یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
تجلی اباعبدالله بر اهل کربلا؛ پرچم توحید
چنانکه خاطر شریف باشد در بحث تجلی بودیم و گفته شد علت آنکه شهدای کربلا همهٔ آن سختیها را تحمل کردند، بزرگان اهل معرفت فرمودهاند عمدهاش این بود که حضرت اباعبدالله بر آنان تجلی کرد. از این میخواهیم بهترین استفاده را کنیم که اصلاً معنای تجلی را بفهمیم و برویم به سمت توحید. پرچم توحید دست امام حسین است. امثال آقای قاضی رحمةاللهعلیهم فرمودهاند اصلاً راه توحید بهجز امام حسین طیشدنی نیست. یعنی بهجز طریق امام حسین، طریق توحید طیشدنی نیست. اینان خود استوانههای توحید بودند. کسانی که دستگاه سیدالشهدا را کم میشمرند، پیراهن مشکی امام حسین را قدر و قیمتش را نمیدانند و قدر و قیمت خودشان را هم نمیدانند، از طریق توحید دورند؛ حواسشان نیست در چه محیط باعظمتی قرار گرفتهاند.
کلام علامه طباطبایی؛ عنایت عظیم برای سالکان
فرمایشی از حضرت علامه طباطبایی علیهالرحمه در رابطه با سرِّ تسلسل به امام حسین: چون آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق — یعنی کسی میخواهد در مسیر توحید و بندگی خدا قدم بگذارد، بندهٔ خوب خدا شود، به توحید برسد که حالا گفته میشود این به توحید رسیدن یعنی چه؟ آدم خودساخته نباید خودش راه بیفتد برود بگوید من به توحید رسیدم؛ مراحل دارد، مراتب دارد. باید اکنون خود را بسنجیم. ریشها دارد سفید میشود؛ اکنون در کدام مرحله از توحیدیم؟ حسابرسی کنیم. به محض آنکه:
«فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق/۲۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس پردهات را از تو برداشتیم؛ پس امروز چشمت تیز است.
این غطایی که پردهای که خودت با گناه و حجاب جلو خودت ایجاد کردی و کشفنا، ما برداشتیم. یعنی الله یتوفى الأنفس حین موتها؛ یعنی ما اراده کردیم تو بمیری. آن موقع فبصرک الیوم حدید؛ چشمت تیز میشود به غلطهایی که کردی. یکیاش این است که خودساخته راه افتادی رفتی و خواستی به توحید برسی و خودت هم خیال کردی رسیدی، حسابرسی هم نکردی. حالا که پرده را برداشتیم میفهمی چه خبر است. این تیزی چشم خیلی معناها دارد؛ معانی زیادی از آن میشود برداشت کرد که بماند.
برای رفع حجاب و موانع طریق — یعنی این راهی که میخواهیم برویم که پرپیچوخم هم هست و موانع بسیار دارد — علامه طباطبایی علیهالرحمه میفرماید: چون آن حضرت را — یعنی امام حسین را — برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است. راهی جدای از راه خدا نیست؛ اینها در طول هماند. برای سالکین راه خدا عنایتی عظیم است. کی؟ امام حسین. اصلاً عنایت امام حسین است که مشکی پوشیدهای و این عنایت عظیم است.
کامل الزیارات؛ پرچم مشکی و دعای فاطمه
حدیث امام صادق در کتاب شریف کامل الزیارات — که قدیمیترین است، مال حدود هزار سال پیش؛ منبع زیارات عاشورا اول آنجا آمده؛ مرحوم ابنقولویه قمی در کاظمین کنار شیخ مفید دفن است؛ ضریحش را امام زمان بارها دیده شده که بوسیده؛ شوخی نیست — آنجا آورده که امام صادق صلواتاللهعلیه فرمود پرچم مشکی، محرم که شد پرچم مشکی بزنید سردر خانههایتان تا مادر ما فاطمه شما را دعا کند. یعنی این عنایت را بنگر. این پیراهن مشکی را تمام بزرگان فرمودهاند سعی کنید محرم و صفر این دو ماه بپوشید، نه فقط دهه؛ تا بلکه بشوید سیاهلشکر حضرت؛ این پیراهن مشکی چیز کمی نیست.
خاطرهٔ شفای خواهر با نذر مشکیپوشی
همشیرهٔ ما بچه بود؛ تازه به راه افتاده بود؛ آن موقع خود گوینده به دنیا هم نیامده بود. خدا اموات را رحمت کند. مادر — خدا بیامرزد — این را با اشک و آه تعریف میکرد که آن موقع خانه هیئت بوده. سماور بزرگ قدیم داشتهاند؛ تویش آب میجوشیده؛ سماور برمیگردد؛ همشیره میان آبهای جوش غلت میزده و جیغ میزده. تمام بدنش میسوزد؛ نود درصد سوختگی داشته. میبرندش دکتر؛ میگویند تمام؛ اصلاً برای چه آوردیش بیمارستان؟ اصلاً دیگر تمام است کارش. مادر التماس و خواهش که بالاخره کاری بکنید. گفتند تمام گوشت بدن این بچه باید قیچی شود؛ مثلاً این بچه رفته عملاً. مادر آنجا شروع میکند گریه کردن؛ میگفت آن موقع فکر میکنی چه نذر کرده بودم؟ شاید باور نشود. نذر کردم که اگر این دخترم — اسمش هم فاطمه است — اگر دخترم که به نام مادرت فاطمه است به دست تو یا حسین شفا بگیرد، نذر میکنم دو ماه محرم و صفر این دختر همیشه مشکی بپوشد. و این خواهر معجزهآسا اصلاً گفتند زنده شده. یعنی مادر میگفت دکترها سر خودشان میکوبیدند؛ میگفتند محال همچین چیزی؛ ما معجزه دیدیم. این بچه یکدفعه خوب شود حالش به آن صورت. فقط هم مشکی پوشیدن. نباید این دستگاه را کم شمرد. راه تجلی حضرت حق تجلیات سیدالشهداست؛ میخواهیم به این برسیم.
رسالهٔ سیر و سلوک؛ تجلی یعنی چه؟
رسالهای که در دست است رسالهٔ سیر و سلوکی که حضرت علامه طباطبایی بسیار رسالهٔ سنگینی است. از خود حرفی برای گفتن نیست؛ جایی که عقاب پر بریزد از پشهٔ لاغری چه خیزد. این حرفها را جدی بگیریم. بحث در تجلی بود. میخواهیم بفهمیم اصلاً تجلی یعنی چه؟ امروز اندکی مقدمه گفته شد تا دلها آماده باشد که روزهای بعد سخن رود در چه محیط و فضایی هستیم. امام حسین تجلی کرد یعنی چه؟ خلاصهاش یعنی امام حسین خودش را به آنان نشان داد. آیا به ما هم نشان داده خودش را یا نه؟ یا داریم بازی میکنیم؟ و ربط تجلیات اباعبدالله با تجلیات الهیه چگونه است؟ که گفته شد همهٔ عالم تجلیات حضرت حق است. از حیث متافیزیکی میشود حضرت حق خودش برای خودش تجلی کرده؛ شده نظام هستی. از حیث سیر و سلوکی میشود حضرت حق در انسان از حیث افعال و صفات و ذات تجلی کرده. جملهٔ آخر: تنها موجودی که خداوند او را از حیث افعال و صفات و ذات به وزان خودش آفریده انسان است. الله اکبر. چه خبر است در ما و ما از خودمان بیخبریم. این سیر را انشاءالله میخواهیم برویم؛ حوصله کنید. اندکی به برکت این لباس مشکیها رشد بیشتری داشته باشیم؛ چشم بیشتر باز شود؛ خود را بهتر بشناسیم حداقل. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.