یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آرامش در ذکر قلبی؛ ظاهر و باطن
بحث پیرامون آرامش بود و ربط آن با حوزهٔ قلب. آرامش در ذکر است؛ ذکر مرتبهٔ قلبی است؛ قلب آن رتبهٔ باطنی انسان است نه ظاهری. زبان سخن میگوید و قطعاً چیزی در درون هست که بیرون میریزد؛ اما اینطور نیست که کل مرتبهٔ باطن همان باشد. باطن را خدا میداند. ظاهر ممکن است مقدس نماید و باطن چیز دیگر باشد.
دعای نور؛ فرق معرفت و علم
در دعاهایی که حضرت استاد بسیار سفارش داشتند:
«اللَّهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِي بِعِبَادَتِكَ وَبَاطِنِي بِمَحَبَّتِكَ وَقَلْبِي بِمَعْرِفَتِكَ» (دعا)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا ظاهرم را به عبادتت و باطنم را به محبتت و قلبم را به معرفتت روشن کن.
فرق معرفت و علم: معرفت یعنی اگر چیزی دیدنی است ببینیاش؛ اگر شنیدنی است بشنویاش؛ اگر چشیدنی است بچشیاش. امام صادق گاه در نماز حالت غش مییافت؛ میپرسیدند چرا؛ میفرمود ایاک نعبد و ایاک نستعین — و مالک یوم الدین — را آنقدر گفتم تا مشافهةً از همان که نازل کرده شنیدم. لذا آن حالات دست میدهد.
خدا را میشود دید یا نه؟ همه میگوییم نمیشود. در صورتی که مولا امیرالمؤمنین فرمود لم أعبد رباً لم أره — ابداً عبادت پروردگاری نمیکنم که ندیده باشم. این رؤیت باطنی است. فرق معرفت با علم همین است. اگر از حق میزنی، لباس پیامبر بر تن و میکروفن در دست و مردم سنگ به سینه میزنند، آنچه بر زبان جاری میشود در درون ظهور کرده یا نه؟ آثارش مشخص است: کسی که واقعاً عمل میکند به دل مینشیند؛ نه آنکه سخن آغاز کند و همه به خواب روند.
آرامش با باطنبینی
هرچه هست در باطن است. آرامش در دستیابی به باطن خود و عالم است. چون ظاهربین و ظاهرنگر و ظاهردانیم، فقط از ظواهر میدانیم و میبینیم و میشنویم؛ باطن را نچشیدهایم و آرامش نداریم. آرامش مال ذکر است؛ ذکر مال مرتبهٔ قلب؛ قلب باطن است؛ معرفت آنجا مینشیند. باید حضرت حق به طور خاص تجلی کند تا به آرامش برسیم. ظاهر را صرفاً میبینیم؛ باید باطن را ببینیم. مگر خدا باطن عالم نیست؟ ذات غیبی، غیب مطلق؟ مولا چگونه میبیند؟ با چشم بصر که خدا دیدنی نیست؛ با چشم باطن میبیند.
نماز وقتی آتش میزند که عبارتی چون بمب در دعای عرفه دیده شود: اباعبدالله به خدا عرض میکند از تو میترسم که تو را میبینم. این دیدن از چه نوع است؟ اگر از علم عبور کنیم به نور معرفت — وقتی معرفت شد نوری است که علم همراه دارد؛ علم اخص و خاص نه عام — قطعاً میبینیم. آن موقع خدا تجلی کرده است.
اسماء و اشیاء؛ تجلی سلوکی و ماورائی
عالم و کائنات — یکیاش ما — تمام کلمات وجودی نظام هستی اسماء الهیاند؛ اشیاء موجودند. و علّم آدم الاسماء کلها؛ استاد فرمود میتوان الاسماء را الاشیاء گذاشت. همهٔ اشیاء ظهور اسم اللهاند. همهٔ کلمات وجودی ظهور باطن حقاند؛ خدا ظهور کرده شده این عالم. مانند آنکه مرتبهای به نام بدن داری — انزل مراتب وجودیات — ظهور کرده شده بدن؛ باطنت را نمیبینند ظاهر را میبینند. اگر چشم باطنبین باشد سرّ را هم میبیند که به درد رفاقت میخوری یا نه.
حضرت حق ظهور کرده شده عالم به دو شکل. سلوکی: ذات و صفات و افعالش در ضمیر سالک ظهور میکند؛ رشحهای از ذات و صفات و افعال در خود میبینی و میگویی لا حول و لا قوة إلا بالله؛ لا إله إلا الله؛ یا من هو إلا هو. ماورائی: حضرت حق برای خود تجلی کرد؛ خود را دید — مانند آنکه خود را در آینه آشکار کنی.
خلاصه: آرامش در آن است که چشم به باطن باز شود؛ و آن کار خداست. ما فقط باید طلب کنیم تا خدا این کار را برای ما انجام دهد؛ یعنی برای ما ظهور کند. والحمد لله رب العالمین.
ظاهر مقدس و باطن مجهول
زبان ظاهر را میسازد؛ باطن را خدا میداند. دعای نور ظاهر را به عبادت، باطن را به محبت و قلب را به معرفت میخواهد. معرفت دیدن و شنیدن و چشیدن است؛ لذا صادق مشافهةً میشنید و علی ندیده عبادت نمیکرد. اگر سخن از حق بر دل ننشیند، نشانه آن است که در باطن ظهور نکرده.
تجلی و آرامش
آرامش فرعِ ذکر قلبی است و ذکر فرعِ رسیدن به باطن. عالم ظهور اسماء است؛ بدن ظهور نازلهٔ وجود ماست و جهان ظهور حق. تجلی سلوکی رشحهٔ ذات و صفات و افعال را در ضمیر مینشاند؛ تجلی ماورائی خودِ حق برای خود است. کار سالک طلب است؛ کار خدا ظهور. تا چشم باطن باز نشود ظاهربینی آرامش نمیآورد؛ و باز شدن چشم با دعای عرفهٔ حسینی معنا مییابد: ترس از آنکه او را میبیند.
پس آرامش کالای بازار ظاهر نیست؛ میوهٔ ذکر قلبی است. ظاهر را میتوان آراست؛ باطن را جز خدا و اهل بصیرت نمیدانند. عبور از علم عام به معرفت خاص همان عبور از لفظ به رؤیت است. اسماء الهی در اشیاء ظهور کردهاند و سالک با طلب تجلی، چشم باطن میگشاید. تا آن ظهور نیاید اضطراب ظاهربینی میماند؛ و چون بیاید ذکر آرام میگیرد و قلب مطمئن میشود.
طلب تجلی، کلید آرامش باطن است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.