حسین خودش رو یا نه؟

یا ما داریم بازی می‌کنیم؟

و ربط تجلیات ابا عبدالله با تجلیات الهیه چگونه است؟

که گفتیم همه عالم تجلیات حضرت حق است.

که از حیث متافیزیکیش می‌شد حضرت حق خودش برای خودش تجلی کرده شده نظام هستی.

از حیث سیر و سلوکی میشه حضرت حق در انسان از حیث افعال و صفات و ذات تجلی کرده.

یعنی تخ-- جمله آخر.

تنها موجودی که خداوند او رو از حیث افعال و صفات و ذات به وزان خودش آفریده انسانه.

الله اکبر.

چه خبره تو ماها و ما ازش بی-- از خودمون بی‌خبریم.

این سیر رو انشاالله می‌خوایم بریم شما هم حوصله کنید.

یه ذره به برکت این لباس مشکی‌هایی که تن‌تونه یه ذره رشد بیشتری داشته باشیم، یه مقدار چشممون بیشتر باز بشه، خودمون رو بهتر بشناسیم حداقل.

والحمد لله رب العالمین.

صلوات بفرستید.

الله.