ددرس‌گفتارها

[سخنرانی دینی] بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیه.

سلام علیکم و رحمة الله.

بارها عرض کردیم که عمده یعنی مهم‌ترین علتی که وجود داره و بزرگان فرمودن در خصوص فرقی که بین شهدای کربلا و دیگران هست، دیگر شهدا هست که اون‌ها سخت‌ترین سختی‌ها رو متحمل شدن به جان خریدن در حالی که یقین به شهادت داشتن نه فقط بحث شهادت بلکه تمام دارایی‌شون، داشته‌هاشون همه قرار بود غصب بشه، غارت بشه.

زن و بچه‌شون یا کشته شن یا به اسارت برن.

چون امام سجاد صلی الله علیه که ایام شهادتشون هم هست فرمود سه کار می‌خواستن با ما بکنن که خدا نگذاشت.

یکیش این بود که حتی زن و بچه‌های ما رو هم می‌خواستن سر ببرن.

این صریح فرمایش امام سجاد صلی الله علیه.

خدا نگذاشت.

توجه کردید؟

این‌ها این رو می‌دونستن.

با علم به این سبقت در شهادت گرفتن.

علتش چیه؟

علتشو همه بزرگان همیشه هم عرض کردیم اینکه گفتن امام حسین صلی الله علیه برای این‌ها تجلی کرد.

تجلی کرد.

ما آخرین صحبتی که در خصوص آرامش و ربطش با باطن و قلب و موضوع ذکر که ارتباطش با قلب چگونه است داشتیم صحبت می‌کردیم رسیدیم به بحث تجلی.

که گفتیم اصلاً عالم تجلی حضرت حق که حضرت حق در انسان یا اصلاً حتی بگیم در انسان هم غلطه.

اصلاً تجلی اعظم حق شد انسان.

اصلاً بودن انسان، وجود انسان، موجودیتش، موجود شدنش به تجلی اعظم حق بوده.

ما دست کم نباید خودمون رو بگیریم.

هرچی که بیرون از ماست در ما هست.

ما وقتی که در نماز می‌ایستیم این استنباط غلط ابتدایی هم از بچگانه بودن ماست.

به نظر من از شما عذرخواهی می‌کنم.

من نمازم ابتداییه بچگانه است که اینطوری فرض می‌کنم که وقتی می‌ایستم خدا رو روبروی خودم بیرون خارج از خودم تصور می‌کنم که حالا می‌خوام در برابر او خم و راست بشم.

واقعاً توحید صمدی قرآنی که علامه حسن زاده این همه سرش پافشاری داشت اینه؟

مگر حدیث نداریم پیغمبر عزیز عالم نفرمود که خدای منان عالم رو به صورت آدم خلق کرد.

یعنی این عالم که خارج از ماست، بیرون از ماست، عکس ماست.

تو جلو آینه وایمیسی عینیّت خودت رو در آینه می‌بینی.

اون چیزی که در آینه می‌بینی عینا خودتی.

یک عکسه.

هرچه هست در خود ماست.

اون عکست رو هم که تو آینه داری می‌بینی، تو خودت می‌بینی.

اون عکس تو آینه میشه معلوم بالعرض، معلوم به ذات اون چیزی که تو خودت معلوم شده برای تو و همیشه هم همراه توئه تو خودته در خودت در قوه خیالت اون صورت و شکل دیده میشه و شکل می‌گیره.

توجه کردید؟

اصلاً ما وقتی اینطوری نگاه کنیم همه عالم برای ما دگرگون میشه.

خودمون هم برای خودمون دگرگون میشیم.

بحث تجلی بحث بسیار مهم و حساس و البته خطیریه.

گردنه داره توش.

یعنی باید انسان این کتل‌ها رو به قول علامه طی کنه.

هرچی که بیرون هست، این همه صحرا، کوه، آسمان‌ها، نه فلک، کهکشان‌ها، بهشت و جهنم حتی که ظاهراً بیرون از ما هستن، این‌ها همه در درون مان.

ما عکسشون رو داریم بیرون می‌بینیم.

همه این‌ها در درون ماست.

خدای منان به ذاتش، صفاتش و افعالش در انسان تجلی کرده.

هرچه هست در درون ماست.

بارها عرض کردیم در بحث ابصار ملا صدرا در ابس- ابصار چی فرمودن؟

اگه شما بیرون از خودت الان شما دارید منو می‌بینید.

من رو اینجا که نشستم دارید عینا منو می‌بینید، یا نه من رو در درون خودتون دارید می‌بینید؟

من رو در درون خودتون می‌بینید.

لذا برداشت‌ها از دیدن من متفاوته.

حضرت قابض الارواح یک وجود واحده.

یک وجوده.

چند تا که نیست.

درسته؟

اما چرا بعضیا می‌بیننش بدشون میاد لحظه موت می‌ترسن.

چهره وحشتناکه.

برای اونا وحشتناکه.

بعضی‌ هم می‌بینن از گل نازک‌تره، براشون خوشبوتره.

چرا؟

مگر اون یک وجود واحد نیست؟

چرا ابصار فرق کرده؟

که انّ خودت رو در آینه وجودی عزرائیل می‌بینی، خودت رو می‌بینی.

باز در حقیقت عزرائیل رو اینطوری می‌تونیم بگیم یه معنای دیگه‌ش عزرائیل رو در، در خودت می‌بینی.

اگر خودت جهنمی، او رو جهنم می‌بینی.

اگر خودت بهشتی، او رو بهشت می‌بینی اگه چه این عینک دودی زدی به چشمت عالم رو کبود می‌بینی.

سرخ زدی سرخ می‌بینی.

هر طور نگاه بکنی، هر-- خودت هرچه هستی.

اصلاً هرچه هست در درون ماست.

خدای منّان تنها موجودی که از حیث ذات و صفات و افعال در او تجلی کرده خدا-- انسانه، انسان.

انسان موجود عجیبیه.

لذا اصلاً نمیشه انسان خودش رو بسازه الا با معرفت خود.

لذا اس-استاد بارها فرمودن که مهم‌ترین کاری که ما داریم خودسازیه.

ما مهم‌تر از خودسازی نداریم.

حتی این اداره‌ای که میایم اینجا الان داریم کار می‌کنیم، اگر این منجر به خودسازی ما شد کار ما درسته.

کار ما عبادته.

همین جاها، همین جا اگر خودسازی بود توش این عبادته.

اما اگر نبود وقت تلف کنیه.

تلف وقته، عمره و ازش ما-- از ما حساب کتاب می‌شه.

حالا خودسازی علامه فرمود مبتنی بر چیه؟

معرفت نفس، شناخت نفس.

[نفس عمیق] حالا در خصوص تجلی اجازه بدید چون و-- فرصت گذشت و رفت انشاالله جلسات بعد، هفته بعد صحبت می‌کنیم.

اما خلاصه اینکه بدونیم اظهار، ما این فرمایش بسیاری از بزرگانه، عینا این جمله رو دارن.

اظهار ما فی الباطن.

اونچه که در باطنه وقتی ظهور می‌کنه به این میگن تجلی.

حضرت حق ذات غیبی بود ظهور کرد شد این عوالم هستی.

اما تجلی اعظمش شده انسان.

ببین ما کی هستیم، چی هستیم.

بعد خودمون رو راحت فروختیم به شهوت و غضب و قدرت و ثروت.

به این چهار تا چیز.

اگر ارتباط ظاهر با باطن قطع شد، دیگه به این نمیگن ذکر.

به این نمیگن حضور قلب.

لذا نمازی که ظاهرش با باطنش ارتباطش قطع، قطع شده، این ذکر نیست، این نماز نیست، این معراج نیست.

لذا آرامش هم درش نیست.

اگر ما آرامش نداریم چون ظاهرمون با باطنمون ارتق-- ارتباطش قطع شده.

البته از جهت فلسفی غلطه بگیم قطع شده‌ها.

قطع شدنی نیست.

اصلاً نمیشه چون این ظهور اون باطنه.

به انزل مراتب رسیده.

یعنی یه سوسویی داره می‌زنه.

حالا انشاالله بیشتر درباره‌ش صحبت می‌کنیم.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.

اون جمله رو یادتون باشه.

امام حسین در کربلا برای شهدای کربلا تجلی کرد که اون‌طور شدن.

این تجلی رو ما داریم درباره‌ش صح-- صحبت می‌کنیم یعنی چی؟

والحمد لله رب العالمين صلوات.

سلام بر